تاریخچه تکامل موتورهای احتراق داخلی | شگفتیهای مهندسی
شناخت سیر تحول ابزارهایی که دنیای ما را به حرکت درآوردند همواره جذاب و تفکربرانگیز بوده است. در این مطلب قصد داریم تا تاریخچه تکامل موتورهای احتراق داخلی را بررسی کنیم و ببینیم چگونه چند ایده خام آزمایشگاهی به غولهای فلزی و مینیاتوری امروزی تبدیل شدند. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا موتورهای پیستونی علیرغم تمام محدودیتهای فیزیکی هنوز قلب تپنده جادهها هستند؟ در این سفر مهندسی با بررسی دقیق و فنی ابداعات مخترعان بزرگ به این سوالات پاسخ خواهیم داد.
فهرست مطالب
- ۱. آزمایشهای باروت و ایدههای نخستین هویگنس و پاپن
- ۲. موتور اتمسفری نیوکامن؛ خاستگاه اولیه مهار قدرت گازها
- ۳. موتور گازسوز اتین لنوار؛ نخستین گام در تجاریسازی احتراق داخلی
- ۴. نیکولاس اتو و فرمولاسیون چرخه چهارزمانه
- ۵. گوتلیب دایملر و ویلهلم مایباخ؛ پیشگامان سبکسازی موتور
- ۶. کارل بنز و ساخت اولین خودروی مجهز به پیشرانه بنزینی
- ۷. رودولف دیزل و خلق نظریه احتراق متراکم با راندمان بالا
- ۸. چالشهای فنی و مرگ رازآلود رودولف دیزل
- ۹. انقلاب در جرقهزنی با ابداع سیستم مگنتی روبرت بوش
- ۱۰. تکامل سرسیلندر و آرایش سوپاپها از میل سوپاپهای جانبی به DOHC
- ۱۱. کادیلاک و توسعه اولین موتورهای هشتسیلندر خورجینی
- ۱۲. آلفرد بوچی و تولد سیستمهای پرخوران توربوشارژر
- ۱۳. فلیکس وانکل و ایده موتورهای دورانی بدون پیستون رفت و برگشتی
- ۱۴. بحران سوخت دهه هفتاد و جهش از کاربراتور به انژکتور الکترونیکی
- ۱۵. سیستم زمانبندی متغیر سوپاپها و انقلاب راندمان در دورهای بالا
- ۱۶. متالورژی نوین و گذار از بلوکهای چدنی به آلیاژهای آلومینیوم و پوشش نیکاسیل
- ۱۷. کوچکسازی موتورها و ترکیب سه سیلندرها با توربوشارژرهای هوشمند
- ۱۸. سیستمهای ضریب تراکم متغیر و شاهکار مهندسی اینفینیتی
- ۱۹. تزریق مستقیم بنزین و مدیریت دقیق اتمیزه شدن سوخت در محفظه
- ۲۰. سوختهای مصنوعی و هیدروژن؛ افقهای نوین بقای موتورهای احتراقی
۱. آزمایشهای باروت و ایدههای نخستین هویگنس و پاپن
در اواخر قرن هفدهم میلادی زمانی که فلاسفه طبیعی متوجه پتانسیل نهفته در اختلاف فشار هوا شدند آزمایشهای متعددی برای استفاده از نیروی انفجار جهت انجام کار مکانیکی صورت گرفت. کریستیان هویگنس (Christiaan Huygens) فیزیکدان برجسته هلندی با همکاری دستیار توانمندش دنیس پاپن (Denis Papin) در سال ۱۶۸۰ میلادی دستگاهی طراحی کرد که با سوزاندن مقادیر اندکی باروت در داخل یک سیلندر نیروی محرکهای تولید میکرد که میتوانست پیستون را به سمت بالا هدایت کند. این سیستم با وجود خلاقیت بالا به دلیل عدم توانایی در کنترل سرعت احتراق باروت و ایجاد رسوبات فراوان کربنی در سیلندر عملاً کارایی مداوم نداشت ولی پایهگذار تفکر استفاده از نیروی منبسطکننده حاصل از انفجار سوخت در داخل یک سیلندر بسته شد. فرآیند خنک شدن گازهای حاصل از انفجار باروت سبب ایجاد خلاء نسبی در سیلندر میشد که فشار اتمسفر را وادار به پایین راندن پیستون میکرد و این دقیقاً همان چرخه کاری بود که مهندسان بعدی برای ابداع ماشینهای حرارتی از آن الهام گرفتند.
