هدی لامار: زن زیبایی که وای فای و شبکه‌های وایرلس را برایمان به ارمغان آورد

آشنایی با زندگی پرفراز و نشیب مخترعان بزرگ بسیار سرگرم‌کننده و پندآموز باشد. این مقاله قصد دارد تا زندگی شگفت‌انگیز زنی را بررسی کند که در دو دنیای کاملا متفاوت یعنی هالیوود کلاسیک و مهندسی مخابرات درخشید. ما در این مطلب می‌خواهیم ببینیم چطور یک ستاره سینما توانست بنیان‌گذار فناوری ارتباطات بی‌سیم امروزی شود. آیا واقعا ممکن است زیباترین زن اروپا در دهه چهل میلادی مسیر جنگ جهانی را تغییر داده باشد؟ چرا سیستم‌های نظامی آمریکا ایده نبوغ‌آمیز او را در ابتدا مسخره و ناممکن پنداشتند؟ با ما همراه باشید تا حقایق پشت پرده این پرونده تاریخی را مرور کنیم.

۱. کلیشه‌های ذهنی و زنی که فراتر از زمان خود بود

بسیاری از مردم با شنیدن نام هدی لامار (Hedy Lamarr) به یاد دوران طلایی هالیوود و فیلم‌های سیاه و سفید کلاسیک می‌افتند. متاسفانه کلیشه‌های جنسیتی در گذشته مانع از دیدن ابعاد علمی و مهندسی این شخصیت برجسته می‌شد. ذهن انسان معاصر تمایل دارد زیبایی ظاهری را از نبوغ فنی جدا کند. هدی لامار با شکستن این مرزها نشان داد که یک هنرمند خلاق می‌تواند در حوزه مخابرات نیز مرزهای علم را جابه‌جا کند. او با طراحی سیستم‌های نوین ثابت کرد که تفکر خلاق به هیچ صنف و جنسیتی محدود نمی‌شود.

11-10-2014 2-32-19 AM

۲. از وین تا هالیوود؛ کودکی کنجکاو و ازدواجی ناخواسته

هدویگ کایسلر در سال ۱۹۱۴ در شهر وین اتریش در خانواده‌ای مرفه به دنیا آمد. او از همان سال‌های کودکی علاقه شدیدی به ابزارهای مکانیکی و کارکرد وسایل برقی نشان می‌داد. پدرش امیل همواره اشتیاق و کنجکاوی او را برای یادگیری فناوری‌های جدید تشویق می‌کرد. این دختر بااستعداد در سنین جوانی به سرعت جذب دنیای سینما و تئاتر اروپا شد. شرایط زندگی او با یک ازدواج زودهنگام و اجباری وارد مرحله جدیدی شد.

او در سن نوزده سالگی با مردی ثروتمند به نام فردریک مندل پیمان زناشویی بست. مندل تولیدکننده بزرگ تسلیحات جنگی بود و روابط نزدیکی با فاشیست‌های اروپا داشت. او همسرش را مجبور می‌کرد در جلسات فنی و کاری فروش اسلحه شرکت کند. لامار در این جلسات با مفاهیم هدایت رادیویی و ضعف‌های سیستم‌های هدایت اژدر به خوبی آشنا شد.

۳. فرار بزرگ به سوی آزادی و سینمای آمریکا

زندگی مشترک با مندل برای هدی شبیه به یک قفس طلایی بدون آزادی فردی بود. او در نهایت تصمیم گرفت با نقشه‌ای متهورانه و پوشیدن لباس خدمتکار از اتریش فرار کند. او ابتدا به لندن گریخت و در آنجا با لویی بی مایر ملاقات کرد. مایر استعداد او را کشف کرد و نام هنری هدی لامار را برای او برگزید. به این ترتیب او وارد هالیوود شد و به عنوان یکی از زیباترین ستاره‌ها معرفی گردید. با وجود شهرت فراوان او همچنان اوقات فراغت خود را در آزمایشگاه خانگی‌اش می‌گذراند.

11-10-2014 2-21-28 AM

۴. هدی لامار در قامت یک مخترع خودآموخته

بسیاری از مردم نمی‌دانند که هدی لامار تحصیلات دانشگاهی رسمی در رشته مهندسی نداشت. او با تکیه بر هوش سرشار و مطالعه کتاب‌های تخصصی به دانش مهندسی دست یافت. این ستاره هالیوود شب‌ها به جای شرکت در مهمانی‌های مجلل روی طرح‌های خود کار می‌کرد. او حتی به هوانورد معروف هاوارد هیوز در طراحی بال‌های آیرودینامیک‌تر هواپیماها کمک فکری شایانی کرد.

هیوز تجهیزات آزمایشگاهی کاملی در اختیار او گذاشته بود تا ایده‌هایش را عملی کند. هدی لامار ثابت کرد که اشتیاق و تمرکز می‌تواند جایگزین مدارک دانشگاهی در مسیر اختراع شود. او طرح‌های متعددی از جمله قرص‌های گازدار برای طعم‌دار کردن آب ابداع کرد. با این حال بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین اختراع او با شروع جنگ جهانی دوم شکل گرفت. این ایده انقلابی توانست سال‌ها بعد دنیای ارتباطات بی‌سیم را کاملا دگرگون کند.

