روانشناسی تغییر؛ چرا مغز ما از طراحیهای جدید بیزار است و مقاومت میکند؟
روانشناسی تغییر؛ چرا مغز ما از طراحیهای جدید بیزار است و مقاومت میکند؟
تغییر ناگهانی ظاهر اپلیکیشنها، طراحی جدید لوگوهای محبوب یا بازطراحی دکوراسیون فضاهای عمومی معمولاً با موجی از اعتراضات و نارضایتیهای کاربران همراه میشود. مغز انسان به عنوان یک ماشین کارآمد پیشبینیکننده، همواره به دنبال کاهش مصرف انرژی و حفظ الگوهای حرکتی و شناختی تکراری است. در این مقاله میخواهیم ببینیم روانشناسی تغییر چگونه کار میکند و چرا ما همیشه در برابر طراحیهای جدید جبهه میگیریم و مقاومت نشان میدهیم. آیا واقعاً طرحهای جدید ناکارآمدتر از نسخههای قدیمی هستند، یا این سیستم عصبی ماست که نسبت به از دست رفتن عادتها واکنش تدافعی نشان میدهد؟ با تحلیل رفتارهای کاربران در مواجهه با بازطراحی برندهای بزرگ و بررسی سوگیریهای شناختی، علل علمی این بیزاری همگانی را کالبدشکافی خواهیم کرد.
فهرست مطالب
- ۱. اقتصاد شناختی مغز و تلاش برای حفظ انرژی
- ۲. اثر مواجهه محض و دلبستگی به موارد آشنا
- ۳. سوگیری وضعیت موجود و ترس از ناشناختهها
- ۴. اختلال در حافظه عضلانی و تجربه کاربری جدید
- ۵. برندسازی مجدد و احساس تهدید هویت فردی
- ۶. پرونده تاریخی بازطراحی اینستاگرام و خشم کاربران
- ۷. فرآیند عادتکردن زیباییشناختی و پذیرش تدریجی
- ۸. احساس از دست رفتن کنترل بر روی ابزارها
- ۹. ریشههای تکاملی مقاومت در برابر تغییرات محیطی
- ۱۰. استراتژیهای طراحان برای کاهش شوک تغییر
- ۱۱. نقش تستهای کاربردپذیری در پیشبینی رفتارها
- ۱۲. آینده طراحی و چگونگی همزیستی با تغییرات مداوم
💡پاسخ کوتاه | مختصر و مفید بخوانید که علت مقاومت در برابر طراحی جدید چیست؟
مقاومت ما در برابر طراحیهای جدید به دلیل ساختار صرفهجوی مغز است که به الگوهای آشنا عادت کرده و تغییر آنها را به عنوان شوک شناختی و تهدید علیه کنترل خود تلقی میکند. این پدیده تحت تاثیر سوگیری وضعیت موجود و اثر مواجهه محض رخ میدهد که در آن ذهن به طور پیشفرض پدیدههای تکراری را ایمنتر و زیباتر میداند. تغییر مکان دکمهها در یک اپلیکیشن، حافظه عضلانی ما را مختل کرده و فرآیند ساده تعامل را به یک فعالیت فکری خستهکننده تبدیل میکند. طراحان با اعمال تغییرات گامبهگام و تدریجی میتوانند این واکنشهای تدافعی را به حداقل برسانند.
اقتصاد شناختی مغز و تلاش برای حفظ انرژی
مغز انسان که تنها حدود دو درصد از وزن بدن را تشکیل میدهد، نزدیک به بیست درصد از کل انرژی روزانه ما را مصرف میکند و به همین دلیل همیشه در تلاش است تا هزینههای پردازش اطلاعات را به حداقل برساند. در مواجهه با یک رابط کاربری آشنا یا طراحی تکراری، مغز از مسیرهای عصبی تقویتشده و خودکار استفاده میکند که نیاز به تمرکز فعال ندارند. این فرآیند که تحت عنوان تفکر سریع یا سیستم یک (System 1) توسط دانیل کانمن توصیف شده است، به ما اجازه میدهد بدون فکر کردن به مکان دکمهها، کارهای روزمره خود را در کسری از ثانیه انجام دهیم. طراحی جدید این نظم کارآمد را به هم میریزد و مغز را مجبور میکند سیستم دو را برای یادگیری فعال کند.
