عکاسی کولیودون مرطوب گای بلینگهام؛ ثبت پرترههای شبیه به ارواح با تکنیک سال ۱۸۵۱

تولد عکاسی یکی از شگفتانگیزترین رویدادهای قرن نوزدهم بود که مرزهای میان علم، هنر و ثبت واقعیت را برای همیشه تغییر داد. در دورانی که تصاویر دیجیتالی با سرعت شاتر خیرهکننده و پردازندههای هوش مصنوعی در کسری از ثانیه ثبت و پردازش میشوند، بازگشت به روشهای سنتی عکاسی آنالوگ چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده است.
در این مقاله قصد داریم به بررسی روند کاری گای بلینگهام (Guy Bellingham)، عکاس برجسته بریتانیایی بپردازیم که با استفاده از فرآیند کولیودون مرطوب (wet plate collodion) تصاویری اثیری و شبیه به ارواح خلق میکند. چرا هنرمندان معاصر دوباره به این روشهای سخت و طاقتفرسا روی آوردهاند و جادوی نهفته در این صفحات شیشهای چیست؟
برای درک اهمیت کار بلینگهام، باید به میانههای قرن نوزدهم سفر کنیم؛ زمانی که هر تصویر حاصل یک مکاشفه شیمیایی طولانیمدت بود و عکاس باید نقش یک کیمیاگر را ایفا میکرد. فرآیند عکاسی کولیودون مرطوب که به دلیل سرعت ظاهر شدن نسبی به پولاروید ویکتوریایی معروف شده، دنیایی از جزئیات و نویزهای بصری تصادفی را به نمایش میگذارد که در هیچ سنسور دیجیتالی یافت نمیشود. در ادامه با تحلیل دقیق مراحل فنی، چالشهای محیطی، ابعاد روانشناختی این سبک و دلایل اهدای نشان معتبر انجمن سلطنتی عکاسی به این هنرمند، به اعماق این هنر تاریک و اسرارآمیز رسوخ خواهیم کرد.
فهرست مطالب
- ۱. تاریخچه عکاسی کولیودون مرطوب و ابداع آرچر
- ۲. فرآیند شیمیایی تاریکخانه سیار و جادوی نقره
- ۳. گای بلینگهام و احیای هنر عکاسی دوره ویکتوریا
- ۴. چرا عکسهای کولیودون شبیه ارواح سرگردان هستند
- ۵. چالش باد و نور در ثبت پرترههای جاودان
- ۶. اهمیت جایزه و همکار انجمن سلطنتی عکاسی انگلستان
- ۷. تفاوتهای بنیادین پولاروید ویکتوریایی با عکاسی دیجیتال مدرن
- ۸. سمشناسی و خطرات کار با اتر و جیوه در قرن نوزدهم
- ۹. روانشناسی عکاسی کند و بازگشت به اصالت هنر
- ۱۰. تأثیر نور فرابنفش در ثبت جزئیات غیرقابل دیدن
- ۱۱. حضور عکاسی خیس در سینما و هنرهای معاصر
- ۱۲. راهنمای کاربردی برای شروع عکاسی کولیودون مرطوب امروز
💡مختصر و مفید
عکاسی کولیودون مرطوب یا پولاروید ویکتوریایی یک روش قدیمی ثبت تصویر متعلق به سال ۱۸۵۱ میلادی است که در آن صفحات شیشهای یا فلزی با مواد شیمیایی حساس به نور پوشانده میشوند. گای بلینگهام با احیای این تکنیک و ایجاد پرترههایی با جزئیات خیرهکننده و حالتی شبیه به ارواح برخاسته از مه موفق به دریافت نشان همکار انجمن سلطنتی عکاسی شده است. این روش به دلیل نیاز به تاریکخانه فوری و حساسیت بالا به نور فرابنفش، تصاویری بسیار شفاف با عمق میدان منحصربهفرد تولید میکند. در عصر دیجیتال، این رویکرد آنالوگ واکنشی هنری به سرعت سرسامآور فناوری و تلاشی برای بازگرداندن ارزش به هر فریم عکس محسوب میشود. فرآیند شیمیایی پیچیده آن شامل اتر، پنبه باروت و نیترات نقره است که هر تصویر را به اثری غیرقابل تکثیر تبدیل میکند.
