یک ویدئوی جالب و پخشنشده از استیو جابز: فانی بودن نوآوریهای فناوری

آدمهای بزرگ در حوزه فناوری یا اصولا همه حوزههای دانش، صرفا به خاطر دانش خالصشان در زمینه کاریشان اهمیت ندارند، بلکه در بسیاری موارد «بینش» و زاویه نگاهشان است که درجه اول اهمیت را دارد.
با گذشت این همه مدت از فوت جابز، هنوز هم خاطرات و نقل قولهای جالبی را از او در این سو آن میبینیم.
به تازگی ویدئویی که تا به حال به صورت عمومی به نمایش درنیامده بود و مربوط به مصاحبهای میشود که جابز در سال 1994 در NeXT انجام داده بود، پخش شده است.
در این ویدئو جابز میگوید که کار در حوزه فناوری، به گونهای است که حتی دستاوردهای بزرگ آدم هم خیلی زود کهنه و غیرقابل استفاده میشوند. جابز میگوید که کار در فناوری، مثل ساختن یک کلیسا و بنای باشکوه نیست که هزاران سال بعد هم تحسین شود.

او از تشبیه زیبایی استفاده میکند و کاخ فناوری را به یک سنگ رسوبی مانند میکند. اگر از سطح به این سنگ رسوبی نگاه کنیم، تنها تازهترین دستاورد را میبینیم، در این سنگ رسوبی، حاصل همه عمر و تلاشها هر فرد، تنها به صورت یک لایه نازک، در زیر و مابین لایههای دیگر نمایان شده است.
خلاصه اینکه جابز در این ویدئو اعتراف کرد است که نوآوریها در حوزه فناوری، فانی هستند و با گذشت زمان فراموش میشوند. او میگوید که همه کارهایی که انجام داده، احتمالا به صورت کاملا ظرف 50 سال فراموش خواهد شد.
نظر شما چیست؟ آیا تا پنجاه سال دیگر جابز کاملا فراموش خواهد شد؟!
این ویدئوی جالب را میتوانید در یوتیوب ببینید.
بستر تاریخی مصاحبه ۱۹۹۴؛ جابز در میانه مسیر
برای درک عمیقتر سخنان استیو جابز در این ویدئو، باید به زمان ضبط آن بازگردیم. سال ۱۹۹۴، دورانی است که جابز در میانه “سالهای تبعید” خود از اپل قرار داشت. او در شرکت نکست (NeXT) مشغول بود؛ شرکتی که اگرچه از نظر تجاری به موفقیت اپل نرسید، اما از نظر فنی زیربنای سیستمعاملهای مدرن اپل (macOS و iOS) را پیریزی کرد. جابز در این مقطع، پختگی خاصی پیدا کرده بود. او دیگر آن جوان بیست و چند سالهی مغرورِ زمان معرفی مکینتاش نبود، بلکه مردی بود که شکست را تجربه کرده و حالا با نگاهی فلسفیتر به مفهوم “میراث” مینگریست.
در این مصاحبه که توسط انجمن تاریخی سیلیکونولی انجام شده، جابز برخلاف همیشه که درباره آینده روشن و تغییر جهان صحبت میکرد، به شکلی غافلگیرکننده به جنبه فانی بودن تکنولوژی اشاره میکند. او به خوبی درک کرده بود که برخلاف یک اثر هنری یا یک سمفونی کلاسیک، ابزارهای دیجیتال تاریخ انقضای بسیار کوتاهی دارند.
استعاره سنگ رسوبی؛ لایههایی که زیر تودهها دفن میشوند
یکی از درخشانترین بخشهای این مصاحبه، تشبیه دنیای فناوری به یک “سنگ رسوبی” (Sedimentary Rock) است. جابز توضیح میدهد که پیشرفت در علم و تکنولوژی حاصل انباشت لایه به لایه تلاشهای هزاران نفر است. در یک کوه رسوبی، آنچه ما امروز میبینیم تنها لایه سطحی و بیرونی است. اما این لایه سطحی بدون لایههای زیرین که دههها قبل تشکیل شدهاند، هرگز نمیتوانست در آن ارتفاع قرار بگیرد.
او با این نگاه، نقش خود را به عنوان یک نوآور تقلیل میدهد تا واقعیتی بزرگتر را بیان کند: اینکه در مهندسی، کار شما قرار نیست به تنهایی و به صورت مستقل بدرخشد. کار شما بخشی از یک فرآیند تکاملی است. اگر شما یک مدار مجتمع بهتر طراحی کنید یا یک زبان برنامهنویسی پیشرفتهتر بنویسید، کار شما برای مدتی در اوج خواهد بود، اما به زودی لایهای جدید روی آن قرار میگیرد. لایه شما دفن میشود، اما همچنان به عنوان بخشی از فونداسیون این بنای عظیم، وزن لایههای بعدی را تحمل میکند. این دیدگاه، نوعی تواضع علمی را در خود جای داده است که کمتر در سخنرانیهای عمومی جابز دیده میشد.
