بازی دنزل واشنگتن در نقش تروی مکسون در فیلم Fences (2016) | پرگو، سرخورده، مقتدر، تلخ، تئاتری
تئاتر آمریکا همواره زادگاه درامهای عمیق خانوادگی بوده و نمایشنامه حصارها (Fences) نوشته آگوست ویلسون (August Wilson) یکی از قلههای آن است. اقتباس سینمایی سال ۲۰۱۶ به کارگردانی و بازیگری دنزل واشنگتن، این اثر گرانبها را به سینما آورد. بازی واشنگتن در نقش تروی مکسون (Troy Maxson)، پدری پرگو، سرخورده و مقتدر، یکی از نفسگیرترین و تئاتریترین نماهای بازیگری مدرن را ارائه میدهد. خواندن این تحلیل برای درک روابط خانوادگی، بحرانهای میانسالی و ساختار دیالوگنویسی تئاتر در سینما، نه تنها جالب بلکه ضروری است. در این مقاله به لایههای پنهان شخصیت تروی، ریشههای تاریخی محرومیت سیاهپوستان و هنر کارگردانی دنزل واشنگتن میپردازیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و مشخصات فنی فیلم حصارها
- ۲. خلاصه داستان فیلم حصارها و تراژدی دیوارهای میان اعضای خانواده
- ۳. روانشناسی تروی مکسون؛ مردی گرفتار در دام سرخوردگیهای گذشته
- ۴. خاستگاه تئاتری و وفاداری دنزل واشنگتن به قلم آگوست ویلسون
- ۵. تقابل نسلها و تحلیل رابطه تلخ تروی با پسرش کوری
- ۶. استعاره حصارها در فیلم و ابعاد نمادین آن
- ۷. تحلیل بازیگری قدرتمند و پویایی کلامی دنزل واشنگتن
- ۸. نقش مکمل بینظیر وایولا دیویس در تکامل بازی دنزل واشنگتن
- ۹. بستر تاریخی و وضعیت اجتماعی سیاهپوستان در دهه ۱۹۵۰ آمریکا
- ۱۰. کارگردانی دنزل واشنگتن و چالش انتقال تئاتر به مدیوم سینما
- ۱۱. نقدها، افتخارات و جوایز فیلم حصارها در محافل بینالمللی
- ۱۲. سوءبرداشتها از رفتارهای مستبدانه تروی و پیام نهایی اثر
۱. شناسنامه اثر و مشخصات فنی فیلم حصارها
فیلم حصارها (Fences) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی دنزل واشنگتن و نویسندگی آگوست ویلسون (بر اساس نمایشنامه برنده جایزه پولیتزر خودش) است. دنزل واشنگتن علاوه بر کارگردانی، نقش اصلی فیلم یعنی تروی مکسون را بر عهده دارد. وایولا دیویس (Viola Davis) در نقش همسر او، رز مکسون، بازی بینظیری ارائه داد که جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای او به ارمغان آورد. از دیگر بازیگران فیلم میتوان به استیون مککینلی هندرسون، جوان آدپو و راسل هورنسبی اشاره کرد. فیلمبرداری این درام خانوادگی توسط شارلوت بروس کریستنسن با تمرکز بر نماهای نزدیک و لوکیشنهای محدود انجام شد تا حس صمیمیت و خفقان تئاتر حفظ شود.
این فیلم با بودجهای معادل ۲۴ میلیون دلار ساخته شد و توانست به فروش جهانی بیش از ۶۴ میلیون دلار دست پیدا کند. حصارها نامزد دریافت چهار جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد برای دنزل واشنگتن و بهترین فیلمنامه اقتباسی شد. ساختار فیلم به شدت به نسخه تئاتری سال ۲۰۱۰ که خود واشنگتن و دیویس در آن حضور داشتند و برنده جایزه تونی شده بودند، وفادار مانده است.
۲. خلاصه داستان فیلم حصارها و تراژدی دیوارهای میان اعضای خانواده
داستان فیلم در دهه ۱۹۵۰ میلادی در پیتسبورگ جریان دارد و زندگی تروی مکسون، یک پاکبان ۵۳ ساله را روایت میکند. تروی در جوانی یک بازیکن بااستعداد بیسبال در «لیگ سیاهپوستان» (Negro Leagues) بوده، اما به دلیل تبعیض نژادی هرگز نتوانسته به لیگهای بزرگ راه یابد و اکنون با تلخی و سرخوردگی ناشی از این شکست زندگی میکند. او با همسر وفادارش رز و پسر جوانش کوری زندگی میکند. کوری که یک بازیکن بااستعداد فوتبال آمریکایی است، فرصت دارد تا بورسیه تحصیلی دانشگاه را دریافت کند، اما تروی به دلیل ترس و حسادت ناشی از ناکامیهای خودش، مانع پیشرفت او میشود.
