فیلم‌ های شبیه Gone Girl – روان‌شناسیِ پنهان در دلِ روابط پرتنش

فیلم «Gone Girl» یکی از آثاری است که هیجان روان‌شناختی را با روایت روابط انسانی ترکیب می‌کند و همین ویژگی باعث شده مخاطبان پس از پایان آن به دنبال فیلم‌هایی بگردند که تجربه‌ای مشابه ایجاد کنند. هدف از پست این است که فیلم شبیه Gone Girl را معرفی کنیم و مسیر جست‌وجوی مخاطب را روشن‌تر کنیم. مضمون و ویژگی‌های کلی و ژانر فیلم «Gone Girl» این بود که یک رابطه زناشویی پرتنش را از دل روایت‌های چندلایه، فریب، چهره پنهان شخصیت‌ها و بازی با ذهن مخاطب نشان می‌داد. داستان درباره حقیقت‌هایی بود که در ظاهر دیده نمی‌شوند و تنها با پیشروی روایت آشکار می‌شوند.

پس در ادامه مقدمه پس در معرفی بهترین فیلم شبیه Gone Girl هم بر آن هستیم فیلم‌های انتخاب کنیم که همین حس و حال را برانگیزند.

Gone Girl (2014)

کارگردان: دیوید فینچر (David Fincher)
نام بازیگران: بن افلک (Ben Affleck)، رزمند پایک (Rosamund Pike)، نیل پاتریک هریس (Neil Patrick Harris)، کری کارن (Carrie Coon)، کیم دیکنز (Kim Dickens)

داستان فیلم

«Gone Girl» داستان زوجی به نام نیک دان و اِیمی است که زندگی ظاهراً آرام و معمولی‌شان با ناپدید شدن ناگهانی اِیمی از هم می‌پاشد. رسانه‌ها، پلیس و خانواده‌ها همگی درگیر این پرونده می‌شوند و فضای فشار بر نیک هر لحظه افزایش پیدا می‌کند. در ابتدا همه تصور می‌کنند یک حادثه رخ داده اما نشانه‌های ظریف، مسیر داستان را دگرگون می‌کنند. دفترچه‌ای که اِیمی از گذشته خود نوشته و سرنخ‌هایی که در خانه باقی مانده، ذهن پلیس را به سمت احتمال قتل هدایت می‌کند. روایت فیلم در دو خط زمانی پیش می‌رود و هر بار لایه‌ای تازه از واقعیت زندگی این زوج آشکار می‌شود. فیلم به‌تدریج روابط پیچیده میان نیک و اِیمی را نشان می‌دهد و به مخاطب کمک می‌کند بفهمد حقیقت چیز دیگری است. بازی روان‌شناختی داستان کاملاً بر ذهن مخاطب اثر می‌گذارد و او نمی‌تواند مطمئن باشد کدام روایت درست است. فیلم از عنصر فریب استفاده می‌کند و هر قسمت آن جلوه‌ای تازه از شخصیت‌ها نشان می‌دهد. زندگی مشترک نیک و اِیمی در ظاهر زیبا اما در باطن پر از شکاف‌های پنهان است. شخصیت‌ها در مرز میان قربانی بودن و بازیگر بودن حرکت می‌کنند و فیلم موفق می‌شود حس ناامنی ذهنی را به خوبی منتقل کند. پایان‌بندی فیلم نیز لحن سرد و تلخ اثر را تکمیل می‌کند و مخاطب را با سؤالات بی‌پاسخ رها می‌گذارد. داستان در نهایت به این سمت می‌رود که مفهوم مسئولیت، اعتماد و بازیگری در روابط انسانی تا چه حد می‌تواند چهره‌های تازه‌ای به خود بگیرد.

