مردی روی ماه: حقایق تازه و ناگفته از زندگی نیل آرمسترانگ

\شناختن نیل آرمسترانگ (Neil Armstrong) فراتر از آن جمله تاریخی مشهور، برای هر کسی که به مرزهای توانمندی بشر علاقه دارد، ضروری است. این مقاله قصد دارد بررسی کند که چگونه یک پسرک خجالتی از اوهایو به نماد عصر فضا تبدیل شد و آیا واقعا آن‌طور که می‌گویند، او سرد و بی‌احساس بود؟ در این مطلب برآنیم تا با هم مرور کنیم که پشت پرده ماموریت آپولو ۱۱ چه گذشت و چرا آرمسترانگ پس از بازگشت، از انظار عمومی گریخت. آیا درست است که او در لحظات فرود، فقط چند ثانیه با مرگ فاصله داشت؟ با ما همراه باشید تا از زاویه‌ای نو، زندگی خلبانی را کالبدشکافی کنیم که ماه را برای ما لمس‌کردنی کرد.

کودکی و رویای پرواز

نیل آرمسترانگ در آگوست ۱۹۳۰ در شهر کوچک واپاکونتا (Wapakoneta) متولد شد و از همان ابتدا مجذوب آسمان بود. او اولین بار در ۶ سالگی سوار هواپیما شد و این تجربه چنان عمیق بود که مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد. برخلاف بچه‌های دیگر که به دنبال بازی‌های معمولی بودند، نیل وقتش را صرف ساخت مدل‌های هواپیما و مطالعه درباره مکانیک پرواز می‌کرد. او حتی پیش از آنکه گواهینامه رانندگی بگیرد، در ۱۶ سالگی گواهینامه خلبانی‌اش را دریافت کرد که نشان‌دهنده نبوغ و پشتکار عجیب او بود. در واقع، آسمان برای او نه یک مرز، بلکه خانه‌ای دوم به شمار می‌رفت.

تحصیلات و مهندسی پرواز

آرمسترانگ برای ادامه تحصیل به دانشگاه پردو (Purdue University) رفت و رشته مهندسی هوافضا را انتخاب کرد تا زیربنای علمی پرواز را بیاموزد. او بورسیه نیروی دریایی را داشت که به او اجازه می‌داد هم درس بخواند و هم مهارت‌های عملی پرواز را در سطح نظامی دنبال کند.
تحصیلات او فقط به مدرک کارشناسی ختم نشد و بعدها کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی گذراند. نیل همیشه خودش را بیش از آنکه یک قهرمان یا فضانورد بداند، یک «مهندس جوراب‌شلواری‌پوش» معرفی می‌کرد که به دنبال حل مسائل دشوار فنی است. این نگاه علمی دقیق باعث شد که در بحرانی‌ترین لحظات ماموریت‌های فضایی، خونسردی‌اش را حفظ کند. او به خوبی می‌دانست که بدون درک دقیق معادلات، هیچ پروازی به سلامت به زمین نخواهد نشست.

از جنگ کره تا پروازهای آزمایشی X-15

تجربه عملی نیل در میدان نبرد شکل گرفت، جایی که او در جنگ کره ۷۸ ماموریت رزمی را با موفقیت پشت سر گذاشت. در یکی از این پروازها، بال هواپیمای او آسیب شدیدی دید اما او با مهارتی مثال‌زدنی توانست هواپیما را تا نزدیکی نیروهای خودی هدایت کرده و سپس ایجکت (Eject) کند. پس از جنگ، او به عنوان خلبان آزمایش‌گر به پایگاه ادواردز رفت تا با سریع‌ترین و خطرناک‌ترین پرنده‌های ساخت بشر کار کند.
هواپیمای موشکی X-15 یکی از چالش‌برانگیزترین تجربه‌های او بود که در آن تا لبه فضا پیش رفت. این دوران طلایی برای او، آزمونی بود تا توانایی‌های فیزیولوژیک و روانی‌اش را برای ماموریت‌های بزرگ‌تر ناسا (NASA) بسنجد. او در این مدت یاد گرفت که چگونه با عدم قطعیت‌های تکنولوژیک در سرعت‌های چند برابر صوت کنار بیاید.

نیل آرمسترانگ در کنار هواپیمای آزمایشی

ورود به ناسا و چالش جمینی ۸

در سال ۱۹۶۲، ناسا گروه دوم فضانوردان را انتخاب کرد و آرمسترانگ به عنوان اولین غیرنظامی وارد این جرگه شد. اولین ماموریت فضایی او، جمینی ۸ (Gemini 8) بود که نزدیک بود به یک فاجعه تمام‌عیار تبدیل شود. در حین اتصال به فضاپیمای دیگر، یکی از پیشران‌ها گیر کرد و فضاپیما با سرعت وحشتناکی شروع به چرخش به دور خود کرد.

خونسردی نیل در این لحظه تاریخی بود؛ او در حالی که چشمانش به سختی فوکوس می‌کردند، سیستم اضطراری را فعال کرد و فضاپیما را مهار نمود. این مهارت در مدیریت بحران باعث شد تا مدیران ناسا او را به عنوان گزینه اصلی برای فرماندهی اولین فرود روی ماه انتخاب کنند. آن‌ها می‌دانستند که اگر قرار باشد کسی در شرایط غیرقابل پیش‌بینی ماه زنده بماند، او قطعا آرمسترانگ است.

ماموریت جمینی ۸ و تمرینات سخت

آپولو ۱۱: ثانیه‌های وحشت در دریای آرامش

پرتاب آپولو ۱۱ (Apollo 11) در ۱۶ جولای ۱۹۶۹، آغاز سفری بود که نگاه بشر به جهان را تغییر داد. نیل آرمسترانگ به همراه باز آلدرین (Buzz Aldrin) و مایکل کالینز (Michael Collins) راهی سفری شدند که جان اف کندی سال‌ها قبل وعده‌اش را داده بود. اما فرود روی ماه آن‌طور که برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفت و کامپیوتر راهبر دچار خطای ۱۲۰۱ شد.

در حالی که سوخت ماه‌نشین «ایگل» (Eagle) رو به اتمام بود، نیل متوجه شد که کامپیوتر آن‌ها را به سمت منطقه‌ای پر از صخره می‌برد. او کنترل دستی را به دست گرفت و با خونسردی عجیبی، ماه‌نشین را به منطقه‌ای صاف هدایت کرد. وقتی ایگل روی خاک ماه نشست، تنها برای ۳۰ ثانیه دیگر سوخت باقی مانده بود؛ لحظه‌ای که تپش قلب میلیون‌ها نفر در زمین متوقف شد.

