تکامل جاسوسی در سینما: از نبردهای باستان تا جنگ‌های سایبری

جاسوسی یکی از قدیمی‌ترین حرفه‌های جهان است که ریشه در نیاز بنیادین بشر به امنیت و برتری بر رقیب دارد. از زمانی که نخستین قبیله‌ها برای بقا تلاش می‌کردند تا امروز که جنگ‌های اطلاعاتی در فضای ابری (Cloud) رخ می‌دهند، ماهیت کسب خبر همواره تغییر کرده است. سینما به عنوان آیینه‌ای تمام‌نما، این مسیر پرپیچ‌وخم را در قالب روایت‌های تاریخی جذاب به تصویر کشیده است. در این مقاله قصد داریم با نگاهی تحلیلی به فیلم‌هایی بپردازیم که جاسوسی را در دوره‌های مختلف از باستان و قرون وسطی گرفته تا جنگ جهانی، جنگ سرد و دوران پیچیده سایبری نشان داده‌اند. بررسی این آثار نه تنها قدرت تخیل فیلم‌سازان را فاش می‌کند، بلکه ابزارهای فنی و روان‌شناختی هر دوره را برای ما بازسازی خواهد کرد.

۰۱

جاسوسی در سپیده‌دم تمدن: عصر باستان

در دوران باستان، جاسوسی بیش از آنکه متکی بر ابزار باشد، بر پایه فریب‌های انسانی و نفوذ مستقیم بنا شده بود. فیلم «تروآ» (Troy) هرچند در نگاه اول یک اثر حماسی و جنگی است، اما ایده اسب تروآ را به عنوان یکی از بزرگترین عملیات‌های فریب و نفوذ در تاریخ (حتی اگر اسطوره‌ای باشد) نشان می‌دهد. در این دوران، جاسوسان معمولاً در نقش بازرگانان، مسافران یا بردگان فراری وارد قلمرو دشمن می‌شدند تا ظرفیت‌های نظامی را بسنجند. تمرکز اصلی بر مشاهده عینی و انتقال شفاهی اطلاعات بود که خطرات بسیار زیادی را برای فرد به همراه داشت.

تحلیل فنی این دوره نشان می‌دهد که سیستم‌های رمزنگاری در ابتدایی‌ترین حالت خود قرار داشتند. به عنوان مثال، استفاده از پوست سر تراشیده شده برای نوشتن پیام و صبر کردن برای رشد موها، یکی از روش‌های کُند اما امن آن زمان بود. در سینمای مرتبط با روم باستان، ما اغلب می‌بینیم که شبکه‌های خبرچینی در لایه‌های مختلف مجلس سنا نفوذ کرده‌اند. این فیلم‌ها به خوبی نشان می‌دهند که چگونه یک نجوا در گوش یک سردار می‌توانست سرنوشت یک امپراتوری را تغییر دهد و مرز بین خیانت و جاسوسی چقدر باریک بوده است.

۰۲

نجواهای تاریک در تالارهای قرون وسطی

دوران میانه یا قرون وسطی، عصر قدرت‌نمایی کلیسا و پادشاهی‌های محلی بود که جاسوسی را وارد فاز مذهبی و سیاسی جدیدی کرد. فیلم «نامِ گلِ سرخ» (The Name of the Rose) به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه اطلاعات در قالب کتاب‌ها و نسخه‌های خطی مخفی می‌شدند. در این دوران، جاسوسی بیشتر حول محور تفتیش عقاید و کشف توطئه‌های داخلی علیه پادشاه یا پاپ می‌چرخید. سیستم‌های جاسوسی در این عصر شروع به استفاده از جوهرهای نامرئی (مانند شیر یا آب‌لیمو) کردند که با حرارت نمایان می‌شد.

جالب است بدانید که در این زمان، «جاسوسان دوجانبه» به شدت رواج یافتند، زیرا وفاداری‌ها بیشتر بر پایه مذهب یا پول بود تا ملیت. پادشاهان از شبکه «گوش‌های دیوار» برای شنود مخفیانه در تالارهای پذیرایی استفاده می‌کردند که در معماری قلعه‌ها تعبیه می‌شد. فیلم‌های تاریخی که به دوران جنگ‌های صلیبی می‌پردازند، اغلب نفوذ جاسوسان مسلمان و مسیحی را در اردوگاه‌های یکدیگر به تصویر می‌کشند. این دوره، پایه و اساس دیپلماسی پنهان را بنا نهاد که در آن اطلاعات، ارزشی فراتر از طلا پیدا کرد.