فعال شدن سیستم دو به معنای مصرف قند و اکسیژن بیشتر توسط سلولهای مغزی و ایجاد خستگی ذهنی است که به صورت حسی منفی یا کلافگی در کاربر بروز میکند. این احساس ناخوشایند ناشی از این نیست که طرح جدید لزوماً بد است، بلکه مغز از تلاش مضاعف برای رمزگشایی مجدد یک محیط آشنا شاکی شده است. ما به طور ناخودآگاه تمایل داریم مسیرهای سادهتر را انتخاب کنیم و هر نوع مانع جدید در این مسیر، یک تهدید برای راحتی ما تلقی میشود. به همین دلیل است که حتی تغییرات بسیار کوچک و کاربردی در ظاهر یک اپلیکیشن محبوب، میتواند به سرعت موجی از بازخوردهای منفی را در شبکههای اجتماعی ایجاد کند.
اثر مواجهه محض و دلبستگی به موارد آشنا
یکی از پدیدههای روانشناختی شناختهشده که توضیحدهنده جبههگیری ما در برابر طراحیهای جدید است، اثر مواجهه محض (Mere Exposure Effect) نام دارد. این قانون روانشناسی نشان میدهد که انسانها به طور طبیعی تمایل دارند به محرکهایی که قبلاً با آنها مواجه شدهاند، علاقه بیشتری نشان دهند، صرفاً به این دلیل که برایشان آشنا هستند. ذهن ما سادگی پردازش (Cognitive Fluency) چیزهای آشنا را با امنیت و زیبایی اشتباه میگیرد و هر پدیده غریبهای را در نگاه اول غیرجذاب و نامطلوب ارزیابی میکند. این پدیده تکاملی به نیاکان ما کمک میکرد تا از گیاهان و حیوانات ناشناخته دوری کنند تا زنده بمانند.
وقتی یک شرکت تصمیم میگیرد لوگوی باسابقه خود را تغییر دهد، پیوند عاطفی عمیقی را که در طول سالها مواجهه مداوم شکل گرفته است، به یکباره قطع میکند. کاربر با دیدن طرح جدید احساس غریبگی میکند و این حس بیگانگی را به عنوان ضعف طراحی تفسیر مینماید. حتی اگر طرح جدید از نظر اصول زیباییشناختی مدرنتر و از نظر مهندسی بهینهتر باشد، باز هم در روزهای نخست با گارد بسته کاربران مواجه خواهد شد. درک این نکته به طراحان کمک میکند تا بدانند که بخشی از مخالفتهای اولیه، ناشی از کیفیت کار آنها نیست بلکه محصول طبیعی سازوکار دفاعی ذهن انسان است.
سوگیری وضعیت موجود و ترس از ناشناختهها
سوگیری وضعیت موجود (Status Quo Bias) یکی دیگر از خطاهای شناختی است که باعث میشود افراد هرگونه تغییر در شرایط فعلی را به عنوان یک ضرر بالقوه ببینند، مگر اینکه مزایای تغییر بسیار چشمگیر و آشکار باشد. در دنیای طراحی تعاملی، کاربران ترجیح میدهند با مشکلات و نواقص یک سیستم قدیمی کنار بیایند تا اینکه ریسک تجربه یک سیستم جدید را بپذیرند. آنها به طور ناخودآگاه با خود فکر میکنند که چرا باید چیزی را که در حال کار کردن است تغییر داد و این سوال آغازگر مقاومتهای شدید ذهنی میشود. این ترس از دست دادن کارایی قبلی، مانعی بزرگ در راه نوآوری است.
این سوگیری با پدیده زیانگریزی (Loss Aversion) نیز گره خورده است که در آن رنج ناشی از دست دادن یک ویژگی آشنا، دو برابر لذت به دست آوردن یک ویژگی جدید احساس میشود. طراحان با حذف یک دکمه قدیمی برای اضافه کردن سه قابلیت هوشمند جدید، اغلب با خشم کاربران مواجه میشوند زیرا تمرکز ذهن روی چیزهایی است که از دست رفتهاند. برای غلبه بر این سوگیری، ارائهدهندگان خدمات باید مزایای طرح جدید را به شکلی ملموس و بلافاصله پس از تغییر به کاربر نشان دهند. در غیر این صورت، حس منفی ناشی از تغییر وضعیت موجود، تجربه کاربری کل سیستم را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
اختلال در حافظه عضلانی و تجربه کاربری جدید
هنگامی که ما روزانه صدها بار با یک گوشی هوشمند کار میکنیم، حرکات انگشتان ما برای انجام کارهای مختلف به حافظه عضلانی (Muscle Memory) منتقل میشوند. به عنوان مثال، باز کردن منوی تنظیمات، زدن دکمه بازگشت یا اشتراکگذاری یک پست بدون نیاز به نگاه کردن مستقیم و به صورت کاملاً خودکار انجام میپذیرد. وقتی یک بازطراحی گسترده رخ میدهد و این دکمهها جابهجا میشوند، این حافظه حرکتی به یکباره کارایی خود را از دست میدهد و فرد دچار خطاهای حرکتی مکرر میشود. این ناهماهنگی فیزیکی و کلیکهای اشتباه، سطح بالایی از ناکامی و عصبانیت آنی را در کاربر ایجاد میکند.