نخستین گام و دوربین‌های تاریخ‌ساز

در ساعت ۱۰:۵۶ شب به وقت شرقی، نیل آرمسترانگ از پله‌های ایگل پایین آمد و پای چپش را روی غبار ماه گذاشت. او جمله معروف «این گام کوچکی برای یک انسان و جهشی بزرگ برای بشریت است» را با طمانینه ادا کرد. جالب است بدانید که به دلیل یک اشتباه فنی، اکثر عکس‌های باکیفیت روی ماه متعلق به باز آلدرین است، چون دوربین اصلی در دست نیل بود.

آرمسترانگ و آلدرین حدود دو ساعت و نیم روی سطح ماه راه رفتند، نمونه‌برداری کردند و آزمایش‌های علمی را مستقر نمودند. آن‌ها پرچم آمریکا را با مکافات در خاک ماه فرو کردند، چون لایه‌های زیرین بسیار سخت‌تر از حد تصور بودند. این حضور کوتاه، پاسخ به هزاران سال کنجکاوی بشر درباره همسایه نقره‌ای زمین بود که با موفقیت کامل انجام شد.

نیل آرمسترانگ روی سطح ماه

زندگی پس از ماه: فرار از شهرت

پس از بازگشت به زمین، زندگی آرمسترانگ دیگر هرگز مثل قبل نشد و او به یکی از مشهورترین انسان‌های تاریخ تبدیل شد. اما برخلاف بسیاری از سلبریتی‌ها، نیل از کانون توجه فراری بود و به شدت از حریم خصوصی‌اش محافظت می‌کرد. او برای مدتی در ناسا به عنوان معاون مدیر بخش هوانوردی کار کرد اما ترجیح داد به محیط آکادمیک برگردد.

او به مدت یک دهه در دانشگاه سینسیناتی (University of Cincinnati) به تدریس مهندسی هوافضا مشغول شد و سعی کرد مانند یک استاد معمولی زندگی کند. نیل حتی از امضا دادن به مردم خودداری می‌کرد، چون متوجه شده بود امضاهایش با قیمت‌های گزاف در بازار فروخته می‌شوند. او نمی‌خواست هویتش با مادی‌گرایی و شهرت کاذب گره بخورد.

زندگی شخصی و لایه‌های پنهان

زندگی شخصی آرمسترانگ خالی از تراژدی نبود؛ او سال‌ها پیش از سفر به ماه، دختر کوچکش «کارن» را به دلیل تومور مغزی از دست داد. بسیاری معتقدند که سکوت و درون‌گرایی او ریشه در این غم بزرگ دارد که حتی در فضا هم همراهش بود. او در سال ۱۹۹۴ از همسر اولش «جن شیرون» جدا شد و بعدها با «کرول نایت» ازدواج کرد که آرامش دوباره‌ای به زندگی‌اش بخشید.
نیل علاقه زیادی به موسیقی و نواختن باریتون (Baritone) داشت و در اوقات فراغتش به پرواز با گلایدرها می‌پرداخت. او معتقد بود در پرواز بی‌صدا با گلایدر، بهتر می‌توان روح آسمان را لمس کرد. با وجود تمام افتخارات، او همیشه خودش را یک پسر ساده روستایی می‌دید که شانس با او یار بوده است.

دوران بازنشستگی و یادگاری برای آینده

در سال‌های پایانی، آرمسترانگ همچنان به عنوان یک مصلح در حوزه فضا فعالیت می‌کرد و نسبت به کاهش بودجه‌های اکتشافی هشدار می‌داد. او در کمیته‌های تحقیق حوادث آپولو ۱۳ و شاتل چلنجر (Challenger) نقش کلیدی داشت تا امنیت فضانوردان نسل بعد تضمین شود. نیل اعتقاد داشت که بشر نباید به حضور در مدار زمین اکتفا کند و باید دوباره به ماه و مریخ بازگردد.

او از شرکت‌های خصوصی فضایی استقبال می‌کرد اما تاکید داشت که رهبری این مسیر باید با دولت‌ها و نگاه علمی محض باشد. او تا آخرین لحظات، شور و شوق یک کودک را برای کشف ناشناخته‌ها در دل داشت. کلمات او همیشه وزن خاصی داشتند، چون از دهان مردی بیرون می‌آمدند که واقعیت را از فرسنگ‌ها دورتر دیده بود.

مرگ و میراث ابدی مردی که پلک زد

نیل آرمسترانگ در ۲۵ آگوست ۲۰۱۲ به دلیل عوارض ناشی از جراحی قلب در ۸۲ سالگی درگذشت. خانواده‌اش در بیانیه‌ای از مردم خواستند به جای سوگواری، هر بار که ماه را در آسمان دیدند، به او فکر کنند و یک چشمک بزنند. خاکستر او طبق وصیتش در اقیانوس اطلس ریخته شد تا به عناصری برگردد که همیشه برایش مقدس بودند.

امروز میراث او نه فقط در موزه‌ها، بلکه در انگیزه هزاران دانشمندی است که به دنبال مرزهای جدید می‌گردند. او ثابت کرد که با اراده و دانش، می‌توان سخت‌ترین چالش‌های تاریخ را پشت سر گذاشت. آرمسترانگ مردی بود که نه‌تنها بر روی ماه راه رفت، بلکه با فروتنی‌اش، قلب‌های مردم روی زمین را هم فتح کرد.