حس و حال، ویژگی‌ها و فکت‌ها

«Gone Girl» حال‌وهوایی سرد، محاسبه‌گر و کنترل‌شده دارد که از همان دقایق آغازین حس بی‌اعتمادی را به مخاطب منتقل می‌کند. موسیقی مینیمال و فضای بصری با رنگ‌های سرد به تقویت این فضای روان‌شناختی کمک می‌کند. دیوید فینچر ریتمی آرام و دقیق انتخاب کرده تا مخاطب فرصت کافی برای تماشای جزئیات داشته باشد. فیلم از منظر روایت، بر شک و تردید استوار است و شخصیت‌ها هیچ‌وقت کاملاً آن چیزی نیستند که نشان می‌دهند. رزمند پایک با بازی تأثیرگذار خود شخصیت اِیمی را به یکی از پیچیده‌ترین کاراکترهای سینمای معاصر تبدیل کرده است. فیلم در تمام طول روایت از عناصر رفتارشناسی، تحلیل ذهنی و نشانه‌شناسی استفاده می‌کند و همین باعث شده مخاطب تا پایان نتواند داستان را کاملاً پیش‌بینی کند. تضاد میان ظاهر آرام خانواده و واقعیت پنهان زیر آن یکی از مؤلفه‌های مهم فیلم است. رسانه‌ها نیز نقش مهمی دارند و تصویرسازی آنها زمینه‌ای برای فشار روانی ایجاد می‌کند. فیلم از مخاطب می‌خواهد به چهره پنهان روابط انسانی توجه کند و این پرسش را مطرح می‌کند که حقیقت چگونه توسط افراد و اجتماع ساخته می‌شود. مجموعه این ویژگی‌ها باعث شده «Gone Girl» جایگاه ویژه‌ای در ژانر تریلر روان‌شناختی داشته باشد و معیار مهمی برای سنجش فیلم‌های مشابه باشد.


1- فیلم Prisoners (2013)

کارگردان: دنی ویلنوو (Denis Villeneuve)
نام بازیگران: هیو جکمن (Hugh Jackman)، جیک جیلنهال (Jake Gyllenhaal)، ملیسا لئو (Melissa Leo)، وایولا دیویس (Viola Davis)، پل دینو (Paul Dano)

داستان فیلم «Prisoners» با ربوده شدن دو کودک در محله‌ای آرام آغاز می‌شود و از همان ابتدا فضای بی‌ثباتی روحی را به مخاطب منتقل می‌کند. پلیس مظنونی را بازداشت می‌کند اما شواهد کافی وجود ندارد و این موضوع پدر یکی از کودکان را وارد مسیری از تصمیم‌های پیچیده و مبهم می‌کند. روایت با تمرکز بر شخصیت‌هایی ساخته شده که تحت فشار، رفتارهایی غیرقابل پیش‌بینی از خود نشان می‌دهند. فیلم به آرامی پیش می‌رود و تلاش می‌کند ذهن مخاطب را مرحله‌به‌مرحله درگیر کند. هیچ صحنه‌ای برای تحریک سریع هیجان ساخته نشده بلکه داستان از طریق تنش‌های روانی و تصمیم‌های اخلاقی پیش می‌رود. جست‌وجوی پلیس، ابهام سرنخ‌ها و رفتارهای دوپهلو باعث می‌شود مخاطب همواره بین چند فرضیه در نوسان باشد. فیلم عمداً ساختار چندلایه‌ای دارد و نگاه آن به مسئله عدالت و مسئولیت پیچیده‌تر از آن است که در ابتدا تصور می‌شود.

حس و حال فیلم به شدت سنگین و متراکم است و با رنگ‌بندی سرد، موسیقی کم‌صدا و ریتم دقیق تقویت می‌شود. شخصیت‌ها همواره در مرز میان امید و فروپاشی حرکت می‌کنند و فیلم از این رفت‌وآمد ذهنی برای ساختن تنش استفاده می‌کند. «Prisoners» از نظر ساختار روان‌شناختی شباهت زیادی به «Gone Girl» دارد، زیرا هر دو فیلم مخاطب را در مسیری پر از ابهام قرار می‌دهند و اجازه نمی‌دهند از نیت واقعی شخصیت‌ها مطمئن شود. در هر دو اثر، حقیقت به‌تدریج ظاهر می‌شود و شخصیت‌ها لایه‌های پنهان خود را آشکار می‌کنند. از طرفی، هر دو فیلم درباره ماهیت خانواده، مسئولیت و انتخاب‌های دشوار سخن می‌گویند و نشان می‌دهند چگونه تصمیم‌های کوچک می‌توانند تبعات بزرگی ایجاد کنند. همین نزدیکی در مضمون و ریتم باعث می‌شود «Prisoners» یکی از بهترین گزینه‌ها برای تماشاگرانی باشد که به دنبال فیلمی شبیه «Gone Girl» هستند.