در طول داستان، تروی با روایت داستانهای طولانی و گاه خیالی از گذشتهاش، تسلط و اقتدار خود را بر خانواده دیکته میکند. روابط خانوادگی زمانی به مرز فروپاشی کامل میرسد که تروی اعتراف میکند از رابطه خارج از ازدواجش صاحب فرزندی شده است. رز که هجده سال از عمر خود را وقف تروی کرده، عمیقاً دلشکسته میشود اما تصمیم میگیرد نوزاد را بزرگ کند، گرچه رابطه عاطفیاش با تروی برای همیشه به پایان میرسد. پایان فیلم با مرگ تروی و تلاش خانواده برای بخشش او و عبور از حصارهایی که دور خود کشیده بودند، رقم میخورد.
۳. روانشناسی تروی مکسون؛ مردی گرفتار در دام سرخوردگیهای گذشته
تروی مکسون یکی از پیچیدهترین شخصیتهای مرد سالخورده در درام مدرن است. او مردی پرگو، خشن، مقتدر و در عین حال به شدت تلخکام است. روانشناسی تروی نشاندهنده یک «مکانیسم دفاعی فعال» در برابر احساس بیارزشی و شکست است. او که نتوانسته به آرزوی ورزشی خود برسد، دنیا را مکانی ناعادلانه میداند و با این باور غلط که از پسرش محافظت میکند، آرزوهای او را نابود میکند. تروی از کلمات به عنوان زرهی برای پنهان کردن آسیبپذیریهای خود استفاده میکند.
او با وجود دوست داشتن همسرش، به او خیانت میکند تا احساس کند هنوز زنده است و اختیاری بر زندگی خود دارد. این تضاد اخلاقی باعث میشود مخاطب میان حس خشم نسبت به رفتارهای مستبدانه او و حس دلسوزی برای مردی که زیر بار سنگین مسئولیتهای زندگی کمر خم کرده، سرگردان بماند. واشنگتن این نبرد درونی را با نمایش جزئیات خشم، خندههای عصبی و نگاههای خیره به دوردست به زیباترین شکل به تصویر میکشد.
۴. خاستگاه تئاتری و وفاداری دنزل واشنگتن به قلم آگوست ویلسون
آگوست ویلسون نویسنده شهیر آمریکایی پیش از مرگش اصرار داشت که فیلم حصارها تنها در صورتی ساخته شود که یک کارگردان سیاهپوست آن را بسازد تا درک درستی از فرهنگ و زیست کاراکترها وجود داشته باشد. دنزل واشنگتن با پذیرش کارگردانی، تلاش کرد تا فیلم کاملاً وفادار به دیالوگهای پربار و ریتم تئاتری ویلسون باشد. فیلم به جای استفاده از لوکیشنهای متعدد، عمدتاً در حیاط پشتی خانه مکسونها جریان دارد.
این وفاداری تئاتری به بازیگران اجازه میدهد تا دیالوگهای طولانی و مونولوگهای نفسگیر را بدون وقفه اجرا کنند. کلمات در این فیلم اهمیت اساسی دارند؛ هر دیالوگ باری از تاریخ، رنج و روابط خانوادگی را به دوش میکشد. واشنگتن با حفظ ساختار تئاتری، تمرکز مخاطب را روی کلام و بازیهای زیرپوستی متمرکز کرده است، که این امر ارزش هنری اثر را به عنوان یک درام اصیل حفظ میکند.
۵. تقابل نسلها و تحلیل رابطه تلخ تروی با پسرش کوری
یکی از دراماتیکترین جنبههای فیلم حصارها، رابطه میان تروی و پسر نوجوانش کوری است. کوری نماد نسل جدیدی است که فرصتهای بیشتری برای پیشرفت دارد و میخواهد از سایه سنگین پدرش خارج شود. در مقابل، تروی پدر سنتی و مقتدری است که معتقد است پسرش فقط باید به کارگری و امنیت مالی فکر کند، نه رویاپردازیهای ورزشی. این تقابل نسلها در چند سکانس درگیری فیزیکی و کلامی به اوج میرسد.