۵. ایده انقلابی پرش فرکانسی چگونه متولد شد؟

با آغاز جنگ جهانی دوم هدی تمایل داشت به تلاش‌های جنگی علیه نازی‌ها کمک کند. او متوجه شد که اژدرهای نیروی دریایی به راحتی با پارازیت‌های رادیویی دشمن منحرف می‌شوند. ایده او این بود که فرستنده و گیرنده به طور مداوم فرکانس خود را تغییر دهند. این تغییر مداوم فرکانس مانع از ردیابی و مسدودسازی امواج توسط نیروهای دشمن می‌شد. این سیستم پایه و اساس فناوری‌های امن انتقال داده در دنیای مدرن قرار گرفت.

11-10-2014 2-24-03 AM

۶. پیانوی خودکار جورج آنتیل؛ کلید حل معما

هدی برای عملی کردن ایده خود به یک همکار خلاق نیاز داشت که با موسیقی آشنا باشد. او با جورج آنتیل (George Antheil) که آهنگساز و نویسنده‌ای نوآور بود آشنا شد. آنتیل پیش از این روی هماهنگ‌سازی پیانوهای خودکار با استفاده از نوار سوراخ‌دار کار کرده بود. آنها متوجه شدند که می‌توان از مکانیزم مشابهی برای تغییر فرکانس‌های رادیویی استفاده کرد. این ایده خلاقانه ارتباط میان دنیای هنر و مهندسی نظامی را به نمایش گذاشت.

آنها سیستمی با استفاده از ۸۸ فرکانس مختلف طراحی کردند که معادل کلیدهای پیانو بود. این هماهنگی فرکانسی مانع از آن می‌شد که دشمن بتواند سیگنال کنترل اژدر را پیدا کند. اختراع آنها با ترکیب تئوری‌های موسیقی و دانش مخابرات نظامی به یک شاهکار تبدیل شد. این همکاری نشان داد که ایده‌های بزرگ گاهی از تلفیق حوزه‌های کاملا بی‌ربط متولد می‌شوند.

۷. ثبت پتنت تاریخی و بی‌توجهی ارتش آمریکا

در ژوئن سال ۱۹۴۱ لامار و آنتیل پتنت خود را برای سیستم ارتباط مخفی ثبت کردند. آنها این سند علمی را به عنوان کمک داوطلبانه به ارتش آمریکا ارائه دادند. با این حال نیروی دریایی آمریکا در آن زمان ارزش واقعی این طرح را درک نکرد. مقامات نظامی معتقد بودند که قرار دادن مکانیزمی شبیه پیانو درون اژدر کارایی ندارد. آنها با نگاهی بالا به پایین طرح این دو هنرمند را بایگانی کردند. پتنت آنها سال‌ها در آرشیوهای دولتی بدون استفاده باقی ماند و خاک خورد.

11-10-2014 2-25-28 AM

۸. چرا ایده لامار سال‌ها نادیده گرفته شد؟

دلایل متعددی برای بی‌توجهی ارتش به طرح خلاقانه هدی لامار وجود داشت. اولین دلیل به نبود فناوری‌های الکترونیکی پیشرفته و ترانزیستورها در دهه چهل بازمی‌گشت. پیاده‌سازی این ایده با لوله‌های خلاء بسیار سنگین و عملا غیرممکن به نظر می‌رسید. علاوه بر این ارتش در پذیرش ایده از سوی یک بازیگر زن هالیوودی تردید داشت.

آنها ترجیح می‌دادند لامار به جای اختراع به فروش اوراق قرضه جنگی بپردازد. کلیشه‌های جنسیتی مانع بزرگی برای پذیرش ایده‌های مهندسی زنان در صنایع دفاعی بود. هدی بدون ناامیدی به مسیر هنری خود بازگشت و کارهای علمی را در خفا ادامه داد. سال‌ها زمان نیاز بود تا صنعت الکترونیک به سطح مورد نیاز این طرح برسد. سرانجام با ظهور نیمه‌هادی‌ها ارزش واقعی ایده پرش فرکانسی آشکار گردید.

۹. بازگشت به میدان در دوران جنگ سرد

در دهه ۱۹۵۰ و هم‌زمان با جنگ سرد مهندسان نظامی دوباره سراغ این پتنت رفتند. ارتش آمریکا از این فناوری برای ارتباطات امن در کشتی‌های خود استفاده کرد. در جریان بحران موشکی کوبا این سیستم برای اولین بار به طور عملی به کار گرفته شد. با این حال به دلیل اتمام انقضای پتنت هیچ مبلغی به مخترعان پرداخت نشد. لامار بدون دریافت سود مالی نظاره‌گر استفاده گسترده از ایده خود توسط ارتش بود.

۱۰. چگونه اختراع هدی پایه و اساس وای‌فای و بلوتوث شد؟

با ورود جهان به عصر دیجیتال اهمیت فناوری طیف گسترده (Spread Spectrum) دوچندان شد. مهندسان متوجه شدند که پرش فرکانسی بهترین روش برای جلوگیری از تداخل امواج بی‌سیم است. بدون این اختراع دستگاه‌های نزدیک به هم نمی‌توانستند بدون ایجاد نویز ارتباط برقرار کنند. امروزه پروتکل‌های وای‌فای (Wi-Fi) و بلوتوث (Bluetooth) به شدت به این روش متکی هستند. این فناوری زیربنای اصلی شبکه‌های موبایل نسل جدید و سیستم‌های جی‌پی‌اس است.