بیایید روراست باشیم؛ جاسوسی در قرون وسطی اصلاً به شیکی فیلم‌های جیمز باند نبود! شما به جای ساعت لیزری، احتمالاً یک خنجر زنگ‌زده و یک اسب خسته داشتید که هر لحظه ممکن بود میانه راه شما را جا بگذارد. جاسوس‌های آن زمان باید بوی پهن اسب می‌دادند تا کسی شک نکند که از راه دوری آمده‌اند. تصور کنید برای رساندن یک خبر ساده، باید سه ماه در راه می‌بودید و دعا می‌کردید که در راه توسط راهزنان خورده نشوید!

۰۳

ماشین‌های رمزنگاری و جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم نقطه عطفی بود که در آن جاسوسی از یک فعالیت انسانی محض به یک تخصص فنی و علمی تبدیل شد. فیلم «بازی تقلید» (The Imitation Game) نمونه‌ای بی‌نظیر برای درک این تحول است که تلاش‌های آلن تورینگ برای شکستن کد انیگما (Enigma) را نشان می‌دهد. در این عصر، شنود رادیویی و رهگیری سیگنال‌های الکترونیکی (SIGINT) اهمیتی برابر با جاسوسان نفوذی (HUMINT) پیدا کرد. دولت‌ها سازمان‌های متمرکزی مانند OSS در آمریکا یا MI6 در بریتانیا را برای مدیریت این حجم از داده‌ها تاسیس کردند.

استفاده از دوربین‌های مینیاتوری مانند «مینوکس» (Minox) در این دوران به جاسوسان اجازه داد تا از اسناد محرمانه با سرعت بالا عکس‌برداری کنند. همچنین، عملیات‌های فریب بزرگی مانند «عملیات گوشت چرخ‌کرده» که در فیلم «عملیات مینسمیت» (Operation Mincemeat) به تصویر کشیده شد، نشان داد که چگونه می‌توان با یک جنازه و مدارک جعلی، کل ارتش آلمان را فریب داد. این دوران، عصر طلایی جاسوسانی بود که در پشت خطوط دشمن با بی‌سیم‌های سنگین و کدهای مورس فعالیت می‌کردند. موفقیت در این دوره، مستلزم ترکیبی از شجاعت فیزیکی و نبوغ ریاضیاتی بود که در تاریخ بی‌سابقه است.

زنگ تفریح: جاسوس‌های شکمو!

آیا می‌دانستید که در طول جنگ جهانی دوم، سازمان‌های جاسوسی تلاش کردند تا نوعی بمب تولید کنند که شبیه به کلوچه‌های شکلاتی باشد؟ ایده این بود که جاسوسان بتوانند مواد منفجره را به راحتی در کیف خود حمل کنند و اگر گیر افتادند، وانمود کنند که در حال خوردن عصرانه هستند! البته پروژه به دلیل بوی تند مواد شیمیایی که حتی با شکر زیاد هم از بین نمی‌رفت، شکست خورد. تصور کنید جاسوسی را که در حال جویدن یک دینامیت بدمزه است و سعی می‌کند به سرباز گشتی لبخند بزند؛ واقعاً دنیای جاسوسی گاهی از کمدی‌های مستر بین هم عجیب‌تر می‌شود!

۰۴

جنگ سرد: پارانویا و سایه‌های دوگانه

جنگ سرد دورانی است که در آن جاسوسی به اوج پختگی و در عین حال پیچیدگی روان‌شناختی رسید. فیلم «بندزن خیاط سرباز جاسوس» (Tinker Tailor Soldier Spy) به خوبی فضای سنگین، خاکستری و سرشار از شک و تردید آن دوران را به تصویر می‌کشد. در این عصر، تمرکز از میدان نبرد فیزیکی به نفوذ در لایه‌های بالای مدیریتی سازمان‌های اطلاعاتی رقیب (KGB در مقابل CIA) تغییر کرد. مفهوم «موش نفوذی» (Mole) در این دوران به یک کابوس دائمی برای سرویس‌های امنیتی تبدیل شد که هر کسی را به همکارش مشکوک می‌کرد.

