اینترنت هیچ وقت و هیچ جا، یک اسباب قابل جایگزینی و «تعدیل» نبوده و نخواهد بود!

اینترنت چیست؟ شاید در ابتدای کار برخی که کاری با اینترنت نداشتند و ۵۰ سال به بالا بودند، آن را یک چیز فانتزی می‌دانستند یا یک چیز خیلی تخصصی یا اسبابی برای چت و آشنایی دخترها و پسرها!

اما اینترنت خیلی زود از قالب دایرکتوری‌ها و یاهوی اولیه دچار انقلاب وب ۲.۰ شد و بعد از آن گام به گام، همگانی شد.

دیگر زمانی رسید که اصطلاح فضای مجازی واقعا یک اشتباه فاحش شد. چرا که الان اینترنت و دنیای فیزیکی آنقدر با هم ممزوج شده‌اند که هر کسی را تنها با ترکیب این دو می‌توان شناخت.

چه بسا خود واقعی ما در اینترنت به مراتب به آنچه در ذهن داریم، نزدیک‌تر باشد. به عبارتی وقتی سرکوب و خجالت و امکانات کم باعث می‌شود هیچ وقت اندیشه‌ها و گزاره‌هایی مد نظر را ابراز کنیم، اینترنتی باید باشد که بگوییم ما واقعا این هستیم و اینگونه فکر می‌کنیم.

کسان دیگر ممکن است ما را شاعرپیشه، آشفته، دیوانه، وقت‌گذران، مبتذل، زیادی نگران، گیک با جیب خالی و قاعده‌شکن و هر چیز بنمایند، اما با اینترنت است که همین خود عجیب و واقعی رخ می‌نماید.

نبود اینترنت، هزینه‌ساز، یکی از زمینه‌های اختلالات اضطرابی و افسردگی به خاطر محدودیت خودابرازی، محو کننده روزنامه‌نگاری شهروندی، مخرب قطعی برای اقتصاد و تمدن هر کشوری است.

چگونه می‌شود ۱۰ – ۱۲ سایت با کل کامنت‌هایشان را مترادف با کل اندیشه‌های مردم یک کشور دانست و جا زد؟

نبود اینترنت مروجان علم را می‌کشد، شوق آموختن را خشک می‌کند، هجمه‌ای است به زبان و حتی یک کشور را در جهان به تقلیل می‌برد.

یکی از اهانت‌هایی که به اینترنت می‌شود کرد، فروکاستن عمق آن به تنها به عنوان ابزاری برای پول درآوردن است و یا مذاکره برای اینترنت پرویی شدن.

اینترنت که بیاید، با احترام و مداقه بیشتری از آن استفاده خواهیم کرد و قطعا نهال خشک شده وب فارسی، روزی دوباره جان خواهد گرفت و درخت تناوری خواهد شد و تبدیل به عمارتی خواهد شد که در آن برای همه به اندازه کافی جا خواهد بود.

این روزها بیشتر آرشیو سایت خودم و سایت‌های کتاب را می‌بینم، برای محافظت از روان هم منی که در همه دوران‌ها یک روزنامه‌خوان حرفه‌ای بودم و از تحلیل سیاسی در نزد محارم بدم نمی‌آمد، روزه خبر و اظهار نظر گرفته‌ام. قطعا روزی خواهد آمد که بتوانم بهتر دینم را به شما خواننده عزیز ادا کنم، علیرغم ناچیز بودنم و اذعان به قطره بودن در دریای کلمات و واژگان، بهتر ظاهر خواهم شد. قول می‌دهم!

5 دیدگاه

  1. وبلاگ ۱۳ ساله‌ام خارج از ایران هاست می‌شه و الان ۳۸ روزه که کاملاً ازش بی‌خبرم! حتی نمی‌دونم الان اصلاً باز می‌شه یا نه! دلم خیلی براش تنگ شده!

  2. همین که همچنان به نوشتن ادامه می‌دین فوق‌العاده باارزشه و توی این دوره که تولید محتوای فارسی ضعیف شده، همین نوشتن‌ها خیلی خیلی باارزشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]