چرا فیلمهای جاسوسی همیشه لوکیشنهای جذاب و متنوع دارند؟
نماد قدرت و دسترسی نامحدود جاسوسها
یکی از اصلیترین دلایل انتخاب لوکیشنهای لوکس در فیلمهای جاسوسی، نمایش قدرت و نفوذ شخصیت اصلی است. وقتی بیننده میبیند که یک مامور در یک پنتهاوس فوقمدرن در دبی یا یک ویلای تاریخی در دریاچه کومو (Lake Como) حضور دارد، بلافاصله درک میکند که او به لایههایی از جامعه دسترسی دارد که برای افراد عادی قفل است. این موضوع به لحاظ روانشناختی باعث میشود مخاطب شخصیت را باهوشتر و بانفوذتر تصور کند. در واقع معماری ساختمانها و شکوه طبیعت در این فیلمها، استعارهای از عظمت سازمانهای اطلاعاتی است.
انتخاب لوکیشنهای متنوع در سراسر جهان به فیلمساز کمک میکند تا ماهیت جهانی (Global) جاسوسی را به تصویر بکشد. جاسوسی علمی نیست که در یک دفتر کار محدود بماند، بلکه نیازمند جابهجایی سریع بین قارهها است. تغییر مداوم از هوای بارانی لندن به گرمای شدید کازابلانکا، ریتم تندی به فیلم میبخشد که خستگی را از تن مخاطب دور میکند. این تنوع بصری باعث میشود که فیلم مانند یک سفر تفریحی مجازی برای تماشاگر عمل کند و او را در دنیایی غرق نماید که در زندگی روزمره تجربه نمیکند.
علاوه بر این، ساختمانهای لوکس و هتلهای پنج ستاره بهترین مکان برای ملاقاتهای پنهانی طبقه اشراف هستند. در فیلمهای کلاسیک جیمز باند (James Bond)، کازینوها همیشه مکانی برای تقابل خیر و شر بودهاند، چرا که در چنین محیطهایی پول و اطلاعات به راحتی رد و بدل میشوند. استفاده از سنگهای مرمر گرانقیمت، نورپردازیهای خیرهکننده و مبلمان آنتیک، تضاد عجیبی با خشونت ذاتی حرفه جاسوسی ایجاد میکند. این پارادوکس میان زیبایی بصری و خطر مرگ، یکی از جذابترین المانهای این ژانر برای نویسندگان و کارگردانان است.
ایجاد تضاد دراماتیک میان محیط و عملیات
فیلمسازان حرفهای از لوکیشنهای زیبا برای ایجاد یک کنتراست (Contrast) شدید میان خشونت عملیات و آرامش محیط استفاده میکنند. تصور کنید یک درگیری مسلحانه خونین در میان یک گالری هنری سپید و مینیمال در پاریس رخ دهد؛ این تضاد باعث میشود صحنه بسیار تاثیرگذارتر و به یادماندنیتر شود. محیطهای زیبا به نوعی بیرحمی دنیای جاسوسی را برجستهتر میکنند و نشان میدهند که هیچ کجا، حتی زیباترین نقاط زمین، از گزند توطئهها در امان نیستند. این رویکرد باعث میشود که حس ناامنی در دل زیبایی کاشته شود و مخاطب را در حالت تعلیق نگه دارد.
ببینید، واقعاً جالب است که جاسوسها همیشه باید در مکانهایی باشند که ما آرزوی رفتن به آنجا را داریم! شاید اگر یک جاسوس تمام وقتش را در یک زیرزمین نمور در حومه شهر بگذراند، دیگر کسی حاضر نباشد دو ساعت وقت بگذارد و فیلم را تماشا کند. ما میخواهیم ببینیم قهرمان داستان چطور با کتوشلوار اتو کشیده در حالی که یک کوکتل در دست دارد، همزمان دنیا را از نابودی نجات میدهد. این ترکیب از استایل زندگی مرفه و مسئولیت سنگین، همان چیزی است که سینما را به جادو تبدیل میکند.
