ایرانی‌ ها چه چیزهایی را احساس می‌کنند؟!

امشب چیز جالبی رخ داد که بد ندیدم مختصری در موردش بنویسم:

شب می‌خواستم شعری از شاملو را در گوگل جستجو کنم تا به صورت تمام‌متن با لذت بخوانمش، گرجه بیشترش را از فرط گوش کردن، از حفظ بودم.

و این از تنبلی‌های دوران مدرن است که شما، به جای کمی فشار بر حافظه، ترجیح می‌دهید که فورا از گوگل استفاده کنید.

پس شروع به تایپ بخشی از شعر کردم:

«احساس می‌کنم در هر رگم، به تپش قلب من …»

اما به محض تایپ کردن «احساس می‌کنم»، مواجه شدم با پیشنهادات گوگل.

12-25-2014 9-36-33 PM

حتما می‌دانید که گوگل بر اساس عباراتی که پیش از این کاربران بیشتر جستجو کرده‌اند، وقتی تشخیص می‌دهد که کاربر در حال تایپ کردن کلیدواژه‌های مشابه است، چیزهایی پیشنهاد می‌دهد. این طوری در وقت صرفه‌جویی می‌شود و گاهی هم کاربر به جای کلیدواژه‌های اشتباه، از کلیدواژه‌های مناسب‌تری استفاده می‌کند.

اما خب، این پیشنهادات گوگلی، به کلی حس و حال شاعرانه من را مختل کرد و به وادی‌های دیگری کشاند.

از یک سو این تضاد خنده‌دار به نظر می‌رسد، اما از سوی دیگر اگر ژرف‌تر نگاه کنیم، همین رخداد تصادفی مضحک واقعیاتی قابل تأمل در پی دارند:

۱- پیش از هر چیز مشخص است که کاربران ما نحوه درست جستجو را نمی‌دانند. ما می‌توانیم از این پیشنهادات گوگل به این نتیجه برسیم که صدها کاربر ایرانی خانم وجود داشته‌اند که وقتی با بی‌مهری همسر روبرو شده‌اند و یا شک کرده‌اند که باردار شده‌اند، به جای جستجو با کلیدواژه‌های درست، به شیوه نادرستی، جستجو کرده‌اند.

مثلا به جای اینکه بنویسند: آزمایش بارداری – نشانه‌های حاملگی- علایم خیانت همسر – دلایل سرد شدن کانون خانواده و … عبارت خامی را جستجو کرده‌اند که احتمالا آنها را به هیچ کجا نرسانده است.

واقعیت این است که عده قابل توجهی از کاربران ایرانی، هنوز هم تکنیک‌های ساده جستجو را فرانگرفته‌اند.

۲- هر از چند گاهی من و کاربران دیگر وقتی چیزی را در گوگل جستجو می‌کنیم یا به آمارگیری سایت و وبلاگ‌های خود نظر می‌افکنیم، متوجه می‌شویم که کاربران چیزهای خیلی سطح پایین و گاه مبتدل و حتی گاهی مستهجنی را جستجو می‌کنند.

چرا چنین است؟

چرا وقتی به فیس‌بوک و وایبر و اینستاگرام می‌رویم، معمولا صفحات و پیج‌هایی با تصاویر فکاهی سطح پایین بیشترین محبوبیت را دارند؟ در اینستاگرام، صفحاتی با چند صدهزار دنبال‌کننده ایرانی وجود دارد که مملو از لطیفه‌های تکراری و تصاویر به ظاهر خنده‌دار هستند.

من در اینستاگرام صفحاتی را سراغ دارم که صاحبان آنها، با خردمندی عکس انتخاب می‌کنند و متن‌های زیر عکس‌ها همه حکیمانه، پندآموز و پر از کنایه‌های بامعنی و یا سرشار از عشق است. اما این اکانت‌ها یک صدم موفقیت آن اکانت‌های محبوب را نمی‌توانند کسب کنند.