تضاد میان معماری کلاسیک و مهندسی مدرن
جابز در این ویدئو به “کلیساهای جامع” اروپا اشاره میکند. او میگوید معماران و سنگتراشانی که قرنها پیش آن بناها را ساختند، میدانستند که اثرشان برای نسلهای متمادی باقی خواهد ماند. یک تندیس داوود یا یک تابلوی لبخند ژکوند، با گذشت زمان ارزش بیشتری پیدا میکند و فرم آن هرگز “کهنه” نمیشود. زیبایی یک بنای کلاسیک، در سکون و پایداری آن است.
اما در مقابل، جابز دنیای فناوری را دنیای “پویاییِ بیرحم” میداند. او میگوید: «در این حوزه، کار شما در عرض ده سال منسوخ میشود و در عرض بیست سال عملاً غیرقابل استفاده است.» این یک حقیقت تلخ برای کسانی است که به دنبال جاودانگی از طریق خلق اشیاء هستند. جابز اعتراف میکند که هیچکس در سال ۲۰۲۰ از یک “اپل ۲” برای کارهای روزمرهاش استفاده نخواهد کرد، در حالی که هنوز هم میلیونها نفر به تماشای کلیسای نوتردام میروند. این تفاوت ماهوی میان “هنر به مثابه فرم” و “تکنولوژی به مثابه ابزار” است.
پارادوکس فراموشی؛ آیا جابز اشتباه میکرد؟
جابز در این مصاحبه پیشبینی میکند که تا ۵۰ سال دیگر (یعنی حدود سال ۲۰۴۴)، او و کارهایش به طور کامل فراموش خواهند شد. اما آیا واقعاً چنین خواهد شد؟ برای پاسخ به این سوال باید میان “محصول” و “تاثیر” تفاوت قائل شویم. حق با جابز است؛ سختافزارهایی که او ساخت اکنون در موزهها خاک میخورند. کدهایی که تیم او نوشتند بارها بازنویسی شدهاند. اما آنچه جابز نادیده گرفت (یا شاید در آن لحظه به زبان نیاورد)، “تغییر پارادایمی” بود که او ایجاد کرد.
ما جابز را نه به خاطر ظرفیت حافظه مکینتاش، بلکه به خاطر تعریف دوباره رابطه انسان و ماشین به یاد میآوریم. او لایهای را در آن سنگ رسوبی قرار داد که جنس آن با لایههای قبلی متفاوت بود. او هنر، روانشناسی و زیباشناسی را به لایههای سخت مهندسی تزریق کرد. این لایه ممکن است زیر لایههای دیگر دفن شود، اما رنگ و بوی آن در کل ساختار سنگ رسوبی سیلیکونولی پخش شده است.
چرا تکنولوژی به سرعت کهنه میشود؟
دلیل کهنگی زودهنگام در فناوری، قانون مور و شتاب رشد دانش است. در حوزه نرمافزار و سختافزار، هر دستاورد جدید بر شانههای دستاورد قبلی میایستد و بلافاصله آن را از رده خارج میکند. جابز در سال ۱۹۹۴ میدانست که وب در حال تولد است، اما شاید تصور نمیکرد که همین وب، چگونه شرکت نکست و سیستمهای بسته را به چالش میکشد. او درک میکرد که در تکنولوژی، “بهترین” دشمنِ “خوب” است. به محض اینکه راه بهتری برای انجام یک کار پیدا شود، راه قبلی نه تنها قدیمی، بلکه “نامرئی” میشود.
این “نامرئی شدن” همان چیزی است که جابز به آن اشاره میکند. وقتی ما امروز از یک گوشی هوشمند استفاده میکنیم، به هزاران پتنتی که در دهه ۸۰ و ۹۰ ثبت شده فکر نمیکنیم. آن تلاشها نامرئی شدهاند، اما بدون آنها، لمس صفحه نمایش و باز شدن یک اپلیکیشن ممکن نبود. جابز با پذیرش این واقعیت، نشان میدهد که به دنبال تحسین شدن توسط آیندگان نبود، بلکه به دنبال تاثیرگذاری در “زمان حال” بود.
میراث معنوی در مقابل میراث مادی
اگرچه ابزارهای ساخته شده توسط جابز فانی هستند، اما “فلسفه طراحی” او به نظر جاودانهتر میآید. جابز در بخش دیگری از تفکراتش همیشه تاکید داشت که تکنولوژی به تنهایی کافی نیست و باید با علوم انسانی پیوند بخورد. این “بینش” همان چیزی است که برخلاف لایههای رسوبی نرمافزار، به راحتی کهنه نمیشود.