دنیس پاپن که از محدودیتهای ایمنی و عملیاتی باروت به ستوه آمده بود متوجه شد که بخار آب متراکم میتواند جایگزین بسیار پایدارتر و ایمنتری برای گازهای ناشی از انفجار باروت باشد. او با طراحی سیلندرهایی که آب در داخل آنها جوشانده و سپس سرد میشد توانست حرکتی مداوم ایجاد کند که هرچند کند بود مبانی فیزیک ترمودینامیک را به شدت توسعه داد. این انتقال تمرکز از باروت به بخار آب داغ نشاندهنده بنبستی موقت در توسعه موتورهای احتراق داخلی بود چرا که آلیاژهای فلزی آن زمان توانایی تحمل تنشهای ناشی از انفجار مداوم سوختهای جامد را نداشتند. با این حال دستاوردهای تئوریک این دو دانشمند بزرگ به وضوح نشان داد که محصور کردن یک عامل منبسطشونده در سیلندر متحرک کلید اصلی غلبه بر نیروی جاذبه و انجام کارهای سخت مهندسی است.
۲. موتور اتمسفری نیوکامن؛ خاستگاه اولیه مهار قدرت گازها
در سال ۱۷۱۲ میلادی توماس نیوکامن (Thomas Newcomen) مخترع انگلیسی با تلفیق تجربیات پیشین ماشین بخار اتمسفری خود را معرفی کرد که برای تخلیه آب معادن عمیق زغالسنگ طراحی شده بود. این ماشین غولپیکر از احتراق زغالسنگ برای تولید بخار استفاده میکرد و با تزریق مستقیم آب سرد به درون سیلندر فرآیند تقطیر بخار و ایجاد خلاء را سرعت میبخشید تا فشار اتمسفر پیستون سنگین را به پایین حرکت دهد. اگرچه موتور نیوکامن به دلیل اتلاف شدید انرژی حرارتی ناشی از گرم و سرد شدن مداوم بدنه سیلندر راندمان بسیار پایینی در حدود یک درصد داشت اما برای نخستین بار نشان داد که میتوان از سوختهای فسیلی برای ایجاد کار مکانیکی مداوم و بیوقفه در مقیاس صنعتی بهره گرفت. این موتورها دریچهای نو به سوی انقلاب صنعتی گشودند و توجه مهندسان جوان را به بهینهسازی فرآیندهای انتقال حرارت و چرخههای ترمودینامیکی جلب کردند تا بستری مناسب برای بازگشت به ایده موتورهای احتراق داخلی واقعی فراهم شود.
۳. موتور گازسوز اتین لنوار؛ نخستین گام در تجاریسازی احتراق داخلی
در سال ۱۸۶۰ میلادی مخترع بلژیکی ساکن فرانسه به نام ژان جوزف اتین لنوار (Jean Joseph Etienne Lenoir) موفق شد نخستین موتور احتراق داخلی تجاری جهان را که با گاز زغالسنگ کار میکرد به مرحله تولید انبوه برساند. موتور لنوار یک ماشین دوطرفه بدون تراکم اولیه بود که در آن مخلوط گاز و هوا در نیمه اول حرکت پیستون به داخل سیلندر مکیده میشد و سپس با ایجاد یک جرقه الکتریکی حاصل از باتری و کویل القایی مشتعل میگشت. این موتور به دلیل عدم فشردهسازی مخلوط سوخت و هوا پیش از جرقهزنی بازده حرارتی بسیار پایینی در حدود چهار درصد داشت و مقدار زیادی گاز مصرف میکرد ولی عملکرد نرم، بیصدا و امکان راهاندازی سریع آن سبب شد که در کارگاههای کوچک پاریس به عنوان جایگزینی مناسب برای موتورهای بخار بزرگ مورد استقبال قرار گیرد.
نوآوری لنوار در استفاده از سیستم جرقهزنی الکتریکی مجهز به شمع جرقهزنی دستاورد فنی بینظیری بود که مسیر توسعه سیستمهای کنترلی موتورهای بعدی را هموار ساخت. کمپانیهای متعددی در فرانسه و انگلستان تحت لیسانس لنوار شروع به ساخت این موتورها کردند که برای مصارف سبک مانند چاپخانهها و پمپهای آب استفاده میشد. مشکل اصلی این پیشرانهها دمای بسیار بالای قطعات متحرک به دلیل احتراق مداوم و عدم کارایی سیستم خنککاری بود که منجر به گریپاژ کردن پیستونها و فرسودگی سریع رینگها میشد. با این حال لنوار ثابت کرد که موتورهای احتراق داخلی میتوانند به عنوان یک منبع نیروی مستقل، ابعادی بسیار کوچکتر از تاسیسات دیگ بخار داشته باشند و بدون نیاز به تکنسینهای متعدد به کار خود ادامه دهند.