مراسم تدفین نیل آرمسترانگ در اقیانوس

Smart FAQ: سوالات متداول درباره نیل آرمسترانگ

۱. آیا نیل آرمسترانگ واقعا به خدا اعتقاد داشت یا پس از سفر به ماه مسلمان شد؟
شایعات زیادی درباره مسلمان شدن او در اثر شنیدن صدای اذان روی ماه وجود دارد که همگی توسط خود او و خانواده‌اش تکذیب شدند. آرمسترانگ خودش را یک «دئیست» (Deist) یا معتقد به وجود خالق بدون وابستگی به مذهب خاصی معرفی می‌کرد. او همیشه تاکید داشت که در طول ماموریت هیچ صدای ماوراءالطبیعه‌ای نشنیده است. این شایعات بیشتر حاصل هیجانات رسانه‌ای در کشورهای شرقی بود که هیچ سندیت علمی یا تاریخی ندارند.
۲. دستمزد نیل آرمسترانگ برای ماموریت آپولو ۱۱ چقدر بود؟
برخلاف تصور عمومی، او حقوق عجیبی دریافت نمی‌کرد و به عنوان یک کارمند دولتی با درجه نظامی حقوق می‌گرفت. حقوق سالانه او در آن زمان حدود ۲۷ هزار دلار بود که با احتساب تورم، مبلغی معمولی برای یک متخصص ارشد محسوب می‌شود. فضانوردان همچنین حق ماموریت روزانه ناچیزی در حدود ۸ دلار برای هزینه‌های جانبی دریافت می‌کردند. آن‌ها بیشتر برای افتخار و پیشرفت علمی این خطرات را به جان خریدند نه برای ثروت‌اندوزی شخصی.
۳. چرا در اکثر عکس‌های روی ماه، چهره آرمسترانگ دیده نمی‌شود؟
دلیل اصلی این است که آرمسترانگ حامل دوربین اصلی هاسلبلاد (Hasselblad) بود و وظیفه عکاسی مستند را بر عهده داشت. اکثر تصاویر زیبایی که ما می‌بینیم، نیل از باز آلدرین گرفته است و آلدرین تنها چند فریم محدود از نیل ثبت کرد. همچنین کلاه فضانوردی آن‌ها دارای لایه محافظ طلا بود که مثل آینه عمل می‌کرد و چهره‌شان را می‌پوشاند. در یکی از مشهورترین عکس‌ها، تصویر نیل تنها در بازتاب کلاه باز آلدرین به صورت کوچک دیده می‌شود.
۴. آیا درست است که او کیسه زباله‌ای را روی ماه جا گذاشته است؟
بله، برای کاهش وزن فضاپیما در هنگام برخاستن از ماه، فضانوردان مجبور بودند هر چیز غیرضروری را رها کنند. این شامل ابزارهای نمونه‌برداری، دوربین‌های قدیمی و حتی کیسه‌های حاوی فضولات انسانی و زباله‌های مصرفی بود. این اشیاء هنوز هم در محل فرود آپولو ۱۱ وجود دارند و به عنوان آثار باستانی عصر فضا شناخته می‌شوند. دانشمندان معتقدند بررسی این زباله‌ها در آینده می‌تواند تاثیر محیط ماه بر مواد زمینی را نشان دهد.
۵. واکنش آرمسترانگ به تئوری‌های توطئه و دروغ بودن سفر به ماه چه بود؟
او معمولا نسبت به این ادعاها بی‌تفاوت بود و ترجیح می‌داد وقتش را صرف بحث با افراد غیرمنطقی نکند. نیل یک بار در مصاحبه‌ای گفت که ۸۰۰ هزار کارمند ناسا نمی‌توانستند برای دهه‌ها یک راز بزرگ را پنهان نگه دارند. او معتقد بود شواهد فیزیکی مثل سنگ‌های ماه و آینه‌های لیزری نصب شده روی سطح، بهترین پاسخ هستند. برخلاف باز آلدرین که گاهی با مدعیان درگیر می‌شد، نیل فقط به آن‌ها لبخند می‌زد.
۶. آرمسترانگ در لحظه فرود چه ضربان قلبی داشت؟
در لحظات بحرانی فرود که سوخت در حال اتمام بود، ضربان قلب نیل به ۱۵۶ تپش در دقیقه رسید. این عدد برای مردی که به خونسردی مطلق مشهور بود، نشان‌دهنده فشار روانی و فیزیکی وحشتناک آن لحظه است. با این حال، صدای او در مکالمات با مرکز کنترل هیوستون (Houston) بسیار آرام و مسلط به نظر می‌رسید. این تضاد بین فیزیولوژی و رفتار، تفاوت یک خلبان فوق‌حرفه‌ای با افراد عادی را به خوبی نشان می‌دهد.
۷. آیا او پس از بازنشستگی دوباره با هواپیما پرواز کرد؟
نیل هرگز عشق به پرواز را کنار نگذاشت و تا سال‌های پایانی عمرش با هواپیماهای شخصی و گلایدرها پرواز می‌کرد. او حتی در مزرعه شخصی‌اش در اوهایو وقت زیادی را صرف بررسی آیرودینامیک پرنده‌های کوچک می‌کرد. برای او، پرواز یک نیاز روحی بود که فراتر از ماموریت‌های کاری و فضایی‌اش تعریف می‌شد. او همیشه می‌گفت که در آسمان، احساس آزادی و نزدیکی بیشتری به حقیقت جهان دارد.

جمع‌بندی نهایی

نیل آرمسترانگ فراتر از یک نام در کتب تاریخ، تجسم پیوند میان نبوغ مهندسی و شجاعت انسانی بود. او با عبور از دریای آرامش، نه‌تنها مرزهای فیزیکی بشر را جابه‌جا کرد، بلکه استانداردی جدید برای فروتنی در اوج شهرت پدید آورد. زندگی او به ما می‌آموزد که بزرگ‌ترین دستاوردها، نه با جنجال و هیاهو، بلکه با تمرکز بر جزئیات و حفظ خونسردی در برابر طوفان حوادث به دست می‌آیند. آرمسترانگ ثابت کرد که می‌توان تا ماه رفت، اما همچنان زمینی ماند و به ریشه‌ها وفادار بود. میراث او نوری است که مسیر نسل‌های آینده را برای کاوش در اعماق تاریک و در عین حال درخشان کیهان روشن نگه می‌دارد.

47 دیدگاه

  1. سوال:
    جناب NASA چرا در مکالمات رادیویی آپولو 11 هیچ تاخیری مشاهده نمی شه؟
    جواب:
    “البته در برخی از فیلمهای ویرایش شده توسط تلویزیونهای محلی و یا سایت‌های خبری دیده می‌شود که این تأخیر مورد انتظار دیده نشده است که می‌تواند به دلیل نیاز آنها برای کوتاه‌تر کردن مدت زمان نمایش و یا پخش این فیلم‌ها با حجم کمتر روی اینترنت بوده باشد. اما در تمامی فیلم‌ها و فایلهای صوتی اصلی ناسا (که البته در اختیار خودشون هست!) می‌توان به وضوح وجود چنین تأخیری را در مکالمه‌های بین فضانوردان با ایستگاه کنترل زمینی شنید.”
    منبع:
    http://bigbangpage.com/?p=3089

    NASA :نوار ویدئویی اصلی آپولو 11 گم شد!
    منبع:
    http://en.wikipedia.org/wiki/Apollo_11_missing_tapes
    http://www.honeysucklecreek.net/Apollo_11/tapes/Search_for_SSTV_Tapes.pdf
    حالا پیدا کنید پرتقال فروش رو!
    ……………………………..
    NASA : ما رفتیم کره ماه! اینم ردش!! (عکسهای مدارگرد LRO)
    سوال:
    جناب NASA ! پس چرا ماهنورد توی عکسهای آرشیو خودت ردی نداره؟!!

    http://waiting.ir/armstrong/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D9%86/
    ………………………..
    ناسا در این بخش از گزارش خودش در سال 2005 این طور می نویسه:

    NASA’s Vision for Space Exploration calls for a return to the Moon as preparation for even longer journeys to Mars and beyond. But there’s a potential showstopper: radiation. Space beyond low-Earth orbit is awash with intense radiation from the Sun and from deep galactic sources such as supernovas. Astronauts en route to the Moon and Mars are going to be exposed to this radiation, increasing their risk of getting cancer and other maladies. Finding a good shield is important

    چشم انداز ناسا برای اکتشافات فضایی، بازگشت به ماه برای آمادگی سفر به مریخ و حتی فراتر از آن است.اما یک مشکل اساسی وجود دارد: پرتوهای کیهانی. فضای فراتر از مدار کم ارتفاع زمین،غرق در تشعشعات شدید خورشیدی و همچنین ابرنواخترهای اعماق کهکشان است.فضانوردان در مسیر سفر به ماه و مریخ در معرض تابش این تشعشعات هستند و این یعنی افزایش خطر ابتلا به سرطان و دیگر بیماریها. پس پیدا کردن یک سپر خوب مهم است.

