آزمایش ویرایش ژن در چین به مرگ دختر خردسال انجامید؛ اکنون والدین او خواستار پاسخگویی هستند

پیش از این هم در یک پزشک برایتان از جهش‌های شگفت‌انگیز ابزارهای اصلاح ژنتیک و نوید درمان بیماری‌های صعب‌العلاج نوشته بودم؛ اما حالا مشخص شده که دستکاری ناپخته ژن‌ها تا چه حد می‌تواند فاجعه‌بار باشد. داستان درباره دختر شش ساله‌ای به نام می (Mei) است که نخستین انسان دریافت‌کننده یک درمان آزمایشی ژنتیکی مغز بود، اما این رویای درمانی به تراژدی مرگ او ختم شد. در این پست با هم می‌بینیم که چگونه جاه‌طلبی‌های پژوهشی، دور زدن نهادهای نظارتی و شفاف‌نبودن خطرات درمان‌های ژنتیکی، زندگی یک کودک را قربانی کرد و چرا والدین او پس از ماه‌ها سکوت، تصمیم به افشاگری گرفته‌اند. آیا فناوری‌های نوظهوری مثل Base Editing واقعاً آماده ورود به بدن انسان هستند یا سودای کشفیات تاریخی، چشمان دانشمندان را بر روی جان بیماران بسته است؟

📂 فهرست بخش‌های این نوشته (کلیک کنید)
  1. امید پدر و مادر تبدیل به یاس شد؛ وقتی یک غلط املایی ژنتیکی ناپدید نمی‌شود
  2. عبور از چراغ قرمز قوانین نظارتی و دریافت هزینه‌های هنگفت
  3. افشاگری رسانه‌ها از یک سکوت خبری و شواهد آزمایشگاهی مشکوک
  4. سایه سنگین تاریخ؛ از فاجعه جسی گلسینگر تا ادعاهای جنجالی گذشته
  5. ویروس‌های ناقل چطور سیستم ایمنی را به زانو درمی‌آورند؟
  6. تفاوت بنیادین ویرایش پایه‌ای و کریسپر؛ چرا این روش ایمن‌تر نبود؟
  7. آیا بودجه‌های شخصی والدین صدمه‌ای جبران‌ناپذیر به ارزیابی اخلاقی می‌زند؟

امید پدر و مادر تبدیل به یاس شد؛ وقتی یک غلط املایی ژنتیکی ناپدید نمی‌شود

بیماری‌های نادری که پایه ژنتیکی دارند، همیشه برای خانواده‌ها مانند یک کابوس بی‌سروصدا عمل می‌کنند. دختری با اسم مستعار «می» که مرکز این ماجرای دردناک قرار دارد، از بدو کودکی با تأخیر در رشد ذهنی، مشکلات تکلم و عدم کنترل مهارت‌های حرکتی ظریف دست‌وپنجه نرم می‌کرد. پزشکان بیمارستان کودکان شانگهای پس از بررسی‌های دقیق موفق شدند علت اصلی را شناسایی کنند: یک جهش کوچک در ژن CHD3. در زنجیره کد ژنتیکی این دختر، تنها یک حرف (یا باز نوکلئوتیدی) به اشتباه جای‌گذاری شده بود؛ باز تیمین (Thymine) جایگزین سیتوزین (Cytosine) شده بود. همین تغییر کوچک که دانشمندان آن را به یک «غلط املایی ژنتیکی» تشبیه می‌کنند، مانع از بیان درست سایر ژن‌ها می‌شد و در نهایت از تولید پروتئین‌های حیاتی برای توسعه مغز جلوگیری می‌کرد. این عارضه نادر با نام سندرم اسنایدرز بلوک-کامپو (Snijders Blok-Campeau syndrome) شناخته می‌شود.