کاربردهای غیرنظامی این تکنولوژی زندگی روزمره میلیاردها انسان را در سراسر جهان تغییر داد. از انتقال داده در گوشی‌های هوشمند گرفته تا اتصالات خانه هوشمند همگی به هدی مدیون هستند. این بازیگر قدیمی ناخواسته معمار اصلی دنیای به هم پیوسته امروز ما شد. اختراع او فراتر از امنیت نظامی به ابزار پیوند جوامع بشری تبدیل گردید.

۱۱. تالار مشاهیر و تقدیرهایی که بسیار دیر رسیدند

دهه‌ها طول کشید تا جامعه علمی جهان نقش کلیدی هدی لامار را به رسمیت بشناسد. در سال ۱۹۹۷ بنیاد پیشگامان مرزهای الکترونیک جایزه‌ای ارزشمند به او اهدا کرد. لامار در پاسخ به این تقدیر دیرهنگام به سادگی گفت که زمانش فرا رسیده بود. او در سال ۲۰۰۰ در فلوریدا چشم از جهان فروبست بدون اینکه به حق مالی خود برسد. سال‌ها پس از مرگ نام او و همکارش به تالار ملی مشاهیر مخترعان راه یافت.

11-10-2014 2-35-55 AM

۱۲. شاهکار حماسی سامسون و دلیله در کارنامه سینمایی

بزرگ‌ترین موفقیت تجاری هدی لامار در سینما بازی در نقش دلیله بود. فیلم سامسون و دلیله به کارگردانی سیسیل ب دومیل به یکی از آثار ماندگار تاریخ تبدیل شد. او با نمایش فریبندگی و هوش بالا توانست این کاراکتر پیچیده کتاب مقدس را زنده کند. این فیلم نام او را برای همیشه در تالار افتخارات بازیگری ثبت کرد.

بازی او در کنار ویکتور ماتیور تحسین منتقدان سینمای آن دوران را برانگیخت. جلوه‌های بصری خیره‌کننده و طراحی لباس بی‌نظیر فیلم به دیده شدن او کمک شایانی کرد. این اثر حماسی نقطه اوج درخشش لامار به عنوان ستاره اول هالیوود بود. با این حال او همواره ترجیح می‌داد به خاطر ذهنش شناخته شود تا چهره‌اش.

۱۳. تحلیل آثار شاخص؛ از تورتیا فلت تا تجربه خطرناک

فیلم تورتیا فلت بر اساس رمانی از جان استین‌بک یکی از بهترین بازی‌های او را دارد. این اثر کلاسیک با کارگردانی ویکتور فلمینگ طنزی دلنشین و انسانی را ارائه می‌دهد. بازی هدی در نقش دولورس رامیرز نشان‌دهنده توانایی او در ایفای نقش‌های درام واقع‌گرایانه بود. فیلم تجربه خطرناک به کارگردانی ژاک تورنر نیز از دیگر آثار ارزشمند او به شمار می‌رود. این اثر روان‌شناختی تصویری متفاوت از گذار زنان به جامعه مدرن را نشان می‌دهد.

11-10-2014 2-21-43 AM

۱۴. زن عجیب و بانوی رسوا؛ بازتاب سینمایی زندگی واقعی

فیلم زن عجیب به کارگردانی ادگار اولمر یک اثر نوآر روان‌شناختی فوق‌العاده است. هدی در این فیلم نقش زنی را بازی می‌کند که در جامعه‌ای پدرسالار تلاش دارد استقلال خود را حفظ کند. این تم داستانی شباهت‌های عجیبی به چالش‌های واقعی او در زندگی شخصی‌اش داشت. فیلم بعدی یعنی بانوی رسوا نیز استعاره‌ای جالب از تمایل او به رهایی از بندهای سنتی بود.

او در این آثار تلاش کرد کاراکترهایی فراتر از زنان سنتی هالیوودی خلق کند. تلاش او برای تهیه‌کنندگی مستقل در این دوران گواهی بر استقلال‌طلبی اوست. با وجود فشارهای استودیوها او توانست امضای هنری خود را حفظ کند. کتاب‌های متعددی مانند اثر ریچارد رودس به تفصیل به تحلیل این دوران پرداخته‌اند که می‌توانید جزییات آن را در کتاب زندگی‌نامه هدی لامار در آمازون مطالعه کنید.

11-10-2014 2-23-35 AM

۱۵. میراث ماندگار زنی که جهان ارتباطات را دگرگون کرد

امروزه هدی لامار فراتر از یک نام در تیتراژ فیلم‌های قدیمی است. او نماد پیوند خلاقیت هنری و نبوغ فنی در عصر تکنولوژی به شمار می‌رود. روز تولد او در برخی کشورهای اروپایی به عنوان روز مخترع نام‌گذاری شده است. داستان زندگی او به ما یادآوری می‌کند که نباید افراد را بر اساس ظاهرشان قضاوت کنیم. میراث او هر ثانیه در میلیاردها سیگنال بی‌سیمی که جهان را به هم متصل می‌کنند جریان دارد.