اشتباه نکنید! من مخالف سرگرمی و خنده و وقت‌گذرانی نیستم. اما حس می‌کنم که این سرگرمی‌سازی و خوشمزه‌بازی ما هم بسیار سطح پایین برگزار می‌شود. به عنوان مثال حتی قالب و ظاهر عکس‌های به اشتراک‌گذاشته شده در این صفحات، مظهر تمام‌عیار کج‌سلیقگی است و از بدترین فونت‌ها برای درج عبارات در عکس‌ها استفاده می‌شود.

پی‌نوشت: البته این پیشنهادات خنده‌دار گوگل، مسلما چیزی نیست که تنها با جستجوی فارسی مشاهده شود. برای مثال اینجا را ببینید!

نظرات

  1. خیلی تحلیل جالبی بود … چون اینجا و در این پست واقعا مولف بودید.
    درود بر شما

  2. چه جالب شما تو جستجوی گوگل هم نیم‌فاصله می‌زنید؟؟؟!!!

  3. شبیه حرف‌های آقای اباذری بود البته مودبانه.

  4. سلام
    وقتی نماد و بت نسل جوون ایران تو شبکه های اجتماعی افرادی مثل ا.ت. هستن بیش از این هم نمیشه انتظار داشت. اینستاگرامم واسه خودش شده بیزینس! یه آشنایی دارم که سه تا آهنگ کاور کرده الان ۷.۵ کیلو فالوئر داره! من فکر میکنم باید توقعاتمونو از جامعه بیاریم پایین تا بتونیم شب راحت بخوابیم!!
    با تشکر از مطالب خوبتون

  5. ببخشید چون می‌بینم به قواعد زبان فارسی اهمیت می‌دید و فکر کنم خواننده‌هاتون هم زیاد باشن، می‌شه یه جوری توی مطلباتون به عزیران فارسی‌زبان این « ه » آخرو بفهمونید. یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی که می‌بینم و اعصابمو خورد می‌کنه و به احتمال زیاد شما هم دیدید این ه‌ایه که آخر کلمات می‌ذارن مثلا می‌نویسن دره خونه(!!!) به جای در خونه و …..
    این عکس رو خودم گرفتم ببینید جالب نیست؟

    http://upload7.ir/imgs/2014-12/74534121493683395767.jpg

    • آقا خیلی باحال بود. اتفاقا منم یکی از همین گواهی اشتغال به تحصیل ها از دانشگاه یزد گرفته بودم اصلا دقت نکردم کلمه “پردیسه” رو الان رفتم دیدم اشتباه نوشتن D:

    • می‌خواستم لایک کنم نشد! این موضوع یکی از مواردیه که اعصاب منم خیلی به هم می‌ریزه. تازه این که خوبشه. نسل جدید می‌نویسن: اظطراب، تمانینه، گزاشتن، بهروری و … اینقدر از این اشتباهات در سایت‌های نسبتاً معتبر دیده‌ام که دیگه کم کم دارم باور می‌کنم نگارش فارسی تغییر کرده…

  6. چند سال پیش برای واحد پذیرش کارم خانمی را استخدام کردم. چند ماهی کار کرد و ما هر دو راضی بودیم. برخی از اوقات من تا دیر وقت ( شبها ) در شرکت می ماندم تا کارهای عقب مانده را انجام بدم. یه روز احساس کردم از من دلگیر هست. وقتی باشون صحبت می کردم سرش زیر بود و ارتباط چشمی برقرار نمی کرد. من هر چی سعی کردم بدانم که چه مشکلی پیش آمده ، ایشان چیزی به من نگفت و چند روز بعد سر کارشون حاضر نشد.
    بعد از چند روز پیگیری یکی از دوستان خودشون رو واسط قرار دادم تا بدونم چه اتفاقی افتاده. گفته بود :
    نمی دونستم نزد چه آدم آشغالی کار می کنم. خیلی مرد کثیف و هرزه ای است و … اون رفتم با کامپیوتر شرکت مطلبی جستجو کنم و متوجه شدم شب که اونجاست چه چیزهای جستجو می کنه.
    من چندبار براش توضیح دادم که اینها رو هموطنان عزیز جستجو کردند و بعد از کلی صحبت و پرس جو ایشون دوباره برگست سرکار . البته با کلی خنده و شاید شرمندگی.

