قطعی اینترنت چه بر سایتها خواهد آورد
از خبرگزاریها و سایتهای دارای بودجه که بگذریم، میرسیم به سایتهای مجلهای و فناورانه و دانش و خصوصی که تنها به خود اتکا دارند و بنابراین داشتن خواننده و آن هم خواننده خاص برایشان مهم است و اگر پدیدآوردندگان سودای انتشار دانش و ارتقای سطح فکری عامه مردم و ایجاد زاویهای بازتر از نگاه و ادراک را در سر داشته باشند، که کارشان بسیار سختتر است.
قطعی اینترنت کدام دسته سایتها را میخشکاند و نیست میکند؟ مسلما سایتهای نوع دوم. سایتها نوع اول خبرهای «امن» و بدون تحلیل و یا یا تحلیل ضعیف را بازنشر میکنند و خیالشان هم نیست.
سایتهای دسته دوم با هم خلاقیت یا پیشبینیهای مقاومتی در این میان باید به نیست شدن در نمودارهای و ارزیابیهای گوگل بنگرند و از میان رفتن نقشههای توسعهای و در فضای پر از ناامنی که بر روح و روان نویسندگانشان تاثیر میگذارد و در شرایطی که دسترسی به منابع هم ندارند، روز به روز ضعیفتر کار کنند.
جالب است که همین سایتها دسته نخست به لطف آگهیهای سازمانی و بانکی و دستهبندی شدن عجیب در سایتهای توزیع اگهی در کتگوری دسته برتری! رانت مضاعفی مییابند.
چشم بر هم بزنید بعد از محو وبلاگستان سایتهای مستقل هم از نفس میافتند و شما میمانید و ۱۰ – ۱۵ سایت برای کل کار اطلاعرسانی. از دید برخی راحت و بیدردسر …ناامنی اقتصادی هم بسیار راحت به این فضا دامن میزند
در هر صورت حتم داشته باشید که پتانسیل وب فارسی در حیطه نوشتاری و تولید پادکست و ودکست متفاتوت بسیار بیشتر از اینهاست و ما فعلا شبحی هم از خودمان نیستیم.






سلام دکتر جان.
سال 85 بود که نام یک پزشک به گوشم خورد. آن زمان دانشجوی شهر اراک بودم. در کافینتهای شهر، تلاش داشتم که از دریای بیکران وب بهرهای ببرم. برای من یک پزشک، جایی بود که اطلاعات مورد علاقهام را دریافت کنم. نویسندهای داشت که شخصیتش با همه تفاوتهای ایدئولوژیک، شبیه خودم بود. از علایقم مینوشت. زندگی دانشجویی در شهر اراک تمام شد و بنا به دلایلی که قابلذکر نیست، از یک پزشک دور ماندم. اما کم و بیش لینک مقالات وبلاگ از طرف دوستان برایم فرستاده میشد و از مطالبتان استفاده میکردم.
اکنون در زمانی که اینترنت به فنا رفته، تصمیم گرفتم مروری بر کل این نوستالژی دانشجوییام داشته باشم. ابتدا از بخش فناوری شروع کردم که بسیار جالب بود. چرا که با این کار ظهور، اوجگیری و گاه سقوط یک فناوری در سیر مطالعهی از پایان به نخست وبلاگتان مشاهده شد که برام جالب بود. دیدن مطالبی از فناوریهایی که الآن وجود خارجی ندارند و گاه خودم هم مخاطب آن فناوری یا سرویس بودم هم از آن موارد جالب بود.
بخش پزشکی نیز مرور شد. گرچه بسیاری از موارد در حیطهی علایق و توجه پزشکی من نبود اما پر بود از موضوعات آگاهیدهنده. مورد جالب که در این بخش و کمتر در بخش فناوری دیده شد؛ این بود که در بازهی زمانی خاص، به یک موضوع خاص یا چند موضوع بسیار مرتبط پرداخته بودید. در این باره سیر توجه شما به موضوعات هم جالب بود. هر چند لابهلای موضوعات مرتبط و یا حد فاصل رشتهموضوعات مطرحشده، پستهای متفاوت هم دیده میشود ولی این چندان به چشم نمیآید و روند کلی یک پزشک نیست.
همچنان پیمایش از انتها به ابتدای یک پزشک در موضوعات بعدی ادامه دارد. شاید برای خیلیها کار عبث و بیهودهای به نظر برسد ولی برای منی که با نوستالژی خودم روبهرو میشوم. بسیار خوشایند است.
خوشحال میشوم که نظرتان را دربارهی این کارم بدانم.
من هم بارها آرشیوم را میبینم. سیر تاریخی و امیدهایی که آن زمانها بودم را مشاهده میکنم. به خاطرم میآید که چطور فراغتها یا فشارهای زندگی روی طول و تعداد پستها و حتی کیفیت آنها اثر گذاشته یا دسترسی نداشتن به اینترنت سریع.
البته این فاصله میبینم که متناسب با پذیرش و محدوده مجاز نوشتن به جرات سایت تا این لحظه آینه آن چیزهایی که در ذهنم است، نیست. متاسفانه خیلی وقتها مجبور میشویم سئو بنویسیم یا از جریانات رایج مورد علاقه و در مقابل موضوعاتی هم به خاطر نادر بودن علاقه مخطب، به کل نوشته میشوند. بعضی موضوعات هم که اصلا نمیشود نزدیک شد که اینها فقط سیاسی نیستند، خیلی از موضوعات اجتماعی هم تابو هستند و چون خواننده شیکیبایی نگاه تفاوت را ندارد نمینویسیم.
متوجه محدودیتهای شما هستم. امیدوارم موضوعات نوروساینیس در نوشتههایتان بیشتر شود(متوجهم که علاقهی یک مخاطب ممکن است با علاقهی نویسنده و دیگر مخاطبان یکی نباشد). چرا که بر این باورم که نوروساینس مقدم بر روانشناسی است. بدون تحلیل نوروساینتیک افراد، تحلیل روانشناختی و حتی خودشناسی افراد امکانپذیر نیست.
پیمایش لذتبخش یک پزشک همچنان ادامه دارد و آرزوی موفقیت و شادی و کامیابی برای شما دارم.
اینطور که پیش میره وبلاگستان و سایتهای شخصی دارن به تاریخ میپیوندن…
به صورت کلی تمدن ایرانی و ادبیاتش و به صورت خاصتر نوشتن و میل به ارتباط و به صورت باز هم ویژه تر سایت یا وبلاگ، چیزهای حذف شدنی نیستن. اگر 10 ها نفر ناامید بشن و 10 ها نفر قیدش را بزنن، کسی هست که امید را زنده نگه میداره و از کوری سوی امید، شعله میسازه.