11-10-2014 2-23-11 AM

سوالات متداول کاربران کنجکاو

۱. آیا هدی لامار از اختراع سیستم پرش فرکانسی درآمد مالی کسب کرد؟
خیر او هیچ درآمد مستقیم مالی از این اختراع بسیار مهم به دست نیاورد. زمانی که ارتش ایالات متحده تصمیم به استفاده عملی از این فناوری گرفت مدت اعتبار قانونی پتنت او به پایان رسیده بود. به همین دلیل او و جورج آنتیل نتوانستند حق امتیاز مادی از دولت دریافت کنند. این موضوع یکی از جنبه‌های تلخ تاریخ مهندسی مخابرات در قرن گذشته به شمار می‌رود.
۲. ایده پرش فرکانسی دقیقاً چه زمانی برای اولین بار به صورت تجاری استفاده شد؟
اولین کاربردهای تجاری و غیرنظامی این فناوری در اواخر دهه هشتاد میلادی توسعه یافت. با آزادسازی فرکانس‌های رادیویی توسط دولت فدرال شرکت‌های مخابراتی سراغ این متد رفتند. این روش انتقال داده امنیت ارتباطات بی‌سیم شهری را چندین برابر افزایش داد. پس از آن راه برای طراحی استانداردهای اولیه شبکه وای‌فای هموار گردید.
۳. آیا هاوارد هیوز نقش مستقیمی در پروژه‌های تحقیقاتی هدی لامار داشت؟
هاوارد هیوز تجهیزات آزمایشگاهی کارآمدی را به صورت رایگان در اختیار هدی قرار داد. او ذهن خلاق لامار را بسیار تحسین می‌کرد و به نظرات فنی او اهمیت می‌داد. با این حال هیوز دخالت مستقیمی در ایده سیستم پرش فرکانسی اژدرها نداشت. رابطه آنها بیشتر بر اساس تبادل ایده‌های هوانوردی و صنایع هوایی شکل گرفته بود.
۴. جورج آنتیل چه ویژگی خاصی داشت که به لامار در این مسیر کمک کرد؟
جورج آنتیل تجربه بی‌نظیری در هماهنگ‌سازی سازهای مکانیکی و پیانوهای خودکار داشت. او با مفهوم کدهای سوراخ‌دار روی نوارهای کاغذی به خوبی آشنا بود. این دانش به آنها کمک کرد تا ایده تغییر فرکانس را به صورت فیزیکی شبیه‌سازی کنند. ترکیب نگاه هنری او و نبوغ هدی این پتنت را خلق کرد.
۵. نقش نازی‌ها در شکل‌گیری ایده ارتباط مخفی چه بود؟
نازی‌ها تلاش گسترده‌ای برای اختلال در سیستم هدایت موشکی متفقین انجام می‌دادند. هدی در زمان زندگی در اتریش با این ضعف‌های مخابراتی ارتش آلمان آشنا شده بود. او متوجه شد که با ارسال نویز می‌توان به راحتی سیگنال‌های رادیویی را قطع کرد. این دانش نظامی او را به فکر پیدا کردن راهکاری ضدهک و نویز انداخت.
۶. آیا فیلم مستندی درباره زندگی علمی هدی لامار ساخته شده است؟
بله مستندهای متعددی از جمله فیلم اکستازی بمب‌شل به این موضوع پرداخته است. این فیلم‌ها ابعاد پنهان زندگی او به عنوان یک مخترع نابغه را تصویر کرده‌اند. در این آثار با فرزندان و دوستان نزدیک او مصاحبه‌های مفصلی انجام شده است. تماشای این مستندها نگاه جامعه را به این ستاره هالیوود تغییر داد.
۷. چرا روز اختراع در برخی کشورها با تولد هدی لامار پیوند خورده است؟
کشورهای آلمانی‌زبان برای بزرگداشت دستاوردهای علمی او روز نهم نوامبر را انتخاب کردند. این روز به یادبود تولد او به عنوان روز مخترع نام‌گذاری شده است. این اقدام نمادین برای تجلیل از نقش زنان در توسعه علم و فناوری انجام شد. این نام‌گذاری اهمیت خلاقیت‌های فردی در توسعه دنیای مدرن را یادآوری می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

زندگی پرفراز و نشیب هدی لامار گواهی بر این حقیقت است که نبوغ و خلاقیت مرزهای جنسیتی و حرفه‌ای را به رسمیت نمی‌شناسد. او با تلفیق هنر موسیقی و مهندسی نظامی سیستمی را بنیان نهاد که امروز پایه ارتباطات وای‌فای و بلوتوث است. نادیده گرفته شدن طولانی‌مدت او توسط ارتش آمریکا نشان از غلبه کلیشه‌ها بر منطق علمی دارد. با این حال زمان حقیقت را آشکار ساخت و نام او را در تالار مخترعان بزرگ جهان جاودانه کرد. داستان او ما را ترغیب می‌کند تا فراتر از ظاهر افراد به پتانسیل‌های بی‌کران ذهنی و فکری آن‌ها توجه کنیم.

52 دیدگاه

  1. بدون شک یکی از افراد موفق تاریخ سینما است.
    این خانم فیزیکدان و ریاضیدان بود اونم بدون هیچ مدرک دانشگاهی و کاملا خود آموز.
    واقعا زیبا است.