در این میان، دکتر زی‌لونگ چیو (Zilong Qiu) از دانشگاه شانگهای جیائو تونگ، به عنوان پژوهشگری که روی ابزارهای نوین دستکاری ژنتیکی کار می‌کرد، وارد میدان شد. چیو قبلاً پیشرفت‌هایی در استفاده از تکنولوژی ویرایش پایه‌ای (Base Editing) برای درمان برخی بیماری‌های نادر پیش از تولد یا در سنین پایین به دست آورده بود. این روش نسبت به کریسپر (CRISPR) سنتی دقت بسیار بالاتری دارد. اگر کریسپر را مانند قیچی فرض کنیم که هر دو رشته DNA را می‌برد و سلول را مجبور می‌کند تکه‌های بریده‌شده را پیوند بزند، ویرایش پایه‌ای بدون شکستن دو رشته، باز شیمیایی مورد نظر را به شکل تک‌نقطه تغییر می‌دهد. والدین می که آرزو داشتند فرزندشان در آینده زندگی مستقلی داشته باشد، در سال ۲۰۲۳ از طریق گروه‌های حمایتی والدین در شبکه‌های اجتماعی با چیو آشنا شدند و تلاش کردند تا فرزندشان را وارد فاز درمانی کنند.

با این حال، مسیر درمان به هیچ وجه طبق استانداردهای رایج جهانی پیش نرفت. والدین دختر خردسال در طول دو سال، مبلغی حدود ۸۶۰ هزار دلار برای تامین مالی تحقیقات چیو پرداخت کردند. در مارس ۲۰۲۵، می اولین انسانی شد که درمان ویرایش ژن هدفمندِ مغزی را دریافت کرد؛ پروژه‌ای که با تزریق مستقیم تزریق ژنی انجام شد. متأسفانه این اقدام با پیامدی مرگ‌بار همراه بود. تنها چند روز پس از تزریق، سیستم ایمنی کودک واکنشی به شدت حاد نشان داد که نهایتاً منجر به نارسایی کامل کلیه و مرگ او در بیمارستان شینهوا گردید. داستانی که قرار بود نقطه عطفی در تاریخ پزشکی باشد، به یک فاجعه انسانی تبدیل شد.

عبور از چراغ قرمز قوانین نظارتی و دریافت هزینه‌های هنگفت

جزئیاتی که پس از مرگ می توسط گزارش مجله ساینس (Science) و وب‌سایت ریترکشن واچ (Retraction Watch) فاش شد، ابعاد تاریک‌تری از این آزمایش انسانی را روشن ساخت. یکی از بزرگ‌ترین تخلفات انجام‌شده، دور زدن سازمان‌های نظارتی ملی چین بود. از آنجا که سرمایه‌گذاری این پروژه به جای یک شرکت داروسازی بزرگ یا نهاد دولتی، مستقیماً توسط خانواده بیمار انجام گرفته بود، مسئولیت تایید اخلاقی و فنی آزمایش بر عهده کمیته اخلاق خود بیمارستان گذاشته شد. همین مسئله باعث شد فیلترها و ارزیابی‌های سخت‌گیرانه‌ای که معمولاً پرونده‌های پیش‌بالینی را بررسی می‌کنند، کاملاً کنار گذاشته شوند.

علاوه بر این، در زمینه مبالغ دریافتی از خانواده نیز رفتارهای کاملاً غیرحرفه‌ای گزارش شده است. اگرچه در ابتدا به والدین گفته شده بود هزینه کار بالا است، اما مبالغ اضافی متعددی پس از شروع پروژه به آن‌ها تحمیل گردید. طبق مستندات و فایل‌های صوتی ضبط‌شده توسط پدر کودک، بخش قابل توجهی از این پول‌ها مستقیماً به حساب شخصی یکی از همکاران چیو واریز شده بود. پدر می در یکی از جلسات به صراحت می‌گوید که تحت فشار مالی شدید قرار دارد. مسئله زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که فرم رضایت‌آگاهانه (Informed Consent) بررسی می‌شود. این فرم که یک ماه پیش از عمل توسط والدین امضا شد، به برخی عوارض جانبی تزریق اشاره کرده بود اما هرگز جمله‌ای درباره «احتمال مرگ» در آن درج نشده بود. به گفته متخصصان زیست‌اخلاق، مطرح نکردن خطرات جانی در نخستین آزمایش بالینی روی انسان، یک خطای جبران‌ناپذیر و ناموجه است.

