فروختنی نیست، حتی در ازای ۱۰۰ میلیون دلار ! ۴ رئیسی که در مقابل وسوسه فروختن شرکت نوپای خود مقاومت کردند

7

صد میلیون دلار به هیچ عنوان پول کمی نیست، در دنیایی که برای کسری از این پول جنایت‌های زیادی می‌شود و بسیاری در خلاف جهت وجدان و علایق خود حرکت می‌کنند، آیا کسی پیدا می‌شود که به صد میلیون دلار، نه بگوید؟!

بله! ما در این پست با ۴ نفر از رؤسای شرکت‌های نوپای سیلیکون ولی آشنا می‌شویم که شور و شوق و تمایل به توسعه شرکت‌هایشان آنقدر برایشان مهم بود که به پیشنهادهای ظاهرا ردنشدنی، نه گفتند.

VIDDY: احتمالا نام این اپلیکیشن به گوشتان نخورده باشد، اما احتمالا کاربران فرنگی بیشتر با این اپلیکیشن آشنا هستند. VIDDY اپلیکیشنی است برای اشتراک ویدئو.

سال پیش یک پیشنهاد صد میلیون دلاری برای خرید VIDDY ارائه شد، اما این پیشنهاد رد شد.

05-03-2013 12-30-44 AM

متأسفانه پس از آن VIDDY آن طور که پیشبینی نمی‌شد توسعه نیافت و محبوب نشد، طوری که نیمی از کارکنانش تعدیل شدند و رئیس این شرکت هم اخراج شد.

VIDDY قمار بزرگی کرد و در سودای اینکه من اینستاگرام یک شرکت یک میلیارد دلاری شود، به یک پیشنهاد خوب، پاسخ منفی داد.

در مقابل رقیب VIDDY یعنی SocialCam واقع‌بین‌تر بود، میزان سودآوری این شرکت کمتر بود، اما مسئولان آن، به موقع چند ماه بعد از راه‌اندازی راضی شدند که در ازای ۶۰ میلیون دلار، محصول خود را بفروشند.

فوراسکویر: کاربران ایرانی بیشتری فرواسکویر را می‌شناسند. یک سال بعد از تأسیس، در سال ۲۰۱۰ هم یاهو و هم فیس‌بوک پیشنهاد کردند که فوراسکویر را با مبلغی بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون دلار بخرند. در آن زمان کل سود فوراسکویر ۵ میلیون دلار بود و تعداد کارکنانش به اندازه تعداد انگشتان یک دست بود. این پول می‌توانست سرنوشت مدیران و سرمایه‌گذاران فوراسکویر را تغییر بدهد.

اما مؤسس فوراسکویر –کرولی– قبلا یک شرکت به نام Dodgeball را فروخته بود و پشیمان شده بود، او شاهد بود که گوگل این شرکتش را که یک اپلیکیشن اجتماعی مبتنی بر موقعیت بود را تعطیل کرده است و او خیلی نگران بود که در صورت فروش فوراسکویر هم، صاحبان جدید تنها کاری که بکنند این باشد که فوراسکویر را تعطیل کنند یا به آن خدشه وارد کنند.

05-03-2013 12-39-18 AM

بنابراین به این پیشنهاد، پاسخ منفی داد و بعدا بیش از هفتاد میلیون دلار سرمایه‌گذاری جمع‌آوری کرد. این اقدام او منتقدان زیادی در میان سهامداران فوراسکویر دارد، اما او در پی آن است که کارایی مدل اقتصادی را ثابت کند.

QWIKI: در یک زمان گوگل پیشنهاد کرده بود که QWIKI را صدمیلیون دلار بخرد اما رئیس این شرکت -دوگ ایمبروس- قبول نکرد.

PATH هم ۳ ماه بعد از تأسیس پیشنهاد خرید صد میلیون دلاری از جانب گوگل داست، اما این پیشنهاد را قبول نکرد.

چرا پاسخ منفی؟

یکی از دلایل مؤسسان شرکت‌ها برای دادن پاسخ منفی به این پیشنهادهای خوب اشتیاق وافر آنها به داشتن شرکت‌هایی است که قادر به تغییر دنیا باشند. آنها دوست ندارند کنترل را بر شرکتی که تصور می‌کنند گوگل یا فیس‌بوک بعدی است از دست بدهند.

البته این به معنی نیست که آنها وسوسه نمی‌شوند، اما آنها وقتی جنبه‌های مثبت و منفی فروش محصولشان را که آینده‌اش معلوم نیست، می‌سنجند سرانجام قانع می‌شوند که محصولشان را نفروشند.

البته همه چیز موکول به تصمیم مؤسسان این شرکت‌ها نیست، شرکت‌های نوپا گاهی سرمایه‌گذارانی دارند که میزان نقدینگی خیلی بالایی دارند، آنها می‌توانند صبر کنند و بیشتر نتیایج بلندمدت برایشان مهم است و هیچ ابایی از ریسک‌های اینچنینی ندارند.