  2. سمیه عزیزم
    از این نوع دیدگاه آشفته نشو.مدتی هست بعنوان محقق ایرانی در دوره دکترا در اروپا روی پروژه ای کار میکنم که افتخارش نصیب من شده.افتخاری بعنوان اولین نفر آنهم ایرانی آنهم با موضوعی سنگین در زمینه فلسفه دین و گفتگوی ادیان.بنیانگذاری نوع جدیدی از تحقیق تطبیقی تلفیقی ازدین شناسی در حوزه ادبیات و فرهنگ رو با وجود سنگینی کار به دوش میکشم.تا نام ایران و ایرانی رو به سهم خودم پرآوازه کنم.خداروشکر از جمال ظاهری هم بهره مندم تا حدی که در ایران و حتی اینجا مورد توجه قرارمیگیرم.ولی هدف من رسیدن به تایید مردان نیست.زنها و مردها شاید در تفکر ایران و برخی کشورها نابرابر باشند ولی وقتی خوب دقت میکنید تمام این کشورها دچار عقب ماندگی تربیتی هستند.دوستان به عمل کار برآید به سخندانی نیست!مردی و مردانگی در کشور ما به خلاف تعبیر شده.که نیاز به تفکر اصلاحی داره.درواقع شخص بنده نیازی به تعریف و یا تایید مردان ندارم.درحالیکه جایگاه اجتماعی و علمی خودم(البته قبل از ازدواج) رو بعنوان یک زن ایرانی و همسر یک مرد مهربان بدست اوردم.اصولا مرد اصیل! فارغ از نگاههای سخیف درکنار زن قرارمیگیره.بنده در ایران بدلیل زن بودن در نظام حقوقی مانند برده بودم.
    آقایون سهم شما از بلندکردن نام سرزمینتان ایران چه بود؟

  3. لطفا اطلاعات اشتباه به مردم ندید.مخترع وای فای یه دکتر مصریه به اسم حاتم زغلول است دآخه کجای قیافه این بازیگر هالیوودی بهش میاد مخترع باشه

  4. موضوع خوبی بود نظرات دوستان نیز بسیار بهتر همین تکثر ایده هاست که من رو جذب 1 پزشک میکنه من هم که شغلم جوری ایجاب میکنه که باید مرتب اخبار دنیای مد و فشن رو دنبال کنم واقعا از استفاده ابزاری از بانوان در رنج هستم دوست داشتم جناب مجیدی به این مسئله نیز بپردازند

  5. وقتی این مطلب رو می خونم و بعدش میام سراغ کامنتها ( نظر خوانندگان و خودم رو می خونم ) وبعد سراغ متنهای دیگه و نطرات دیگه در همین سایت و سایر سایتها رو به یاد میارم متوجه می شم چقدر کامنتها به حاشیه ها کشیده می شن و اصل آنچه که نوینده منظورش بوده فراموش میشه. فکر می کنم آقای مجیدی می خواست بگه : ببینید. خیلی وقت پیش. اون موقع هایی که جامعه و بخصوض زنها محدودیتهایی داشتن یه زن بازیگر ( یا اصلا فرق نمی کنه بقول پژمان طیبی در همین متن مثلا آقای براد پیت که بازیگر هستند ) و از این دو انتظار نمی ره که مخترع یا … باشند چنین کاری کرده. همین تمام شد.
    اصل کامنت اینه که نظرتو درباره اصل مطلب بگی حالا من بیام اینجا بیام ربطش بدم به دین. فرهنگ و شرقی یودن غربی بودن فکر نمی کنم مناسب باشه.

  6. سلام.
    چقدر جالب بود این مطلب …
    نمی دونستم …
    و چقدر خوبه که زیبایی به همانگونه که در ظاهر وجود داره در ذهن هم وجود داشته باشه.
    ممنون بخاطر تمام مطالب خوبی که به اشتراک می گذارید.

  7. دوستان لطفاخودتونو اذیت نکنید این سمیه خانم .. یا خودشو زده به اون راه .جمله اقای مجیدی رو باید با طلا بنویسند وقاب کنند.حتی اروپایی ها هم هنوز از این تفکر رنج میبرندواقای مجیدی صادقانه گفته اند .وچه زیبا.

  8. این هم یک دلیل دیگر که ثابت می کند افراد موفق، فقط شانس می آورند … (مطلبش را پند وقت پیش شما گذاشته بودید، در مورد 10000 ساعت کار و…)

  9. با تشکر از پست اما:
    تیتر خیلی اغراق‌آمیزه … چون اولا اصل ماجرا خیلی این طوری نبوده (که حالا آن بماند …) و ثانیا حتی فناوری نسبت داده شده، آن قدر پایه ای نیست که کل شبکه های وایرلس رو مدیونش بدونیم (در اصل بیشتر کاربرد نظامی داره)
    این مساله رو اغلب رسانه‌ای‌ها و برای جذاب کردنش این طور بازتاب میدن

  10. طبق معمول متن‌های شما آدم رو به فکر فرو می‌بره، خیلی برام پیش اومده زمانی رو که صرف خوندن پست‌های شما می‌کنم نقش مدینه فاضله به ذهنم متواتر می‌شه و آرزو می‌کنم ای کاش جای دنیای مجازی و واقعی عوض می‌شد. ممنون بابت این متن قشنگ و صداقت شما.

  11. هنگام خواندن مطلب ، در پس ذهنم بود که در کامنت بنویسم مقدمه را دوست داشتم ؛ و ادامه مطلب رو با شوق خاصی دنبال کردم . حالا نمیدونم برا همزادپنداری بود یا اطمینان به خلوص مطلب بابت صداقت نگارنده یا چی

  12. تعریف زیبایی از تصورات ما رو با ترکیب دو کلمه بیان کردی”ذهن شرقی” ترکیبی زیبا و پرمعنا و با تمام توان میگویم که کاملا صحیح و درست هست با همه تلاشی که برای روشنفکری و بینش صحیح داریم برخی اوقات همچنان در پستوی افکار و فرهنگ نهادینه شده ما این نگاه ها هست و نمیشود پنهان کرد .
    و ممنون از صداقتتون تو بیان این کلمه