تأمل‌برانگیزترین بخش پرونده جایی است که نتایج آزمایش روی میمون‌ها مشخص شد. چیو دقیقاً یک ماه پیش از تزریق به این کودک شش ساله، نتایج آزمایش آزمایشگاهی روی میمون‌ها را در اختیار داشت. در آن آزمایش، تمامی میمون‌ها دچار آسیب‌های شدید کبدی شده بودند و حداقل یک مورد نارسایی کلیه نیز مشاهده شده بود. بر اساس پروتکل‌های بین‌المللی، بروز چنین سمّیت شدیدی در حیوانات باید فوراً اجرای فاز انسانی را متوقف می‌کرد. اما نه تنها آزمایش انسانی متوقف نشد، بلکه این نتایج حیاتی از دید کمیته اخلاق بیمارستان و والدین پنهان ماند.

افشاگری رسانه‌ها از یک سکوت خبری و شواهد آزمایشگاهی مشکوک

پس از درگذشت می، هیچ خبر رسمی یا گزارشی از سوی موسسه تحقیقاتی چیو یا بیمارستان منتشر نشد. حتی هنگامی که چیو مقاله پژوهشی خود درباره آزمایش روی حیوانات را نهایتاً در نشریات علمی به چاپ رساند، هیچ اشاره‌ای به مرگ دختربچه یا مشارکت مالی و بالینی خانواده او نکرد. پرونده به‌طور کامل سکوت داده شده بود و بیمارستان تنها با پرداخت غرامتی کوچک به یک نهاد بهداشتی محلی، قضیه را فیصله داده بود، بدون آنکه چیو با هیچ‌گونه جریمه یا توبیخ علنی روبرو شود. تنها علت برپایی جنجال اخیر، اقدام شجاعانه والدین کودک بود که به دلیل بی‌ملاحظگی پزشکان، اسناد و فایل‌های صوتی خود را در اختیار روزنامه‌نگاران ساینس قرار دادند.

بررسی‌های عمیق‌تر روی مقاله علمی چاپ‌شده در مجله نیچر (Nature) نیز کلاهبرداری یا حاشیه‌های روش‌شناختی بزرگی را آشکار کرد. هفت متخصص برجسته که مقاله چیو را به درخواستی مستقل بررسی کردند، اعتبار تصاویر میکروسکوپی و کنترل‌های آزمایشگاهی را زیر سوال بردند. به عنوان مثال، در نسخه اولیه مقاله ارسال‌شده، هیچ گروه کنترلی برای اثبات کارایی درمان در آزمایش حیوانات وجود نداشت. اگرچه بعداً تصویر گروه‌های کنترل اضافه شد، اما متخصصان اشاره کردند که این تصاویر در زمان‌های متفاوت و با تنظیمات کاملاً متغیری از میکروسکوپ گرفته شده‌اند که مقایسه آن‌ها را بی‌اعتبار می‌کند. یکی از اساتید دانشگاه تگزاس به صراحت اعلام کرد که این پروژه اصلاً نباید وارد فاز بالینی می‌شد.

در پی انتشار این افشاگری‌ها، فشار رسانه‌ای باعث شد که دانشگاه شانگهای جیائو تونگ سرانجام واکنشی رسمی نشان دهد و از آغاز تحقیقات داخلی درباره عملکرد دکتر چیو و بیمارستان وابسته خبر دهد. با این حال، تحلیل‌گران حوزه پزشکی نگرانند که نبود مطبوعات کاملاً آزاد و سیستم‌های شفاف گزارش‌دهی در برخی مناطق، باعث پوشانده شدن موارد مشابه دیگری شده باشد که هرگز صدای والدین آن‌ها به رسانه‌های جهان نرسیده است.

