هدیه وبلاگ «یک پزشک»: داستان مصور «ماشین پرواز» از ری بردبری

15

خرداد ماه امسال، ما یکی از بزرگ‌ترین نویسنده‌های علمی-تخیلی را از دست دادیم: ری بردبری.

ری بردبری

خوانندگان وفادار یک پزشک شاید بدانند که من چه میزان به ری بردبری علاقه‌مند هستم. برای نمونه به این پست‌ها توجه کنید:

– ری بردبری و فارنهایت ۴۵۱

– معرفی کتاب فارنهایت ۴۵۱

– داستان کوتاه «داس» از ری بردبری

ری بردبری

خبر خوب برای علاقه‌مندان این نویسنده این است که به تازگی کتاب «حکایت‌های مریخ» او به فارسی ترجمه شده و منتشر شده است که به وقتش این کتاب را به صورت کامل معرفی خواهم کرد.

عادت دارم هر چند وقت یک بار در اینترنت جستجو می‌کنم تا ببینم، از نویسنده‌های مود علاقه‌ام کتاب تازه‌ای منتشر شده است یا نه،‌ در حین جستجو به تصادف یک تصویرسازی از یکی از مشهورترین داستان‌های کوتاه ری بردبری را پیدا کردم، داستانی با نام اصلی The Flying Machine که بردبری آن را در سال ۱۹۵۳ نوشته بود، این داستان بسیار کوتاه، اما بسیار لطیف است و به این مطلب اشاره دارد که هیچ کس نمی‌تواند با هیچ بهانه‌ای خلاقیت را از انسان‌ها بگیرد و ذهنشان را خالی از ایده و امید و آرزو کند، همیشه در دنیا منابع الهامی برای مغز پیچیده و زایشگر انسان‌ها باقی می‌ماند.

تصویرسازی این داستان را یک طراح آمریکایی به نام Bernard Krigstein انجام داده بود، وقتی این تصویرسازی را دیدم، به این فکر افتادم که ترجمه داستان را که ظاهرا مهدی بنوازی برای ماهنامه تجربه انجام داده بود و در سایت فانتزی به صورت متنی منتشر شده بود، با استفاده از فتوشاپ روی کار گرافیکی اصلی درج کنم.

داستان ماشین پرواز

با توجه به مهارت پایین من در فتوشاپ، کار البته چندان تمیز از آب درنیامده، اما فکر می‌کنم خواندن داستان به این صورت چندان هم خالی از لطف نباشد. دست‌کم یک تجربه جدید است!

این داستان مصور را می‌توانید از لینک‌های زیر با اندازه 8.45 مگابایت دانلود کنید:

دانلود از مدیافایر

لینک دانلود مستقیم موقت


   
15 نظرات
  1. مریم می گوید

    چه قشنگ! کتاب مصور یک پزشکی :دی
    داستانش رو قبلا خونده بودم ولی اینجوری خیلی بیشتر چسبید.

  2. ahmadalli می گوید

    خیلی ممنون.
    باید گوشزد می‌کردید که چپ به راسته. اولش یه‌ذره گیج شدم!

  3. رهگذر می گوید

    “هیچ کس نمی‌تواند با هیچ بهانه‌ای خلاقیت را از انسان‌ها بگیرد و ذهنشان را خالی از ایده و امید و آرزو کند”
    این بیچاره که خلاقیتش هیچ، گردنش هم رفت! راستش من اون نکته ای که شما گفتین رو نتونستم از این تصویرسازی دربیارم، فقط دم صبحی افسردگی گرفتم!

    1. ثبت شرکت می گوید

      شما چرا افسردگی گرفتید دیگه!!!

  4. پژمان می گوید

    هدیه ی خیلی قشنگیه، ممنونم از زحمتی که به خاطرش کشیدین، چقد خوبه که یه همچین وبلاگی انقدر به ادبیات علمی تخیلی بها میده، قابل توجه کسایی که فکر میکنند این سبک فقط برای کودک و نوجوانه!

  5. es می گوید

    سلام
    اگر نسخه ی انگلیسی داستان رو میذاشتین دیگه فوق العاده میشد

  6. ESS می گوید

    اگر نسخه ی فرانسوی داستان رو میذاشتین دیگه فوق العاده میشد

    1. پروانه ساختمان می گوید

      هرکسی به زبان فرانسه مسلط نیست.چرا باید نسخه فرانسویشو قرار میدادن؟فارسیش ک بهتره

    2. تور چین می گوید

      اگر نسخه فارسیشو دارید لطفا معرفی کنید!!!!

  7. کاناپه بادی می گوید

    خیلی جالب بود ممنون

  8. بهزاد چوکل می گوید

    فقط اینکه ۱۲ سال پیش با پول توجیبی که هر روز برای رفتن به مدرسه میگرفتم موفق شدم بعد از چن روز فارنهایت ۴۵۱ را به قیمت دویست تومان بخرم.هنوز تو قفسه کتابم هست.پر از تشبیه است و ناب!

  9. پخش سراسری دارو می گوید

    جالب بود ممنون

  10. بهار می گوید

    سلام خیلییییی قشنگ بود

  11. محمد می گوید

    سلام باتشکر

  12. قایق بادی می گوید

    همین نسخه ایرانیش بهتره، ممنون

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.