جذب مخاطب جهانی و بازاریابی توریستی
لوکیشنهای جذاب در فیلمهای جاسوسی نقش مهمی در فروش بینالمللی فیلم دارند و به نوعی یک ابزار تبلیغاتی محسوب میشوند. وقتی فیلمی در چندین کشور مختلف فیلمبرداری میشود، به طور طبیعی مخاطبان آن مناطق را بیشتر به خود جذب میکند. برای مثال، نمایش زیباییهای استانبول در فیلم «اسکایفال» (Skyfall) نه تنها برای تماشاگران غربی جذاب بود، بلکه باعث غرور مخاطبان محلی و جذب توریستهای بیشتری به آن مناطق شد. این همکاری میان صنعت سینما و سازمانهای گردشگری، بودجههای کلانی را به پروژههای فیلمسازی تزریق میکند.
بسیاری از کشورها برای اینکه لوکیشن فیلمهای بزرگ باشند، تسهیلات مالیاتی ویژهای (Tax Incentives) در اختیار استودیوهای هالیوودی قرار میدهند. آنها میدانند که حضور یک فرانچایز مثل «ماموریت غیرممکن» (Mission: Impossible) در کشورشان میتواند تا سالها اقتصاد محلی را از طریق توریسم سینمایی تقویت کند. از این رو، تنوع لوکیشنها همیشه هم دلیل هنری ندارد و گاهی کاملاً ریشه در معادلات اقتصادی و بیزنس سینما دارد. تهیه کنندگان ترجیح میدهند قهرمانشان را به جایی بفرستند که هزینه فیلمبرداری در آنجا با تخفیفهای دولتی جبران شود.
زنگ تفریح: جیمز باند و بحران توالتهای لوکس!
شاید فکر کنید زندگی یک جاسوس در لوکیشنهای لوکس خیلی راحت است، اما واقعیت پشت صحنه گاهی خندهدار میشود. در یکی از فیلمبرداریهای مشهور در یک قصر تاریخی در ایتالیا، تیم تولید متوجه شد که سیستم لولهکشی قدیمی ساختمان توانایی پاسخگویی به صدها نفر عوامل فیلمبرداری را ندارد. نتیجه این شد که بازیگران اصلی با لباسهای گرانقیمت چند هزار دلاری مجبور بودند برای استفاده از سرویس بهداشتی به کانکسهای سیاری بروند که در فاصله یک کیلومتری قصر پارک شده بود. تصور کنید یک جاسوس با پرستیژ تمام، در حال دویدن میان تپهها باشد تا فقط به یک دستشویی معمولی برسد؛ این همان بخشی از سینماست که دوربینها هرگز نشان نمیدهند!
تاثیر معماری بر فضاسازی و تعلیق
معماری ساختمانها در فیلمهای جاسوسی به طور مستقیم بر حس تعلیق (Suspense) تاثیر میگذارد. آپارتمانهای با دیوارهای شیشهای در شهرهای مدرن مثل توکیو یا برلین، حس دیده شدن و عدم امنیت را منتقل میکنند. در مقابل، قلعههای سنگی قدیمی با راهروهای تاریک و پرپیچوخم، فضایی برای پنهانکاری و غافلگیری ایجاد میکنند. طراحان صحنه با دقت فراوان مکانهایی را انتخاب میکنند که با روحیات شخصیتهای منفی یا مثبت داستان همخوانی داشته باشد. یک ویلای مینیمال و سرد معمولاً محل زندگی یک شرور باهوش و بیاحساس است که نظم را بر هر چیزی مقدم میشمارد.
در بسیاری از این فیلمها، ساختمانهای معروف (Landmarks) به عنوان میادین نبرد انتخاب میشوند تا ابعاد حادثه بزرگتر به نظر برسد. وقتی یک جاسوس از برج خلیفه بالا میرود یا بر روی سقف بازارهای سنتی میدود، معماری به بخشی از اکشن تبدیل میشود. این استفاده ابزاری از لوکیشن، باعث میشود که جغرافیا فقط یک نقاشی زیبا نباشد، بلکه به یک مانع فیزیکی برای قهرمان تبدیل گردد. طراحی داخلی آپارتمانهای لوکس نیز با استفاده از خطوط تیز و سطوح براق، به فیلم حسی از تکنولوژی و مدرنیته میبخشد که با گجتهای پیشرفته جاسوسی همخوانی دارد.