سایه سنگین تاریخ؛ از فاجعه جسی گلسینگر تا ادعاهای جنجالی گذشته

خطرات ناشی از ژن‌درمانی برای جامعه پزشکی موضوع تازه‌ای نیست. تاریخ این شاخه از علم با داستانی تلخ در سال ۱۹۹۹ گره خورده است؛ زمانی که جسی گلسینگر (Jesse Gelsinger)، جوان ۱۸ ساله آمریکایی، در یک آزمایش ژن‌درمانی به دلیل واکنش ایمنی شدید به ویروس حامل جان باخت. مرگ گلسینگر موجب گردید کل تحقیقات ژن‌درمانی در جهان برای سال‌ها کند شده و استانداردهای سخت‌گیرانه‌ای برای محافظت از بیماران وضع شود.

کشور چین نیز پیش از این در سال ۲۰۱۸ با جنجال ناتان یا همان هه جیانکوی (He Jiankui) مواجه شده بود؛ دانشمندی که با استفاده از کریسپر ژن‌های نوزادان دوقلو را تغییر داد و با موجی از محکومیت‌های جهانی و حتی مجازات زندان روبرو شد. جالب اینجاست که در آن زمان، دکتر زی‌لونگ چیو یکی از صریح‌ترین منتقدان هه جیانکوی بود و اقدام او را غیراخلاقی خوانده بود. اما چند سال بعد، خود چیو در دام همان شتاب‌زدگی و بی‌توجهی به جان بیمار افتاد.

نکته دردناک در پرونده می این است که سندرم اسنایدرز بلوک-کامپو اگرچه می‌تواند عوارض شدیدی داشته باشد، اما وضعیت می نسبتاً خفیف بود. او با کمک گفتاردرمانی و کاردرمانی در حال پیشرفت بود و حیاتی در خطر نداشت. این پیشرفت‌ها نشان می‌دهد که اگر والدین از خطر واقعی مرگ آگاه بودند، هرگز فرزند خود را در معرض چنین ریسک بزرگی قرار نمی‌دادند.

ویروس‌های ناقل چطور سیستم ایمنی را به زانو درمی‌آورند؟

برای درک علت فنی مرگ می، باید به نحوه انتقال ابزار ویرایش ژن به درون سلول‌های مغز نگاه کنیم. برای رساندن ویرایشگر پایه‌ای چیو به بافت مغز، از دو ویروس مرتبط با آدنو (Adeno-associated viruses یا AAV) به عنوان ناقل استفاده شد. ویروس‌های AAV ابزارهای رایجی در ژن‌درمانی هستند زیرا معمولاً باعث بیماری شدیدی در انسان نمی‌شوند، اما یک چالش بزرگ دارند: دوز مصرفی.

علت استفاده از دو ناقل این بود که ابزار ویرایش پایه‌ای حجم بزرگی دارد و در یک ویروس جا نمی‌شد. برای اینکه این دارو بتواند درصد بالایی از سلول‌های مغزی را پوشش دهد، دوز بسیار سنگینی از AAV به کودک تزریق شد. این مقدار تزریق‌شده، چندین برابر دوز استانداردی است که در واکسن‌های متکی بر ناقل ویروسی استفاده می‌شود. ورود این حجم عظیم از ذرات ویروسی به بدن، سیستم ایمنی کودک را به شدت تحریک کرد و طوفان التهابی سفارشی به راه انداخت که نهایتاً منجر به آسیب شدید کلیوی و مرگ او شد.

در مقابل این فاجعه، نمونه‌های موفقی هم وجود دارد که نشان می‌دهد رعایت پروتکل‌ها تا چه حد حیاتی است. تنها یک ماه پیش از فاجعه می، نوزادی معروف به «بی‌بی کی‌جی» (Baby KJ) با روشی مشابه از یک بیماری نادر متابولیک نجات یافت. اما تفاوت اصلی در پروتکل اجرا بود: پزشکان در آزمایش بی‌بی کی‌جی ابتدا دوز بسیار پایینی را تزریق کردند و پس از اطمینان از عدم پاسخ ایمنی خطرناک، به تدریج دوز را افزایش دادند؛ روشی درمانی که برپایه اصل «اول آسیب نرسان» طراحی شده بود.