    و در ادامه درباره انواع سپرهای حفاظتی و مزایا و معایب هر کدوم از اونها و … توضیح میده.

    نکته:
    NASA در سال 2005 یعنی 4 دهه بعد از ماموریتهای Apollo هنوز در جستجوی یک سپر محافظتی برای فضانوردان در خارج از کمربند ون آلن هست!
    ناسا در این گزارش،به این مطلب به طور ضمنی اعتراف میکنه در حالی که یادش رفته در 30-40 سال قبل،چندین مرتبه مثلا” فضانوردان Apollo رو از این تششعشعات،به سلامت عبور داده.

    خب حالا یک سوال:
    جناب NASA !
    چرا از همون سپرهای حفاظتی که در ماموریت های آپولو استفاده کردی، استفاده نمی کنی؟!
    http://apollofryup.atspace.co.uk/
    http://science.nasa.gov/science-news/science-at-nasa/2005/24jun_electrostatics

    ماه همیشه پشت ابر نمی ماند …

  2. بخشهای کوچکی از مدارک دروغ بودن سفر انسان به ماه در
    http://waiting.ir/armstrong/%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%83%D9%8A-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D9%85-%D9%83%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D9%8A-%D9%85%D8%A7%D9%87/

    “سفر انسان به ماه” دروغی که نیاز به اثبات ندارد …

    چرا شوروی سکوت کرد؟
    پروژه حذف …
    انعکاس دهنده لیزری
    کمربند تشعشعی Van Allen
    اذعان NASA به ناتوانی در عبور از کمربند تشعشعی ون آلن
    نوار ویدئویی اصلی آپولو 11 گم شده!
    گلگیر مشکل ساز
    مدیر Mosfilm: ماهنورد یک مدل کنترلی است و سرنشین هم یک عروسک
    کدام به حقیقت نزدیکتر است؟
    زمین شناسان:قطعه سنگ NASA یک چوب فسیل شده است.
    5771 عکس در 4834 دقیقه
    مونتاژ عکس به سبک NASA
    تقلب در تقلب Fraud too Fraud
    چرا هیچ ردی از این مثلا” ماه نورد بر روی خاک نیست؟!
    شاهکار ناسا …
    ترجمه مقاله بزرگترین دروغ قرن بیستم – سفر به ماه
    و …
    http://waiting.ir/armstrong/

  3. جناب مجیدی شما مستند
    Moon landing hoax: did we landed on the moon
    رو دیدید؟ ساخت شبکه فاکس خود امریکاست و ادم های علمی رو هم تو مستند داره و سوال های اساسی تری رو ذکر می کنه.
    از زاویه غیر موازی سایه ها و اهتزاز پرچم در شرایط خلا تا چگونگی فرستادن انسان به فضا توسط امریکا و کشته شدن چندین فضانورد و غیره و خبر ناگهانی سفر به ماه!
    من دو سال پیش یه گروه تشکیل دادم با دوستام که در موردش صحتش مفصل در همه سایت ها و از جمله جوابیه های خود ناسا جستجو کردیم و در اخر کار دوبله اش رو شروع کردیم که متاسفانه به سرانجام نرسید ولی اطلاعات خوبی نصیبمون شد.
    خواستید مستند رو براتون میفرستم.

  4. یک نکته دیگر در وپ:قهوه‌خانه/گوناگون ویکی‌پدیای فارسی درخواست دادم تا دوستان در ترجمه آن مقالهٔ انگلیسی کمک کنند ولی گویا کسی علاقه‌ای به این مورد نداشت!

  5. در پاسخ دوستی که چند سوال داشتند
    ۱-تا کنون ۶ پرواز به ماه انجام شده آپلو ۱۱ – آپلو ۱۲ – ۱۴ -۱۵ -۱۶ -۱۷
    در ویکی‌فارسی مختصری در مورد آن هست و در انگلیسی عکس ها و افراد سفرکرده هستند در یوتیوب شرح انفجار آپلو ۱۳ کامل هست
    ۲-سفر به ماه هزینه بسیاری دارد اگر انجام شد در اصل به نیت رو کم کنی جنگ سرد بود که یک پروژه ملی در آمریکا شناخته شد و بودجه هنگفتی گرفت و اگر الان انجام نمی‌شود چون هر چه می خواستند تا کنون کسب کردند (با رصد یا نمونه‌برداری‌های گذشته)
    البته در سال ۲۰۳۰ دوباره برنامه دارند که بروند
    ۳-الان شرکت هوایی ویرجین (که ناشر کتاب هم هست! و خط سریع السیر قطار و هواپیما در انگلیس دارد) در حال ثبت نام برای سفر فضایی است (البته تعداد محدود و هزینه هنگفت)
    ناسا مانند دولت‌ها یا سازمان‌های بزرگ برای هر اتهامی که پاسخ عملی نمی‌دهد آن هم با هزینه‌های میلیاردی فقط به نیت پاسخ دادن به یک کتاب. گالری عکس‌های ناسا را مشاهده کنید.

  6. اقای مجیدی در مورد من زیاد حرف زدم ولی سکوت گاهی درست نیست البته این وبلاگ شماست و با لطف همه نظرات را منتشر میکنید. اما چیزی که من به باور آن رسیدم در همین نظرات جز،
    عدم خواندن دوستان ماست یعنی جددا خواندن چند سطر اینقدر مشکل است که همه دوباره یا سوال یا جواب یا … تکراری می دهند
    من قریب 10 با درنظرات گفتم من قصد اثبات یا نفی نظری نیست.
    اما دوستان باز برداشت اثبات یا نفی این سفر را به نظرات من چسباندن و در آخر باید بگوییم شاید من هم اگر جای شما بودم همین طور عمل میکردم خط دهی نیاز اما برای کسی که خود را خواب زده هرگز نمی توان ….