تاریخچه عکاسی کولیودون مرطوب و ابداع آرچر
در سال ۱۸۵۱ میلادی، مجسمهساز و عکاس انگلیسی به نام فردریک اسکات آرچر (Frederick Scott Archer) فرآیندی را معرفی کرد که صنعت عکاسی نوپا را تکان داد. پیش از ابداع آرچر، عکاسان مجبور بودند بین روش داگرئوتیپ (daguerreotype) که تصاویری بسیار دقیق اما غیرقابل تکثیر روی صفحات فلزی گرانقیمت ایجاد میکرد، و روش کالوتایپ (calotype) که تصاویری کاغذی و تارتر تولید میکرد، یکی را انتخاب کنند. آرچر با ترکیب ویژگیهای مثبت هر دو روش و استفاده از شیشه به عنوان بستر تصویر، روشی را ابداع کرد که علاوه بر وضوح بینظیر، امکان چاپ نسخههای متعدد را نیز فراهم میکرد. این نوآوری بزرگ با وجود سختیهای اجرایی فراوان، به سرعت به استاندارد طلایی عکاسی در سراسر جهان تبدیل شد و تا اواخر دهه ۱۸۸۰ میلادی پادشاهی بیرقیب خود را حفظ کرد.
با این حال، سرنوشت آرچر بسیار غمانگیز بود؛ او اختراع خود را ثبت پتنت نکرد تا همه مردم دنیا بتوانند به صورت رایگان از آن استفاده کنند. این تصمیم بزرگمنشانه باعث شد که او در فقر مطلق از دنیا برود، در حالی که دیگران با استفاده از روش او ثروتهای کلانی به دست آوردند. روش کولیودون مرطوب انقلابی در مستندسازی جنگها، پرترهنگاریهای خانوادگی دوره ویکتوریا و ثبت اکتشافات جغرافیایی ایجاد کرد. تصاویری که از جنگ داخلی آمریکا توسط عکاسانی چون متیو بردی ثبت شد، همگی مدیون این تکنیک پیشگامانه بودند که واقعیت عریان جنگ را با جزئیاتی تکاندهنده به اتاق نشیمن شهروندان آورد.

فرآیند شیمیایی تاریکخانه سیار و جادوی نقره
اساس شیمیایی فرآیند کولیودون مرطوب بر پایه مادهای چسبنده به نام کولیودون است که از حل کردن پنبه باروت (guncotton) در مخلوطی از اتر و الکل به دست میآید. عکاس ابتدا این مایع غلیظ را با نمکهای یدور و برمور مخلوط کرده و با مهارتی خاص روی یک صفحه شیشهای تمیز پخش میکند تا لایهای یکنواخت ایجاد شود. در مرحله بعد و پیش از خشک شدن اتر، صفحه باید در تاریکی مطلق وارد حمامی از محلول نیترات نقره (silver nitrate) شود تا هالیدهای نقره حساس به نور روی صفحه شکل بگیرند. تمام این فرآیند باید در عرض چند دقیقه انجام شود، زیرا اگر صفحه شیشهای خشک شود، حساسیت خود را به نور از دست میدهد و دیگر امکان ثبت تصویر روی آن وجود نخواهد داشت.
پس از حساس شدن صفحه به نور، آن را در یک نگهدارنده مخصوص تاریک به نام هلدر قرار داده و درون دوربینهای فانوسی بزرگ قطع بزرگ میگذارند. پس از نوردهی که معمولاً چند ثانیه طول میکشد، عکاس باید به سرعت صفحه را به تاریکخانه موقت برده و با استفاده از اسید سولفات آهن آن را ظاهر کند. فرآیند ثبوت تصویر نیز با استفاده از پتاسیم سیانور یا سدیم تیوسولفات انجام میشود که در این لحظه، تصویر منفی به یک پرتره مثبت و درخشان نقرهای تبدیل میشود. جادوی کار در این است که کل مراحل تهیه، نوردهی، ظهور و تثبیت باید در یک بازه زمانی فشرده حداکثر ده دقیقهای انجام شود که نیازمند دقت بالا و اعصابی پولادین است.