  7. من هم کاملا با این وضع شبکه های اجتماعیی به مشکل برخورده ام ، حتی فیسبوک و توییتر خود را پاک کرده ام! فعلا فقط اینستا دارم که اون هم داره شبیه بقیه می شه شاید هم شده !
    ولی به نظر من اینستا فقط جای اشتراک عکس هایی است که فرد خود با گوشی خود گرفته است!

    • مثل من.اصلا توییتر و اینستارو که عضو نشدم فیسبوکمم سر نمیزنم.ازقضا وایبر رو هم غیرفعال کردم رفت پى کارش! تنها استفاده ام از وایبر گرفتن دستور پخت و نکات خانه دارى از مادر جانمه.مثلا از دسته گلى که تو غذا به اب دادم یا نو خونه عکس میگیرم میگم مامان من این گندو زدم حالا راهنماىى کن .وگرنه تاحالا فایده بهترى برام نداشته!

  8. نوشته اید “چرا وقتی به فیس‌بوک و وایبر و اینستاگرام می‌رویم، معمولا صفحات و پیج‌هایی با تصاویر فکاهی سطح پایین بیشترین محبوبیت را دارند؟ ”

    اکثر جماعت بشری ، عامی ، پست . فرومایه و سطحی اند. مطالب سطحی مخاطب فراوان دارد.

    • و مشکل دیگری که از عوام بودن برخی از افراد جامعه آزار دهنده تره اینه که روشنفکران و کسانی که به ظاهر عوام نیستند خودشون رو خیلی برتر از دیگران میبینند و غرورشون آدم رو اذیت می کنه.
      اگر اون جهل باشه این جهل مرکبه و به مراتب بدتره.

  9. با عرض سلام
    فرهنگ دم دستی،بی تفکر،زودگذر… ارمغان عمده ابزارهای ارتباطی امروز.مطالعه مستمر ،عمیق ،تفکر،تجزیه و تحلیل مطالب مطالعه شده حقیقتا کار دشوار و طاقت فرسایه. چند درصد عموم جامعه دنبال این رویه هستند …

  10. سلام .این تجربه مشترک اکثر ادمهای مثل شما وشاید منهم است .باز اینها خوب اند .شما فکرشو بکنید من به هر فامیلی دوستی ویااشنایی باید به صد حیله راهی در دلش باز کنم که بخاطر خودت -بچه ها و…..هزار ویه بهانه عجیب وغریب راضی شان کنم که باباحان لپتاپی بخر بذار گوشه خانه .میگه درس بچه ها میگم درسشون قویتر میشه و….چندین جور برنامه اموزشی وخوب ویندوزی واندرویدی جور کردم ونشانشان میدم تاحالا ثواب زیادی بردم .بچه هاشان همه طرفدار منند.مشکل اینجاست مدرک دار ها وفوق لیسانسها سخت راضی میشن اما بقیه خود بخدا میگن پول جور کنیم مزاحمت میشیم و… گرفتید چی میگم؟؟؟

  11. عبید زاکانی هم گفته بود که لودگی بیاموزی بهتر از علم است.

  12. جملات ادبی و حکیمانه و حکایت ها رو توی کتاب های درسی خوندیم و یا مجبور به حفظشون شدیم یاحفظ معانی بعضی کلماتشون. پس خاطره ی خوشی نداریم ودیدیم که بایدصرفا به دید یه متن ادبی بهشون نگاه کنیم چون اگر بخوایم تو جامعه بدون دروغ و حیله گری زندگی کنیم زیر پاهاش له میشیم!جدا از این مسئله
    ،خیلی جملات قصار(از اشخاص گوناگون ودرموضوع های گوناگون) و متن ادبی در پیامک ها ودر وایبر ولاین و… رد وبدل میشه که میبینیم هیچ تاثیری روی رفتار ومنش جامعه نداشته!