۴. نیکولاس اتو و فرمولاسیون چرخه چهارزمانه
در سال ۱۸۷۶ میلادی مهندس آلمانی نیکولاس آگوست اتو (Nicolaus August Otto) با الهام از تئوریکهای فرانسوی بهویژه آلفونس بو د روشا (Alphonse Beau de Rochas) موتور چهارزمانه انقلابی خود را توسعه داد که تحولی بنیادین در راندمان موتورها ایجاد نمود. او متوجه شد که برای دستیابی به قدرت بالا و راندمان حرارتی مناسب مخلوط سوخت و هوا باید پیش از جرقهزنی به شدت متراکم شود تا انرژی پتانسیل مولکولها به حداکثر برسد. چرخه ابداعی او شامل مراحل مکش، تراکم، قدرت و تخلیه بود که با نام چرخه اتو (Otto cycle) در دنیای مهندسی ثبت شد و توانست راندمان موتور را به بیش از پانزده درصد برساند. موتور اتو که با گاز کار میکرد به دلیل عملکرد پایدار و صدای نسبتاً کم بلافاصله بازار ماشینآلات صنعتی را تسخیر نمود و شرکت گازموتورن فابریک دوتس (Gasmotoren-Fabrik Deutz) را به بزرگترین قطب تولید موتور جهان در آن دوران تبدیل کرد.
۵. گوتلیب دایملر و ویلهلم مایباخ؛ پیشگامان سبکسازی موتور
پس از خروج از شرکت دوتس دو مهندس نابغه آلمانی یعنی گوتلیب دایملر (Gottlieb Daimler) و ویلهلم مایباخ (Wilhelm Maybach) در کارگاه شخصی خود در اشتوتگارت تمرکز خود را بر روی طراحی موتوری سبک و پردور گذاشتند که بتوان از آن در وسایل نقلیه متحرک استفاده کرد. آنها در سال ۱۸۸۵ میلادی موتوری مجهز به لوله داغ جرقهزنی و کاربراتور تبخیری ساختند که به دلیل شکل ظاهری سیلندرش به ساعت پدربزرگ معروف شد و میتوانست به دور شگفتانگیز ششصد دور در دقیقه دست یابد. مایباخ با ابداع کاربراتور اسپری نازل انقلابی در شیوه مخلوطسازی سوخت مایع با هوا ایجاد کرد که امکان استفاده ایمن و پایدار از بنزین سبک را به عنوان سوخت اصلی فراهم ساخت. این پیشرانه سبکوزن بلافاصله بر روی یک دوچرخه چوبی نصب شد که به عنوان نخستین موتورسیکلت جهان شناخته میشود و نشان داد که دوران موتورهای سنگین کارگاهی به پایان رسیده است.
تلاشهای دایملر و مایباخ متمرکز بر افزایش نسبت قدرت به وزن پیشرانه بود تا بتوان آن را روی کالسکه نصب کرد. سیستم جرقهزنی لوله داغ گازسوز آنها اگرچه خطرات آتشسوزی به همراه داشت اما سرعت احتراق را برای رسیدن به دورهای بالاتر بهینهسازی کرد. این دو مهندس با درک نیاز بازار به حمل و نقل سریعتر به طراحی اولین پیشرانه دو سیلندر خورجینی در سال ۱۸۸۹ میلادی دست زدند که تعادل حرکتی بهتری داشت. این ابداع به عنوان الگوی اولیه تمام موتورهای چندسیلندر بعدی قرار گرفت و راه را برای تولید انبوه خودروهای تجاری هموارتر کرد.
۶. کارل بنز و ساخت اولین خودروی مجهز به پیشرانه بنزینی
در حالی که دایملر بر روی موتورهای چندمنظوره کار میکرد کارل بنز (Karl Benz) در مانهایم به صورت همزمان بر روی یک رویکرد یکپارچه متمرکز بود تا خودرویی را طراحی کند که موتور جزء لاینفک شاسی آن باشد. بنز در سال ۱۸۸۶ میلادی حق اختراع خودروی سه چرخ خود را دریافت کرد که مجهز به یک موتور تکسیلندر افقی چهارزمانه با قدرت تقریبی یک اسب بخار بود. او سیستم جرقهزنی الکتریکی مجهز به باتری مرطوب و شمع انحصاری خود را طراحی کرد که بسیار ایمنتر از سیستم لوله داغ دایملر کار میکرد و پایداری عملکردی بینظیری داشت. سفر تاریخی همسر او برتا بنز (Bertha Benz) با این خودرو در سال ۱۸۸۸ میلادی به همراه فرزندانش قابلیت اطمینان و کاربردی بودن این پیشرانه را به تمام جهان اثبات کرد و صنعت نوپای خودروسازی را به طور رسمی کلید زد.