    1. اتفاقا الان در این دوره که فعالیت زنان زیاد شده … برای یک ذهن شرقی هم آنجور ها که فکر میکنید این تفکر وجود ندارد …
      اگر این خانوم تو همین دوره بودند و بازیگر هم نبودند .. مطمئنا خیلی عادی بودند برای ذهن های شرقی ما ..
      کما اینکه اینهمه خبر دیگر در همین سایت از خیلی زنان بزرگ دیگر هم هست که اتفاقا زیبا هم هستند و برای ما هم امری عادی هستند …
      میتوانید آرشیو را ببینید …
      یا اصلا خودتان ! اگر امروزه زنی موفق را ببینید امری عادی هست .. اما آیا برایتان دیدن هنرپیشه مرد موفق که مخترع هم باشد امری عادی هست ؟ دیدن بحث فلسفی در یک سایت زرد ؟ دیدن یک زن باسواد در دوره قاجاد ؟ دیدن یک زن تو سری خور بدبخت مرد زلیل شبیه زنان دوره قاجار به عنوان همسر یک آمریکایی امروزی که کار آکادمیک میکند و وضع مالی خوبی دارد ؟ دیدن یکی که در کشوری افریقایی با اقتصادی ناسالم بتواند کمپانی مانند اپل راه بیندازد .. تصور شخص استیو جابر که الان تو کشور اصلی اش بود و همین شرکت اپل را آنجا داشت !!! یا تصور اینکه گروهی مانند داعش در بستر فرهنگی سویس شکل بگیرد ؟
      این یک ویژگی انسانی هست که یک پدیده های دور و برش را
      گوره بندی میکند و بر اساس یک سری مشخصات عمومی که هر پدیده دارد آنها را طبقه بندی میکند .. تاثیر شرقی یا غربی بودن هم در آن کم هست …
      اگر اینگونه نبود ودیو گنک استایل کمتر بیننده میداشد چون برای یک غربی پارادایم اینکه یک سیاه پوست رپر آهنگ مشابه بخواند وجود دارد نه یک کره ای ….

  13. در مورد عموم زنها میدونستم این تفکری که اشاره کردید هست ولی فکر نمیکردم زیبایی اون شخص این تفکر رو تشدید کنه!
    مردها به صادق بودن ادامه بدند ، چه حقیقت ها کشف بشه برای امثال ساده اندیشی مثل من!

    1. من هم فکر میکنم شریکش در این اختراع اگر بیشتر نقش نداشته باشد مطمئنا کمتر نیسد ..
      اما وقتی شما یک رسانه باشی .. این خبر که فلان مرد که هنر پیشه نبود فلان چیزو اختراع کرد …. خیلی کمتر مخاطب دارد تا دیدن یک هنر پیشه …
      کما اینکه اگر امروز فلان دکتر ای فیزیک اگر اختراعی را هم کرده باشد کمتر رسانه ای میشود تا اختراع کردن یک وسیله توسط تام کروز !!! ( مثال مرد زدم که جنسی نشود )
      شما یک روزنامه ببین نوشته تام کروز امروز فلان اختراع را کرد .. سریع میری میخریش …
      حالا اگر خبر از ان دکتر بود .. میگویی خب طرف دکترای فیزیک هست و اختراعی هم که کرده با توجه به پیشه اش امری طبیعیست … بروم خبر بعدی !

  14. جمله ای که در ابتدا نوشته اید واقعن تعجب برانگیز و کمی دور از انتظار خواننده ی وبلاگ است. مثل این که بگویی: من نژادپرستم ولی مهم نیست چون این مساله برای یک ذهن شرقی کاملن طبیعی ست.

    ضمن این که: این تصور شاید تنها مربوط به ذهن شخص شما باشد و تعمیم آن به “شرقی” بودن درست نیست.

    1. به نظر می‌رسه اگر با خواننده اگر صادق نباشی، بیشتر مورد پسند بعضی قرار می‌گیره. نه! من دلیلی برای صادق نبودن و تظاهر نمی‌بینم و فکر می‌کنم از بس در عالم آفلاین مجبور به تظاهر هستیم، بهتر است در محیط آنلاین با خودمان صادق باشیم.

      1. صادق بودن و تظاهر نکردن ورای ترویج و تایید تفکر مردسالارانه ست.
        این متن به گونه ای نوشته شده که خواننده را به تایید این که زن (حالا ورای نوع چهره و فرم آراستگی) قادر به انجام یک کار انقلابی نیست تشویق می کند.
        چیزی که از زندگی این زن به من منتقل می شود قبل از همه چیز هوش سرشار و موفقیت متداوم ایشان است. تاکید ابتدایی و مرکزیت دادن به تعجب شما از چهره ی ایشان، بیش تر زن ستیزی است تا صداقت.

        1. ما مردان دیگر عادت کرده ایم به تلاش زنان برای رمزگشایی “مرد سالاری” و “زن ستیزی” از هر جمله ای که به زبان می آوریم و هر عملی که انجام می دهیم.
          بد نیست وقتی دنیا رو همیشه تیره می بینیم شک کنیم شاید عینکی که به چشم زده ایم تیره باشد.

          1. ما زنان هم عادت کرده ایم که در برابر هر ابراز وجود و موفقیتی مورد حمله از سوی مردان قرار خواهیم گرفت.
            دنیا را تیره دیدن لزومن به معنی داشتن عینک تیره نیست. شاید دنیا واقعن برای زنان تیره تر از آن چه شما می پندارید باشد.