جامعهشناسان بر این باورند که نمایش این لوکیشنها پاسخی به نیاز انسان مدرن برای فرار از روزمرگی (Escapism) است. تماشاگر که در یک آپارتمان کوچک زندگی میکند، با تماشای نماهای باز از دشتهای پهناور ایسلند یا هتلهای باشکوه سوئیس، به یک سفر ذهنی میرود. این موضوع باعث میشود که فیلم جاسوسی فراتر از یک داستان جنایی، به یک تجربه بصری عمیق تبدیل شود. به همین دلیل است که هر چه لوکیشنها عجیبتر و بکرتر باشند، ماندگاری فیلم در حافظه جمعی تماشاگران بیشتر خواهد بود.
طبیعت وحشی؛ نمادی از تنهایی و خطر
لوکیشنهای طبیعی در فیلمهای جاسوسی معمولاً زمانی وارد داستان میشوند که قهرمان از تمدن فاصله گرفته و در وضعیت بحرانی است. کوهستانهای برفی، جنگلهای انبوه یا کویرهای بیپایان، نمادی از انزوا و بقا هستند. در این مکانها، دیگر خبری از گجتهای هوشمند و پشتیبانی تیم عملیاتی نیست و جاسوس باید بر مهارتهای فردیاش تکیه کند. طبیعت وحشی به کارگردان اجازه میدهد تا جنبههای پنهان شخصیت را در مواجهه با خطرات واقعی و بدوی به تصویر بکشد. این تغییر فضا از شهرهای شلوغ به طبیعت بکر، تنوعی بصری ایجاد میکند که برای چشم بیننده بسیار نوازشگر است.
نکته جالب اینجاست که لوکیشنهای طبیعی اغلب برای مخفیگاههای فوقسری استفاده میشوند. یک آزمایشگاه مخفی در زیر یخهای قطب شمال یا پایگاهی در دهانه یک آتشفشان خاموش، از کلیشههای جذاب این ژانر هستند. این انتخابها بر این ایده تاکید دارند که شرورهای بزرگ جهان (Villains) فراتر از قوانین بشری هستند و در مکانهایی زندگی میکنند که دست هیچکس به آنها نمیرسد. تماشای این تقابل میان تکنولوژی پیشرفته بشری و عظمت خام طبیعت، همیشه برای مخاطبان هیجانانگیز بوده است.
تاریخچه سیاسی و فرهنگی لوکیشنها
بسیاری از لوکیشنها به دلیل بار تاریخی و سیاسی خاصی که دارند انتخاب میشوند. شهرهایی مثل وین، برلین یا پراگ، پیشینه طولانی در جاسوسی واقعی دوران جنگ سرد (Cold War) دارند. حضور در این شهرها به فیلم حس اصالت (Authenticity) میدهد، گویی روح جاسوسان گذشته در صحنهها حضور دارد. پلهای مهآلود و کوچههای سنگفرش شده، ناخودآگاه حس خیانت و پنهانکاری را در ذهن تداعی میکنند. این استفاده هوشمندانه از جغرافیا، لایههای عمیقتری به داستان اضافه میکند که فراتر از اکشن سطحی است.
راستش را بخواهید، گاهی اوقات این لوکیشنها آنقدر جذاب هستند که بازیگرها هم حواسشان پرت میشود! در گزارشهای پشت صحنه آمده که در برخی سکانسهای فیلمبرداری در جزایر تایلند، عوامل مجبور بودند کار را تعطیل کنند چون بازیگران به جای تمرین دیالوگ، در حال عکاسی از مناظر بودند. البته نمیتوان به آنها خرده گرفت، چه کسی دوست ندارد در حین کار در یکی از زیباترین نقاط جهان، کمی هم خوش بگذارند؟ این فضای مثبت در لوکیشنهای زیبا معمولاً به کیفیت نهایی اثر هم کمک میکند و انرژی خوبی به خروجی کار میدهد.
همچنین، انتخاب لوکیشنهای عجیب و غریب به فیلم کمک میکند تا از کلیشههای تکراری سینمای پلیسی فاصله بگیرد. در حالی که فیلمهای جنایی معمولی اغلب در خیابانهای تاریک و کثیف شهر میگذرند، فیلمهای جاسوسی با تغییر لوکیشن به مناطق استوایی یا کوههای آلپ، خود را به عنوان یک کالای لوکس فرهنگی معرفی میکنند. این تمایز بصری باعث شده است که ژانر جاسوسی به عنوان یکی از محبوبترین و سودآورترین سبکهای فیلمسازی در تمام دوران باقی بماند.