۷. رودولف دیزل و خلق نظریه احتراق متراکم با راندمان بالا
رودولف دیزل (Rudolf Diesel) مهندس آلمانی الاصل متولد پاریس با مطالعه قوانین ترمودینامیک کارنو متوجه شد که چرخههای موجود اتلاف انرژی بسیار بالایی دارند و تصمیم گرفت موتوری با راندمان تئوریک نزدیک به ایدهآل طراحی کند. او در سال ۱۸۹۳ میلادی ایده موتوری را ثبت کرد که در آن نیازی به سیستم جرقهزنی الکتریکی نبود و سوخت با پاشش به درون هوایی که بر اثر تراکم شدید بسیار داغ شده بود خودبهخود مشتعل میشد. دیزل پس از سالها آزمایشهای خطرناک و انفجارهای پیاپی در کارخانههای مان (MAN) توانست نمونه آزمایشی موفقی بسازد که بازدهی معادل بیست و شش درصد داشت که بیش از دو برابر موتورهای بنزینی آن دوران بود. این کارایی شگفتانگیز توجه صنایع سنگین و کشتیرانی را جلب کرد زیرا امکان استفاده از سوختهای سنگینتر و ارزانتر نفتی را فراهم میکرد.
طرح اولیه دیزل به دلیل فشار بالای سیلندرها نیازمند دیوارههای چدنی بسیار ضخیم و سنگین بود که استفاده از آن را در خودروهای سبک ناممکن میساخت. پاشش سوخت در این موتورهای اولیه با کمک کمپرسورهای هوای بزرگ و پرفشار انجام میشد که فضای زیادی را اشغال میکردند. با این حال قدرت گشتاور بالا در دورهای پایین موتورهای دیزلی آنها را به گزینهای بیرقیب برای لوکوموتیوها و کشتیهای تجاری تبدیل کرد. رودولف دیزل با این اختراع توازن قوای ژئوپلیتیک انرژی را تغییر داد و وابستگی صنایع ترابری را به زغالسنگ کاهش داد.
۸. چالشهای فنی و مرگ رازآلود رودولف دیزل
توسعه تجاری موتورهای دیزل با چالشهای حقوقی متعدد و نقصهای فنی اولیه در سیستمهای تزریق سوخت همراه بود که فشار روانی شدیدی بر رودولف دیزل وارد کرد. در سپتامبر سال ۱۹۱۳ میلادی در حالی که دیزل سوار بر کشتی مسافربری به سمت انگلستان بود تا در افتتاحیه یک کارخانه جدید شرکت کند به طرز مرموزی در آبهای کانال مان غرق شد. شایعات بسیاری پیرامون مرگ او وجود دارد از جمله خودکشی به دلیل بحرانهای مالی یا ترور توسط جاسوسان دولتی که مایل نبودند فناوری موتورهای دیزلی او به دست نیروی دریایی بریتانیا برسد. با وجود مرگ غمانگیز او مهندسان شرکتهای مان و کروپ (Krupp) راه او را ادامه دادند و با حذف کمپرسور هوا سیستم تزریق مستقیم سوخت را بهینهسازی کردند که منجر به پیدایش موتورهای دیزل سبکتر و کارآمدتر شد.
۹. انقلاب در جرقهزنی با ابداع سیستم مگنتی روبرت بوش
یکی از بزرگترین موانع در راه افزایش دور موتور و قابلیت اطمینان خودروهای اولیه ضعف سیستمهای جرقهزنی الکتریکی مبتنی بر باتریهای ناپایدار آن زمان بود. روبرت بوش (Robert Bosch) با همکاری مهندس ارشد خود گوتلوب هانولد (Gottlob Honold) در سال ۱۹۰۲ میلادی سیستم جرقهزنی مگنتی ولتاژ بالا را ابداع کرد که برق مورد نیاز برای شمع را مستقیماً از چرخش خود موتور تامین مینمود. این قطعه الکترومکانیکی دقیق توانست جرقهای قوی و به موقع را در محفظه احتراق ایجاد کند و محدودیت دور موتور را که پیش از آن به حدود هزار دور در دقیقه محدود بود از میان بردارد. این اختراع تجاری نام بوش را به عنوان یک غول صنعتی جهانی ثبت کرد و به تولیدکنندگان خودرو اجازه داد تا پیشرانههایی با سرعت و دوام بسیار بالاتر طراحی کنند.