کاربر احساس میکند که مهارتهای ابتدایی خود در کار با ابزار شخصیاش را از دست داده و دوباره به یک مبتدی تبدیل شده است. این تجربه ناخوشایند ضربه سختی به اعتمادبهنفس دیجیتالی افراد میزند و آنها را نسبت به طراحی جدید بدبین میکند. هرچه سرعت و تکرار تعاملات در نسخه قبلی بیشتر بوده باشد، مقاومت و خشم ناشی از اختلال در حافظه عضلانی در نسخه جدید شدیدتر خواهد بود. به همین دلیل تغییرات ناگهانی در حرکات حرکتی پایه (Gestures) در سیستمهای عامل موبایل، همواره با بیشترین بازخورد منفی و مقاومت از سوی کاربران حرفهای روبرو میشود.
برندسازی مجدد و احساس تهدید هویت فردی
برای کاربران وفادار، برندها و ابزارهایی که روزانه استفاده میکنند بخشی از هویت شخصی و اجتماعی آنها را تشکیل میدهند. وقتی یک محصول دیجیتال یا فیزیکی که کاربر سالها به آن وفادار بوده است ظاهر خود را تغییر میدهد، کاربر احساس میکند که این تغییر بدون کسب اجازه از او رخ داده و مالکیت معنویاش بر روی آن محصول نادیده گرفته شده است. این موضوع به ویژه در مورد بازیهای ویدیویی، برندهای پوشاک و شبکههای اجتماعی که جنبه ابراز وجود دارند بسیار پررنگ است. تغییر هویت بصری برند، پیوند عاطفی ایجاد شده میان کاربر و محصول را به خطر میاندازد.
این احساس تهدید هویت در برخی موارد منجر به رفتارهای تهاجمی سازمانیافته در فضای مجازی علیه طراحان و مدیران شرکتها میشود. کاربران احساس میکنند که ارزشهای مشترکی که آنها را به برند متصل میکرد، قربانی تصمیمات تجاری جدید شده است. در چنین شرایطی، اعتراض به طراحی جدید نوعی تلاش برای بازپسگیری کنترل و ابراز نارضایتی از نحوه تعامل شرکت با مشتریان وفادارش است. طراحان باید پیش از اعمال تغییرات بزرگ، کاربران وفادار را در جریان فرآیند فکری بازطراحی قرار داده و به آنها حس مشارکت در این مسیر را منتقل کنند.
پرونده تاریخی بازطراحی اینستاگرام و خشم کاربران
یکی از نمونههای کلاسیک و بسیار معروف مقاومت در برابر تغییر طراحی، بازطراحی لوگو و رابط کاربری اینستاگرام (Instagram) در سال ۲۰۱۶ بود. لوگوی قدیمی که یک دوربین عکاسی نوستالژیک و واقعگرایانه شبهوارثی (Skeuomorphic) بود، ناگهان جای خود را به یک نماد تخت با طیف رنگی بنفش و صورتی داد. این تغییر با چنان هجمه شدیدی از سوی کاربران و رسانهها مواجه شد که بسیاری آن را بزرگترین اشتباه طراحی سال نامیدند. کاربران در سراسر جهان خواستار بازگشت به طرح قدیمی شدند و مقالههای متعددی در نقد این تصمیم نوشته شد.
اما با گذشت چند ماه، همان لوگوی مورد غضب قرار گرفته به یکی از شناختهشدهترین و نمادینترین طرحهای جهان دیجیتال تبدیل شد و کاربران کاملاً به آن عادت کردند. این پرونده نشان میدهد که خشم اولیه لزوماً به معنای شکست طراحی نیست، بلکه واکنش طبیعی جامعه به از بین رفتن یک نماد بصری بسیار آشنا بود. اینستاگرام با ایستادگی بر روی تصمیم خود و اثبات کارآمدی رابط کاربری جدید که تمرکز بیشتری بر روی محتوای تصویری کاربران داشت، نشان داد که مدیریت بحران تغییر نیازمند صبر و تکیه بر دادههای کاربردپذیری بلندمدت است.