2- فیلم The Girl on the Train (2016)

کارگردان: تیت تیلور (Tate Taylor)
نام بازیگران: امیلی بلانت (Emily Blunt)، ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson)، هالی بنت (Haley Bennett)، لوک ایوانز (Luke Evans)، جاستین ترو (Justin Theroux)

«The Girl on the Train» داستان زنی به نام ریچل را دنبال می‌کند که در مسیر روزانه سفرش با قطار، زندگی زوج‌های ناآشنا را از پشت پنجره تماشا می‌کند و این نگاه ساده در ادامه تبدیل به گرهی پیچیده می‌شود. ریچل گذشته‌ای آشفته دارد و همین وضعیت باعث می‌شود نتواند به حافظه و برداشت‌های خود کاملاً اعتماد کند. هنگامی که یکی از زنانی که ریچل از دور می‌دید ناپدید می‌شود، او به‌طور ناخواسته وارد روایت می‌شود و پلیس نیز او را در مظان شک قرار می‌دهد. فیلم از زاویه‌دیدهای متفاوت استفاده می‌کند و روایت را در چند خط زمانی پیش می‌برد تا حقیقت به‌طور کامل روشن نشود. هر بار که مخاطب تصور می‌کند معما حل شده، بخش تازه‌ای از روایت آشکار می‌شود. این ساختار باعث می‌شود فیلم در تمام طول نمایش حس نااطمینانی داشته باشد.

حال‌وهوای فیلم با تمرکز بر روان پریشان شخصیت اصلی شکل می‌گیرد و امیلی بلانت توانسته این آشفتگی درونی را با ظرافت نمایش دهد. فیلم از نورپردازی تیره، فضاهای مه‌آلود و میزانسن‌های محدود استفاده می‌کند تا حس بی‌ثباتی را به مخاطب منتقل کند. یکی از نقاط قوت فیلم، پرداختن به مسئله دیدن و ندیدن حقیقت است؛ یعنی این‌که روایت هر فرد ممکن است تنها بخشی از واقعیت را نشان دهد. شباهت فیلم با «Gone Girl» در نوع نگاه آن به روابط پنهان، فریب‌های شخصی و روایت‌هایی است که نمی‌توان به‌طور کامل به آنها اعتماد کرد. هر دو اثر شخصیت‌های زن پیچیده‌ای دارند که نقش کلیدی در فریب ذهن مخاطب ایفا می‌کنند و هر دو فیلم بر ناپایداری حافظه، ظاهر و تصویرسازی اجتماعی تأکید دارند. به همین دلیل، تماشاگران «Gone Girl» اغلب با این فیلم نیز ارتباط قوی برقرار می‌کنند.

3- فیلم Side Effects (2013)

کارگردان: استیون سودربرگ (Steven Soderbergh)
نام بازیگران: رونی مارا (Rooney Mara)، جود لا (Jude Law)، کاترین زیتا جونز (Catherine Zeta-Jones)، چنینگ تیتوم (Channing Tatum)، آنابل والیس (Annabelle Wallis)

«Side Effects» با ظاهری آرام و پزشکی آغاز می‌شود اما به‌تدریج به معمایی پیچیده تبدیل می‌شود که مرز میان بیماری روانی و فریب را مبهم می‌کند. داستان درباره زنی به نام امیلی است که پس از مشکلات شدید روحی تحت نظر روان‌پزشکی قرار می‌گیرد، اما مجموعه‌ای از رویدادهای پیش‌بینی‌ناپذیر باعث می‌شود پزشک و اطرافیانش درگیر بحرانی جدی شوند. فیلم در ظاهر به مسئله داروهای روان‌پزشکی و اثرات جانبی آنها می‌پردازد اما عمق روایت چیز دیگری است. شخصیت‌ها آرام آرام لایه‌های پنهان خود را آشکار می‌کنند و مخاطب در میانه داستان درمی‌یابد که هیچ‌چیز آن‌گونه که به نظر می‌رسد نیست. روایت فیلم با پیچ‌وخم‌هایی همراه است که مخاطب را تا پایان در حالت حدس و گمان نگه می‌دارد.

