مرد دچار فراموشی، موفق شد دوباره عاشق شود!

15

فیلم نوت‌بوک را تا همین چند وقت پیش ندیده بودم، این فیلم اقتباس سینمایی رمان نیکلاس اسپارکس است که در سال ۲۰۰۴ توسط نیک کاساوتز و با بازی رایان گاسلینگ و ریچل مک‌آدامز ساخته شد.

این فیلم، قطعا ارزش دیدن را دارد، گرچه داستان عشق یک زوج ناهمگن از نظر موقعیت اجتماعی و اقتصادی، تاریخی به وسعت بشریت دارد و نیز با اینکه با دیدن قسمتی از فیلم، می‌توان انتهای آن را حدی زد، اما فیلم ظرافت‌ها و شاعرانگی‌هایی دارد که دیدنش را لذت‌بخش می‌کند. از فیلمبرداری خوب فیلم و همچنین بازی‌سازی خوب آمریکای قدیم در این فیلم درام رمانتیک هم نباید گذشت.

12-14-2012 10-16-18 PM

با همین مفهوم و محتوا در سال‌های اخیر فیلم‌های دیگری هم ساخته شده‌اند، مثل فیلم Away from Her با کارگردانی سارا پولی و بازی ژولی کریستی.

تبلیغ: دوره آموزش الکترونیکی: پداگوژی، ابزارها و تولید محتوای آموزشی

12-14-2012 10-24-38 PM

در هر دوی این فیلم‌ها فراموشی یکی از زوج‌ها، باعث پریشانی دیگری شده بود.

اما اختلالات روانپزشکی، فقط در دنیای سینما موقعیت‌ها درام، متضاد و حتی تراژدی نمی‌آفرینند، مسلما در عالم واقع هم این مشکلات مرتب رخ می‌دهند.

خبری که امروز خواندم، از جهاتی داستان همین فیلم‌ها را در ذهنم تداعی کرد:

سال ۲۰۰۶، جف اینگرام، می‌خواست به عیادت دوستش برود که در ایالتی دیگر به شدت بیمار بود و آخرین روزهای زندگی‌اش را سپری می‌کرد، اما او هرگز به خانه دوستش نرسید، او بدون خودرو و کارت‌های بانکی و هویتی‌اش در حالی که حافظه خود را کاملا فراموش کرده بود، سر از ایالتی دیگر درآورد!

جف اینگرام مبتلا به نوع خاصی از فراموشی با منشأ روانپزشکی شده بود که پیش از این در «یک پزشک» در مورد آن نوشته بودم: گریز تجزیه‌ای یا dissociative fugue.

در این بیماری، شخص مبتلا ناگهان هویت و شخصیت خود را فراموش می‌کند، او حتی نزدیک‌ترین کسان خود را هم به یاد نمی‌آورد، بعضی از این افراد صدها کیلومتر دورتر از محل زندگی اصلی خود، هویتی جدید برای خود می‌سازند. این وضعیت ممکن است چند ساعت تا چند سال ادامه پیدا کند. بر اساس تحقیق که اخیرا روی این بیماران انجام شده بود، مشخص شده بود که آنها به طور متوسط ۷۵۰ مایل از محل زندگی اصلی خود دور می‌شوند!

در این بیماری خبری از مشکل بدنی یا ارگانیک در مغز نیست، پس نباید آن را در دسته بیماری‌های مثل زوال عقل یا آلزایمز قرار بدهید.

معولا استرس‌هایی مثل مشکلات زناشویی، مشکلات اقتصادی، افسردگی می‌توانند عامل ایجادکننده این وضعیت باشند.

افرادی که در این وضعیت هستند، معمولا تنها به بقای خودشان فکر می‌کنند، آنها ذهنیت روشنی در این حال ندارند و فقط سعی می‌کنند طوری روز را به شب برسانند، در این مسیر آنها ممکن است مرتکب جرم‌هایی مثل سرقت خودرو یا اسناد هویتی هم بشوند.

سرانجام به خاطر اینکه افراد پیرامونی این بیماران، از آنها مرتب درخواست می‌کنند که نام و هویت خود را مشخص کنند، آنها متوجه فراموشی خود می‌شوند، در مورد آقای اینگرام، این مطلب هنگامی اتفاق افتاد که او به بیمارستانی در دنور مراجعه کرده بود و پذیرش‌دهنده از او درخواست مشخصات می‌کرد.