فرآیند عادتکردن زیباییشناختی و پذیرش تدریجی
پذیرش یک طراحی جدید پس از عبور از طوفان اولیه اعتراضات، فرآیندی است که به آن عادتکردن زیباییشناختی (Aesthetic Habituation) میگویند. در این مرحله، مغز به مرور زمان الگوهای جدید را پردازش کرده و مسیرهای عصبی تازهای برای تعامل با آنها میسازد. با تکرار مواجهه روزانه، طرح جدید از حالت غریبه و پیچیده خارج شده و به استاندارد ذهنی جدید کاربر تبدیل میشود. نکته جالب اینجاست که پس از اتمام این فرآیند، اگر شرکت دوباره تصمیم به بازگشت به طرح قدیمی بگیرد، کاربران مجدداً با آن مخالفت خواهند کرد!
این فرآیند تطبیقپذیری نشاندهنده انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity) شگفتانگیز مغز انسان در مواجهه با تغییرات محیطی است. طراحان باید بدانند که بازخوردها در هفتههای اول بازطراحی معمولاً احساسی و برآمده از شوک تغییر هستند و نباید بر اساس آنها تصمیمات عجولانه گرفت. ارزیابی واقعی کارآمدی یک طرح جدید تنها پس از عبور از دوره گذار و استقرار کامل فرآیند عادتکردن کاربران امکانپذیر است. زمان، قویترین ابزار برای تبدیل یک طراحی غریبه و آزاردهنده به یک همراه صمیمی و کارآمد در زندگی روزمره کاربران است.
احساس از دست رفتن کنترل بر روی ابزارها
انسانها نیاز بنیادی به داشتن احساس کنترل بر روی محیط اطراف و ابزارهای مورد استفاده خود دارند تا احساس امنیت کنند. وقتی یک نرمافزار بدون هماهنگی قبلی آپدیت میشود و منوها جابهجا میشوند، این حس کنترل به شدت آسیب میبیند و جای خود را به درماندگی میدهد. کاربر احساس میکند اختیاری در نحوه استفاده از ابزاری که برای آن هزینه پرداخت کرده یا زمان گذاشته است ندارد و تصمیمات پشت درهای بسته شرکتها به او دیکته میشود. این زاویه روانشناختی توضیح میدهد که چرا واکنشها گاهی بسیار فراتر از یک مخالفت ساده با رنگ یک دکمه است.
این موضوع در محیطهای کاری و نرمافزارهای تخصصی که ابزار اصلی درآمدزایی افراد هستند، اهمیت دوچندانی پیدا میکند. یک طراح گرافیک یا حسابدار که با سرعت بالا با نرمافزار کار میکند، با تغییر ناگهانی چیدمان ابزارها دچار افت راندمان کاری شده و تحت فشار روانی شدیدی قرار میگیرد. برای کاهش این اثر منفی، شرکتهای بزرگ اکنون گزینههایی برای بازگشت موقت به نسخه قدیمی ارائه میدهند تا کاربر بتواند در زمان مناسب و به صورت اختیاری، فرآیند انتقال به سیستم جدید را مدیریت کند.
ریشههای تکاملی مقاومت در برابر تغییرات محیطی
از منظر زیستشناسی تکاملی، ترجیح پدیدههای آشنا و مقاومت در برابر تغییرات ناگهانی محیطی، یک استراتژی بقای بسیار کارآمد برای گونه انسان بوده است. در محیطهای وحشی ماقبل تاریخ، هرگونه تغییر غیرمنتظره در مسیرهای رفتوآمد، ظاهر گیاهان یا صدای حیوانات اطراف میتوانست نشانهای از خطر مرگبار یا حضور یک شکارچی باشد. مغزهایی که نسبت به این تغییرات حساستر بودند و واکنشهای احتیاطی تدافعی نشان میدادند، شانس بیشتری برای بقا و انتقال ژنهای خود به نسلهای بعدی داشتند. ما نوادگان همان انسانهای محتاط و گریزان از تغییرات ناگهانی هستیم.
اگرچه امروز دیگر در جنگلها زندگی نمیکنیم و با اپلیکیشنها و خودروها سروکار داریم، اما سختافزار مغز ما تغییر چندانی نکرده است. مغز مدرن ما همچنان تغییرات ناگهانی بصری و ساختاری را به عنوان تهدیدهای بالقوه تفسیر میکند و هورمونهای استرس خفیفی را در بدن ترشح مینماید. درک این ریشههای عمیق تکاملی به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا ترک عادتهای بصری تا این حد برای سیستم عصبی ما سخت و چالشبرانگیز است. این گارد دفاعی همگانی، در واقع یک میراث باستانی برای حفظ امنیت ما در دنیایی ناشناخته و پرخطر بوده است.