ابزارهای جاسوسی در این دوره به شدت پیشرفت کردند؛ از میکروفون‌های کاشته شده در پاشنه کفش تا چترهای حاوی سم رایسین. فیلم «پل جاسوس‌ها» (Bridge of Spies) نیز مبادلات جاسوسان در برلین شرقی را نشان می‌دهد که نمادی از بن‌بست سیاسی آن زمان بود. از منظر جامعه‌شناسی، این دوره باعث شکل‌گیری فرهنگ رازداری در میان عموم مردم شد و مفاهیمی مانند «شستشوی مغزی» وارد ادبیات عمومی گردید. جاسوسی در جنگ سرد، بیش از آنکه یک حرفه باشد، یک بازی شطرنج مرگبار بود که در آن هر حرکت اشتباه می‌توانست منجر به جنگ هسته‌ای شود.

در این دوران، جاسوس‌ها یاد گرفتند که چگونه با یک عطسه خاص یا نحوه گره زدن بند کفش، به همکارشان علامت بدهند. زندگی آن‌ها ترکیبی از کسالت محض در کمین‌ها و استرس وحشتناک در لحظات تعقیب و گریز بود. این همان دورانی است که سینما عاشقش شد، چون پر از پالتوهای بلند، سیگارهای روشن در تاریکی و نگاه‌های خیره به چراغ‌های خیابان بود. در واقع، اگر در آن زمان یک عینک آفتابی در شب می‌زدید، نیمی از راه جاسوس شدن را رفته بودید!

۰۵

عصر مدرن: تروریسم و پهپادها

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر، هدف جاسوسی از دولت‌ها به گروه‌های غیردولتی و شبکه‌های تروریستی تغییر یافت. فیلم «سی دقیقه پس از نیمه‌شب» (Zero Dark Thirty) به دقت فرآیند طولانی و طاقت‌فرسای جمع‌آوری داده‌ها برای پیدا کردن اسامه بن لادن را نشان می‌دهد. در این دوران، تحلیل داده‌های بزرگ (Big Data) و ردیابی سیگنال‌های موبایلی جایگزین بسیاری از روش‌های سنتی شد. جاسوسی مدرن ترکیبی از عملیات‌های کماندویی و تحلیل‌های دقیق ماهواره‌ای است که توسط الگوریتم‌های پیچیده هدایت می‌شوند.

فیلم «چشم در آسمان» (Eye in the Sky) جنبه‌های اخلاقی و فنی استفاده از پهپادها را در جاسوسی و عملیات‌های هدفمند بررسی می‌کند. در این عصر، مرزهای حریم خصوصی به شدت کمرنگ شده و آژانس‌های اطلاعاتی قدرت نظارت بر ترافیک اینترنتی جهانی را به دست آورده‌اند. چالش بزرگ این دوره، حجم عظیم اطلاعات (Information Overload) است؛ به طوری که یافتن یک پیام مهم در میان میلیاردها ایمیل، مانند پیدا کردن سوزن در انبار کاه است. این دوران نشان داد که قدرت دیگر تنها در داشتن اسلحه نیست، بلکه در داشتن دسترسی به سرورهای کلیدی نهفته است.

۰۶

آینده اینجاست: جاسوسی سایبری و هوش مصنوعی

در سال‌های اخیر، میدان نبرد به فضای صفر و یک منتقل شده است، جایی که یک خط کد می‌تواند مخرب‌تر از یک بمب اتمی باشد. فیلم‌هایی مانند «اسنودن» (Snowden) یا مستند «شهروند چهار» (Citizenfour) واقعیت‌های تکان‌دهنده‌ای از توانایی‌های جاسوسی دیجیتال را برملا کردند. در این دوران، جاسوس دیگر لزوماً فردی با مهارت‌های رزمی نیست، بلکه ممکن است یک برنامه‌نویس نابغه باشد که از راه دور به زیرساخت‌های یک کشور نفوذ می‌کند. مفاهیمی مانند «بدافزار» (Malware) و «حملات فیشینگ» (Phishing) ابزارهای اصلی این نسل از جاسوسان هستند.

ظهور هوش مصنوعی (AI) باعث شده تا تشخیص حقیقت از دروغ دشوارتر شود؛ همان‌طور که در سریال «تهاجم مخفی» (Secret Invasion) یا تم‌های مشابه سایبری می‌بینیم که هویت‌ها قابل جعل هستند. جاسوسی سایبری نه تنها دولت‌ها، بلکه شرکت‌های تجاری و حتی اطلاعات شخصی افراد عادی را نیز هدف قرار داده است. این دوره با چالش «امنیت سایبری» گره خورده است، جایی که رمزنگاری کوانتومی به عنوان سنگر بعدی دفاعی شناخته می‌شود. سینما اکنون تلاش می‌کند تا این فضای انتزاعی و پیچیده را با جلوه‌های بصری برای مخاطب قابل‌فهم کند، هرچند واقعیت بسیار سردتر و بی‌صداتر از آن چیزی است که روی پرده می‌بینیم.