  7. یک نکته جالب در نضرات همیشه بوده

    علیرضا ۶ شهریور ۱۳۹۲ در ۶:۴۱ ب.ظ
    Marilyn عزیز ، جسارتاً ظاهراً شما یک کم …
    علیرضا ۶ شهریور ۱۳۹۲ در ۳:۰۰ ب.ظ
    Marilyn عزیز سلام
    اگه امکان داره یه کم آروم تر برید ما هم به پاتون برسیم
    جسارتاً لحن نوشتار دوستانی چون شما و همچنین Marilyn عزیز چاشنی تندروی
    جناب علیرضا خان (جناب مجیدی سخن باشما نیست)
    لطفا کامل نظرات خود را لااقل بخوانید چون شما گفتار خود را کلی بیان کرید در صورتی که در تمام نظرات نام …. دیده میشود باتشکر

  8. نکته که باید گفت نظر به معنی یک تشکر و مرسی دکتر نیست نظر باید با دید صحیح از منانظرمتفاوت و برای تبدل فکر بیان کرد، البته من خودم را فرد منظوری یا جالب توجه در نظر نمی دانم، ولی در مواری که احساس میکنم جای چیزی خالی اون رو بیان میکنم و جرئت بیان اون را دارم و قصد یکتشکر و همین دیگه را ندارم، برای ارزشی که برای نظرات همه میبینم لااقل به نظراتی که من را مخاطب قرار داده اند پاسخ میدهم بله جای که از مطلب لذت ببرم و دانش واحتیاجم نباشد هیچ نظری نمی دهم فقط خوانند بوده و لذت می برم اما زمانی که مهارت یا آگاهی نسبی داشته باشم و یا حتی قصد کسب اگاهی داشته باشم کمک میکنم البته گاهی من و … جوابهای جالب توجهی نمیدهم این طبیعی است، همه افراد طرز فکر متفاوت شرایط متفاوت، موود متفاوت دارند و همیشه شرایط بیان بهترین سخن را ندارند.
    این منفی بافی دید منفی و… منفی نیست که دوستان گاه به نظرات که خلاف باور اونهاست می دهند. منفی گویی یعنی شما تذکر ندهی این نکته اشتباه است یا اینطور بهتره ما یاد گرفتیم وقتی پاسخی نداریم به فرد لغب منفی گو دهیم.
    مثلا من در نظر جناب رستمی که برخی دوستان اون رو منفی گوی تلقی میکنند فقط احساس ضعیف بودن منبع کردم که با گسترش مقاله میشود رفع شود.

    1. شما اگه دقت کنید اون دوستی که دکتر بهش پاسخ داد در ابتدا هیچ دلیلی مبنی بر دروغ بودن این داستان نداشت و صرفا گفته بود که بود که چرا نوشتی از چیزی که به نظر من دروغه ! شما هم هیچ دلیلی نیاوردید . این گفتمان نیست . اگر سوالی پیرامون این مطلب دارید و یا نظر متفاوتی بنویسید وگرنه گفتن اینکه سفر به ماه دروغ هست و نباید از آن چیز نوشت نه تنها در کل دنیا بلکه در ایران هم رایج نیست بجز البته یک گروه که در ذهنشون دو خط بیشتر نیست و آن مرگ بر آمریکا هست

      1. بله فرمایش شما کاملا درست است، اما جناب مجیدی می توانستند در جواب دوستان لینک های فعلی رو در داخل مطلب خوب خود بیان کنند یا حتی آژانس مسافرتی جدید ماه نوردی رو معرفی کنند.

        البته آقای مجیدی آزادند اما جواب ایشان مرا کمی شکه کرد خب من کمی جاخوردم و برای همین به جناب مجیدی نظراتم را گفتم اما بعضی از دوستان در مورد تندی نظر روشنفکری میگویند خب بله اما خود آقای مجیدی در صورت توهین آمیز بودن این نظر آنر ا منتشر نمی کردند .
        آقای مجیدی زحمات زیادی میکشند که جای قدر دانی دارد اما همیشه جای تعریف و تشکر نیست و تذکر هم لازم است این طور نیست؟

    1. Marilyn عزیز سلام
      اگه امکان داره یه کم آروم تر برید ما هم به پاتون برسیم
      من با توجه به شناختی که از اقای دکتر دارم میدونم که مطالبی که می نویسند مستدل و مستند است.
      در خصوص موردی که شما توهین به هموطنامون می دونید باید تاکید کنم که دکتر قبلاً در پست هائی در خصوص دروغهای دوست داشتنی و اینکه کاربران کمتر سعی به جستجو کرده و همه مطالب مندرج در هر سایت و ایمیل و … رو بدون گوگل کردن می پذیرند ، بسیار نوشتند.
      تمام فرمایش دکتر اینه که ما جزو اون گروه نباشیم.
      البته اینها نه اینکه من موافق نظر دکتر در خصوص صحت این سفر باشم .
      در این خصوص مطالب زیادی از سوی موافقین و مخالفین این سفر نوشته شده که هر کدام دلایل خودشون رو دارن .
      کار ما اینه که با مطالعه نظرات هر دو گروه و تعقل در آنها به جمع بندی خودمون برسیم و از آنجائی که ابهامات در خصوص این سفر زیاده و به نوعی تئوری توطئه می دوننش ، این جمع بندی صرفاً مربوط به خودمونه و حق نداریم اون رو به دیگران دیکته کنیم.

      1. اما نکته جالب تر اینکه من دیکته مطلبی را در هیچ نظری نمیبینم فقط بیان نظرات لینک و … شما چطور برداشت دیکته کرده اید ؟؟؟؟
        اما باز دیگه بگم شاید شما روشن شوید من در ادبیات استفاده خود جناب مجیدی میگم ایشان نگران این امر هستند خط دهی راحتی وجود دارد در مطلب یا در پانویس یا در … به این شبه (دقت کنید شبه) اشاره و لینک پاسخ به اون گذاشته میشود
        امید وارم کمی روشن شده باشید چون مشکل جستجو مشکل بعد از این نخواندن نظرات و پاسخ گفتن

        1. Marilyn عزیز ، جسارتاً ظاهراً شما یک کم …
          بنده روی صحبتم نه شما بودید و نه آقای دکتر و نه سایر دوستان.عرض بنده کلی بود.
          این طرز گفتار در شان مخاطبین این وبلاگ نیست که شما به آقای دکتر می فرمائید “که… روشنفک…” و…
          وظاهراً این شما هستید که روشن نشدید.
          تکرار میکنم عرض بنده و صحبت کلی آقای دکتر این است که :
          ما جزو گروهی نباشیم که بدون جستجوی کامل بخواهیم موضوعات چالشی رو بپذیریم . والسلام

          1. شما در پاسخ به من مطالب را نوشتید و حال که نظر خوانید و شاید هنوز هم نخوانید به دنبال بهانه بودید که نظرات خود را توجیه کنید
            اما خوب مشکل هنوز ماقیست دیکته را صحیح نکرید؟
            کجا دیکته وجود دارد

  9. من از بیان نظرات حاضر قصد تندی، اثبات یا نفی چیزی را ندارم.
    شما در خود آمریکا هم این شبه را میبینید خب پس ایران دیگر تکلیفش مشخص است،
    این نکته نامربوط را باید در مقدمه بگوییم بله البته که ما در مقالات آ اس ای بیشترین تعداد را داریم اما من هم مثل شما جناب مجیدی معتقد این کار ها فقط برای … و غیره است. اما مورد پیش روی از این بحث ها مستثناست؛ یعنی هر کس به فضا و نجوم علاقه داشته باشد به دنبال آن میرود و شاید شاید مخترع متطق فازی خود یکی از همین افراد که این پروژه را دورغ میدانند باشد. خب اگر او باسواد نیست پس حتما بنده باسوادم که قبول دارم.