سیستم مگنتی بوش پایداری فوقالعادهای در شرایط مرطوب و لرزشهای شدید جاده داشت که برای خودروهای مسابقهای آن دوران حیاتی بود. هانولد همچنین شمعهای مدرن با عایق سرامیکی را توسعه داد که توانایی تحمل دماهای بسیار بالا درون محفظه احتراق را داشتند. این پیشرفت فنی باعث شد تا پدیده خودسوزی پیشرس مخلوط سوخت و هوا کاهش یابد و مهندسان بتوانند نسبت تراکم موتورها را بالا ببرند. با این ابداع کارایی کلی موتورهای بنزینی بهبود یافت و استانداردهای جدیدی برای سیستمهای برقی خودرو تعریف شد.
۱۰. تکامل سرسیلندر و آرایش سوپاپها از میل سوپاپهای جانبی به DOHC
در سالهای آغازین قرن بیستم اکثر موتورها از آرایش سوپاپهای جانبی استفاده میکردند که به دلیل شکل نامناسب محفظه احتراق راندمان تنفسی ضعیفی داشتند. تیم مهندسی شرکت پژو (Peugeot) به رهبری ارنست هنری (Ernest Henry) در سال ۱۹۱۲ میلادی با طراحی یک موتور مسابقهای مجهز به دو میل سوپاپ روی سرسیلندر (DOHC) و چهار سوپاپ برای هر سیلندر انقلابی در مهندسی جریان گازها به پا کرد. این طراحی نوین مسیر ورود مخلوط سوخت و هوا و خروج گازهای ناشی از احتراق را بسیار مستقیم و روان ساخت که منجر به افزایش چشمگیر دور موتور و راندمان حجمی پیشرانه گردید. آرایش دو میل سوپاپ رو سرسیلندر امروزه به عنوان استاندارد طلایی در طراحی موتورهای مدرن برای دستیابی به حداکثر قدرت و مصرف بهینه سوخت پذیرفته شده است.
استفاده از چهار سوپاپ در هر سیلندر علاوه بر افزایش مساحت مجاری ورود و خروج گازها امکان قرارگیری شمع جرقهزنی در مرکز دقیق محفظه احتراق را فراهم آورد. این چیدمان هندسی زمان انتشار شعله را کوتاه کرد و احتمال پدیده کوبش موتور را به طور محسوسی کاهش داد. مهندسان توانستند نسبتهای تراکم بالاتری را بدون ترس از آسیب به پیستونها انتخاب کنند. بدین ترتیب موتورهای با حجم کوچکتر توانایی تولید قدرتهای بسیار بالاتر را پیدا کردند که برای مسابقات اتومبیلرانی و بعدها خودروهای شهری اهمیت زیادی داشت.
۱۱. کادیلاک و توسعه اولین موتورهای هشتسیلندر خورجینی
با افزایش وزن خودروها نیاز به قدرت بیشتر بدون افزایش طول موتور احساس میشد که این امر مهندسان را به سمت طراحی موتورهای چندسیلندر با آرایش خورجینی سوق داد. در سال ۱۹۱۴ میلادی شرکت آمریکایی کادیلاک (Cadillac) تحت مدیریت هنری لیلاند (Henry Leland) نخستین موتور هشتسیلندر خورجینی (V8) با تولید انبوه را به بازار معرفی کرد که با زاویه نود درجه بین بلوکهای سیلندر طراحی شده بود. این پیشرانه که به موتور الهد (L-head) معروف شد کارکردی فوقالعاده نرم و بدون لرزش داشت و گشتاور عظیمی تولید میکرد که خودروهای لوکس کادیلاک را به نماد قدرت و آرامش در سواری تبدیل نمود. طراحی موتورهای هشتسیلندر خورجینی از آن زمان به بعد به بخش مهمی از فرهنگ صنعتی و مهندسی خودرو در آمریکا تبدیل شد و تا دههها استانداردی برای قدرت بالا به شمار میرفت.
۱۲. آلفرد بوچی و تولد سیستمهای پرخوران توربوشارژر
افت قدرت موتورها در ارتفاعات بالا به دلیل رقیق شدن هوا چالشی بزرگ برای موتورهای هواپیماها در اوایل قرن بیستم بود که مهندس سوئیسی آلفرد بوچی (Alfred Buchi) را به فکر چاره انداخت. بوچی در سال ۱۹۰۵ میلادی اختراع توربوشارژر را ثبت کرد که با استفاده از انرژی هدررفته گازهای اگزوز یک توربین را میچرخاند تا کمپرسوری را برای فشردهسازی هوای ورودی به موتور به حرکت درآورد. این فناوری در جریان جنگ جهانی اول و دوم بر روی موتورهای هواپیماها و کشتیها به کار گرفته شد و توانست بدون افزایش حجم موتور قدرت خروجی را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد. ورود توربوشارژر به دنیای خودروهای سواری در دهههای بعد مفهوم جدیدی از راندمان و قدرت را معرفی کرد و یکی از ارکان کلیدی مهندسی پیشرانه مدرن شد.