استراتژیهای طراحان برای کاهش شوک تغییر
برای غلبه بر مقاومتهای طبیعی مغز، طراحان باتجربه از استراتژیهای گوناگونی برای هموار کردن مسیر انتقال به طراحیهای جدید استفاده میکنند. یکی از موثرترین روشها، رویکرد تغییرات گامبهگام و نامحسوس (Incremental Design) در بازههای زمانی طولانی است تا کاربر اصلاً متوجه بروز تغییرات نشود. شرکت گوگل سالهاست که از این روش برای بهروزرسانی موتور جستجو و سرویسهای خود استفاده میکند و به ندرت پیش میآید که شوک بزرگی به کاربرانش وارد کند. این تغییرات تدریجی به مغز فرصت میدهد بدون تحریک سیستمهای دفاعی، با محیط جدید سازگار شود.
روش دیگر، ارائه آموزشهای تعاملی کوتاه و جذاب (Onboarding) در نخستین اجرای نسخه جدید است تا ویژگیهای جدید را به سرعت معرفی کند. نشان دادن مستقیم ارزش افزودهای که طراحی جدید برای زندگی یا کاربری فرد ایجاد میکند، سوگیری وضعیت موجود را به شدت تضعیف مینماید. همچنین جلب مشارکت جامعه کاربران در مراحل آزمایشی و استفاده از نظرات آنها، حس مالکیت و کنترل را به کاربران بازمیگرداند و آنها را به سفیران تغییر تبدیل میکند. هنر طراحی تنها خلق زیبایی نیست، بلکه مدیریت صحیح روانشناسی انسانی در طول فرآیند انتقال به آن زیبایی است.
نقش تستهای کاربردپذیری در پیشبینی رفتارها
قبل از اینکه یک طرح جدید به صورت عمومی عرضه شود، انجام تستهای کاربردپذیری (Usability Testing) علمی بر روی نمونههای اولیه نقشی حیاتی دارد. در این تستها، رفتار کاربران واقعی در مواجهه با طراحی جدید در محیطهای آزمایشگاهی یا از طریق پایشهای دیجیتال به دقت زیر ذرهبین قرار میگیرد. طراحان با تحلیل نقشههای حرارتی نگاه (Eye Tracking) و تحلیل مسیر حرکت دست متوجه میشوند که آیا کاربر در پیدا کردن ابزارهای مورد نیازش دچار مشکل و سردرگمی میشود یا خیر. این دادههای عینی، فرضیات طراحان را با واقعیتهای رفتاری کاربران همراستا میسازد.
تستهای کاربردپذیری کمک میکنند تا نقاط اصطکاک شناختی (Cognitive Friction) شناسایی شده و پیش از انتشار عمومی برطرف شوند. گاهی یک تغییر که از نظر طراحان بسیار زیبا و مینیمال است، در عمل کارایی سیستم را به شدت کاهش میدهد و خشم بیهودهای ایجاد میکند. تکیه بر بازخوردهای واقعی کاربران در مراحل تست نسخه بتا، ریسک شکست پروژههای بزرگ بازطراحی را به شدت کاهش میدهد. شرکتهایی که فرآیند تست کاربردپذیری را نادیده میگیرند، معمولاً هزینههای سنگینی را برای بازسازی اعتماد از دست رفته کاربران خود پرداخت میکنند.
آینده طراحی و چگونگی همزیستی با تغییرات مداوم
با افزایش سرعت پیشرفت فناوری، چرخههای بازطراحی محصولات دیجیتال و فیزیکی کوتاهتر از گذشته شده و ما ناگزیر به همزیستی با تغییرات مداوم هستیم. در آینده، طراحیهای هوشمند با استفاده از هوش مصنوعی یادگیرنده، خود را با الگوهای رفتاری اختصاصی هر کاربر تطبیق خواهند داد تا اصطکاک تغییر به صفر برسد. واسطهای کاربری پویا و شخصیسازیشده به این معنا خواهند بود که طراحی دیگر یک قالب ثابت برای همه نیست، بلکه مانند یک موجود زنده با کاربر رشد میکند. این تحول شیوه مواجهه ما با تغییرات بصری و ابزاری را به کلی دگرگون خواهد کرد.
برای ما کاربران نیز درک روانشناسی مقاومت در برابر تغییر میتواند به پذیرش راحتتر و بدون استرس نوآوریهای جدید کمک کند. وقتی بدانیم کلافگی اولیهمان ناشی از صرفهجویی مغز است، با صبوری بیشتری به طرحهای جدید فرصت اثبات کارآمدیشان را میدهیم. دنیای طراحی همواره در حال حرکت به جلو است و ایستادگی در برابر آن، ما را از مزایای بیشمار ابزارهای مدرنتر محروم خواهد ساخت. پذیرش تغییر به عنوان یک فرصت برای یادگیری و بهبود کارایی، کلید اصلی موفقیت در عصر شتابان فناوری و طراحیهای نوآورانه است.