ارتباط روانشناختی میان فضا و شخصیت
روانشناسان محیطی معتقدند که فضاها بر رفتار و تصمیمات ما تاثیر میگذارند و سینماگران از این موضوع برای شخصیتپردازی استفاده میکنند. یک آپارتمان مدرن با طراحی های-تک (High-tech) نشاندهنده شخصیتی منطقی، سرد و دقیق است که احساسات را در کارش دخالت نمیدهد. در مقابل، خانههای قدیمی با کتابخانههای بزرگ و وسایل چوبی، جاسوسی را نشان میدهند که به سنتها و تحلیلهای انسانی بیشتر از تکنولوژی اهمیت میدهد. این کدگذاریهای بصری به بیننده کمک میکند بدون نیاز به دیالوگهای طولانی، با دنیای درونی شخصیتها آشنا شود.
تنوع لوکیشن همچنین نشاندهنده «بیمکان بودن» جاسوس است. ماموران اطلاعاتی وطن مشخصی در طول ماموریت ندارند و خانهشان همان هتلی است که در آن اقامت دارند. این آوارگی لوکس، پارادوکس جالبی ایجاد میکند؛ آنها در زیباترین خانههای دنیا میخوابند اما هیچکدام متعلق به آنها نیست. این حس تعلیق میان تملک و موقتی بودن، یکی از بنمایههای دراماتیک قوی در آثار جاسوسی است که مخاطب را با تنهایی عمیق قهرمان همراه میکند.
زنگ تفریح: وقتی صخرهها هم بازیگر میشوند!
آیا میدانستید برخی از لوکیشنهای طبیعی آنقدر در فیلمهای جاسوسی مشهور شدهاند که مردم آنها را با نام فیلم میشناسند؟ مثلاً صخرهای در نروژ که تام کروز در «ماموریت غیرممکن» از آن آویزان شد، اکنون به یک مقصد زیارتی برای طرفداران فیلم تبدیل شده است. مسئولان محلی میگویند توریستها سعی میکنند دقیقاً همان ژست خطرناک را روی لبه صخره بگیرند تا عکس اینستاگرامی بینقصی داشته باشند. البته پلیس کوهستان چندان از این موضوع خوشحال نیست و دائم باید مراقب باشد تا کسی برای یک عکس جاسوسی، خودش را به کشتن ندهد!
تجهیزات فنی و چالش فیلمبرداری در مناطق سخت
انتخاب لوکیشنهای متنوع فقط به زیبایی مربوط نیست، بلکه توانایی فنی تیم تولید را نیز به رخ میکشد. فیلمبرداری در ارتفاعات تبت یا در عمق اقیانوس نیازمند تجهیزات بسیار پیشرفته و مهندسی دقیق است که خود به جذابیت نهایی اثر میافزاید. مخاطب امروزی به خوبی تفاوت میان جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) و لوکیشنهای واقعی را درک میکند. وقتی فیلمی در مکانهای واقعی و سخت ساخته میشود، حسی از واقعگرایی و ابهت به تماشاگر منتقل میگردد که با هیچ پرده سبزی قابل بازسازی نیست.
فیلمبرداران در این پروژهها از پهپادها (Drones) و دوربینهای آیمکس (IMAX) برای ثبت عظمت لوکیشنها استفاده میکنند. این تکنولوژیها اجازه میدهند تا جغرافیا با تمام جزئیاتش به تصویر کشیده شود و مخاطب احساس کند خودش در آنجاست. برای مثال، سکانسهای تعقیب و گریز در کوچههای تنگ و پشتبامهای شهرهای قدیمی مراکش، نیازمند طراحی دقیق مسیر و استفاده از دوربینهای کوچک و تثبیتکنندههای حرفهای است. این تلاشهای فنی باعث میشود که لوکیشن به بخشی جداییناپذیر از هیجان فیلم تبدیل شود.