    !!!!
    اگر خود شما نگران این بخش از جامعه هستید خوب به آنها خط دهید و همان طور که من در نظر اول گفتم راجع به آن صحبت کنید. لینک و … دهید نه اینکه تا یک فرد راجع به نظر خود گفت اون را بکوبید و انگ بی تحقیقی به او بزنید.
    !!!!
    جای این نکته هم خالیست
    من در نظرات قبلی چندین بار از کم اثر بودن ویکی فارسی گفتم و از خود شما که لینکهای غیر از ویکی و… استفاده میکنید ابراز نگرانی کردم خوب شما اگر احساس جای خالی تحقیق را دارید چرا به این منبع بزرگ بی اعتنایید و اما لذت بردم وقتی دوست دلسوز دیگری دیدم که در مورد احساس مسئولیت میکند، این جای گله دارد که خود شما از منابع انگلیسی برای بیان و اثبات نظر خود استفاده میکرده میکنید و خواهید کرد من قصد صرف فعل یا ایراد از شما را ندارم اما شاید کمی این حرفا کوچک باور میشد که مهم تر از اثبات این فرود است .
    جددا من در ابتدا خواستم ویکی فارسی را معرفی کنم اما همان عامل که (شاید)مانع رضا شد. من را نیز منصرف کرد.
    ما منتظر روزی هستیم که دوستان گل به جای خرابکاری در ویکی کمی هم کمک کنند.

  10. پیشنهاد می‌کنم
    http://en.wikipedia.org/wiki/Apollo_moon_landing_hoax_accusations
    را بخوانید تک تک نظریات توطئه را پاسخ داده با سند و مدرک! اگر دوستان بتوانند در ترجمه فارسی آن کمک کنند لطف بزرگی در حق فارسی زبان ها کرده اند چون متاسفانه جستجو در وب فارسی فقط سوال‌ها را نشان می‌دهد

  11. البته بیشترین مورد شبه تو خود آمریکاست جناب مجدی نه ایران. که شما ابربز تاسف را برای ایران کرده اید.
    متأسفانه عادت بسیاری از کاربران آمریکا ایجاد این شبهات در اینترنت است و تعداد سایتهای اون بیشتر از سایت های مدافع است.
    اما به هر روی یوری الکسی‌یویچ گاگارین یا آرماستراگ هرکدام در جای خود قابل احترامند

      1. این پاسخ به کدام بخش نظر من است،
        ماکه نه روس هستیم نه آمرییکن پس دیگر به خودمان تو این ضمنیه اتهام نزنیم که ایرانی ها این طوراند یا نیستند

    1. ببینید ما یک اصطلاحی داریم به نام تئوری توطئه، که در میهن خودمان هم محبوب است، یک چیزی هم داریم به نام شکاکیت آکادمیک، مسلما این دو با هم تفاوت‌های اساسی دارند.
      در غرب اصولا فضا و شرایط و اتمسفر برای پی گرفتن هر زمینه فکری مساعد است، مثلا همان طور که کامیک کان دارند و یا مراسم cosplay که اصلا تصور پی گرفتن چنین عاداتی برای ما در ایران ، آن هم برای یک آدم بالغ ناممکن است، آنها فن‌هایی دارند که به دنبال تئوری توطئه هستند، در این مورد شما اینجا را ببینید و لیست بسیار مشروح انواع تئوری‌های توطئه را:
      http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_conspiracy_theories
      در مغرب‌زمین فرهنگ خاصی وجود دارد، آنها هم رسانه‌های تابلویید دارند، و اصولا کسی جلوی افسانه‌سازی‌های بی‌ضرر را نمی‌گیرد.
      همان طور که می‌بینید که این تئوری‌های توطئه یکی دو تا نیست، خیلی از آنها ارزش پاسخ دادن ندارند، اما خیلی‌ها هم وقتی آش بیش از حد شور می‌شود می‌آیند و مثلا در مورد دروغ بودن سفر به ماه یا مطالب شبه‌علمی مثل هارپ، به صورت علمی پاسخ می‌دهند.

      در اینجا من روی تأسف خودم برای رسانه‌ها، شبه‌خبرگزاری‌ها و همچنین کاربران ایرانی باید تأکید کنم که هیچگاه به صورت متوازن با قضایا برخورد نمی‌کنند، منابع معتبر را چک نمی‌کنند و به دام رسانه‌هایی می‌افتند که یا به خاطر بی‌سوادی مطلق یا بدتر از آن به خاطر اغراض سیاسی دامن علم را آلوده می‌کنند. آنها متوجه نیستند که اگر با نظامی مشکل عقیدتی دارند، لازم نیست که دستاوردهای علمی‌اش را هم انکار کنند، بنابراین بارها در سایت‌هایشان از تئوری توطئه سفر به ماه می‌نویسند، اما یک بار هم در مورد توضیحات دقیق دانشمندان در این مورد چیزی را بازتاب نمی‌دهند.

      کاربر ایرانی آن وقت می‌آید و می‌گوید در فلان شبه‌خبرگزاری فلان مطلب را خوانده و به خودش اجازه نمی‌دهد، گوگلی بکند و استدلالی در پیش خودش.

      اگر من برای چنین رسانه‌ها و برای چنین کاربرانی تأسف نخورم، پس برای که تأسف بخورم.

      صد البته واضح است که شکاکیت علمی، چیز بسیار عالی‌ است، اما پسیو بودن در زمینه تفکر، دنباله‌روی توأم با رخوت از القائات دیگران و آلوده کردن علم با اغراض سیاسی را اصلا نمی‌پسندم.

      1. جناب مجیدی من تنها از اتهام بی جای شما به هموطنان ناراحت شودم چون این باور یک باور ارزشی در کشور ما محسوب نمیشود پی ایرانیان آزادی بیشتری در انتخاب حقیقت دارند همین و بس.

      2. می بینید که دوستان لینک معتبر تر ازشما که… روشنفک…
        میکنید داده اند که خود شما هم بعد از جناب آقا رضا خان به ان استناد کرده اید

      3. کامنت بسیار مفیدی بود! به نظر من هم جهت دهی‌های غلط و از روی غرض ورزی بعضی ازین رسانه‌ها، نفوذ عمیقی به اندیشه مردم عادی میکنه، و بدتر ازون هم استناد قاطع به اینجور رسانه‌ها هست.