جمعبندی نهایی
مقاومت شدید در برابر طراحیهای جدید، واکنش غریزی و زیستشناختی مغز انسان برای صرفهجویی در مصرف انرژی و حفظ کنترل بر محیط است. ما به کمک سوگیری وضعیت موجود و اختلال در حافظه عضلانی، نسبت به هر نوع بازطراحی ناگهانی موضع تدافعی میگیریم، اما با گذشت زمان و طی شدن فرآیند عادتکردن زیباییشناختی، طرحهای جدید به استانداردهای محبوب ما تبدیل میشوند. طراحان هوشمند با شناخت این الگوهای رفتاری و اعمال تغییرات تدریجی و تعاملی، میتوانند شوک ناشی از تغییر را کاهش داده و تجربهای دلپذیرتر و بدون اصطکاک را برای کاربران خود خلق کنند.








سلام
اینکه فرمودید کاربران دایل-آپ از سرعت 45 کیلوبیت به معنای حدودا 6کیلوبات است ولی اگه واقعا حقیقت رو بخوایم این سرعت 16 کیلوبیت یعنی 2 کیلوبایت در ثانیه است!!!!
با توجه به قطعی های طولانی اینترنت ( وصل بودن به اینترنت و خاموش بودن چراغ های شبکه ) و Time-out شدن صفحات سایت ها , و هزینه های کلان اون , و … در ساعات کارت های اینترنت ( شاتل,کرج نت,امیدان,… کارتی به اسم 30 ساعته میفروشند ولی 12 ساعت اینترنت دارد , البته با جایزه قطعی های اون که عرض کردم!) در اصل در ایران اینترنتی وجود نداره!!!!
حالا مزیت الکترونیکی شدن کارها در ایران چیه ؟؟؟ الله اعلم …
——–
پست هم خیلی عالی بود – مطالب کاربردی و خوبی داشت .
تشکر ….
فونت تیتر مطالب در Google Chrome 6.0.472.51 همان arial و در IE9، کودک است!
دقیقاً همینطوره! هک کاری نمیخواد که! من خودم otf استفاده کردم همه جا هم درست نمایش میده. در ضمن فونت های زیبایی رو انتخاب نکردید. همون arial چه جورایی بهتر هم هست.
در این حال بگذارید پزش را هم بدهم که همین حالا
YSlow (V2
به رادیو کوچه گرید بی می دهد و
به صفحه اول یک پزشک گرید سی!!
اما در هر صورت کار عالی درست کرده اید.
دانیال عزیز من تو کامنت های قبلی برای دو عزیز دیگر هم توضیح دادم. قابلیت پیوست فونت از نسخه 3.5 به فایرفاکس اضافه شده و الان ماه هاست که این قابلیت در دسترسه. ما فقط این فونت ها رو طوری در صفحه به کار گرفتیم که:
1- برای کاربران IE هم قابل استفاده باشه و اونها هم صفحه رو با فونت مورد نظر ببینن
2- IE به خاطر یه مشکل هر دو نسخه فونت رو دانلود می کنه ولی ما با یه هک کاری کردیم که فقط فونت مخصوص به خودش رو دانلود کنه
در مورد رتبه سایت در Yslow یه نکته باید بگم اینه که هنوز اپتیمایز کردن طرح برای داشتن پرفرمنس بالا هنوز کامل نشده. با حذف ETAG ها و اضافه کردن expire header ها ، جی زیپ کردن صفحه و حذف فضاهای خالی بین تگ های اچ تی ام ال و دستورات CSS به احتمال خیلی زیاد حجم صفحه حداقل 70 کیلوبایت کمتر میشه و رتبه سایت در yslow اگر به A نرسه ولی قطعا به B میرسه ;)
دکتر جان. من به عنوان طراح وب واقعا کار رو تحسین می کنم و کار خوبی از آب در اومده.
اما این گزاره که یک پزشک اولین سایتی ه که از
@font-face
استفاده می کنه باید بگم که مدتها قبل در رادیو http://radiokoocheh.com/
برای تیترها از میترا استفاده کرده ام و شاید پیش از این هم کسی این کار را کرده باشد.
اما بی تردید کار شما و صفحه شما برای منی که lazyload ، Jquery
و… دغدغه های هر روزه ام هستند کاری درجه یک است و کمی هم حسودیم می شود وقتی می بینم کس دیگری هم غیر از من برایش تمامی اینها مهمند!!
در هر صورت هر چند دیر اما مبارک باشد.