معمولا بیشتر این بیماران با همان سرعتی که حافظه خود را از دست می‌دهند، حافظه خود را به یاد می‌آورند. پزشکان تصور می‌کنند که بیماری سخت دوست اینگرام محرکی برای این مشکل شده است.

بعد از اینکه مسئولان بیمارستان متوجه مشکل آقای اینگرام شدند، در جستجوی راهی برای مشخص کردن هویت او و پیدا کردن آشنایان و خانواده برآمدند، خوشبختانه در این مورد رسانه تلویزیون به کمک آمد و با پخش خبرهایی در مورد او حتی حضورش در چند برنامه صبحگاهی، سرانجام برادر نامزدش او را شناخت. بعد از آن نامزد او –پنی– با پلیس دنور تماس گرفت و توانست با اینگرام صحبت کند.

برای اینکه مجددا این وضعیت پیش نیاید و او گم نشود، دستگاه GPS ویژه‌ای با قیمت ۴۰۰ دلار را در کفش او جاسازی کرده‌اند و به علاوه اطلاعات او روی بازوی چپش خالکوبی شده و یک فلش حاوی اطلاعات پزشکی به گردن او آویخته شده است.

برخلاف فیلم نوت‌بوک، اینگرام تا حالا حتی به صورت موقت هم، خاطره آشنایی سه‌ساله اش را با نامزدش به خاطر نیاورده است، اما این دو سعی کردند دوباره عاشق بشوند، سرانجام این دو به هم رسیدند و ازدواج کردند.

12-14-2012 10-18-20 PM

اما پنی، هر زمان که اینگرام دیر به تماس‌های تلفنی‌اش پاسخ می‌دهد، می‌ترسد که همسرش دوباره او را فراموش کرده باشد.

منبع

ممکن است شما دوست داشته باشید
15 نظرات
  1. امیر مسعود می گوید

    خیلی کم پیش میاد من فیلمی رو دیده باشم ولی به طور اتفاقی این یکی رو دیده بودم 🙂 فیلم خوبی بود.

  2. kinoom می گوید

    دکتر اگه فیلم the vow رو دیده باشی اونم دقیق داستانش همینه، فراموشی و تلاش برای ایجاد دوباره رابطه 😉

  3. سینا می گوید

    کلی ممنون به خاطر مطالب خوبتون….فکر کنم فیلم
    The vow
    هم تقریبا با این منظور ساخته شده که بر اساس داستان واقعی هم هست..:)

  4. سینا می گوید

    این فیلم رو حتما ببینید. از دیدنش پشیمون نمی شید

  5. مریم می گوید

    جالب بود. فیلم The Vow هم داستان خیلی مشابهی داره و اونم بر اساس یک داستان واقعیه: http://en.wikipedia.org/wiki/The_Vow_(2012_film)

    1. علیرضا مجیدی می گوید

      ممنون بابت معرفی فیلم

  6. ebi می گوید

    پس چی شد بررسی هفتگی مطبوعان

    1. علیرضا مجیدی می گوید

      مشغله تغییر هاست و مشکلات نگذاشت منتشرشون کنم ولی قطعا دوباره منتشر می‌شن این سری پستها.

  7. وحید می گوید

    یادمه یه بار فیلم notebook به شما معرفی کردم
    البته چند ماه پیش بود
    اما مطمئنم
    زنده باشی اقای دکتر

  8. Rasoul می گوید

    سلام آقای دکتر
    ممنون از پیشنهادتون.
    فیلم رو دیدم و کلی هم حال کردم .

  9. Sandel می گوید

    در همین راستا کتاب بیگانه ای با من است توصیه می شود

  10. امیرحسین می گوید

    اگه ایزان بود چی میشد؟آیا خانم جوان باز هم این زحمت رو به خودش میداد؟…..باید فکر کرد

  11. آبگينه می گوید

    فیلم The Vow هم داستان مشابهی داره و اونم بر اساس یک داستان واقعیه.فیلم قشنگی هم هست.به دیدنش می ارزه.حتما ببینید

  12. صدف می گوید

    سلام شما فیلم vow رو با notbook اشتباه گرفتین چون فیلم notbook اصلا درباره ی فراموشی نیست یک داستان عاشقانه است بین دو نفر با شرایط اقتصادی متفاوت

  13. لیلی می گوید

    The vow هم با همین مضمون است و یک داستان واقعیه.. پیشنهاد میکنم حتما ببینید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.