آیا بی‌حوصلگی و خستگی و تنبلی، می‌تواند در مواردی چیز خوبی هم باشد؟!

همه ما در تلاش هستیم که خستگی و بی‌حوصلگی را از خود دور کنیم اما شواهدی وجود دارد که شاید بهتر باشد دست از مبارزه برداریم و بی‌حوصلگی را با آغوش باز بپذیریم!

هرچند که بی‌حوصلگی حالت لذت بخشی نیست اما بدون معنا و نتیجه هم نیست.در واقع ما بی‌حوصله هستیم چون کنجکاو هستیم و چیزهای بیشتری از زندگی و شرایط می‌خواهیم، آن چه پیرامون ماست ما را ارضا نمی‌کند و از روزمرگی در عذاب هستیم. این حس و حالت می‌تواند راهنمای ما در خلق یک اتفاق بزرگ باشد، چرا که:


نتایج زنده فوتبال

بی‌حوصلگی خلاقیت را افزایش می‌دهد

وقتی خسته و بی‌حوصله هستیم شروع می‌کنیم به رویاپردازی، ارتباطات جدید در آینده و ایده‌هایی جدید که چه بسا به نوآوری منجر شود. مطالعات نشان داده است که بهترین فکرها و ایده‌ها در هنگام دوش گرفتن به ذهن ما خطور می‌کند در هنگام استحمام ذهن ما درگیری خاصی ندارد و این شانس را داریم که دنباله‌رو جریان سیال ذهن ‌شویم.

‌bored-1

زمانی که بر روی سوژه خاصی تمرکز می‌کنیم تفکر ما گرایش خطی دارد و در حقیقت در محدوده مشخص شده‌ای به دنبال نتیجه می‌گردد اما زمانی که ذهن ما به صورت آزاد پرسه می‌زند می‌تواند راه‌های جدید و خارج از مسیرهای گذشته پیدا کند.

بی‌حوصلگی می‌تواند الهام بخش ما در یافتن اهداف جدید، فرصت‌ها و ایده‌های نو باشد

هنگامی که ما از محیط اطراف و اهداف موجود خسته شدیم اغلب به دنبال جایگزین جدیدی می‌گردیم. در واقع خستگی جرقه‌ای برای تغییر شرایط حاضر است. در زمان خستگی ما به دنبال دغدغه ذهنی و حتی شاید مسئولیت جدیدی هستیم که اغلب به بروز ایده‌های جدید و تجربه‌های نو منجر می‌شود.

خستگی می‌تواند به ما کمک کند که در محل کار فردی موفق شویم

برخلاف ذهنیت موجود خستگی می‌تواند در محیط کار موجب موفقیت به خصوص در زمینه‌های خلاقیت شغلی شود. تمام مواردی که تا کنون با هم مرور کرده‌ایم می‌تواند در محیط سازمانی به بهره‌وری بیشتر منجر شود هرچند که ممکن است در ابتدای کار به صورت موقت بهره‌وری پایینی داشته باشیم اما یافتن راه‌حل‌های خلاقانه و ایده‌های نو کم کم ما را فرد مفیدتری خواهد ساخت.

bored-2

مطالعه انجام شده در سال گذشته نشان داد که راه‌حل‌های نوآورانه اغلب زمانی به وجود می‌آیند که فرد از روند کاری خود خسته شده است. برای آزمایش این نظریه به ۴۰ نفر کار خسته کننده‌ای مثل کپی کردن شماره‌های دفترچه تلفن و کارهایی از این قبیل دادند و سپس جلسه طوفان فکری تشکیل دادند و در خصوص کاربری یک جفت فنجان قهوه این گروه را با گروهی که قبلا در خصوص کاربری فنجان قهوه مستقیما کار می‌کردند و ایده می‌دادند مقایسه کردند، ایده‌های گروه اول پس از انجام دادن یه کار کسالت بار و خسته کننده به طرز جالبی خلاقانه‌تر بود.

تو تنها فرد بی‌حوصله دنیا نیستی

اگر هیچ کس از اطرافیان شما یا حتی مطالبی که امروز مرور کردید، حس بهتری نسبت به بی‌حوصلگی برای‌تان بوجود نیاورد و هنوز از این قضیه کلافه هستید، این واقعیت را در نظر داشته باشید که شما تنها نیستید و همیشه افراد زیادی هستند که این حس را تجربه می‌کنند.

در حالی که خستگی و بی‌حوصلگی می‌تواند معضلات و جنبه‌های منفی چون تمایل به سوء مصرف مواد، افسردگی، اضطراب، پرخوری و از دست دادن تمرکز داشته باشد و چون زهری در جنبه‌های مختلف زندگی رسوخ کند اما از دیدگاه دیگر می‌تواند فرصت خوبی برای ساختن روزهای بهتر باشد. در حقیقت بی‌حوصلگی به آن بدی که به نظر می‌رسد نیست، این‌بار که بی‌حوصله بودید تلفن خود را زمین بگذارید، تلویزیون را خاموش کنید و اجازه دهید سوار بر بال تخیل و فکر خود، پرواز را تجربه کنید.

منبع (+)

قبلی «
بعدی »

نظرات

  1. “I choose a lazy person to do a hard job. Because a lazy person will find an easy way to do it.”
    Bill Gates

  2. ممنون خانم شریف پور مقاله بسیار جالب و مفیدی بود
    بی حوصلگی از کار تکراری و خسته کننده روز مره به عنوان مثال در محل کار باعث میشه ایده های جدید و جالبی به ذهن آدم خطور کنه ، کاملا درسته

  3. خیلی معذرت میخوام

    اما بهترین ایده ها به نظرم از مستراح 😀 شکل میگیرن 😐

  4. احتمالا بهترین کار در زمان بی‌حولگی این باشد که (اگر مقدور است) کار را رها کنیم و به خودمان اجازه بدهیم فارغ از مسؤولیت‌ها و برنامه‌های جاری باشیم.

  5. جالب بود! امروز بهم خبر دادن که توی محل کارم از بخش تعمیرونگهداری قراره بیام بیرون ترفیع بگیرم برم بخش مهندسی! می دونید چرا من؟ در صورتی که دوتا همکار دیگم که با هم تعمیرونگهداری بودیم مدرکشون ارشد هست و من لیسانس؟ به خاطر اینکه وقتی بهم یه کار یدی می دادن که دوست نداشتم انجامش بدم از زیرش در میرفتم و میومدم مینشستم تو اتاق پشت لپ تاپم. یه کم وب گردی می کردم بعدش با خودم میگفتم باید یه کاری بکنم که کسی بعدا گیر نده بهم که چرا کاری که بهت گفته شد انجام ندادی. فکر می کردم باید یه کار بزرگ باشه! از اونایی که دوست دارم. شروع می کردم یه سیستم رو انتخاب می کردم در موردش مقاله می نوشتم، نواقصشو توضیح میدادم، راه حل برای بهتر شدن کار ارائه می دادم، و و و. اینا رو مقاله و پژوهش و گزارش میکردم و می دادم به مدیریت! این کاری بود که دوست داشتم و از ۸ ساعت کار ۷ ساعت بهش می پرداختم و نتیجه هم داد!! حالا همکارام فکر می کردن اگه هرچی بهشون گفتن بگن چشم پیشرفت می کنن!

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.

قابل توجه شما

پیشنهادات ما

پیشنهاد می‌کنیم