  13. با این پیشنهاد های گوگل بیشتر باید نگران سلامت این جامعه بود

    • نگران بود ؟!؟! جامعه فاجعه است … کار دیگه از نگرانی گذشته …
      فقط بیاین سعی کنیم اگر احیانا وضع مالی اجازه میدهد ، هرگز بچه ای را به این دنیا نیاوریم .. چون احتمال تباهی وی خیلی زیاد است … همین ..

  14. چند سطر اول رو که خوندم کلا ذهنم به سمت وسوی دیگه ای رفت، برای خودم کلی داستان ساختم که الان میخواید به اونجا برسید که چرا ما مردمانی منفی نگر هستیم.چرا نباید حداقل متن ها و شعرهایی که ابتداشون با ” احساس میکنم ..” شروع میشه پیشنهاد گوگل باشه…

  15. لینکی که گزاشتین توسط ارتش سوریه hack شده☺️

  16. جالب بود…تشکر

  17. یه چیز دیگه ای هم هست نمیدونم چقدر مهمه ولی به نظرم کسی که خوشحال هست از زندگیش با همسرش و همسرش به فکر خیانت نیست و …. نمیاد که سرچ کنه ” احساس می کنم همسرم به من خیانت نمی کند” یا “احساس می کنم حامله نیستم” و …
    شما وقتی یه مشکلی دارید دنبال حل و جست و جو اون مشکل میرید. وقتی مشکلی ندارید که نمیرید جست و جو کنید تو گوگل. و نمیشه این ها رو به عنوان آمار دقیقی از میزان خوشنودی و یا ناخوشنودی جامعه ارئه دهیم و نسخه جامعه رو بپیچیم.

  18. مسئله دیگه ای هم که وجود داره در مورد جست‌و‌جو در وبلاگ‌ها و سایت‌ها اینه که گاهی فرد تیتر یا کلمهٔ مد نظرش رو یادش رفته یا طرز صحیح تایپ ش رو نمی‌دونه، مثلا یه کلمهٔ علمی بوده، پس کلمهٔ راحتتری رو که توی ذهن مونده و می‌دونه توی اون مطلب بوده رو سرچ می‌کنه.

  19. عالی بود … در مورد اشاره ی آخرتون درباره ی صفحات اینستاگرامی که سراغ دارید میشه چند تا شو معرفی کنید (البته به غیر ازاونایی که تو مجله معرفی میکنید) چون خودم واقعا دنبال همچین صفحاتیم که خوب متاسفانه پیدا نمی کنم .
    ممنون ..
    پایدار باشید

  20. سلام،
    عزیز شما چرا جای خواننده ها فکر می کنید. خواهشا مطلب را منتقل کنید، نتیجه گیری رو به خواننده واگذار کنید.

  21. شما هم به همین شیوه جستجو کردید ( احساس میکنم…) پس چرا از دیگران خرده می گیرید؟!. می توانستید تایپ کنید: اشعار شاملو….
    در ضمن این شیوه جستجو فقط درایران نیست و این یک روش عام در خارج از ایران هم است…!
    چند درصد از مردم نسبت به فن استفاده درست از تکنولوژی و اینترنت آشنایی دارند؟ ولی با این حال از آن بهره میبرند و شرکتها و وب سایت و… هم از این منابع به ظاهر غیر استاندارد به نفع خود استفاده نموده و خدمات ارایه میکنند.

  22. راجع به چیزی که سرچ میشه من خودم اگه بخوام بکنم کلیدواژه های درست رو سرچ میکنم.
    ولی یه واقعیتی هست که تو اینجور موارد اون جستجوی اشتباه شاید نتایج درستتری بده.
    کلیدواژه درست احتمالا به سمت یه سری مقالاتی رهنمون میکنه که کسی نوشته که فقط از دید روانشناسی بوده و خودش تجربه نکرده ولی این عبارت غلط نتایجی نشون میده که یه نفر درگیر این مشکل بوده و انسان اینجوری بیشتر احساس آرامش میکنه و شاید بیشتر به نتیجه برسه.