تبریک می گم، هم به شما و هم به امیر عباس برای این طرح به روز…
اما باز هم توی لوگوی سایتتون “1 پزشک” چیزی از پزشکی دیده نمی شه، هنوز فکر می کنم جای اون گوشی پزشکی خالیه.
بسیار عالی و دقیق و حرفه ای و منظم و با کیفیت و خواننده مدار و با کلاس و جذاب و آرام و دوستانه.
سلام و خسته نبشید گرم به شما
آقای دکتر خیلی خوب می شد اگر قالب قبلیتون را برای دانلود عموم می گذاشتید
قالب خیلی زیباست تقربا تو بین سایت های ایرانی تکه
خیلی بهتر شد دکتر…خسته نباشی
یه سایت قوی شایسته یه قالب وزین بود
محشر بود
سلام
خیلی این توضیحاتی که می دید به آدم می چسبه
بازم از این کارها بکنید
سلام قالب جدید مبارک باشه از قبلی خیلی بهتره جوری شده بود که با این سرعت عملا فقط از گودر دنبال می کردم مطالب رو.امیدوارم که همچنان موفق باشید و بالاخره روزی برسه که یک پزشک از طریق کسب آگهی هاش به سودآوری هم برسه.
سلام
یک توضیح در مورد “به نظر میرسد که سایت یک پزشک اولین سایت فارسی باشد که از این تکنیک استفاده کرده و حتی در مرورگر های IE نیز فونت ها به درستی نمایش داده می شود.” صرفن جهت اطلاع میخواستم بدم:
من قبلن یعنی حدود یکی دو ماه پیش این قابلیت رو توی چند سایت فارسی دیدم. یکی از اونها که الان خاطرم هست سایت فارسیتل هست که داره روی فارسیسازی اندروید کار میکنه.
http://farsitel.com
دوست عزیز در کامنت های قبلی توضیح دادم
قابلیت font-face مدت هاست که توسط مرورگر های جدید پشتیبانی میشه منتها به کار گیری صحیح این شیوه که استفاده از اون رو توی مرورگر های IE هم امکان پذیر می کنه خیلی کم در وب فارسی استفاده شده. شیوه پیاده سازی صحیحش که باعث میشه مرورگر های IE فونت های اضافی دانلود نکنند رو تنها روی همین سایت می بینید و در جای دیگه استفاده نشده (البته به طور قطع نمی تونم بگم چون همه سایت های فارسی رو چک نکردم)
لینکدونی گودری حذف شد؟
بله! متأسفانه این لینکدونی بیش از حد صفحه را سنگین میکرد.
دکتر جان سلام. در مورد فونتهات من از طریق فایرفاکس و آی ای فونت تیترها رو کودک می بینم ولی از آخرین ورژن کروم که استفاده میکنم فونت تیترها رو آریال می بینم . در حالیکه انتظار داشتم کروم همه چیز رو طبیعی نشون بده
والا میشه امید داشت که در نسخههای جدید کروم، این مشکل برطرف بشه. به هر حال هر چی باشه، وب فونت، یه پدیده جدید در طراحی وب هست و گوگل اصلا توی این قضیه عقب نمیمونه. الان فاصله عرضه نسخههای پایدار کروم 3 ماه هست و به زودی این فاصله زمانی کمتر هم خواهد شد.
مشکلی که خیلی توی دید است٬ پیدا کردن آخرین مطالبتان است (اگر از فید استفاده نکنیم). البته در یک نظر دیگر گفته اید که باکس ۱۰ پست آخر درست خواهد شد.(به امید درست شدنش)
من زبان های برنامه نویسی بلد نیستم و در مورد طراحی هم چیزی نمی دانم. اما در جایی خوانده بودم زیر خط برای کلمات فارسی مناسب نیست.(شاید اشتباه بوده ولی خب….)
سعید جان اون بخش آخرین مطالب به زودی به جای بخش دوستان گوگلی در زیر صفحه اضافه میشه.
در مورد زیر خط برای لینک ها :
از دید usability توصیه میشه که حتماً برای لینک ها زیر خط قرار بدید چون هم تشخیص متن از لینک راحت تر میشه و هم اینکه اگر کسی مشکل ضعف دید و کوررنگی داشته باشه می تونه لینک رو از متن عادی تشخیص بده. البته از اونجایی که زبان فارسی بر خلاف انگلیسی میان خط نوشته میشه و اغلب ، قسمتی از حروف فارسی زیر خط متن قرار میگیرند، معمولا زیر خط ها مزاحمت ایجاد می کنه و این زیر خط اغلب مماس متن قرار میگیره و حتی روی نقطه ها رو هم می پوشونه. ما برای حل مشکل از قابلیت text-decoration در CSS استفاده نکردیم و به جایش از padding و border-bottom استفاده کردیم. در این حالت دیگه زیر خط به متن نمی چسبه و باعث ناخوانایی متن نمیشه. الان زیر خط های لینک ها در این سایت رو با سایت های دیگه مقایسه کنید متوجه منظورم میشید ;)
خیلی ممنون از توضیحات
خانهی نو پر نور!