بنابراین، تنوع مکانها در فیلمهای جاسوسی ترکیبی از هنر، اقتصاد و تکنولوژی است. این فیلمها به ما اجازه میدهند بدون ترک صندلی سینما، دور دنیا را بگردیم و در عین حال هیجانی وصفناپذیر را تجربه کنیم. از آپارتمانهای لوکس با منظره اقیانوس تا دژهای متروکه در بیابان، هر لوکیشن داستانی برای گفتن دارد. در نهایت، همین جزئیات بصری است که یک فیلم معمولی را به یک اثر کلاسیک و ماندگار در تاریخ سینما تبدیل میکند.
سوالات متداول هوشمند (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
فیلمهای جاسوسی با بهرهگیری از لوکیشنهای جذاب و متنوع، پلی میان واقعیتهای سخت سیاسی و رویاهای بصری تماشاگران میسازند. این مکانها از آپارتمانهای فوقلوکس گرفته تا کوهستانهای وحشی، فراتر از یک فضای فیزیکی ساده عمل کرده و به عنوان ابزاری برای روایت داستان، شخصیتپردازی و ایجاد تعلیق به کار میروند. تنوع جغرافیایی نه تنها قدرت نفوذ جاسوسها را به رخ میکشد، بلکه لذت سفری مجازی را به مخاطب هدیه میدهد که یکی از دلایل اصلی محبوبیت پایدار این ژانر است. در نهایت، معماری و طبیعت در این آثار، روح و کالبدی را فراهم میکنند که بدون آنها، دنیای جاسوسی جذابیت و شکوه فعلی خود را در نگاه سینمادوستان از دست میداد.
شما کدام لوکیشن را میپسندید؟
لوکیشن محبوب شما در فیلمهای جاسوسی کدام است؟ ترجیح میدهید شاهد تعقیب و گریز در کوچههای تاریخی اروپا باشید یا از دیدن ویلاهای مدرن و هوشمند لذت میبرید؟ نظرات و تجربیات خود را درباره زیباترین لوکیشنهایی که دیدهاید در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید تا با هم درباره جادوی سینما گپ بزنیم!
نوشتههای مرتبط با سینمای نوین
- روانشناسیِ سیاه آرتور فلک؛ چطور طرد اجتماعی جوکر میسازد؟
- تحلیل عمیق فیلم خوابزدگان (The Dreamers)؛ چرا در میانه انقلاب مرز بین سیاست و بدن گم شد؟
- منظور از تبدیل شدن استخوان به فضاپیما در کات مشهور فیلم 2001: A Space Odyssey 1968
- معنی حرکت نهایی لئون (ترفند حلقه) چه بود و چرا خودش را فدا کرد؟
- چرا شکسته شدن پای دوم جف در پایان پنجره عقبی، یک «پایان خوش» تمامعیار است؟







نمونه داخلی kickstarter و indiegogo و سایتهای مشابهشونه. حرکت خوبیه ولی فکر نمی کنم در جامعه ما چندان جواب بده. به دلایل مختلفی از جمله جو عدم اعتماد به همدیگه، وضع اقتصادی نه چندان مطلوب مردم و عدم وجود ایده های بکر و واقعا جذابی که بخواد مردم رو ترغیب به سرمایه گذاری بر روی آنها بکند.
این سایت حتی به خودش زحمت نداده بخش دربارهی ما رو پر کنه. بعد واقعاْ انتظار داره بهش اعتماد کنیم و توش دنبال فونداشن بگردیم؟
سایت در حال توسعه است و طبق اولویتها داریم سایت رو تکمیل میکنیم. امیدوارم به زودی به پاسخ سوالاتتون برسید. موفق باشید.
شما هم به این فاندلی یک پزشک رو اضافه کنید، پولدار که نیستیم، با این یک قرون دو زار ماها شاید حداقل از لحاظ موتیویشن کمک کرد…
(یک سوال هم از بینندگان و شنوندگانی دارم که اینقدر خشن و بداخلاق می پرسن چرا فید کجه، خالیه، زشته، سرمون کلاه رفت و این حرفا: شوخی می کنید یا جدی جدی واسه چنین مسله کم اهمیت و قابل حل شدنی اینقدر عصبانی می تونید بشید؟ واقعا اگه این همه متن صلح طلبانه و آرامش جویانه ی یک پزشک تاثیری نداره، وقتی متن توی فید بیاد، فونت سوپر پرفکت باشه و موارد دیگه واقعا چه اهمیتی داره باشه یا نباشه. آروم باشیم خب، طلبکار که نیستیم، فوقش یه نظری داریم، اونم شخصی.)