تفاوت بنیادین ویرایش پایه‌ای و کریسپر؛ چرا این روش ایمن‌تر نبود؟

بسیاری از علاقه‌مندان به دنیای زیست‌شناسی تصوری ساده از ویرایش ژنتیکی دارند. سیستم کریسپر معمولی (CRISPR-Cas9) مانند یک قیچی مولکولی برش دو رشته‌ای در DNA ایجاد می‌کند. اگرچه این ابزار انقلابی برپا کرد، اما این خطر را داشت که حین ترمیم، جابه‌جایی‌های ناخواسته ژنتیکی یا جهش‌های ناخواسته ایجاد کند. به همین دلیل فناوری ویرایش پایه‌ای (Base Editing) معرفی شد که به جای بریدن، حرف ژنتیکی را به آرامی اصلاح می‌کند.

با این وجود، ایمنی خودِ ابزار ویرایش ژن تنها نیمی از معادله است؛ نیمه دیگر، «سامانه تحویل» (Delivery System) آن به درون سلول‌ها است. حتی اگر خود ویرایشگر کاملاً دقیق و بی‌خطر باشد، بسته‌بندی آن درون ناقل‌های ویروسی سنگین می‌تواند کشنده باشد. در کیس می، مشکل اصلی احتمالاً نه خطای خود ابزار ویرایش، بلکه سمّیت حاد ناشی از دوز بالای ناقل ویروسی AAV بود. این رویداد ثابت کرد که پیشرفت در ابزارهای ویرایشی بدون توسعه هم‌زمان روش‌های ایمن‌ترِ انتقال (مانند نانوذرات)، نمی‌تواند سلامت بیماران را تضمین کند.

آیا بودجه‌های شخصی والدین صدمه‌ای جبران‌ناپذیر به ارزیابی اخلاقی می‌زند؟

ورود سرمایه‌های مستقیم خانواده‌ها به پروژه‌های تحقیقاتی، پدیده‌ای رو به افزایش در دنیای درمان بیماری‌های نادر است. وقتی نظام‌های دارویی و کارآزمایی‌های بالینی به دلیل سودآوری پایین روی بیماری‌های کمیاب سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، والدین ناچار می‌شوند خود دست به کار شوند. اما این مدل مالی خطرات اخلاقی عظیمی به همراه دارد.

هنگامی که محقق بودجه خود را مستقیماً از والدین ناامید دریافت می‌کند، تضاد منافع شدیدی رخ می‌دهد. از یک سو دانشمند تحت فشار است تا سریع‌تر نتیجه ارائه دهد و از سوی دیگر، والدین توانایی ارزیابی بی‌طرفانه ریسک‌ها را ندارند. این روابط مالی مستقیماً استقلال کمیته‌های اخلاق را تحت تاثیر قرار داده و ساختارهای نظارتی را ناکارآمد می‌سازد. پرونده تلخ می هشداری جدی به جامعه علمی جهانی است که قوانین سخت‌گیرانه‌تر روی تمایلات مالی پروژه‌های زیستی شخصی‌سازی‌شده اعمال کنند.

جمع‌بندی نهایی

تراژدی می، یادآور مسیر پر فراز و نشیب علم پزشکی در مواجهه با فناوری‌های نوین ژنتیکی است. با وجود ظرفیت‌های بی‌نظیر روش‌هایی همچون ویرایش پایه‌ای برای درمان بیماری‌های لاعلاج، بی‌توجهی به ایمنی بیمار، دور زدن نهادهای نظارتی و شفاف‌نبودن روابط مالی میان محققان و خانواده‌ها می‌تواند پیامدهای مرگباری به همراه داشته باشد. علم برای حرکت در مسیر اخلاقی، نیازمند مطبوعات آزاد، نظارت‌های مستقل و پایبندی به اصول بنیادین اخلاق پزشکی است؛ در غیر این صورت، شتاب‌زدگی در درمان، مرز میان نجات انسان‌ها و قربانی کردن آن‌ها را کم‌رنگ خواهد کرد.

منبع: Science

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان‌شناسی و جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها می‌نویسد و تلاش می‌کند دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همواره در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]