زنگ تفریح: وقتی پسورد شما 123456 است!

در حالی که در فیلم‌های هالیوودی، هکرها با دیدن یک صفحه سیاه و کلی کد سبز رنگ در عرض ۵ ثانیه به پنتاگون نفوذ می‌کنند، واقعیت خیلی خنده‌دارتر است. تحقیقات نشان داده که بسیاری از نفوذهای بزرگ نه با نبوغ فنی، بلکه به دلیل استفاده کارمندان از پسوردهای فوق‌العاده ساده‌ای مثل “password” یا تاریخ تولد سگ‌شان اتفاق افتاده است! یعنی جاسوس مدرن به جای شکستن قفل‌های فوق پیشرفته، فقط کافی است حدس بزند که شما چقدر تنبل هستید. پس اگر فکر می‌کنید جاسوسی سایبری خیلی باکلاس است، یادتان باشد که پایه و اساسش گاهی حماقت انسانی است، نه کدهای ماتریس!

۰۷

روان‌شناسی جاسوس: فراتر از زمان و ابزار

صرف‌نظر از اینکه در چه دوره‌ای هستیم، روان‌شناسی جاسوس ثابت مانده است؛ انزوا، زندگی دوگانه و فشار دائمی ناشی از افشا شدن. فیلم «مرشد» (The Good Shepherd) به خوبی نشان می‌دهد که چگونه کار در دنیای اطلاعاتی می‌تواند روح و زندگی خانوادگی یک فرد را متلاشی کند. جاسوسان همیشه با پارادوکس اعتماد روبرو هستند؛ آن‌ها باید برای فریب دادن، اعتماد ایجاد کنند، در حالی که خودشان نمی‌توانند به هیچ‌کس اعتماد کنند. این جنبه انسانی در تمام فیلم‌های تاریخی، از جاسوسان باستان تا هکرهای مدرن، به عنوان یک تم مشترک تکرار می‌شود.

در تحلیل‌های جامعه‌شناختی، جاسوس به عنوان «بیگانه ابدی» شناخته می‌شود که هرگز به طور کامل به هیچ گروهی تعلق ندارد. این تنهایی عمیق، بهایی است که آن‌ها برای کسب قدرت یا انجام وظیفه می‌پردازند. بسیاری از فیلم‌ها روی همین نقطه تمرکز می‌کنند تا قهرمان داستان را از یک ماشین جمع‌آوری اطلاعات به یک انسان رنج‌دیده تبدیل کنند. در نهایت، ابزارها تغییر می‌کنند، از خنجر به کیبورد تبدیل می‌شوند، اما نیاز به نفوذ در ذهن دشمن و درک انگیزه‌های او، قلب تپنده هر عملیات جاسوسی در طول تاریخ باقی مانده است.