۱۳. فلیکس وانکل و ایده موتورهای دورانی بدون پیستون رفت و برگشتی
در دهه ۱۹۵۰ میلادی مهندس آلمانی فلیکس وانکل (Felix Wankel) طرحی کاملاً متفاوت برای موتورهای احتراق داخلی ارائه کرد که در آن خبری از پیستونهای رفت و برگشتی و میللنگهای سنگین نبود. موتور وانکل (Wankel engine) از یک روتور مثلثیشکل دوار درون یک محفظه اپیتروکلوئیدی استفاده میکرد که در هر دور چرخش سه مرحله احتراق مجزا را انجام میداد و قدرتی بسیار بالا را از حجمی کوچک استخراج میکرد. شرکت خودروسازی ژاپنی مزدا (Mazda) با خرید این فناوری توسعه آن را بر عهده گرفت و مدلهای نمادینی همچون مزدا RX-7 را با این پیشرانه روانه بازار کرد. با وجود مزایای بینظیری چون وزن کم، حجم کوچک و دور موتورهای بسیار بالا مشکلات مربوط به فرسودگی سریع آببندهای گوشه روتور و مصرف بالای روغن و سوخت مانع از همهگیری این تکنولوژی شد.
مهندسان مزدا سالها تلاش کردند تا فرمولهای متالورژیکی جدیدی برای کاهش اصطکاک و سایش این آببندها پیدا کنند. طراحی محفظه احتراق کشیده در موتور وانکل زمان کافی برای سوختن کامل هیدروکربنها را فراهم نمیکرد که این امر منجر به آلایندگی بالای اگزوز میشد. استانداردهای سختگیرانه محیطزیستی در اواخر قرن بیستم ضربه نهایی را به این موتورهای جذاب زد. با این حال کارکرد بدون لرزش و صدای زوزه نمادین این پیشرانهها همچنان در قلب علاقهمندان به مهندسی به عنوان یک هنر صنعتی جایگاه ویژهای دارد.
۱۴. بحران سوخت دهه هفتاد و جهش از کاربراتور به انژکتور الکترونیکی
بحرانهای نفتی سال ۱۹۷۳ میلادی و وضع قوانین جدید زیستمحیطی در ایالات متحده مهندسان را وادار کرد تا سیستمهای کاربراتوری ناکارآمد را که کنترل دقیقی روی نسبت هوا به سوخت نداشتند کنار بگذارند. توسعه سیستمهای انژکتور الکترونیکی با کنترل کامپیوتری (EFI) به سرپرستی شرکت بوش و با معرفی سیستم دیجترونیک (D-Jetronic) آغازگر دوران جدیدی از مهندسی احتراق شد. سنسورهای مختلف با اندازهگیری دمای موتور، میزان هوای ورودی و دور موتور سیگنالهایی به واحد کنترل الکترونیکی (ECU) ارسال میکردند تا زمان پاشش سوخت را با دقت میلیثانیه تنظیم کند. این تحول بزرگ نه تنها مصرف سوخت خودروها را به طور چشمگیری کاهش داد بلکه امکان استفاده از کاتالیزورهای اگزوز را برای کاهش گازهای سمی فراهم ساخت.
سیستمهای انژکتور اولیه با فشار پایین کار میکردند و سوخت را در پشت سوپاپ ورودی اسپری میکردند. این روش هرچند کامل نبود باز هم نسبت به کاربراتورها که توزیع نامتوازنی در سیلندرهای مختلف داشتند برتری فوقالعادهای داشت. مهندسان به تدریج با قرار دادن سنسور اکسیژن در اگزوز لوپهای کنترلی بستهای ساختند که به صورت لحظهای آلایندگی را رصد میکرد. این یکپارچگی الکترونیک و مکانیک آغازگر عصر مکاترونیک در صنایع خودرو بود و تعریف سنتی تعمیر و نگهداری موتورها را تغییر داد.