دیالوگ معروف تروی که به کوری میگوید «وظیفه من این نیست که از تو خوشم بیاید، وظیفه من مراقبت از توست» نشاندهنده نگرش خشک و بدون عاطفه او به وظایف پدری است. تروی موفقیت احتمالی کوری را آیینه تمامنمای شکستهای خود میبیند و همین حسادت ناخودآگاه باعث میشود کوری را از خانه طرد کند. این رابطه نشاندهنده چرخه تکرار شونده ترومای خانوادگی است که چطور رفتارهای سختگیرانه والدین میتواند نسلهای بعدی را نیز مجروح سازد.
۶. استعاره حصارها در فیلم و ابعاد نمادین آن
عنوان فیلم، حصارها، استعارهای چندبعدی است که در طول داستان به شکلهای مختلف تعبیر میشود. حصاری که تروی در حیاط خانه میسازد، برای هر یک از کاراکترها معنای متفاوتی دارد. برای رز، حصار نمادی از عشق، امنیت و تمایل به نگه داشتن اعضای خانواده در کنار یکدیگر است. او میخواهد عزیزانش را در پناه این حصار حفظ کند. اما برای تروی، حصار معنای متفاوتی دارد.
او حصار را میسازد تا مرگ و ناملایمات دنیا را بیرون نگه دارد. تروی مدام با فرشته مرگ مبارزه میکند و حصار فیزیکی حیاط، نمادی از این نبرد ذهنی است. در عین حال، تروی با رفتارهای خود حصارهای عاطفی ضخیمی میان خود و نزدیکانش ایجاد میکند که مانع از درک متقابل میشود. این استعاره درخشان نشان میدهد که چگونه انسانها برای حفاظت از خود، دیوارهایی میسازند که در نهایت منجر به انزوای عمیق خودشان میشود.
۷. تحلیل بازیگری قدرتمند و پویایی کلامی دنزل واشنگتن
دنزل واشنگتن در فیلم حصارها یکی از پرانرژیترین و در عین حال تلخترین بازیهای کارنامه خود را ارائه میدهد. او در نقش تروی مکسون مدام در حال صحبت کردن است؛ داستان میگوید، شوخی میکند، فریاد میزند و با صدای بلند میخندد. این پرگویی فیزیکی و کلامی، ابزاری است تا تروی فضا را تسخیر کند و به همه نشان دهد که او رئیس است. واشنگتن با تسلط کامل بر ریتم کلمات، خستگی فیزیکی کاراکتر را در راه رفتن سنگین و ایستادن خمیدهاش بازتاب میدهد.
لحظات سکوت واشنگتن در این فیلم نیز به اندازه دیالوگهایش قدرتمند هستند. زمانی که رز به او اعتراض میکند یا وقتی متوجه اشتباهات بزرگ خود میشود، تغییر حالت چشمان واشنگتن و افتادن شانههایش، فروپاشی درونی این مرد مغرور را به تصویر میکشد. بازی تئاتری و پرابهت او در این اثر به خوبی نشان میدهد که چرا او یکی از بزرگترین بازیگران نسل خود به شمار میرود.
۸. نقش مکمل بینظیر وایولا دیویس در تکامل بازی دنزل واشنگتن
نمیتوان درباره موفقیت فیلم حصارها صحبت کرد و از بازی شاهکار وایولا دیویس در نقش رز چشمپوشی نمود. دیویس به عنوان مکمل بازی واشنگتن، لایهای از واقعیت عاطفی عمیق به فیلم اضافه میکند. رز زنی است که هجده سال در سایه تروی زندگی کرده و آرزوهای خود را فدای او نموده است. تقابل عاطفی رز و تروی در صحنه اعتراف به خیانت، یکی از تاثیرگذارترین صحنههای تاریخ درام مدرن است.
فریادهای سوزناک دیویس و اشکهای واقعی او در این سکانس، تماشاگر را عمیقاً منقلب میکند. بازی او پویایی جدیدی به کاراکتر تروی میبخشد و خودخواهیهای او را برملا میسازد. هماهنگی بینظیر میان واشنگتن و دیویس که حاصل سالها اجرای مشترک این نقشها روی صحنه تئاتر بود، باعث شد که رابطه زن و شوهری آنها در فیلم بسیار واقعی، دردناک و زنده به نظر برسد.