فیلم از نظر حس و حال شباهت زیادی به آثار روان‌شناختی تیره دارد و این فضا با نورپردازی سرد، ریتم آرام و طراحی دقیق صحنه تقویت می‌شود. شخصیت امیلی یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های این ژانر است و رفتارهای او میان ضعف، فریب و تلاش برای رهایی در نوسان است. شباهت مهم «Side Effects» با «Gone Girl» این است که در هر دو فیلم، شخصیت زن نقش مرکزی در بازی با ذهن مخاطب دارد. همچنین هر دو فیلم درباره کنترل روانی، فریب و ساختن تصویرهای غلط از خود سخن می‌گویند. نگاه فیلم به روان‌پزشکی و سازوکار ذهن آن را به اثری مناسب برای علاقه‌مندان به پیچیدگی‌های شخصیت‌شناسی تبدیل می‌کند. این فیلم برای کسانی که فضای معمایی همراه با تنش روانی را دوست دارند انتخاب بسیار مناسبی است.

4- فیلم The Invisible Guest (2016)

کارگردان: اوریول پائولو (Oriol Paulo)
نام بازیگران: ماریو کاساس (Mario Casas)، آنا واگنر (Ana Wagener)، باربارا لنی (Bárbara Lennie)، خوزه کرونادو (José Coronado)، فرانسسک اوریا (Francesc Orella)

این فیلم اسپانیایی با روایت مردی آغاز می‌شود که متهم به قتل است و برای اثبات بی‌گناهی خود باید روایت دقیقی از اتفاق‌های گذشته ارائه دهد. وکیل او تلاش می‌کند از میان روایت‌های چندگانه حقیقت را بیرون بکشد و به همین دلیل فیلم همواره میان گفته‌ها و ناگفته‌ها حرکت می‌کند. ساختار روایی اثر بر پایه بازسازی ذهنی و بازگویی چندباره حقیقت بنا شده و هر نسخه از داستان بخشی جدید از پازل را آشکار می‌کند. فیلم سرعت بالایی دارد اما در عین حال مخاطب را دعوت می‌کند از نزدیک به نشانه‌ها توجه کند. شخصیت‌ها رفتارهایی دوپهلو دارند و کارگردان با تغییر جهت روایت، ذهن بیننده را تا آخرین لحظه درگیر نگه می‌دارد.

فضای فیلم با نورپردازی بسته، فضاهای داخلی کم‌نور و گفت‌وگوهای سنگین ساخته می‌شود و همین امر لحن معمایی آن را تقویت می‌کند. «The Invisible Guest» از نظر فریب ذهنی، ساختار معمایی و تمرکز بر حقیقت پنهان شباهت قابل توجهی با «Gone Girl» دارد. هر دو اثر از روایت‌های چندگانه استفاده می‌کنند و حقیقت را در لایه‌های مختلف پنهان نگه می‌دارند. نقطه مشترک مهم دیگر این است که هر دو فیلم به نقش حافظه و روایت شخصی اهمیت می‌دهند. در هر دو فیلم قضاوت مخاطب مدام تغییر می‌کند و هیچ‌چیز تا پایان قطعی نیست. این فیلم یکی از موفق‌ترین نمونه‌های تریلر اسپانیایی است و برای مخاطبانی که به پیچیدگی‌های روایی علاقه دارند انتخابی ایده‌آل است.

5- فیلم Gone Baby Gone (2007)

کارگردان: بن افلک (Ben Affleck)
نام بازیگران: کیسی افلک (Casey Affleck)، میشل موناگان (Michelle Monaghan)، اد هریس (Ed Harris)، مورگان فریمن (Morgan Freeman)، ایمی مدیگان (Amy Madigan)

«Gone Baby Gone» داستان ربوده شدن دختر کوچکی در محله‌ای فقیرنشین در بوستون را روایت می‌کند. خانواده کودک از کارآگاهان خصوصی کمک می‌گیرند تا از زوایای مختلف سرنخ‌ها را پیگیری کنند. فیلم در ظاهر یک پرونده ساده پلیسی را دنبال می‌کند اما رفته‌رفته لایه‌های پیچیده‌تری از روابط، مسئولیت‌های اخلاقی و انتخاب‌های دشوار را آشکار می‌سازد. شخصیت‌ها نگاه یکسانی به عدالت ندارند و این اختلاف‌ها روایت را به سمت تنش‌های عمیق‌تری می‌برد. کارگردان با استفاده از لوکیشن‌های واقعی و گفت‌وگوهای صریح، فضایی تلخ و واقع‌گرا می‌سازد. فیلم از مخاطب می‌خواهد درگیر مسئله‌ای شود که هیچ پاسخ ساده‌ای ندارد و همین نکته آن را به اثری فراتر از یک تریلر معمولی تبدیل می‌کند.