۱۵. سیستم زمانبندی متغیر سوپاپها و انقلاب راندمان در دورهای بالا
در موتورهای سنتی زمانبندی باز و بسته شدن سوپاپها ثابت بود که این امر سازشی ناخواسته میان کارکرد نرم در دورهای پایین و قدرت بالا در دورهای بالای موتور ایجاد میکرد. شرکت ژاپنی هوندا (Honda) در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی با معرفی سیستم انقلابی VTEC توانست این محدودیت فیزیکی را با استفاده از پروفیلهای بادامک چندگانه بر روی یک میلسوپاپ حل کند. این سیستم در دورهای پایین بادامکی با بالابری کم را فعال میکرد تا گشتاور و مصرف سوخت بهینه شود و در دورهای بالا با فعال کردن بادامکهای بلندتر تنفس موتور را برای تولید حداکثر قدرت افزایش میداد. پس از هوندا سایر خودروسازان مانند بیامو با سیستم ونوس (VANOS) و تویوتا با سیستم VVT-i نسخههای اختصاصی خود را برای دستیابی به راندمان بهینه در تمام شرایط کاری موتور توسعه دادند.
۱۶. متالورژی نوین و گذار از بلوکهای چدنی به آلیاژهای آلومینیوم و پوشش نیکاسیل
تکامل موتورهای احتراق داخلی تنها محدود به بخشهای مکانیکی نبود و پیشرفت در متالورژی و علم مواد نقشی اساسی در این مسیر ایفا کرد. تا سالها بلوک موتورها از چدنهای سنگین ساخته میشدند تا بتوانند در برابر فشارهای بالای احتراق مقاومت کنند اما وزن زیاد آنها بازدهی خودرو را کاهش میداد. با توسعه آلیاژهای آلومینیومی جدید خودروسازان توانستند بلوکهایی سبکتر بسازند که انتقال حرارت بهتری داشتند و برای محافظت از دیواره سیلندرهای آلومینیومی ضعیف در برابر اصطکاک رینگها از پوششهای سختی مانند نیکاسیل (Nikasil) استفاده کردند. این پیشرفتها به مهندسان اجازه داد تا وزن کلی پیشرانه را تا چهل درصد کاهش دهند و در عین حال استحکام ساختاری موتور را در برابر تنشهای حرارتی بالا حفظ نمایند.
۱۷. کوچکسازی موتورها و ترکیب سه سیلندرها با توربوشارژرهای هوشمند
در هزاره جدید قوانین سختگیرانه کاهش تولید گاز کربن دیاکسید خودروسازان را به سمت مفهوم کوچکسازی موتورها (Downsizing) سوق داد که هدف آن جایگزینی موتورهای پرحجم اتمسفریک با نمونههای کمحجم مجهز به توربوشارژر بود. موتورهای سه سیلندر توربوشارژ مانند پیشرانههای اکوبوست (EcoBoost) فورد نشان دادند که میتوان از یک موتور یک لیتری قدرتی معادل یا حتی بیشتر از یک موتور چهارسیلندر ۱.۶ لیتری قدیمی استخراج کرد. توربوشارژرهای مدرن با استفاده از هندسه متغیر توربین و سیستمهای اسکرول دوگانه تاخیر توربو را به حداقل رسانده و گشتاور مناسبی را در دورهای پایین موتور فراهم میکنند که برای رانندگی روزمره شهری ایدهآل است.
حذف یک سیلندر به معنای کاهش تلفات ناشی از اصطکاک رینگ پیستونها با دیواره سیلندر و سبکتر شدن قطعات متحرک داخلی بود. چالش بزرگ مهندسان در این طرح لرزشهای طبیعی موتورهای سه سیلندر به دلیل عدم تقارن در چرخههای احتراق بود. برای رفع این مشکل از میللنگهای بالانسکننده سنگینتر و دستهموتورهای هیدرولیکی پیشرفته استفاده شد که ارتعاشات را به کابین منتقل نمیکردند. این موتورهای کوچک امروزه شاکله اصلی خودروهای هیبریدی را تشکیل میدهند و به عنوان ژنراتورهای کارآمد عمل میکنند.
۱۸. سیستمهای ضریب تراکم متغیر و شاهکار مهندسی اینفینیتی
برای دههها مهندسان بر این باور بودند که نسبت تراکم هندسی یک موتور پس از ساخت ثابت است و نمیتوان آن را در حین کار تغییر داد مگر اینکه سیستمهای مکانیکی پیچیدهای طراحی شود. کمپانی اینفینیتی (Infiniti) در سال ۲۰۱۸ میلادی با معرفی پیشرانه VC-Turbo به این رویای دیرینه جامه عمل پوشاند و موتوری با ضریب تراکم متغیر تولید کرد. این سیستم با استفاده از یک بازوی متحرک برقی متصل به شاتونها میتواند ارتفاع پیستون در نقطه مرگ بالا را تغییر داده و نسبت تراکم را بین ۸:۱ برای حداکثر قدرت تحت بوست توربو تا ۱۴:۱ برای راندمان بالا و مصرف کم تغییر دهد. این ابداع فیزیک صلب موتورهای سنتی را به چالشی جدی کشید و نشان داد که کنترل مکانیکی هوشمند هنوز راههای نرفته بسیاری در پیش دارد.