      4. متاسفانه آمریکایی ها به واسطه قدرت رسانه، قادرند هر دروغی را به صورت علمی توجیه و برای آن سند سازی کنند. وقتی خبر پرتاب موشک به ارتفاع صد و بیست کیلومتر حامل کپسول زیستی و فرود سالم میمون توسط ایران منتشر شد، شبکه های فاکس نیوز و سی ان ان، با روی خط آوردن کارشناسانی از ناسا، به مدت دوازده و بیست دقیقه، اثبات کردند چنین چیزی توسط ایران اتفاق نیفتاده و عکسها ساختگی است. به حدی این تحلیل‌ها جامع و زیبا بودند که شاهدان عینی پرتاب موشک هم کم کم داشت باورشان میشد که پرتابی در کار نبوده (!) تا این که دو شب بعد، برنامه زنده «آسمان شب» از شبکه چهار، ماجرا را به کل تغییر داد. فیلم کاملی از لحظه پرتاب تا پس از فرود تهیه شده بود و به طور کامل پخش شد که طبق معمول توسط رسانه‌های مخالف بایکوت خبری شد و متاسفانه کماکان این دستاورد به تمسخر گرفته می‌شود.

        در مورد سفر انسان به ماه، مخالفان چند سوال اساسی دارند که باعث می‌شود کل این برنامه زیر سوال برود:

        1) چرا برنامه سفر انسان به ماه فقط و فقط یک بار در طول تاریخ انجام شده؟
        2) روسها بیشترین تعداد پرتاب موفق انسان به فضا را داشته‌اند. چرا آنها برای این کار اقدامی نمی‌کنند؟
        3) در زمان حال (به نسبت چهل و چهار سال پیش) علوم فیزیک و مخابرات (الکترونیک و کامپیوتر) پیشرفتی چند ده برابر داشته. بنابر این باید پرتاب انسان به ماه در زمان حال سهل تر و کم هزینه تر باشد. پس چرا دیگر پرتابی صورت نگرفت؟
        4) در همان سرچ ساده گوگلی که فرمودید، کارشناسانی از روسیه، چین، اروپا و حتی از آمریکا هنوز به این مساله با دیده تردید می‌نگرند. چندین کتاب توسط محققان بزرگ در خود آمریکا منتشر شده. چرا آمریکا برای پایان دادن به این شبهات، سفر دیگری به ماه تدارک نمی‌بیند؟ (بیشتر هزینه ها را می‌توان از اسپانسرها تامین کرد)

        با یکی از دوستان خانه نجوم صحبت می‌کردیم. کل ماجرا را به صورت علمی رد کرد: برای غلبه بر جازبه ماه نمی‌توان از نیروی ارتجاعی استفاده کرد و نیروی راکتی لازم است. به دلیل جازبه کم ماه، این نیروی راکتی مورد نیاز بسیار کمتر از نیروی راکتی برای غلبه بر جازبه زمین است ولی در هر حال موتور احتراقی و مقداری سوخت برای غلبه بر جازبه ماه لازم است و باید هنگام پرتاب از روی زمین به ماه حمل شود. البته باید توجه داشت که قطر کره ماه، 3400 کیلومتر (یک چهارم زمین) و چگالی آن چهار پنجم زمین است و غلبه بر جازبه آن به آن آسانی ها که در خیلی از تحلیل‌های غیر کارشناسی (!) عنوان شده است، نخواهد بود. با توجه به شکل آپولو یازده و سرنشینان آن، می‌توان به جرمی حداقلی برای آپولو یازده تخمین زد. همچنین مقدار سوخت و وزن موتورهای راکتی و همچنین جازبه ماه و زمین نیز قابل محاسبه است. موشک حامل آپولو یازده اصلا در قدرتی نبوده که بتواند جرمی به آن سنگینی را چهل و چهار سال پیش از جو زمین به طور کامل خارج کند. تنها موشک ساخت بشر که قادر به حمل چنین جرم سنگینی است، موشک SS24 ساخت روسیه می‌باشد که آن هم برای مصارف نظامی استفاده شده و حتی قادر به ترک کامل جو زمین نیست و حداکثر 600 کیلومتر ارتفاع می‌گیرد و حمل محموله سنگینی مثل آپولو یازده به فاصله حدود 3500 کیلومتر از زمین، برای روسیه غیر ممکن است (روسیه پیشرفته ترین موشکهای ساخت بشر را در بخشهای پدافندی، بالستیکی، اژدر، ماهواره بر و فضایی در اختیار دارد). به بیان دیگر در سال 2013 نیز پرتاب انسان به ماه به آسانی کار آمریکایی ها در چهل و چهار سال پیش نیست که با اولین پرتاپ و بدون هیچ حادثه ای دو نفر را یک شب فرستادند ماه و برگرداندند (!) کاری که در زمان حال نیز انجام آن اما و اگرهای زیادی دارد و دانشمندان را به چالش می‌کشد.

        نمی‌دانیم، شاید آمریکا یک بار موفق به انجام این کار شده و ترس از شکست و زیر سوال رفتن موفقیت قبلی مانع از اقدام آمریکا برای تلاش دوباره فرستادن انسان به ماه شده است. پس این موشک فوق پیشرفته را که فقط و فقط یک بار استفاده کرده باید در مکان خیلی محرمانه ای مخفی کرده باشد چون در حال حاظر موشکی با این قدرت در هیچ یک از برنامه‌های فضایی و تسلیحاتی آمریکا استفاده نمی‌شود.

        متاسفانه بیشتر دوستانی که حاظر نیستند حتی در یک فضای کاملا علمی و نه سیاسی این موضوع و به طور کل هر موضوعی را از سمت غرب به شدت مقدسشان به چالش بکشند، همان هایی بودند که برای سه روز تاریکی که قرار بود اتفاق بیفتد و نیفتاد، مقداری مواد غذایی بیشتر در خانه ذخیره کرده بودند و حتی منتظر UB313 نیز بودند!! علت این جهل مدرن این است که منبع الهامات ایزدیشان بی‌بی‌سی فارسی و برنامه‌های به شدت علمی شبکه وزین «من و تو» بود. UB313 دروغی بود که «علم مال» شده بود چون مسلما دروغ محض را کسی نمی‌پذیرد اما زمانی که دروغ را علم مال کنی باور پذیرتر می‌شود. UB313 قرار بود جای قطبهای زمین را عوض کند، جازبه اش آب دریاها را به یک سمت کشیده و همه را غرق کند و پس از عبور، آب رها شده در سمت دیگر سونامی ایجاد کرده و همه جا را ویران کند (بخوانید فیلم هندی!). ای بر پدر دروغ گو لعنت.