        2. سلام
          من تعجب می کنم،علیرغم توضیح خوب دوستان این موضوع ختم به خیر نشد و منظور نگارنده هم درست فهمیده نشد و این موضوع در راستای ترویج و اشاعه تفکر مرد سالارانه! انگاشته شد.

          1. تفکر مردسالارانه این است که شما فکر کنید به عنوان یک مرد بهتر از یک زن منظور نگارنده را درک می کنید!

        3. از صمیم قلب از فمنیست و تفکر امثال شما بدم میاد …. گوییی از آن طرف پشت بام افتاده اید …
          استاد خانمی داشتم که فمنیست افراتی بود مانند شما … که در یک درس گروهی به عمدا نمره مرا کم و هم گروهی مرا زیاد داده بود … که حق زنها را بستاند و از این جور چیزا … نتیجه ؟ …. منی که برابری و عدالت و غیره را قبول داشتم کاملا زد زن شده بودم … جوری که میخواستم برتری تاریخی مرد ها را ثابت کنم … که در قرون حاضر دیگر این برتری وجود ندارد … البته کمی بعد کینه ها خوابید و باز جو عادی شد …
          خلاصه رفتار تهاجمی و دشمنی موجب تهاجم و دشمنی میشود …
          شما هم بدانید و آگاه باشید در این مملکت که تبعبض ها فراوان وجود دارد چه حوضه قومی چه جنسی و غیره .. با این کارتان نه تنها به وجهه فمنیست کمک نمیکنید بلکه شاید فقط شاید نتیجه معکوس بدهد …

          در ثانی .. پارادایم ها معمولا سوای بحث جنسی در بحث های دیگر هم وجود دارد و ذهن ما از هر گروهک اجتماعی یک سری صفات خاص در ذهن دارد و یک سری صفات ندارد … در مثال ها یم تماما از مرد استفاده میکنم که برای شما که متعصب فمنسیت هستی ملموس کنم ..
          پارادایم شما از یک حاجی بازاری چیست ..؟
          یا از یک لات چاله میدانی … ؟
          این که ببینی لاتی با سبیل و غیره نشسته باشد و بگوید بونژو سینیور و فرانسوی صحبت کند برایتان قاعداتا باید عجیب باشد … کما اینکه پارادایم یک دکترای فلسفه این نیست که بگوید داش مشتی چطوری .. بزن قدش ما بیشتر !!!
          قشر خواننده و بازیگر ( در اینجا مرد ) .. یک سری صفاتی دارند که پارادایم ذهنی ما آنها را به گونه ای تصور میکند .. و مخترع بودن هم معمولا با آن جور نیست .. شما فکر کن مثلا جای ایشون یک اقا بود … شما قیافه یک هنر پیشه کلاسیک میبینی چه به یادت میآید ؟ اصلا بیاییم قرن 21 مطمئننا جایی بخوانی برد پیت یک آلبوم موسیقی داده بیرون .. خب برایت قابل باور هست .. چون در پارادایم یک بازیگر معروف اینکه خوانندگی کند تعریف شده … خبر را میخوانی و تعجب هم نمیکنی …. حالا جایی بخوانی که برد پیت رفته و برنانه نویسی یاد گرفته و نه یک اپ ساده موبایل بلکه برنامه ای تخصصی برای شبیه سازی حرکت سیالات نوشته !!! مطمئننا کمی جا خوردن و تعجب خواهی داشت …
          کما اینکه اگر این خانوم یک آدم امروزی بود .. و هنر پیشه هم نبود خیلی راحت تر و قابل باور تر بود چرا که در دنیای اروپا آن زمان هم میانگین سواد کمتر از امروز بود ..
          در هر صورت …
          این هم یادتان باشد که در جامعه هایی که برابری کمتری وجود دارد مانند اروپا همین چندین سال پیش اصولا محدودیت های زیادی برای زن (حالا ورای نوع چهره و فرم آراستگی) وجود داشت … و آنها خیلی سخت قادر به انجام یک کار انقلابی بودند … پس دیدن کار انقلابی از آنها کمی عجیب است …
          یا … الان در دوره سرعت و زندگی ماشینی اصولا کمتر کسی حوصله انجام دادن کارهایی را دارد که در زمان گذشته امری بدیهی بود …
          یا … اصولا بچه ها به دلیل بدن کوچکتر قدرت کمتری از بزرگسالان دارند … اینکه ببینی یک بچه زیر 10 سال دارد وزنه 100 کیلویی بلند میکند اصولا تهجب دارد .. پارادایم ما از یک کودک بازی کردن و کارهای بچه گانه است نه وزنه برداری .. و اینکه کودکی کامنت بگذارد که : آهای آدم بزرگا چرا ما بچه ها را اینگونه میبینی که قادر به بلند کردن 100 کیلو نیستیم !!!

    2. آقای مجیدی نوشتن : و ذهن شرقی من علیرغم این همه سال ممارست نمی‌خواست قبول کند که یک زن زیبا هم می‌تواند، مخترعی تأثیرگذار باشد!
      فکر می کنم نه تنها شرقی ها اینطور فکر می کنند بلکه غالب مردم دنیا دیدگاه چنین دیدگاهی به زنان زیبا دارند. زیرا ما بندرت شاهد حضور زنان ، آن هم زنان زیبا در عرصه فناوری و علم بوده ایم. واقعیت موجود و رسانه ها اغلب زنان زیبا را موجودی جذاب سکسی و … نشان داده اند. شاید این موضوع در شرق بیشتر به چشم بخورد ولی در غرب هم که سالهاست جنسیت کمتر بر انسانیت تاثیر سوء خود را نشان می دهد وجود دارد.