حس و حال فیلم تاریک است و تمرکز آن بر شکنندگی اخلاق انسانی باعث می‌شود مخاطب در پایان با پرسشی جدی روبه‌رو شود. شخصیت‌ها تصویر دوگانه‌ای دارند و فیلم بارها قضاوت مخاطب را تغییر می‌دهد. این ویژگی از مهم‌ترین شباهت‌ها به «Gone Girl» است. هر دو فیلم به جای اتکا به هیجان سطحی، بنای خود را بر آشفتگی روانی و ابهام‌های اخلاقی می‌گذارند. همچنین هر دو اثر حقیقت را پنهان نگاه می‌دارند تا زمان مناسب برای آشکارسازی آن برسد. در هر دو فیلم، قهرمان داستان با وضعیتی روبه‌رو می‌شود که در آن مسئولیت، محبت، ترس و وجدان با یکدیگر در تضاد قرار می‌گیرند. تماشاگرانی که از پیچ‌وخم‌های ذهنی «Gone Girl» لذت برده‌اند، غالباً ارتباط عمیقی با لحن و فضای «Gone Baby Gone» پیدا می‌کنند.

6- فیلم Nocturnal Animals (2016)

کارگردان: تام فورد (Tom Ford)
نام بازیگران: ایمی آدامز (Amy Adams)، جیک جیلنهال (Jake Gyllenhaal)، مایکل شنون (Michael Shannon)، آرون تایلر جانسون (Aaron Taylor-Johnson)، آیلزا فیشر (Isla Fisher)

«Nocturnal Animals» با روایت زنی آغاز می‌شود که نسخه‌ای از رمان همسر پیشینش را دریافت می‌کند و با خواندن آن، مرز میان داستان و واقعیت در ذهنش فرو می‌ریزد. فیلم دو روایت موازی دارد که در نهایت به هم متصل می‌شوند و تصویری پیچیده از انتقام، گناه و درماندگی انسانی خلق می‌کنند. روایت رمان درون فیلم، خشونت و اضطراب شدیدی دارد و زندگی واقعی شخصیت اصلی نیز از تنهایی و پشیمانی ساخته شده است. فیلم با دقت میان این دو جهان رفت‌وآمد می‌کند تا رابطه احساسی میان آنها آشکار شود. تنش روانی فیلم نه از طریق اکشن بلکه از طریق سکوت‌ها، مکث‌ها و نشانه‌های بصری ساخته می‌شود.

فیلم فضایی سرد و خالی دارد و از ترکیب رنگ، معماری و قاب‌بندی برای القای حس گسستگی استفاده می‌کند. شخصیت‌ها نقاب‌هایی بر چهره دارند و مخاطب به تدریج درمی‌یابد که روایت اصلی فیلم درباره تلافی و زخم‌های باقی‌مانده از انتخاب‌های گذشته است. شباهت مهم اثر با «Gone Girl» این است که هر دو فیلم با ساختار چندلایه، مخاطب را در معرض روایت‌هایی قرار می‌دهند که در آنها حقیقت کاملاً روشن نیست. هر دو اثر پرسش‌هایی درباره مسئولیت و گناه مطرح می‌کنند و شخصیت‌های مرکزی آنها زنانی هستند که در جهان ظاهراً آرام اما دروناً متلاطم زندگی می‌کنند. فیلم تجربه‌ای احساسی و ذهنی است که برای علاقه‌مندان به تریلرهای روان‌شناختی پیچیده جذاب خواهد بود.