        از کجا معلوم ماجرای آپولو یازده «علم مال شده» نباشد؟ شما متهم کنید به تئوری توطئه، ما دعوت میکنم به مناظره. اصلا تئوری توطعه، شما ثابت کن ما متوهم هستیم. اصلا آرزو می‌کنیم که ما متوهم باشیم تا این که بخواهیم دستاوردی به این بزرگی را زیر سوال ببریم. ولی عقیده‌مان این است نباید فریب بازی‌ها، رسانه‌ها و تبلیغات را خورد. دوست نداریم عده‌ای دروغ گو و فریب کار ما را گوسفند فرض کنند و توقع این داشته باشند که هر چیزی را که دوست دارند چشم بسته باور کنیم. نباید در گزارشات علمی غرق شد. بهتر است گاهی از بالا به کل ماجرا نگاهی انداخت. مثلا برسی کرد ماجرای آپولو در چه مقطع سیاسی مطرح شده. آیا نزدیک انتخابات بوده، جریانی سیاسی از آن سود می‌برده؟ شرکتی وابسیته به حزبی خاص زینفع بوده؟ حال اگر در میان این بحث علمی به مقدسات (!) کسی بر بخورد، اگر خود دانشمند ناسا را هم بیاوری باز هم حاضر به قبول واقعیتهای علمی نخواهد شد بنابراین بحث با برخی دوستان متاسفانه بی‌فایده است. من حق را به آقای م.رستمی می‌دهم. شما حاظر نیستید مقالات و شبهاتی که مخالفان مطرح کردند را حتی یک بار مطالعه کنید. آن هم در قرنی که راست ترین اخبار چند سال بعد بزرگ ترین دروغها از کار در می‌آیند.

        1. داداشم این سوالاتی که شما فرمودید چرا تا الان دیگه کسی نرفته و الان که این همه علم پیشرفت کرده و چرا دیگه استرانگ کمرنگ شد و تو مناظره ها شرکت نمی کرد و… اینها همان سوالاتی است که این سفر رو یه سفر خیالی می دونن
          بد نیست مقاله “جای شما کالی بود” روزنامه شرق چاپ امروز رو یه نگاهی بندازید
          فکر کنم سیروس برزو از اون دوست خانه نجوم شما کمی ، البته جسارت نشه فقط کمی آگاه تر باشه
          جسارتاً لحن نوشتار دوستانی چون شما و همچنین Marilyn عزیز چاشنی تندروی همراهش است . لازم است اینجا موضوع رو به چالش بکشیم نه این که با تندروی و نوشتن پارافهای طولانی و تکراری و مطالبی که تقریباً‌همه از آنها آگاه هستند ،حوصله هم رو سر ببریم.
          موفق باشید

          1. ای بابا حوصله شماهم داستانی داره ها دوست عزیز شما مگر نظرات را می خوانید که حوصله شمارو کاری کنه
            تندروی بعضی مواقع لازم اما سخنان من تند نست درک افراد متفاوت

  12. سلام
    [جالب بود وقابل احترام . آشنایی با افراد بزرگ با ادعاهای کوچک ( بیانیه خانواده آرمسترانگ ) باعث رشد آدم می شه .thx

    1. عزیز تو لینکی که آقای دکتر دادن اینطور نوشته که توی فیلم ، ارسترانگ پرچم رو به صورت برافراشته نصب میکنه و پرچم همون حالت میمونه

  13. جای تعجب داره از یک پزشک که این مطلب که اینقدر محل تردید ( بنظر من که دروغه ) رو اینطور کار کرده.

    سایت “دنیای اسرار امیز” طی یک سری مطلب، مدارک بیشتر و جامع تری برای اثبات دروغ بودن این مدعا منتشر کرد.

    1. منبع سایت دنیای اسرارآمیز؟! برای پاسخ به تردیدهای اینجا را بخوانید:
      http://www.badastronomy.com/bad/tv/foxapollo.html
      متأسفانه عادت بسیاری از کاربران ایرانی جستجو نکردن و اکتفا کردن به مطالب آماده است، یک جستجوی ساده در گوگل پاسخ بسیاری از شبهات را می‌دهد.

      1. قصد وارد شدن به یک بحثی که در خصوص ان خبره نیستم را ندارم اما پاسخ شما به مطلب من بسیار جای تامل داشت و همین امر سبب شد که اقدام به درج این مطلب کنم.

        متاسفانه عادت افرادی مانند شما قضاوت سریع در خصوص یک اظهار نظر و عدم دقت در ان چیزی ست که دیگران بیان میکنند. دقیقا همان چیزی که دیگران را متهم به ان میکنید. یقین دارم که نه به ان سایت سر زدید و نه ان سلسله مقالات را مطالعه نمودید. چرا که ان مجموعه مقالات ترجمه شده و چکیده ی مجموعه ی بحث های در خصوص سفر به ماه بودند. در ضمن شما از کجا میدانید که بنده در این خصوص مطالعه و تحقیق نکردم؟

        ایا هر چیزی که به غیر از زبان فارسی نوشته شد درست است؟ و یا با حقیقت فاصله ای ندارد؟

        ایا این اطمینان وجود دارد که در ارزش گذاری و اعتبار بخشی به گذاره ها در خصوص میزان نزدیکی انها به صداقت، هیچ گونه پیشداوری وجود نداشته و ندارد؟

        داستان سفر به ماه بنا به هر دلیلی یک سری موافق دارد و یک سری مخالف و هر کدام از انها برای اثبات مدعای خود اقدام به طرح یک سری ادله میکنند و برای پرسش های گوناگون پاسخ هایی فراهم میکنند. و هر کدام نیز خود را برحق میدانند …

        برخی جنبه های علمی را مطرح میکنند و یا انرا به چالش میکشند و عده ای دیگر بازی های سیاسی و …

        بنده ادعائی ندارم که به کنه مطلب و حقیقت امر دست پیدا کرده ام اما در حد دانش و بینش خودم برای پرسش هایی که به زندگی ام ارتباط دارند، پاسخ هایی فراهم دیده ام. و همانطور که مرقوم شد و در پرانتز به ان اشاره کردم.

      1. به شما اطمینان می دم بعضی افراد هنوز به این امر شک دارند پس در قضاوت عجله نکنید.
        خب من و شما باور داریم عده هم ندارند هر کدام هم دلایل جالبی دارند.
        فکر کنم بخاطر همین مسال منفی و مثبت حذف شد البته به نظر من که تا برای این مسال – و + بدهیم نبود آن بهتر است

        1. البته این رو اضافه کنم به نظر من قدم کوچک توسط یوری الکسی‌یویچ گاگارین در همان کپسول برداشته شد که توسط بقیه توسعه یافت.

  14. جالب بود اما جالب تر می شود اگر از باور بعضی بر مجازی بودن خود این سفر هم اشاره می کردید تا جای که چندین فیلم هم از آن ساخته شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]