Smart FAQ: سوالات متداول درباره جاسوسی در سینما

۱. آیا ابزارهای جاسوسی در فیلم‌های جنگ جهانی دوم واقعی هستند؟
بسیاری از ابزارهای نشان داده شده در این فیلم‌ها بر اساس مستندات تاریخی واقعی طراحی شده‌اند. به عنوان مثال دوربین‌های مینیاتوری و ماشین‌های رمزنگاری دقیقاً با همان کارکرد در دنیای واقعی وجود داشتند. البته سینما همیشه کمی چاشنی اغراق به این ابزارها اضافه می‌کند تا جذابیت بصری بیشتری ایجاد شود. با این حال، هسته اصلی فناوری‌های نمایش داده شده ریشه در نوآوری‌های نظامی آن دوران دارد.
۲. چرا فیلم‌های جاسوسی جنگ سرد معمولاً فضای غمگین و تیره دارند؟
این فضای تیره بازتاب‌دهنده پارانویا و ترس دائمی حاکم بر آن دوره تاریخی خاص است. در زمان جنگ سرد، هیچ نبرد رو در رویی وجود نداشت و همه چیز در لایه‌های پنهان رخ می‌داد. کارگردانان با استفاده از پالت‌های رنگی سرد، این حس تعلیق و ناامنی روانی را به مخاطب منتقل می‌کنند. این سبک بصری به خوبی نشان‌دهنده بن‌بست‌های اخلاقی است که جاسوسان با آن دست و پنجه نرم می‌کردند.
۳. تفاوت اصلی جاسوسی در دوران باستان با دوران مدرن در چیست؟
تفاوت بنیادین در سرعت انتقال اطلاعات و مقیاس دسترسی به داده‌های طبقه‌بندی شده نهفته است. در باستان، اطلاعات به اندازه سرعت یک اسب جابجا می‌شد و کاملاً متکی به حضور فیزیکی بود. اما در دوران مدرن، جاسوسی می‌تواند فرسنگ‌ها دورتر از هدف و در کسری از ثانیه انجام شود. همچنین امروزه داده‌های دیجیتال جایگزین شنودهای شفاهی و نامه‌های دستی قدیمی شده‌اند.
۴. آیا واقعاً از حیوانات برای جاسوسی استفاده شده است؟
بله، تاریخ جاسوسی پر از پروژه‌های عجیبی است که در آن‌ها از حیوانات استفاده شده است. معروف‌ترین نمونه آن «گربه آکوستیک» در دوران جنگ سرد بود که میکروفونی در بدنش جاسازی شده بود. کبوترهای نامه‌بر نیز برای قرن‌ها اصلی‌ترین ابزار انتقال پیام‌های محرمانه در جنگ‌ها بودند. حتی امروزه بحث‌هایی درباره استفاده از دلفین‌ها برای شناسایی مین‌های دریایی در سازمان‌های اطلاعاتی وجود دارد.
۵. فیلم «بازی تقلید» چقدر به واقعیت تاریخی وفادار بوده است؟
این فیلم کلیات تلاش‌های آلن تورینگ را به درستی نشان می‌دهد اما برخی جزئیات را تغییر داده است. برای مثال، فرآیند شکستن کد انیگما یک کار گروهی بزرگ بود، نه فقط نبوغ یک نفر. همچنین برخی روابط شخصی تورینگ برای دراماتیک شدن داستان در فیلم دستکاری شده است. با این حال، اهمیت دستگاه «بامب» در پیروزی متفقین کاملاً مطابق با واقعیت‌های تاریخی است.
۶. جاسوسی صنعتی چیست و آیا در سینما به آن پرداخته شده است؟
جاسوسی صنعتی شامل سرقت اسرار تجاری و تکنولوژیک یک شرکت توسط رقیب یا دولتی دیگر است. فیلم‌هایی مانند «تلقین» (Inception) با رویکردی علمی-تخیلی به ایده سرقت اطلاعات از ذهن مدیران می‌پردازند. در دنیای واقعی، این نوع جاسوسی می‌تواند شامل هک کردن سرورهای طراحی یا استخدام مهندسان کلیدی باشد. این حوزه به دلیل تاثیر مستقیم بر اقتصاد جهانی، به شدت توسط سرویس‌های امنیتی نظارت می‌شود.
۷. آیا هوش مصنوعی می‌تواند جایگزین جاسوسان انسانی شود؟
هوش مصنوعی در تحلیل حجم عظیمی از داده‌ها بسیار سریع‌تر و دقیق‌تر از انسان عمل می‌کند. با این حال، درک انگیزه‌های انسانی و ایجاد روابط نفوذی همچنان نیازمند عامل انسانی است. هوش مصنوعی بیشتر به عنوان یک ابزار کمکی قدرتمند برای پردازش اطلاعات (SIGINT) به کار گرفته می‌شود. بنابراین احتمالاً در آینده شاهد ترکیبی از نبوغ انسانی و قدرت محاسباتی ماشین‌ها خواهیم بود.

جمع‌بندی نهایی

سفر ما در طول تاریخ جاسوسی نشان داد که این حرفه، همواره پابه پای تمدن بشری رشد کرده و از ابزارهای هر عصر برای رسیدن به اهداف خود بهره برده است. سینما با بازسازی این ادوار، به ما یادآوری می‌کند که قدرت واقعی در داشتن اطلاعات نهفته است، چه این اطلاعات از طریق یک اسب چوبی به دست آید و چه از طریق نفوذ به سرورهای فوق سری. تکامل از جاسوسی مبتنی بر شجاعت فردی به سمت جاسوسی مبتنی بر الگوریتم‌های ریاضی، نشان‌دهنده تغییر اولویت‌های بشر در حفظ امنیت است. در نهایت، تماشای این فیلم‌ها نه تنها سرگرم‌کننده است، بلکه درکی عمیق از پیچیدگی‌های سیاست و روان‌شناسی انسانی در شرایط بحرانی به ما می‌بخشد. دنیای سایه‌ها همیشه وجود خواهد داشت، فقط شکل سایه‌ها در طول قرن‌ها تغییر کرده است.