قالب خوب و جذابه . هم از لحاظ فنی و هم از زیبایی . ولی هدر وبلاگ یکمی با این زیبایی همخونی نداره .البته این نظر منه . مخصوصا تبلیغات بالا صفحه و قسمت “پذیرش آگهی” .اونجوری یه دید خیلی رسمی پیدا میکنه خواننده نسبت به وبلاگ 1پزشک. اونجوری شاید این وبلاگ به جمع سایت های خبری بپیونده و جایگاه خاص بودنشو از دست بده .
ولی در کل خسته نباشی دکتر .کارات عالی هستن.
لوگوی وبلاگ را راستش به یک شرکت دیگه سفارش دادم و کار طراح نیست. قسمت پذیرش آگهی خودمونیتر میشه ولی خوب لازمه برای جبران هزینهها!
البته ما چون از فید استفاده میکنیم متوجه نشده بودیم تا الان:)
قالبتان خوشخوان و کاربردی است اما لوگوی تازه بد خوانده میشود. مثلن خوانده میشود پشک یا پوشاک. تا حضرات رقصندهای نیافتهاند در لوگو دست به کار شوید!
ممنون و خسته نباشین
در مورد فونت ها هم بگم که من اولین سایتی که دیدم از قابلیت Font-face استفاده کنه وبلاگ رضا معلمی (کاوشگر) بود و منم توی وبلاگ خودم از این قابلیت استفاده کرده بودم ! (پس اولین نبودید)
مسعود جان قابلیت font-face خیلی وقته که در مرورگر های جدید پشتیبانی میشه. منظور این بود که ما فونت ها با فرمت هایی به صفحه اضافه کردیم که در مرورگر های IE هم به درستی نمایش داده بشه. ظاهرا در قالب سایت شما و آقای معلمی دیگه از قابلیت پیوست فونت به صفحه استفاده نمیشه (شاید به علت تغییر قالب) ولی من هم با قاطعیت نگفتم که این طرح اولین طرحی هست که از این تکنیک استفاده کرده. به عنوان مثال سایت آقای پورعبادی http://pourebadi.ir/?p=191 این تکنیک رو استفاده کرده که اتفاقاً داخل IE هم کار می کنه منتها ما برای پیوست فونت از متد smile پاول آریش استفاده کردیم http://paulirish.com/2009/bulletproof-font-face-implementation-syntax/ ظاهرا مرورگر IE فونت های ttf رو با اینکه نمی تونه نمایش بده ولی دانلود می کنه. به این شکل مرورگر های IE هر دو فرمت فونت رو دانلود می کنن که خوب با توجه به سایز فونت که 60 کیلوبایت هست این مقدار قابل توجه میشه. اگر از متد smile استفاده بشه دیگه مرورگر IE فونت ttf رو دانلود نمی کنه ;)
خیلی جالبه ! من حدود یک ماهی بود که به وبلاگ سر نزده بودم و مطالب رو فقط از طریق گودر دنبال می کردم ! با دیدن این پست توی گودر ، مجبور شدم بیام و قالب جدید رو ببینم !
خیلی قشنگ و جذاب شده ! موفق باشید
خیلی خوبه مبارک باشه.
فقط اون لوگوی بالای صفحه چندان خوش منظر نیست. از نظر من البته!
اول از همه تبریک میگم بابت قالب جدید.
به نظرم خیلی حرفهای و تمیز کار شده. نحوه چینش مطالب هم خیلی مناسبه. یه کار درجه یک که امیدوارم الگوی خوبی برای بقیه قرار بگیره.
بله کاملاً معلومه ایشون این کاره هستند!
بسیار لذت بردم از این پست. یک لذت خاص.
سلام
خیلی خوبه که از وبلاگ نویسیت کسب در آمد میکنی دکتر جان
تولد وبت هم مبارک
راستی پیشنهادم اینه که پستی درباره شرکت های خارجی ارائه دهنده هاست نشرکنی
این روزا حتی هاست گیتور هم گیر میده به کشورمون و مشکل واقعا حادی داره میشه
با ارزوی موفقیت:)
ممنون. اما واقعا کسب درآمدی در کار نیست، آگهیها هم در حد جبران هزینه هاست، کفاف میدهند، دستکم تا حالا این طور بوده است.
ممنون استفاده کردیم ، خسته نباشید .