۹. بستر تاریخی و وضعیت اجتماعی سیاهپوستان در دهه ۱۹۵۰ آمریکا
حصارها در بستری تاریخی روایت میشود که در آن جامعه آمریکا در آستانه تغییرات بزرگ حقوق مدنی قرار دارد، اما این تغییرات هنوز به زندگی روزمره مردم عادی نرسیده است. تروی مکسون نماینده نسلی از سیاهپوستان است که پیش از تغییر قوانین ورزشی و اجتماعی رشد کردند و استعدادهایشان به دلیل رنگ پوست نادیده گرفته شد. تلخی تروی ناشی از این تبعیض سیستماتیک است.
فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی بیرونی، به درون خانه نفوذ کرده و روابط خانوادگی را مسموم میسازند. تروی به دلیل تجربیات تلخش، باور ندارد که پسرش میتواند در دنیای سفیدپوستان موفق شود. این زاویه تاریخی به مخاطب کمک میکند تا درک بهتری از رفتارهای خشن تروی داشته باشد و متوجه شود که خشم او محصول مستقیم یک جامعه تبعیضآمیز و ناعادلانه بوده است.
۱۰. کارگردانی دنزل واشنگتن و چالش انتقال تئاتر به مدیوم سینما
کارگردانی یک اثر تئاتری معروف چالش بسیار بزرگی است، زیرا خطر دارد که فیلم به یک تئاتر فیلمبرداری شده بیروح تبدیل شود. دنزل واشنگتن با درک این موضوع تلاش کرد تا با استفاده هوشمندانه از زوایای دوربین و تمرکز بر جزئیات محیط، به اثر پویایی سینمایی ببخشد. او از دوربین برای نزدیک شدن به احساسات درونی کاراکترها استفاده میکند.
حرکتهای نرم دوربین در حیاط پشتی و تغییر فوکوس میان چهرهها در طول دیالوگهای شلوغ، حس حضور در صحنه را به مخاطب میدهد. واشنگتن تصمیم گرفت دکورها را تغییر ندهد تا حس خفگی و محدودیت فضای زندگی خانواده مکسون حفظ شود. این رویکرد مینیمالیستی در کارگردانی نشان داد که او به قدرت بازیگری و قلم نویسنده اعتماد کامل دارد و نیازی به جلوههای ویژه یا لوکیشنهای مجلل برای روایت یک درام انسانی عمیق ندارد.
۱۱. نقدها، افتخارات و جوایز فیلم حصارها در محافل بینالمللی
فیلم حصارها پس از اکران مورد تحسین گسترده منتقدان قرار گرفت و در سایتهای نقد فیلم نمرات بسیار بالایی کسب کرد. منتقدان بازی بازیگران اصلی و وفاداری به نمایشنامه اصلی را از نقاط قوت فیلم دانستند. وایولا دیویس برای این نقش تمام جوایز معتبر سال از جمله اسکار، گلدن گلوب و بفتا را درو کرد. دنزل واشنگتن نیز نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.
بسیاری از کارشناسان سینما حصارها را یکی از بهترین اقتباسهای تئاتری تاریخ سینما میدانند. فیلم به دلیل پرداختن به مسائل جهانشمول مانند خانواده، مرگ، خیانت و بخشش توانست با مخاطبان از فرهنگهای مختلف ارتباط برقرار کند. این موفقیت نشان داد که داستانهای بومی سیاهپوستان آمریکایی پتانسیل بالایی برای جذب مخاطبان جهانی دارند و میتوانند موضوعات عمیق انسانی را به تصویر بکشند.
۱۲. سوءبرداشتها از رفتارهای مستبدانه تروی و پیام نهایی اثر
یکی از سوءبرداشتهای متداول درباره کاراکتر تروی مکسون این است که او را صرفاً یک پدر بدسرپرست و همسر بیوفا بدانیم. اما پیام عمیقتر اثر این است که تروی محصول زمانه خود و ترومای نسلی است. او هرگز یاد نگرفته که چگونه عشق بورزد، زیرا خودش هرگز طعم عشق و حمایت پدری را نچشیده بود. رفتارهای او، هرچند مخرب، تلاشی ناپخته برای انجام وظایفش در دنیایی خشن بودند.
پایانبندی فیلم و پذیرش فرزند تروی توسط رز، نشاندهنده اهمیت بخشش و گسستن زنجیره خشم خانوادگی است. حصارها به ما یادآوری میکند که برای عبور از دردهای گذشته، باید یاد بگیریم که والدین خود را با تمام نقصهایشان بپذیریم و ببخشیم. این اثر درس بزرگی درباره شفقت انسانی و اهمیت درک ریشههای رفتاری اطرافیانمان به ما میدهد.