7- فیلم A Simple Favor (2018)

کارگردان: پل فیگ (Paul Feig)
نام بازیگران: آنا کندریک (Anna Kendrick)، بلیک لایولی (Blake Lively)، هنری گلدینگ (Henry Golding)، اندرو رنلز (Andrew Rannells)، لیندا کاردلیلینی (Linda Cardellini)

«A Simple Favor» داستان مادری تنها را روایت می‌کند که با زنی جذاب و مرموز دوست می‌شود و ناگهان می‌فهمد این دوست جدید ناپدید شده است. او تصمیم می‌گیرد سرنخ‌ها را دنبال کند تا بفهمد پشت این ناپدید شدن چه رازی پنهان شده است. فیلم از همان ابتدا فضایی سبک‌تر از تریلرهای تیره دارد اما به‌تدریج به سمت پیچیدگی‌های روانی و معمایی حرکت می‌کند. شخصیت‌ها لایه‌های پنهانی دارند و فیلم با طنزی ظریف، روابط میان آنها را بررسی می‌کند. هر نشانه‌ای که در مسیر جست‌وجو پیدا می‌شود، به باز شدن رازهایی بزرگ‌تر می‌انجامد. فیلم با ساختار غیرقابل پیش‌بینی به مخاطب اجازه نمی‌دهد هیچ فرضیه‌ای را قطعی بداند.

حس و حال فیلم ترکیبی از تعلیق و ظرافت طنزآمیز است و شخصیت‌های اصلی آن تصویرهای متناقضی از خود ارائه می‌دهند. این ویژگی شباهت بسیار مهمی به «Gone Girl» دارد، زیرا در هر دو فیلم، شخصیت زن محور اصلی پیچش‌های داستانی است و هویت او چیزی نیست که در ظاهر دیده می‌شود. فیلم درباره فریب، ساختن تصویر اجتماعی و نقش‌هایی است که افراد برای کنترل جهان پیرامون خود بازی می‌کنند. این اثر انتخابی مناسب برای کسانی است که در کنار معمای روانی، به دنبال اثری با ضرب‌آهنگ سریع‌تر و رنگ‌بندی زنده‌تر هستند. فضای سرگرم‌کننده فیلم باعث می‌شود مخاطب بدون از دست دادن عمق داستانی، تجربه‌ای متفاوت نسبت به تریلرهای جدی‌تر داشته باشد.

8- فیلم The Talented Mr. Ripley (1999)

کارگردان: آنتونی مینگلا (Anthony Minghella)
نام بازیگران: مت دیمون (Matt Damon)، جود لا (Jude Law)، گوئینت پالترو (Gwyneth Paltrow)، فیلیپ سیمور هافمن (Philip Seymour Hoffman)، جک داونپورت (Jack Davenport)

این فیلم داستان تام ریپلی را روایت می‌کند، جوانی که با استعداد تقلید و دوز و کلک وارد زندگی مردی ثروتمند می‌شود و کم‌کم از این ارتباط برای ساختن هویتی تازه استفاده می‌کند. فیلم با موقعیتی ساده آغاز می‌شود اما در ادامه به بررسی روابط پیچیده، حسادت، جاه‌طلبی و فریب می‌پردازد. تام تلاش می‌کند تصویری کامل از خود بسازد اما این تصویر به تدریج به مجموعه‌ای از دروغ‌ها تبدیل می‌شود که کنترلش از دست او خارج می‌شود. فیلم تمرکز خود را بر روان شخصیت اصلی می‌گذارد و با استفاده از فضاهای لوکس و آرام، تضادی میان ظاهر زیبا و باطن بی‌قرار او می‌سازد.

فضای اثر سرشار از تنش نهفته است. موسیقی، نور و طراحی صحنه کمک می‌کنند لایه‌های تاریک شخصیت اصلی آشکار شود. شباهت فیلم با «Gone Girl» این است که هر دو اثر درباره ساختن چهره‌ای جدید از خود و بازی با ادراک دیگران هستند. شخصیت اصلی در هر دو فیلم چیزی را نمایش می‌دهد که می‌خواهد دیگران ببینند، نه آنچه در واقع هست. در هر دو اثر مخاطب تا لحظه آخر نمی‌تواند به شخصیت‌ها اعتماد کند و همین موضوع جذابیت داستان را افزایش می‌دهد. «The Talented Mr. Ripley» یکی از نمونه‌های مهم تریلر روان‌شناختی است که بر مسئله هویت، دروغ و پیامدهای انتخاب‌های نادرست تمرکز دارد. برای کسانی که از پیچش‌های ذهنی «Gone Girl» لذت بردند، این فیلم پیشنهادی ارزشمند است.