شاید ۵۰ سال بعد، کسی نداند “آیفون” دقیقاً چه شکلی بود یا چه سیستمعاملی داشت، اما احتمالاً اصول طراحی کاربرمحور و سادگی در تعامل که جابز بر آنها پافشاری میکرد، همچنان در گجتهای آن زمان (هر چه که باشند) حضور خواهد داشت. در واقع، جابز به جای ساختن یک مجسمه، یک “استاندارد ذهنی” بنا کرد.
آیا ۵۰ سال دیگر نامی از او باقی خواهد ماند؟
پاسخ به این سوال بستگی به این دارد که “فراموشی” را چگونه معنا کنیم. اگر منظور استفاده از محصولات اوست، بله، او همین حالا هم برای بسیاری از نسلهای جدید که با آیپد بزرگ شدهاند و مکینتاش اولیه را ندیدهاند، به تاریخ پیوسته است. اما اگر منظور تاثیر بر مسیر تمدن بشری باشد، جابز احتمالا در کنار شخصیتهایی مثل ادیسون یا فورد قرار خواهد گرفت.
پیشبینی بدبینانه (یا شاید واقعگرایانه) جابز در سال ۱۹۹۴ نشان از روحیه جستجوگر او دارد. او کار در فناوری را یک “سفر جمعی” میدید. او میدانست که او هم فقط یک کارگر در این کارخانه عظیم جهانی است. او با این مصاحبه به ما یادآوری میکند که به جای غرق شدن در شکوهِ لحظهای دستاوردهایمان، به فکر کیفیت لایهای باشیم که به این کوه اضافه میکنیم. لایه ما ممکن است دفن شود، اما اگر محکم و درست ساخته شده باشد، آیندگان میتوانند روی آن لایههای بلندتری بنا کنند.
نتیجهگیری: شکوهِ فانی بودن
سخنان جابز در سال ۱۹۹۴ در نکست، یک درس بزرگ برای همه فعالان حوزه علم و تکنولوژی است. ما در حال ساختن بنایی هستیم که هر روز تغییر شکل میدهد. برخلاف هنرمندان که با “ماندگاری” زنده هستند، مهندسان و نوآوران با “تغییر” تعریف میشوند. جابز با آغوش باز پذیرفت که کارش روزی فراموش خواهد شد و همین پذیرش بود که به او قدرت میداد تا با تمام توان در لحظه حال نوآوری کند. او نمیخواست یک موزه بسازد؛ او میخواست یک ابزار بسازد. و ابزارها تا زمانی که استفاده میشوند، زندهاند و وقتی کهنه شدند، جای خود را به ابزارهای بهتر میدهند. این ذاتِ پیشرفت است و جابز، آگاهترینِ آدمها به این چرخه بیپایان بود.






اول مطلب فانی را funny خواندم :)
کی ادیسون یا… فراموش کرده؟!!!
حقیقت رو میگه، اما خوب شخصیت هایی که به این مساله دامن زدند نباید از یادها بروند.
قطعاً کسانی که تحول ایجاد میکنند فراموش نخواهند شد، حتی اگه تاریخ مصرف فناوریای رو که ارایه دادند بگذره. این رو هم نباید فراموش کرد که هر فناوری ای -حتی اگه روزی به کار نیاد- مقدمات ظهور فناوری و ایده جدیدتری رو فراهم میکنه که بدون اون قابل تصور نبود. مثل همون لایه باریکی از رسوبات که میتونه در طول زمان های طولانی لایه لایه روی هم انباشته بشه و به کوهی بسیار بلندتر تبدیل بشه، که جابز توی این ویدئو بهش اشاره کرد.
ولی مساله اینه که ما انسانهای زمان حال با توجه به مشخصات جامعه و فرهنگمون چقدر بخوایم به مطالعه تاریخ فناوری علاقه نشون بدیم.
جابز نباید فراموش بشه. صرف نظر از اینکه تو کدوم شرکت مشغول به فعالیت بود نوآوری های بسیار زیادی رو به جهان معرفی کرد… درسته از اپل بدم میاد ولی همیشه میگم استیو جابز مرد بزرگی بوده! من تا 50 سال دیگه زنده میمونم و نمیزارم جابز رو فراموش کنین!! :دی
خب 51 سال بعد فراموش میکنیم
مگه تورینگ فراموش شده؟؟؟؟؟
واقعا داره راست میگه.الان هم ما اون کسانیرو که انیاک رو ساختند یادمون نمیاد اما بقیه زمینه های علم هم معمولا همین طورند مگه نه؟