گای بلینگهام و احیای هنر عکاسی دوره ویکتوریا
گای بلینگهام یکی از معدود عکاسان معاصر است که زندگی خود را وقف احیای این فرآیند طاقتفرسا و در عین حال جادویی کرده است. او در استودیوی خود در انگلستان، با استفاده از دوربینهای چوبی قدیمی و لنزهای برنجی عتیقه، پرترههایی خلق میکند که گویی مستقیماً از دل قرن نوزدهم بیرون آمدهاند. بلینگهام معتقد است که عکاسی کولیودون مرطوب به او اجازه میدهد تا ارتباطی عمیقتر و فیزیکیتر با فرآیند ثبت تصویر برقرار کند، چیزی که در دنیای سنسورهای دیجیتال کاملاً از بین رفته است. او هر صفحه شیشهای را یک اثر هنری منحصربهفرد میداند که هرگز نمونه دومی از آن وجود نخواهد داشت.
تلاشهای بلینگهام تنها به بازسازی فرمولهای قدیمی محدود نمیشود، بلکه او تلاش میکند تا با استفاده از پتانسیلهای بصری این روش، بیانی معاصر ارائه دهد. پرترههای او از افراد امروزی با لباسهای مدرن اما با تکنیک ۱۷۰ سال پیش، تضادی مفهومی و جذاب ایجاد میکند که بیننده را به تامل وامیدارد. او با سفر به نقاط مختلف و حمل یک تاریکخانه سیار در پشت خودروی خود، سختیهای کار در فضای باز را به جان میپذیرد تا بتواند تصاویری واقعی و بدون روتوشهای مصنوعی دیجیتال ثبت کند.

چرا عکسهای کولیودون شبیه ارواح سرگردان هستند
یکی از شاخصترین ویژگیهای بصری آثار گای بلینگهام، ظاهر وهمآلود و شبهگون تصاویر اوست که به توصیف بسیاری، مانند ارواحی برخاسته از مه به نظر میرسند. این افکت بصری خاص به چند عامل فنی و شیمیایی بستگی دارد که مهمترین آنها حساسیت پایین مواد شیمیایی کولیودون به نور است. این موضوع باعث میشود که زمان نوردهی بسیار طولانیتر از عکاسی مدرن باشد و هرگونه تکان خوردن جزیی سوژه، به خصوص پلک زدن یا تنفس، باعث ایجاد حالتی محو و شبحوار در تصویر شود. همچنین، نوسانات غلظت شیمیایی در لبههای صفحه شیشهای افکتهای بصری تصادفی ایجاد میکند که به این وهمآلودگی دامن میزند.
عامل دیگر، حساسیت طیفی خاص کولیودون است که تنها به نورهای آبی و فرابنفش پاسخ میدهد و نورهای قرمز و زرد را ثبت نمیکند. این ویژگی باعث میشود که رنگ پوست انسان تیره ظاهر شود، رگهای زیرپوستی نمایانتر شوند و چشمهای روشن حالتی درخشان و غیرزمینی پیدا کنند. این ترکیب از وضوح فوقالعاده بالا در بخشهای ثابت تصویر و تاریهای ناشی از حرکت در بخشهای دیگر، حسی شبیه به نقاشیهای امپرسیونیستی یا تصاویر احضار ارواح در دوران ویکتوریا ایجاد میکند که مخاطب امروزی را به شدت مجذوب خود میسازد.

چالش باد و نور در ثبت پرترههای جاودان
عکاسی در خارج از استودیو با استفاده از روش کولیودون مرطوب شبیه به یک کابوس لجستیکی است که هر عکاسی جرات رویارویی با آن را ندارد. تغییرات دما و رطوبت محیط مستقیماً بر سرعت خشک شدن لایه کولیودون روی صفحه شیشهای تأثیر میگذارد؛ در روزهای گرم تابستان، عکاس تنها چند دقیقه کوتاه برای انجام کل فرآیند فرصت دارد. باد شدید میتواند گرد و غبار را روی صفحه مرطوب بنشاند و لکههایی دائمی روی تصویر نهایی ایجاد کند که کل زحمات عکاس را از بین میبرد. گای بلینگهام برای غلبه بر این مشکلات مجبور است یک چادر مسافرتی کوچک تاریکخانه یا یک کاروان تجهیزشده را همیشه به همراه داشته باشد.