9- فیلم Secret Window (2004)

کارگردان: دیوید کپ (David Koepp)
نام بازیگران: جانی دپ (Johnny Depp)، جان تورتورو (John Turturro)، ماریا بلو (Maria Bello)، تیموتی هاتون (Timothy Hutton)، چارلز دانس (Charles Dance)

«Secret Window» داستان نویسنده‌ای منزوی است که پس از جدایی از همسرش در کلبه‌ای دورافتاده زندگی می‌کند. او با مردی ناشناس روبه‌رو می‌شود که ادعا می‌کند نویسنده، داستانی را از او دزدیده و باید آن را اصلاح کند. این مواجهه آغاز مجموعه‌ای از اتفاقات است که مرز میان واقعیت و ذهن را برای شخصیت اصلی از بین می‌برد. روایت فیلم بر تنهایی، وسواس، خشم و بحران هویت تمرکز دارد. فضای محدود کلبه و حضور مداوم شخصیت ناشناس، حس خفگی و تعلیق ایجاد می‌کند. فیلم تماشاگر را قدم‌به‌قدم وارد ذهن مردی می‌کند که در تلاش است بین حقیقت و خیال مرزی مشخص پیدا کند اما هر چه جلوتر می‌رود این مرز محوتر می‌شود.

حس‌وحال فیلم تاریک و روان‌پریشانه است. تنش داستان به‌جای سرعت بالا، بر فشار ذهنی تکیه می‌کند. این اثر به «Gone Girl» شبیه است زیرا هر دو فیلم با ذهن مخاطب بازی می‌کنند و اجازه نمی‌دهند داستان در یک مسیر مشخص بماند. در هر دو اثر شخصیت اصلی گرفتار برداشت‌های متفاوت از واقعیت است و این برداشت‌ها مسیر داستان را تغییر می‌دهند. همچنین راز، دروغ و خودفریبی از عناصر مشترک دو فیلم هستند. «Secret Window» برای کسانی که علاقه‌مند به تریلرهای روانی با پایان غیرمنتظره هستند، انتخاب جذابی محسوب می‌شود.

10- فیلم The Invisible Man (2020)

کارگردان: لی ونل (Leigh Whannell)
نام بازیگران: الیزابت موس (Elisabeth Moss)، الدیس هاج (Aldis Hodge)، هریت دایر (Harriet Dyer)، الیور جکسون کوهن (Oliver Jackson-Cohen)، استورم رید (Storm Reid)

«The Invisible Man» با زنی به نام سسیلیا آغاز می‌شود که از رابطه‌ای پرتنش و کنترل‌گرانه فرار کرده است. او باور دارد مرد سابقش، حتی پس از ظاهراً مرگ، همچنان او را تعقیب می‌کند. اطرافیان سخنان او را باور نمی‌کنند و همین مسئله او را در وضعیت ترسناک‌تری قرار می‌دهد. فیلم با استفاده از سکوت، قاب‌های خالی و حرکات نامرئی، حس تهدید را به شکلی مداوم منتقل می‌کند. روایت اثر میان واقعیت و توهم حرکت می‌کند و شخصیت اصلی نمی‌داند آیا خطر بیرونی است یا زاییده ذهن مضطرب اوست. هر نشانه‌ای که ظاهر می‌شود، تنش را بیشتر می‌کند.

فیلم در بررسی خشونت پنهان، کنترل روانی و بی‌اعتمادی، بسیار دقیق عمل کرده است. این اثر به «Gone Girl» شبیه است زیرا در هر دو فیلم، شخصیت‌های زن در مرکز داستان قرار دارند و باید برای بازگرداندن کنترل زندگی خود، بر ابهام، ترس و نگاه مشکوک دیگران غلبه کنند. هر دو اثر به نقش قدرت در رابطه، دستکاری ذهنی و پیامدهای پنهان خشونت می‌پردازند. فیلم با فضاسازی حساب‌شده و بازی درخشان الیزابت موس، تجربه‌ای پرتنش و احساسی ایجاد می‌کند که مخاطب را تا پایان درگیر نگه می‌دارد.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]