جمعبندی نهایی
بازی دنزل واشنگتن در فیلم حصارها، مطالعهای عمیق و لایهلایه در باب رنجهای خانوادگی، سرخوردگیهای تاریخی و دیوارهای نامرئی است که میان انسانها کشیده میشود. او در نقش تروی مکسون توانست ترکیبی بینظیر از اقتدار کلامی و شکنندگی روحی را به نمایش بگذارد. فیلم با حفظ وفاداری به ساختار تئاتری آگوست ویلسون و با تکیه بر بازیهای درخشان واشنگتن و وایولا دیویس، درامی فراموشنشدنی خلق کرد. این اثر نشان میدهد که چگونه سایه گذشته میتواند آینده نسلهای بعدی را تاریک کند و تنها راه رهایی، بخشش و درک متقابل است.








تشکر عالی بود
آیفون-تصویری/تکنما/آیفون-تصویری-تکنما-مدل-d70-detail
سلام
آقا جواب ما رو بده صواب داره
سلام
مانند همیشه عالی
در ضمن در آغاز لینکدونی من واقع شدید
همیشه سبز باشید و برقرار
وبلاگ شما لینک شد . شما هم اگر دوست داشتید وبلاگ من را لینک کنید .
آلزایمر ترس نداره جوون
فقط یکم سخته
دکتر جان یک سوال ازتون داشتم
ممنون میشم اگر همین جا جواب بدین یا برام ایمیل کنید
من چک کردم دیدم شما از پرسیان تولز سرویس گرفتین
اول میخواستم ببینم از سرویس دهیشون راضی هستید؟
سرعتش خوبه؟
و کلا پیشنهاد می کنید که من از اونا سرویس بگیرم؟
مرسی
خوبه که شما هم با من هم عقیده هستید. توصیه میکنم که در متن پستتان به این موارد اشاره کنید که تیتر غلط انداز است. در مجموع انتظار من از شما بیش از ترجمه است. شما که میتوانید یعنی دانش اولیه لازمهاش را دارید و زبانتان هم خوب است، در واقع خوب است که هر پستتان را مثل یک literature review انجام دهید مگر اینکه به صحت یک مقاله علمی اطمینان کامل داشته باشید. یعنی انتظار من از شما یک کار تحقیقی است که البته انتظار بالایی است از یک وبلاگ ولی نه از شما.
در کامنتهایم اگر انتقادی میبینید آنرا هم از سر مهر و توجه ببینید؛ والا من وقتم را برای غیر از آن صرف کامنت گذاری نمیکنم.
دکتر جان گرامی، این خبر قدیمی است و در اصل مال چند سال پیش است و اگر یک سرچ گوگول برای دکتر توبونیک کنید صدها مقاله ضد آن را هم خواهید دید.
ایشان یک کلینک خصوصی دارند و هیچ مقاله تحقیقی درست و حسابیای از اثرات دراز مدت روش ایشان در دست نیست. در عرض این 8 ساله که این روش رو ابداع کرده، 12 تا پتنت ثبت کرده ولی در کمال تعجب یک مقاله در باره اثرات دراز مدت کارش نداده است. خلاصه اینکه متاسفانه کار او خیلی جای شک دارد. اگر کمی به روشش اعتماد میتوانستم بکنم حتما به هر قیمتی هم که بود من هم مادرم را پیشش میبردم….
من به شخصه دو تا مقاله از او را خواندم و چند تایی ویدئو هم نگاه کردم ولی قانع نشدم. بنظر میرسد که محل تزریق همان اتانرسپت است که مهم است ولیکن خطرات عمده ای هم دارد. برای همین است که من خیلی بدنبال این بوده ام که ببینم آیا جایی از اثرات درازمدت روش ایشان هم صحبت شده یا نه.
پاسخ: من هم هم عقیده هستم که خبر خیلی مشکوک است.
دکتر. من از هر چی نترسم از آلزایمر بیشتر از مرگ می ترسم. خواهشا از این اخبار خوب باز هم بده :)
چقدر خوب، واقعا زیباست که بعد از مدت ها بتونی یار و همراه خودت رو بشناسی.
با آرزوی پبیشرفت روز افزون علم پزشکی و درمان بیماران لاعلاج.
دکتر خیلی خیلی پیش یه لینک تو وبلاگتون دیدم که عکس رو میگرف و حالت دکوپاژ درمیاورد. میشه لینکشو باز بذارین؟
I want to increase my weblog visitors . How and what should I do ? Thanks.
I usually read your website.