نور طبیعی خورشید نیز چالش بزرگ دیگری است، زیرا شدت نور فرابنفش در طول روز و در فصول مختلف سال به شدت نوسان دارد. از آنجا که نورسنجهای دیجیتال امروزی نمیتوانند نور فرابنفش را به درستی اندازهگیری کنند، عکاس کولیودون باید بر اساس تجربه شخصی و حس خود زمان نوردهی را حدس بزند. یک ثانیه خطای محاسباتی میتواند عکس را کاملاً تاریک (نوردهی کم) یا کاملاً سفید (نوردهی بیش از حد) کند. این وابستگی شدید به شرایط جوی و محیطی، عکاسی کولیودون را به یک هنر زنده و چالشبرانگیز تبدیل کرده که هر فریم آن حاصل مبارزه با طبیعت است.

اهمیت جایزه و همکار انجمن سلطنتی عکاسی انگلستان
انجمن سلطنتی عکاسی انگلستان (Royal Photographic Society) که در سال ۱۸۵۳ میلادی تأسیس شده، یکی از قدیمیترین و معتبرترین نهادهای عکاسی در جهان است. دریافت عنوان همکار (Fellowship – FRPS) بالاترین سطحی است که یک عکاس میتواند از این انجمن دریافت کند و نشاندهنده تسلط بیچونوچرا بر تکنیک و داشتن دیدگاه هنری منحصربهفرد است. اهدای این نشان به گای بلینگهام برای کارهای پرتره او با روش کولیودون مرطوب، تأییدی رسمی بر ارزش هنری و تاریخی تلاشهای او در دوران مدرن است. داوران این انجمن با بررسی دقیق کیفیت فنی صفحات شیشهای او، به این نتیجه رسیدند که آثار او استانداردهای زیباییشناختی قرن نوزدهم را با نگاهی نو ترکیب کرده است.
این موفقیت بزرگ نشان داد که در دوران اشباع تصاویر دیجیتال و سلفیهای بیشمار گوشیهای هوشمند، هنوز جا برای تقدیر از هنرهای دستی و زمانبر وجود دارد. بلینگهام با دریافت این جایزه، نه تنها به عنوان یک عکاس ماهر، بلکه به عنوان نگهبان یک میراث فرهنگی فراموششده شناخته شد. این رویداد الهامبخش بسیاری از عکاسان جوان در سراسر دنیا شد تا دوربینهای دیجیتال خود را کنار بگذارند و به کشف دوباره فرآیندهای شیمیایی و تاریخی عکاسی بپردازند.
تفاوتهای بنیادین پولاروید ویکتوریایی با عکاسی دیجیتال مدرن
مقایسه عکاسی کولیودون با عکاسی دیجیتال مدرن، مقایسه دو فلسفه کاملاً متفاوت در برخورد با زمان و تصویر است. در عکاسی دیجیتال، تصاویر به صورت فایلهای صفر و یک روی کارت حافظه ذخیره میشوند و بینهایت بار قابل کپی، ویرایش و حذف هستند. اما یک صفحه کولیودون مرطوب، یک شیء فیزیکی و مادی است که ذرات نقره واقعی روی سطح شیشه آن نشسته و تصویر را شکل دادهاند. این ویژگی باعث میشود که هر عکس کولیودون یک نسخه اصلی (original) و غیرقابل تکرار باشد که لمس آن، حس ارتباط با یک پدیده مادی واقعی را منتقل میکند.
از نظر رزولوشن و وضوح تصویر، کولیودون مرطوب به دلیل عدم وجود ساختار پیکسلی، وضوحی تقریباً بینهایت دارد که حتی پیشرفتهترین سنسورهای دیجیتال امروزی نیز در بازنمایی بافت ظریف آن دچار مشکل میشوند. در حالی که دوربینهای مدرن تلاش میکنند تا نویزها را حذف کرده و تصویری کاملاً تمیز ارائه دهند، عکاسی کولیودون تمام نواقص شیمیایی، خراشها و نوسانات نوری را به عنوان بخشی از هویت هنری اثر پذیرا میشود. این تفاوت در رویکرد، عکاسی آنالوگ خیس را به یک تجربه حسی و فیزیکی تبدیل میکند که در تضاد کامل با خنثی بودن تصاویر دیجیتال قرار دارد.
سمشناسی و خطرات کار با اتر و جیوه در قرن نوزدهم
عکاسی در قرن نوزدهم کار آسانی نبود و خطرات جانی زیادی برای پیشگامان این صنعت به همراه داشت. مواد شیمیایی مورد استفاده در فرآیند کولیودون مرطوب به شدت سمی، فرار و در برخی موارد انفجاری بودند. برای مثال، اتر که به عنوان حلال در کولیودون استفاده میشود، مایعی به شدت فرار و اشتعالزا است که استنشاق مداوم بخارات آن میتواند باعث بیهوشی، آسیبهای مغزی و در درازمدت اعتیاد شود. از سوی دیگر، پنبه باروت که ماده پایه کولیودون است، یک ماده منفجره نظامی به شمار میرفت که نگهداری نادرست آن میتوانست به انفجار استودیو منجر شود.
