عنوان بلوک
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بریدهای از کتاب زیستنامه غریب شارل بودلر: شاعر رنجهای فرزانه
ای رنج من! فرزانه شو، و دمی آرام گیر. سطر نخست شعر «درونبینی» تنها پرترهای که بودلر خود از آن رضایت داشت در سرِ آغاز شارل بودلر را همگان (بدون هیچ تردید و استفهام) آغازگر راستین شعر «مدرن» میشناسند و میدانند. شاعری تمام قد و متفکری دقیق که به شعر…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بریدهای از کتاب «مگره و یکصد چوبه دار » نوشته ژرژ سیمنون
۱. بازرس مگره دست به جنایت میزند کسی متوجه نبود که چه اتفاقی دارد میافتد. هیچکس به فکرش هم نمیرسید که نمایشی در حال اجراست، آن هم در آن سالنِ انتظارِ ایستگاه کوچک قطار، جایی که فقط شش مسافر دلمرده انتظار میکشیدند، در میان بوی قهوه و آبجو و لیموناد.…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب «آقای نویسنده و همکارش» نوشته جان هاج
یادداشت مجموعه در مجموعهٔ «تئاتر و تاریخ» بناست نمایشنامههایی گنجانده شود که یا ماجرای آنها حول واقعهای تاریخی شکل گرفته یا شخصیتهای محوری نمایشنامه اشخاصی حقیقیاند. شاید این دستهبندی جزو دستهبندیهای مرسوم در ادبیات نمایشی نباشد، اما در پس آن چندین هدف نهفته است. اول اینکه بدین واسطه ممکن است…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب «ما یادآوری کاملی را برای شما ممکن میسازیم»، نوشته فیلیپ کی. دیک
مقدمهٔ مترجم فیلیپ کیندِرِد دیک فقید، یکی از بزرگترین نویسندههای ژانر علمیـ تخیلی است که تعداد زیادی رمان و داستان در این ژانر نوشته و برخی از آنان را با نامهای ریچارد فیلیپس و جَک داولِند به چاپ رسانده است. او جوایز متعددی برای آثار خود دریافت کرده و بارها…
- فناوری

نخستین جاده پوشش داده شده با پنلهای خورشیدی در فرانسه افتتاح شد
وقتی از پنلهای خورشیدی صحبت میکنیم، یاد بامهای پوشیده شده از این پنلها یا نیروگاههای محدود انرژی خورشیدی میافتیم، اما مکانهای عمومی در معرض نور خورشید دیگری هم هستند که غالبا فراموش میشوند و اگر مجهز به پنلهای خورشیدی شوند، تحولی در میزان تولید انرژی پاک ایجاد میکنند. جادهها در…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بریدهای از کتاب توطئه فلک سوم: کاوشگریهای دانته آلیگیری نوشته جولیو لئونی
سرآغاز عکا، سپیدهدم، ۲۸ مه ۱۲۹۱ میلادی با چنان صفیر بلندی آمد، انگار تمام مارهای صحرا بیدار شده بودند و سر از میان شنها بیرون میآوردند. گلوله سنگی داخل منجنیق (۱) را تا آنجا که میشد کشیده بودند. و بعد در اوج، درخشان و انگار بیحرکت، در آبی کمرنگ آسمان…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بریدهای از کتاب «وزارت والاترین سعادت» از آرونداتی روی
۱. پرندهها وقتی پیر شدند کجا میمیرند؟ در قبرستان مثل درخت زندگی میکرد. وقت طلوع، کلاغها را بدرقه میکرد و ورود خفاشها را به خانهشان خوشآمد میگفت. وقت غروب هم عکس این کار را میکرد. دراینمیان، با روح کرکسها که بالای شاخهها ظاهر میشد گفتوگو میکرد. فشار نرم چنگالهایشان را…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب «آزادی و سیاست» نوشته عبدالرحیم طالباف (طالبوف) تبریزی
زندگینامه عبدالرحیم طالباف تبریزی عبدالرحیم معروف به طالبوف در سال ۱۲۵۰ ه ق در کوی سرخاب تبریز از پدری به نام ابوطالب (فرزند علیمراد)، که نجار تهیدستی بود، به دنیا آمد. او شانزده یا هفده ساله بود که تبریز را ترک کرد و به تفلیس، که در آن هنگام کانون…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب «خلق و خوی ایرانیان در سه دهه اخیر» نوشته داود علی بابایی
به بهانه پیشگفتار میخواهم درباره خلق و خوی مردم ایران بنویسم ولی نه خلق و خوی دوران ایران باستان، نه ایران میانه و نه ایران معاصر بلکه درباره خلق و خوی ایران سه دهه اخیر یعنی از سال ۱۳۶۸ به بعد یعنی در ۲۷ ساله اخیر که جامعه و مردم…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بریدهای از کتاب شرارتی زیر آفتاب نوشته آگاتا کریستی
انتشارات هرمس 253 صفحه ترجمه: مجتبی عبداللّه نژاد فصل اول ۱ در سال ۱۷۸۲ وقتی ناخدا راجر انگمرینگ (۱) در جزیرهای در آن سوی خلیج لدرکومب (۲) برای خودش خانهای بنا کرد، به نظر کار بسیار عجیبی بود. از مردی مثل او که خانوادهای ثروتمند داشت انتظار میرفت قصر باشکوهی…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب قاصدک (از کرکوک تا واشنگتن )، نوشته پرند علوی
نشر مهراندیش 215 صفحه فصل اول بعدازظهری گرم و غمزده در کوچهپسکوچههای شهر کرکوک پسری لاغراندام با چشمانی وحشتزده ازآنچه دیده، با تمام وجود در حال دویدن بهطرف خانه بود تا خبر شومی را به مادرش بدهد. به کوچهٔ باریکی پیچید و وارد خانهای با در چوبی قدیمی شد. در…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بریدهای از کتاب عاشقانههای نادر ابراهیمی
نشر روزبهان 394 صفحه بارانِ رؤیای پاییز …بخواب هلیا، دیر است. دودْ دیدگانت را آزار میدهد. دیگر نگاه هیچکس بُخارِ پنجرهات را پاک نخواهدکرد. دیگر هیچکس از خیابانِ خالیِ کنارِ خانهٔ تو نخواهدگذشت. چشمانِ تو چه دارد که به شب بگوید؟ سگها رؤیای عابری را که از آنسوی باغهای نارنج…