شما کدام دوران جاسوسی را بیشتر می‌پسندید؟

دنیای جاسوس‌ها پر از ناگفته‌هاست. آیا فیلمی را می‌شناسید که بهتر از موارد بالا، اتمسفر یک دوره تاریخی را نشان داده باشد؟ یا شاید فکتی درباره ابزارهای جاسوسی قدیمی شنیده‌اید که برای ما جالب باشد؟ نظرات و تجربیات سینمایی خودتان را در بخش دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید تا با هم درباره این دنیای اسرارآمیز گپ بزنیم.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

5 دیدگاه

  1. مادربزرگم میگفت ادم اگه قرار تو پیرى بى عزت بشه همون بهتر که جوونمرگ بشه…و خداروشکر که به آرزوش رسید.تا 90سالگى رو پاى خودش بود.سالم و سرحال تنها مشکلش ارتروز زانو بود!!!! و انقدر تمیز و قشنگ از دنیا رفت…. و پدر بزرگمم تو 95 سالگى دو ماه اخر همش ضعف داشت …. دوماه اخر مهمون بچه هاش بود و نمیتونست کار کنه…بردیمش پیش پزشک بعد از کلى معاینه و بررسى گفتن با وجود همه مشکلات تشخیص هیچ بیمارى بخصوصى مطرح نیست.ناتوانیشون ناشى از کهولت سنه!و همه ارگانهاى بدنش پیر شده!!!!بعدم انقد خوشگل مرد! قشنگ وصیت کرده و اشهد گفته و اماده مرگ!

  2. مردادماه امسال تیزر تبلیغی بنیاد بیماریهای خاص رو روی سایت گذاشتید، من هم فطریه امسالمون رو آنلاین براشون واریز کردم. اما به دلیل یک اشتباه کوچیک، 90 هزار تومان بیشتر واریز شد و بعدش هرچی نامه و تلفن زدم، زیر بار نرفتن و پولم رو برنگردونن و تازه گفتن پیگیر نباشید. بهتون برنمیگرده.
    واقعا چنین برخوردی از اون موسسه بعید بود. طوری بود که انگار پول مفت خیلی بهشون مزه میده که حاضر نیستن یک اشتباه رو جبران کنن.
    هیچ وقت دیگه به این موسسات کمک نخواهم کرد.

    1. این وجه اضافی رو به حساب این همه هزینه های جاری روزانه زندگی بگذارید ، و از اینکه بهت برنگردوندن نباید نگران شد. بد نیست یه بار هم شده برای ساعتی در آن مرکز تردد کنید تا بدانید نهایت تنهایی یعنی چه ؟ بدانید نومیدی ویاس تا کجای درون انسانیت رخنه می کند ، از شیوه نوشت ات بسیار متاسفم …..

    2. سلام،من کار اونها رو توجیه نمیکنم،با توجه به مطالبی که شما گفتین که یک اشتباه کوچک بوده ،ولی تجربه کم من از جهت فعالیت در حوزه بانکداری الکترونیکی و شرکت های فعا ل در این حوزه این رو به خاطر میاره که افرادی هرچند اندک ولی با مقاصد ناخوب برای واریز پول به حساب حسابشون دست به هرکاری میزنن،که باعث تعمیم اون به تمام افراد میشه،بطور مثال ما مشترکی رو داشتیم که از گردش حساب بانکی یک pdf تهیه کرده ،اون رو با paint ویرایش کرده بود و مدعی برنگشتن پول به حسابش پس از یک تراکنش ناموفق بود
      احسان

  3. چند سال پیش بود مادر یکی از دوستان اینجا تحت مراقبت بودن
    به رسم ادب رفتیم یادی کنیم و هنوز یاد نگاه سنگینشون که میفتم اون حس غمی که تو تک تک لحظه هاشونو
    همین الان که دارم مینویسم
    تمام موهای تنم
    چشمای خیسم
    انسانیت ما زیر نقاب افکار رنگارنگمون داره خاک میشه
    چند درصد از ما حاضریم به جای خرج کردن و گرفتن گوشی به روز یکم خرج انسانیتمون بکنیم
    اینا با ی شکلات شادترین انسان های روی زمین میشن و ما به همه چی ایراد میگیریم
    کودکان کار
    محک
    قدس
    شیر خوارگاه آمنه
    من در حال ویران شدنم
    دکتر
    ویران شدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]