خطرناکترین بخش کار، استفاده از پتاسیم سیانور برای ثبوت تصویر بود که گازی بسیار سمی آزاد میکرد و تماس پوستی با آن یا بلعیدن ناخواسته مقدار کمی از آن مرگ فوری را به دنبال داشت. در دوران ویکتوریا، بسیاری از عکاسان به دلیل عدم آگاهی از نکات ایمنی و کار در اتاقهای بدون تهویه مناسب، دچار مسمومیتهای مزمن ریوی، پوستی و عصبی میشدند. امروزه هنرمندانی مانند گای بلینگهام با رعایت پروتکلهای ایمنی مدرن، استفاده از ماسکهای فیلتردار و سیستمهای تهویه پیشرفته تلاش میکنند تا خطرات این جادوی شیمیایی را به حداقل برسانند.
روانشناسی عکاسی کند و بازگشت به اصالت هنر
جنبش عکاسی کند (Slow Photography) واکنشی روانشناختی و فرهنگی به شتابزدگی زندگی معاصر و فوریت دنیای مجازی است. در عکاسی کولیودون، به دلیل مراحل طولانی آمادهسازی، سوژه باید دقایق زیادی را روی صندلی بنشیند و با عکاس تعامل داشته باشد تا عکس نهایی ثبت شود. این انتظار طولانیمدت و سکون اجباری، حالتی از تمرکز و حضور در لحظه را ایجاد میکند که کاملاً متفاوت از تجربه ثبت دهها عکس پیاپی با گوشی تلفن همراه است. سوژه در این فرآیند متوجه ارزش زمان و اهمیتی که برای ثبت چهرهاش گذاشته میشود، خواهد شد.
این روش عکاسی نوعی مراقبه یا مدیتیشن به شمار میرود که در آن عکاس و سوژه در یک همکاری تنگاتنگ برای خلق یک اثر هنری شریک میشوند. پرترههای به دست آمده معمولاً حالتی جدی، عمیق و متفکرانه دارند، زیرا نگهداشتن یک لبخند مصنوعی برای چندین ثانیه مداوم غیرممکن است. به همین دلیل، چهرههای ثبتشده در آثار بلینگهام فاقد نقابهای اجتماعی روزمره بوده و اصالت روحی عمیقی را به نمایش میگذارند که بیننده را به فکر فرو میبرد.
تأثیر نور فرابنفش در ثبت جزئیات غیرقابل دیدن
یکی از شگفتیهای علمی عکاسی کولیودون مرطوب، حساسیت فوقالعاده آن به طیف نور فرابنفش (ultraviolet) است که خارج از محدوده دید انسان قرار دارد. این ویژگی باعث میشود تصاویری ثبت شوند که با آنچه ما با چشم غیرمسلح میبینیم تفاوتهای آشکاری دارند. به عنوان مثال، لکههای پوستی، ککومکها و آسیبهای ناشی از نور خورشید که در حالت عادی زیر پوست پنهان هستند، در عکسهای کولیودون با وضوح بالا و به رنگ تیره نمایان میشوند. این پدیده به پرترهها عمق و بافتی بسیار واقعی و در عین حال دراماتیک میبخشد که گویی تاریخچه زندگی فرد روی پوستش حک شده است.
علاوه بر پوست، رنگ لباسها و اشیاء نیز دستخوش تغییرات جالبی میشود؛ رنگهای گرم مانند قرمز و زرد که نور فرابنفش را جذب میکنند، در عکس به رنگ مشکی یا خاکستری تیره دیده میشوند، در حالی که رنگهای سرد مانند آبی روشن بسیار درخشان و سفید ثبت میگردند. این جابجایی در درک تناژ رنگها، کنتراستهای غیرمنتظرهای ایجاد میکند که به آثار گای بلینگهام هویتی منحصربهفرد میدهد. این نگاه علمی به نور، نشان میدهد که چگونه یک تکنولوژی قدیمی میتواند لایههای پنهان واقعیت را آشکار کند.