ممکن است که شرکت نوپایی که آنها در آن سهم دارند، کلا بیش از چند میلیون دلار در گام اول سود به دست نیاورده باشد، اما برای این سرمایه‌گذاران این امر مهم نیست، آنها شانه‌های خود را در مقابل پیشنهادهای خرید ۵۰ یا ۱۰۰ میلیون دلاری بالا می‌اندازند و به این فکر می‌کنند که سرانجام یکی از شرکت‌های تابعه‌شان گل کند و سرمایه‌گذاری‌هایشان را کاملا جریان کند.

اما از یک دید دیگر، این سرمایه‌گذاران خلاف جهت حرکت آب و برخلاف قانون احتمالات حرکت می‌کنند، کلا سه چهارم شرکت‌ها نوپا شکست می‌خورند.

کلا پیشنهاد برای خرید شرکت‌های آینده‌دار و یا مقاومت در مقابل وسوسه فروش، یک چیز توأم با خطر است. سهامداران GROUPON شاید الان حسرت زمانی را بخورند که گوگل می‌خواست این شرکت را شش میلیارد دلار بخرد. در مقابل مارک زاکربرگ باید خیلی خوشحال باشد که فیس‌بوک را در سال ۲۰۰۶ به مبلغ یک میلیارد دلار به یاهو نفروخت. ارزش این شرکت حالا ۱۳.۳ میلیارد دلار است و هزار نفر از کارمندانش میلیونر شده‌اند!

FACEBOOK Mark Zuckerberg

پینترست تا حالا نتوانسته به سودآوری اقتصادی قابل توجه دست پیدا کند اما رشد خیره‌کننده‌اش ادامه دارد، شایعاتی در مورد پیشنهاد گوگل برای خرید پینترست وجود دارد، اما اصلا معلوم نیست که در صورت پیشنهاد صاحبان آن قبول کنند یا اینکه برآوردشان این باشد که شرکتشان در آینده آنقدر پیشرفت می‌کند که ارزش چند میلیارد دلار را داشته باشد.

کلا مؤسسان باهوش آنهایی هستند که می‌دانند در چه زمانی سوار موج بشوند و چه زمانی شرکتشان با بیشترین بها بفروشند. مثلا SINGLEPLATFORM چند ماه پیش پیشنهاد ۵۰ میلیون دلاری داشت، اما قبول نکرد ، زمانی که یک پیشنهاد ۱۰۰ میلیون دلاری ارائه شد، دیگر مؤسس آن درنگ را جایز ندانست و در حالی که مشغول جلب سرمایه‌گذار بود، پیشنهاد را قبول کرد.

مؤسس OMGPOP هم زمانی که پیشنهاد ۲۰۰ میلیون دلاری دریافت کرد با ۱۰ نفر از دوستانش مشورت کرد و در حالی که انتظار داشت، آنها به او پیشنهاد کنند که معامله را نپذیرد، با توصیه فروش توسط همه آنها روبرو شد.


دنیای سیلیکون ولی و شرکت‌های نوپا دنیای عجیبی است، ما حق داریم از پول‌های جابجا شده شگفت‌زده شویم، در حالی که موبایل و گجت و اپلیکیشن برای ما خیلی وقت‌ها چیزهایی در حد سرگرمی و فرعیات زندگی است، گویا در جاهایی از دنیا هم افرادی پیدا می‌شوند که نان مغزشان را می‌خورند و بدون میانبر زدن و دست زدن به هزار و یک کار -چنان که افتد و دانی- از راه سالم میلیونر می‌شوند و تازه گاهی آنقدر ایده‌شان برایشان جذاب است که فکرشان را پول معاوضه نمی‌کنند!

منبع

   
7 نظرات
  1. محمد می گوید

    جالب بود. ممنون.

  2. امیر می گوید

    مرسی دکتر ، بسیار عالی بود
    پ.ن : پرینستون پلیزبورو هم به خاطر یه بنده خدایی به ۱۰۰ میلیون دلار پشت کرد :دی

  3. حمید رضا می گوید

    چرا GROUPON الان باید حسرت بخوره ؟ سایتش و مناطق کاریش هر روز داره توسعه داده می شه و اصلا منطقی نیست با چنین پیشرفتی الان حسرت یک پشنهاد رو بخوره!

    1. محسن می گوید

      فک کنم ایده اولیه GROUPON خوب بوده وگرنه امثالش خیلی زیاد شده دیگه ، مثه سایت تخفیفان که تو ایران زیاد شده

  4. امیرمسعود می گوید

    مارک شاتلورث، بنیان‌گذار اوبونتو هم یه زمانی بهش پیشنهاد شده بود که شرکتش رو ۱۰۰ میلیون دلار بفروشه و اون نپذیرفت و گفت که ارزش شرکتش بیشتر از این حرفاست. چند ماه بعد، شرکت وری‌ساین (VeriSign) شرکتش رو ۵۷۵ میلیون ازش خرید.

    منبع این مصاحبه از نیویورک تایمزه:
    https://www.nytimes.com/2009/01/11/business/11ubuntu.html?pagewanted=all&_r=0

  5. شهاب الدین می گوید

    عالی بود. به خصوص از «چرا پاسخ منفی؟»به بعد.

  6. رضا قرباني می گوید

    همه چیز بستگی به مدل کسب و کار و اعتمادی دارد که افراد به مدل کسبو کارشان دارند. بعضی وقتها توسعه بیشتر ممکن نیست و فروش جذابتر است. بعضی وقتها بتید ادامه داد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.