مکانیسم چندپیوندی این موتور نیروهای جانبی وارد بر پیستون را کاهش میدهد که منجر به کاهش اصطکاک و سایش دیواره سیلندر میشود. میکروپروسسورهای پیشرفته خودرو در هر ثانیه هزاران بار شرایط جاده و فشار پدال گاز را تحلیل میکنند تا بهترین نسبت تراکم را انتخاب کنند. این موتور رفتار دوگانهای دارد که در رانندگی آرام مانند یک موتور دیزلی کممصرف و در شتابگیری مانند یک پیشرانه اسپرت بنزینی عمل میکند. این شاهکار مهندسی پیچیدهترین مکانیسم متحرک پیستونی ساخته شده در تاریخ خودروسازی است.
۱۹. تزریق مستقیم بنزین و مدیریت دقیق اتمیزه شدن سوخت در محفظه
سیستمهای تزریق مستقیم بنزین (GDI) با پاشش سوخت با فشار بسیار بالا (تا بیش از ۳۵۰ بار) مستقیماً به داخل محفظه احتراق به جای منیفولد ورودی راندمان احتراق را دگرگون کردند. این فرآیند با خنک کردن هوای درون سیلندر بر اثر تبخیر سریع بنزین به موتور اجازه میدهد تا با نسبت تراکم بالاتری کار کند بدون اینکه دچار پدیده مخرب کوبش شود. این تزریق فوقالعاده دقیق به مهندسان اجازه داد تا استراتژیهای احتراق لایهای را پیادهسازی کنند که در آن مخلوط غنی از سوخت فقط در اطراف شمع متمرکز میشود و بقیه فضای سیلندر را هوای رقیق پر میکند که این امر مصرف سوخت را در حالت درجا کار کردن به شدت کاهش میدهد.
۲۰. سوختهای مصنوعی و هیدروژن؛ افقهای نوین بقای موتورهای احتراقی
در مواجهه با قوانین منع فروش خودروهای آلاینده در دهههای آینده مهندسان در حال بررسی راههایی برای کربنزدایی از خود موتورهای احتراق داخلی به جای حذف کامل آنها هستند. پروژههای توسعه سوختهای مصنوعی (e-Fuels) که با ترکیب کربن جذبشده از اتمسفر و هیدروژن تولید میشوند امکان استفاده از موتورهای بنزینی فعلی را بدون افزودن به میزان کربن جو فراهم میسازند. از سوی دیگر برندهایی مانند تویوتا با بهینهسازی سیستمهای تزریق مستقیم موتورهای بنزینی معمولی برای سوزاندن گاز هیدروژن نشان دادهاند که میتوان با اصلاحات اندکی در سیستمهای جرقهزنی و روانکاری به آلایندگی نزدیک به صفر دست یافت و در عین حال حس رانندگی لذتبخش و صدای خاطرهانگیز موتورهای احتراق داخلی را برای آینده حفظ کرد.
جمعبندی نهایی
سفر شگفتانگیز تکامل موتورهای احتراق داخلی نشان میدهد که مهندسی حرارت چگونه توانسته با غلبه بر محدودیتهای فیزیکی آلیاژها و چرخههای ترمودینامیکی دنیای مدرن ما را شکل دهد. از کالسکههای اولیه با قدرت یک اسب بخار تا پیشرانههای مدرن توربو با ضریب تراکم متغیر هر گام تکنولوژیک پاسخی هوشمندانه به چالشهای مصرف انرژی و آلایندگی بوده است. بقای این موتورها در عصر خودروهای برقی نه در مقاومت در برابر تغییر بلکه در سازگاری با سوختهای پاک و هیدروژن نهفته است تا نشان دهد شعله احتراق هنوز در قلب فناوریهای نوین روشن خواهد ماند.








soal kheli maskhareyi porsidin!!!malome ke hich vagt be khatere 40melyon farse irani va chand melyon farse afghan … hargez!
به زودی!
http://www.winbeta.net/comments.php?shownews=1806
احتملا بعدش چون زبان عربی یه پله از زبان فارسی بالاتره!
غوغل!خندم گرفت!