      1. انتظار من به عنوان یک زن (موفق) از نویسنده ی این وبلاگ پربیننده این است که به مبارزه با این تفکر بپردازد نه این که به بدیهی سازی مساله بپردازد.

        1. شما مادران نسل بعدی مردان هستید، از پسران خودتون شروع کنید.
          و جالب‌تر اینکه آقای مجیدی ارزش‌گذاری هم کردن و نوشتن «ناپسند»؛ که اگه نبود اونوقت شاید می‌شد گفت زن‌سنیزی.

          1. امثال شما ستیزه جوی متعصب هستید که متاسفانه با این تعصب نه تنها فرایند طبیعی رو به جلو را معکوس می کنید، بلکه با این تعصب های بی مورد.. هیچ دستاوردی نخواهید داشت

          2. اتفاقن بزرگ ترین دستاورد امثال ما به لرزه درآوردن امثال شماست. چون به هیچ وجه صحنه از حضور ما خالی نخواهد شد!

        2. من فکر می کنم نویسنده قصدش فقط اشاره به واقعیت ذهنی حاکم بر جامعه شرقی ( بخصوص ایران ) بوده و قصد نداشته چنین دیدگاهی را بررسی و نقد کند. از این جهت هم درست می فرمایید . شاید بهتر بود که در پرانتز اشاره ای به این موضوع می شد تا این امر بدیهی تلقی نشود. فکر می کنم خیلی از آقایان حاضر در این بحث با دیدگاه شما مبنی بر نظام مردسالانه تاریخی بشر و ظلم و فرصتی که در این بین به زنان شده موافق باشند.

          1. متاسفانه نظراتی که از تعدادی از بانوان شاهد هستیم باعث میشه برخی از مردانی که مثل نویسنده محترم و اکثریت خوانندگان این سایت به برابری زن و مرد اعتقاد دارند دچار تردید شوند که آیا حرکتهایی که تحت عنوان فمینیسم یا توانمند سازی زنان در جریانه واقعا به دنبال برابری هستند و یا در کشور ما هم در صورت بهتر شدن اوضاع اجتماعی مثل کشورهای پیشرفته غربی در سالهای آینده شاهد تبدیل شدن مردستیزی به یک ارزش و هنجار اجتماعی خواهیم بود.

        3. به خانم سمیه:
          برداشت من از “ذهن شرقی” که آقای مجیدی مطرح کردند با شما زمین تا آسمان متفاوت بود. به عنوان یک زن قبول دارم که خیلی از حقوق زنان در جامعه نادیده گرفته شده ولی به نظرم مطرح کردن اینگونه بحث های جنسیتی در چنین متنی که هیچ ربطی به این بحث نداره و مقصود نویسنده به طرز واضحی خلاف برداشت شما رو می رسونه اصلا مناسب نیست و حتی اثر معکوس داره.
          خانم سمیه! شاید بهتر باشه گاهی ما زنها عینک بدبینی رو از روی چشممون برداریم و هر چیزی رو زن ستیزی نبینیم و هر حرفی رو تضییع حقوق زن نشنویم!

          1. پریسا:
            شما اگر تصور می کنید که عینک بدبینی دارید اون رو بردارید!
            من به روش خودم عمل می کنم. هر جا ببینم که به زن داره نگاه از بالا به پایین میشه، در موردش صحبت می کنم.

          2. غیر از اینکه بکم برای امثال خانم سمیه بسیار متاسفم مطلب دیکه ای نمی تونم بکم
            خیلی تلاش کردم نکم و به دکتر هم بابت صبرش که جیزی نکفت حسودی ام شد ولی نتونستم نکم
            خانم سمیه ای کاش قبل از داد و فریاد کردن و احساس شجاعت کردن به خاطر داد و فریادت کمی انسانس هم نکاه می کردی نه فقط زن و مرد…

          3. دوستان وقت گوهر ذی قیمتی ایه تجربه خوبی بود که در آینده به جای پاسخ و وقت گذاشتن برای امثال سمیه ،موضوعات دیگری رو دنبال کنیم .با تشکر از همه

  15. “ذهن شرقی من علیرغم این همه سال ممارست نمی‌خواست قبول کند که یک زن زیبا هم می‌تواند، مخترعی تأثیرگذار باشد! و این هم از عجایب روزگار است که ما هنوز در لایه‌های پنهان ذهن خود، این سوگیری‌های ناپسند را داریم.”

    خودت رو سرزنش نکن چون تقریبا درست فکر می کنی. البته تفکر استریوتایپیکال خوب نیست ولی چه بخواهیم و چه نخواهیم معمولا درسته. در مورد این شخص هم اگر بیشتر تحقیق کنی متوجه میشی که حقیقت اونطور که رسانه ها نشون میدن نیست. اونها علاقه خاصی به بزرگنمایی موارد این چنینی دارند: “زندگی و اختراعات مهم هدی لامار، زیباترین زن جهان”

    1. زیبایی اتفاقیه و به صورت تصادفی ژن های که از پدر و مادر به ارث رسیده قرار می گیرن حالا چه ربطی به سوادش که اکتسابیه داره؟

  16. جناب آقای مجیدی عزیز
    با سلام
    ممنون به خاطر این مطلب زیبا، همیشه فیلم سامسون و دلیله رو نگاه میکردم و به ذهنم هم خطور نمی کرد که این هنرپیشه زیبارو، مخترع یکی از کاربردی ترین روش های ارتباطی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]