چقدر عالی
این سایت نماینده سایت fondly.com تو ایرانه؟
خیر، در حال حاضر ما نماینده رسمی هیچ شرکت یا مجموعهای خارج از ایران نیستیم.
سایت جالبی باید به نظر برسه
عالیه
توی فید تبلیغات تان می آید ولی یک کلمه از متن اصلی نمی آید. آدم احساس می کند که سرش کلاه می رود که فید شما را مشترک است. حداقل پاراگراف اول در فیید می گذاشتید تا آدم بفهمد که به مطلب علاقهمند است یا نه.
صدها بار من توضیح دادم که مشکل فنی است. در کامنت، در قالب پست. لطفا صبور باشید. این همه سال سایتهای دیگر فید ناقص به شما میدادند و با انواع شیوهها هیت خودشان را بالا میبردند و من فید کامل میدادم. یک هفته هم فید ناقص یک پزشک را تحمل کنید.
اگر کسی بخواد بخواند، حتما می خواند. بقیه بهانه ای بیش نیستند.
دکتر
همینطور است بهانه ست یک عده فقط یاد گرفته اند نق بزنند
واقعا تعجب برانگیزه هر کاربری باید بداند با تغییر پوسته ممکن است امکانات درست کار نکند و به مرور حل میشود
آقای مجیدی از شما بعید است. حالا چرا اینقدر عصبانی!؟ بهرحال این دوست ما مثل خود من تذکرات شما مبنی بر مشکل فنی را ندیده ام، یا متوجهشان نشده ایم. ایشون رو بدید ارباب رجوع باید ببینید و بقول فلان بانک همیشه حق با ارباب رجوع است-خوب نه همیشه – ولی…. ببخشید قصد نصیحت نداشتم. شما خودتون استادید.
دوست عزیزوقتی شخصی بخودش زحمت نمیده ماهی یکبارشده واردسایت محبوبش بشه وفقط ازطریق فید دنبال میکنه به نظرحق زیادی برای اعتراض نداره
مشکل ماهمین خوانندگان خاموش هستن که درمشکلات شروع به اعتراض می کنند
دکتر جان،اگر هم آنقدر میبینی کاربرا ناراحت شدن و دارند اعتراض میکنن،این نشونه علاقه زیادشون به یک پزشکه، دوست دارن همه جنبه هاش مثل مطالبش خوب باشه.
آدم های بی صبری شدیم
و قدر نشناس
ای بابا آقای مجیدی اینقدر بدخلقی چرا؟ انتظار شما از خوانندگانتان هم به نظرم چندان کم نیست! در ارزشمندی کار شما شکی نیست ولی اگر قرار باشد بابت ترجمه های «آزاد» شما از مطالب روزانه ی اینترنت که با حجم عظیمی تبلیغات آزار دهنده به خورد ملت داده می شود انتظار تشکر و امتنان داشته باشید و هیچ انتقادی را هم برنتابید پس تکلیف نویسنده های آن مطالب اریجینال چیست؟ تکرار میکنم منظورم این نیست که مطالب شما ارزشمند نیستند ولی شما مطلب منتشر می کنید و از محل تبلیغاتتان درآمد دارید. اگر فکر میکنید فید کامل درآمد ندارد قطعش کنید (بدون شک اگر روزی آگهی هایتان بر اساس کلیک باشد چنین نیز خواهید کرد) ولی خواننده ها را مشتی فرصت طلب نمک نشناس معرفی نکنید.
افشین جان ، یک ذره انصاف -برای خنده هم که شده- داشته باشید ، بد نیست..
یه طوری میگیم مشترک هستیم انگاری آبونمان میدیم اول ماه!
خیلی عالیه! کاش یه فکری هم برای تضمین دزدیده نشدن ایده ها میکرد که راحت بشه طرحها و ایدههای تازه رو توش گذاشت و سرمایه جذب کرد.
با تشکر، برای دزدیده نشدن طرحها و ایدههایتان، بهتر است با مراکز قانونیای که برای این امر توسط دولت در نظر گرفته شدهاند هماهنگ باشید. برای مثال برای طرح و اختراع میتونید به سایت http://iripo.ssaa.ir/ مراجعه کنید.
ممنونم از مطالب جالبتون