  23. وسواس روحی !

  24. یاد شعر نسیم شمال افتادم:
    صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است
    در مدرسه یک عمر بمانی همه هیچ است
    خود را به حقیقت برسانی همه هیچ است
    جز مسخرگی هر چه بدانی همه هیچ است
    رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز

  25. جناب مجیدی عزیز
    به نظر من، واقعیت جامعه امروزی ما همین هست و اما درد آورتر این هست که
    قشر به اصطلاح روشنفکر ما که باید طلایه دار حرکت فرهنگی در جامعه باشه (به هر دلیلی) چشمش رو به روی این واقعیت بسته و خودش رو کنار میکشه و یا با اون همسو میشه.

  26. جناب مجیدی .واقعا متاسفم برای شما که یک نظر متفاوت و بدون توهین بنده را حذف کرده اید.شمایی که ادعا در روشن فکری و نکته سنجی دارید لازم است ابتدا تحمل شنیدن نظر مخالف ویا انتقاد آمیزرا در هم داشته باشید….!

  27. دوست عزیز من مطالب شما رو بسیار جالب میدونم ولی ادم باید اول خودش رو نقد کنه شما ببین اخر عاقبت اون مسابقه طراحی لوگو سایت چی شد…با ما در میون بزار

  28. میخاستم ازتون یه درخواستی بکنم که این طور مطالب که با جامعه ایرانی سروکار داره رو بیشتر بزارین. واقعا کمبود این گونه مطالب توی یک پزشک احساس میشه.

  29. تحلیل جامع نیست و بایاس داردد، شاید دلایل دیگری باشد مثلا عدم حضور افراد فرهیخته مثلا در اینستاگرام

  30. این موضوع مختص یک کشور نیست. متاسفانه این واقعیت جامعه است که باید پذیرفت و نباید “فعلا” بیش از این انتظار داشته باشیم. وقتی محدودیت های بیرونی تبدیل به تابوی درونی برای تفکر می شوند، پناهندگی به اینترنت به جای یک دوست صمیمی یا فردی قابل اعتماد برای کمک و ایجاد تفریح مجازی برای نسلی مشتاق به زندگی و شادی ولی محروم از فرصت کافی برای تفکر، بعید نیست. متاسفانه با خیل لودگی، بیهودگی و تکرار در شبکه های اجتماعی، من هم مجبور به ترک همه آنها شدم. راه چاره فقط گذر زمان، تجربه و آزمون و خطاست، دیر یا زود بسیاری از کاربران از راه تجربه و گذر زمان می آموزند که باید دارای طرز فکری مستقل شوند و به جای اینکه دیگران را دنبال کنند و پیرو یا follower باشند، خودشان بتوانند حرفشان را بزنند، تاثیر بگذارند و follower داشته باشند و به جای لایک و دیسلایک و نظر قطعی، نظر انتقادی مثبت و منفی خود را در کنار هم ارائه دهند.

  31. خیلی جالب بود اقای دکتر، مرسی

  32. جای تاسف است … من توی گروهای زیادی که محتوای جکهای مبتذل هم زیاد داشت عضو بودم و به اشتباه جکی رو توی گروه آشپزی بانوان فرستادم … دوستی که مقیم آمریکا بودن با ابراز تاسف فراوان و در ادامه صحبتهای دوستانه و بسیار دلنشین خطاب به من و سایر دوستان ابراز کردند فرهنگ جامعه ایرانی به اسم تمدن
    و امروزی بودن پدر حال انحطاط و سقوط است …
    چنین چیزی در طول سالها در آمریکا ممکنه رخ بده
    ولی در ایران حتی به سال نمیکشه که طرز فکرها عوض میشه

    ما یه گروه کوهنوردی داریم …گروه دوچرخه سواری سفرهای برون شهری …ولی میزان لایکی که عکس بنده با دوچرخه میخوره با لباس شب زمین تا آسمان فرقشه !

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.