حضور عکاسی خیس در سینما و هنرهای معاصر
در سالهای اخیر، هنر عکاسی کولیودون مرطوب بار دیگر جایگاه خود را در گالریهای هنرهای معاصر و حتی صنعت سینما پیدا کرده است. کارگردانان و مدیران فیلمبرداری برای ایجاد حس واقعگرایی تاریخی و انتقال فضاهای تاریک و گوتیک، از این تکنیک یا شبیهسازیهای دقیق آن استفاده میکنند. به عنوان مثال، در ساخت فیلم فانوس دریایی (The Lighthouse) ساخته رابرت اگرز، از فیلترها و لنزهای خاصی استفاده شد تا ظاهر بصری فیلم کاملاً شبیه به صفحات عکاسی قرن نوزدهم ارتوکروماتیک شود. این رویکرد هنری نشان میدهد که زیباییشناسی سنتی هنوز تا چه حد بر ذهن مخاطبان تأثیرگذار است.
کلکسیونرهای هنری نیز ارزش زیادی برای صفحات اورجینال شیشهای (آمبروتایپ) و فلزی (تینتایپ) قائل هستند، زیرا این آثار به عنوان اشیای فیزیکی لمسشدنی، کیفیت موزهای دارند. گای بلینگهام با نمایش آثار خود در نمایشگاههای مختلف، توانسته است توجه منتقدان هنری را به این نکته جلب کند که عکاسی کولیودون صرفاً یک بازسازی تاریخی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای بیان مفاهیم فلسفی مانند زوال، مرگ، حافظه و گذر زمان است. آثار او نشان میدهند که چگونه گذشته میتواند در خدمت فهم عمیقتر امروز قرار گیرد.
راهنمای کاربردی برای شروع عکاسی کولیودون مرطوب امروز
برای کسانی که شیفته این جادوی سیاه و سفید شدهاند و میخواهند عکاسی کولیودون مرطوب را شروع کنند، مسیر همواری وجود ندارد اما تجربه آن بسیار ارزشمند است. نخستین قدم، تهیه یک دوربین قطع بزرگ (حداقل ۴ در ۵ اینچ یا بزرگتر) مجهز به یک هولدر شیشه مخصوص است که بتواند صفحات مرطوب را نگه دارد. همچنین خرید یک لنز قدیمی برنجی دوره ویکتوریا (مانند لنزهای پتزوال) به دلیل ایجاد بوکههای دایرهای شکل خاص و فوکوس نرم در لبهها، برای رسیدن به آن ظاهر کلاسیک بسیار توصیه میشود.
سپس باید به دنبال تهیه مواد شیمیایی پایه مانند کولیودون خام، اتر، الکل، نیترات نقره و اسیدهای ظهور رفت که به دلیل قوانین سختگیرانه حمل و نقل مواد شیمیایی، تهیه آنها ممکن است چالشبرانگیز باشد. ساخت یک تاریکخانه کوچک سیار با استفاده از چادرهای مسافرتی مخصوص و نور قرمز ایمن، بخش ضروری دیگری از کار است. شروع این مسیر نیازمند مطالعه دقیق کتابهای راهنما، شرکت در کارگاههای آموزشی و پذیرش شکستهای متعدد در اولین تلاشهاست؛ اما لحظهای که اولین تصویر نقرهای روی صفحه شیشهای در ظرف ثبوت ظاهر میشود، تمام سختیها فراموش خواهد شد.
جمعبندی نهایی
احیای روش عکاسی کولیودون مرطوب توسط هنرمندانی چون گای بلینگهام، فراتر از یک ادای احترام ساده به تاریخ است؛ این رویکرد نوعی طغیان هنری علیه شتابزدگی و مصرفگرایی بیحدومرز در عصر دیجیتال به شمار میرود. تصاویر شبحوار و فوقالعاده دقیقی که با این فرآیند ثبت میشوند، ارزش زمان، فیزیکالیته هنر و جادوی تعامل انسان با شیمی را به ما یادآوری میکنند. اهدای نشان همکار انجمن سلطنتی عکاسی به بلینگهام ثابت میکند که هنر اصیل، هرچقدر هم که سخت و کند باشد، جایگاه ابدی خود را در قلب فرهنگ بشری حفظ خواهد کرد و همواره مخاطبان را به شگفتی وا خواهد داشت.






