موسیقی فیلم «میان‌ستاره‌ای»؛ چرا هانس زیمر از ارگ کلیسا استفاده کرد؟

موسیقی فیلم میان‌ستاره‌ای (Interstellar) تنها یک موسیقی متن ساده نیست؛ بلکه بُعد چهارم داستان کریستوفر نولان (Christopher Nolan) محسوب می‌شود که مرزهای میان علم فیزیک و احساسات بشری را در هم نوردیده است. هانس زیمر (Hans Zimmer)، آهنگساز نابغه‌ای که پیش از این همکاری‌های درخشانی با نولان داشت، در این پروژه دست به ریسکی بزرگ زد و از سازی استفاده کرد که به طور سنتی با فضای قدسی و مذهبی گره خورده است: ارگ کلیسا (Church Organ). در حالی که اکثر فیلم‌های علمی‌تخیلی به سراغ صداهای الکترونیک و سینتی‌سایزرهای مدرن می‌روند، زیمر با بازگشت به ریشه‌های موسیقی کلاسیک و استفاده از جریان هوا در لوله‌های عظیم ارگ، توانست صدای «تنهایی بی‌پایان» و «عظمت کیهانی» را خلق کند. در این مقاله جامع، به تحلیل فنی، هنری و فلسفی این شاهکار صوتی می‌پردازیم و از ناگفته‌های همکاری نولان و زیمر پرده برمی‌داریم تا بدانیم چگونه نت‌ها توانستند مفهوم زمان و عشق را فراتر از کلمات توصیف کنند.

۰۱

شناسنامه فیلم میان‌ستاره‌ای

فیلم میان‌ستاره‌ای (Interstellar) محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی کریستوفر نولان (Christopher Nolan) است. در این اثر حماسی، متیو مک‌کانهی (Matthew McConaughey) در نقش جوزف کوپر (Joseph Cooper)، ان هتوی (Anne Hathaway) در نقش دکتر آملیا برند (Dr. Amelia Brand)، جسیکا چستین (Jessica Chastain) در نقش مورفی کوپر (Murphy Cooper) و مایکل کین (Michael Caine) در نقش پروفسور برند به ایفای نقش پرداخته‌اند. این فیلم با بودجه‌ای عظیم و با همکاری فیزیکدانان برجسته‌ای تولید شد تا دقیق‌ترین تصویر ممکن از سیاه‌چاله‌ها و کرم‌چاله‌ها را به نمایش بگذارد. موسیقی متن آن نیز کاندیدای جوایز معتبری همچون اسکار و گلدن گلوب شد و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین آثار قرن بیست و یکم در دنیای موسیقی فیلم شناخته می‌شود.

۰۲

روایتی از بقا، زمان و عشق میان‌کهکشانی

داستان در زمانی رخ می‌دهد که زمین به دلیل خشکسالی و طوفان‌های شن در حال نابودی است و کشاورزی دیگر پاسخگوی نیاز بشر نیست. جوزف کوپر که یک خلبان سابق ناسا است، به همراه تیمی از دانشمندان ماموریت می‌یابند تا از طریق یک کرم‌چاله که در نزدیکی سیاره زحل ظاهر شده، به کهکشانی دیگر سفر کنند تا سیاره‌ای قابل سکونت برای انسان‌ها بیابند. هسته اصلی داستان نه تنها بر پایه مفاهیم پیچیده فیزیک مانند اتساع زمان (Time Dilation) و نسبیت عام بنا شده، بلکه پیوند عاطفی عمیق میان یک پدر و دختر را روایت می‌کند که در دو مقیاس زمانی متفاوت برای نجات بشریت تلاش می‌کنند. فیلم تقابلی است میان عقلانیت علمی و غریزه بقا که در نهایت عشق را به عنوان تنها پدیده‌ای معرفی می‌کند که می‌تواند از ابعاد زمان و مکان عبور کند.

۰۳

نامه محرمانه نولان؛ خلق موسیقی بدون پیش‌فرض

یکی از عجیب‌ترین روش‌های همکاری در تاریخ سینما میان نولان و زیمر رخ داد. نولان بدون اینکه نامی از ژانر علمی‌تخیلی، فضا یا سیاه‌چاله بیاورد، نامه‌ای تایپ شده برای هانس زیمر فرستاد که در آن تنها یک صفحه متن درباره «جوهر پدر بودن» و رابطه یک مرد با فرزندش نوشته شده بود. نولان از زیمر خواست که فقط یک روز وقت بگذارد و هر آنچه که از این متن کوتاه حس می‌کند را به موسیقی تبدیل کند. زیمر که از تم‌های حماسی و اکشن خسته شده بود، قطعه‌ای بسیار شخصی و ظریف با پیانو و ارگ نوشت. وقتی نولان موسیقی را شنید، بلافاصله گفت که حالا قلب فیلمم را پیدا کرده‌ام. زیمر بعدها اعتراف کرد که اگر می‌دانست قرار است یک حماسه فضایی عظیم بسازد، احتمالا موسیقی را با المان‌های تکراری ژانر فضایی (Space Genre) پر می‌کرد و هرگز به این عمق احساسی نمی‌رسید.

زنگ تفریح: وقتی هانس زیمر نوازنده را به گریه انداخت!

جالب است بدانید که نوازنده اصلی ارگ در کلیسای تمپل (Temple Church) لندن، ابتدا از دیدن نت‌های زیمر تعجب کرد. او عادت داشت قطعات باخ را بنوازد، اما زیمر از او خواست که کلیدها را به گونه‌ای فشار دهد که انگار ارگ در حال «نفس کشیدن» است. در میانه ضبط قطعه مربوط به جدایی کوپر از دخترش، شدت احساسات در موسیقی و لرزش لوله‌های عظیم ارگ به حدی بود که نوازنده برای چند لحظه نوازندگی را متوقف کرد چون چشمانش از اشک پر شده بود و نمی‌توانست نت‌ها را ببیند. این نشان می‌دهد که حتی برای متخصصان موسیقی کلاسیک، نوآوری زیمر در استفاده از این ساز قدیمی برای یک فیلم مدرن، تجربه‌ای تکان‌دهنده بوده است.

۰۴

تحلیل فرکانسی ارگ کلیسا؛ صدای تنهایی در خلأ

چرا ارگ؟ این ساز به لحاظ فیزیکی با استفاده از فشار هوا کار می‌کند و لوله‌های آن شبیه به مخازن اکسیژن فضانوردان هستند. زیمر معتقد بود که در فضای خلأ، «نفس کشیدن» حیاتی‌ترین فعالیت است. از نظر تحلیل فرکانسی، ارگ کلیسا بازه گسترده‌ای از فرکانس‌های بسیار پایین (Sub-bass) تا فرکانس‌های بسیار زیر و شفاف را پوشش می‌دهد. فرکانس‌های پایین ارگ باعث لرزش فیزیکی بدن تماشاگر در سینما می‌شود که حس «ناشناخته بودن» و «عظمت فضا» را القا می‌کند، در حالی که نت‌های تک‌افتاده و کشیده در فرکانس‌های بالا، نماد کوچکی و تنهایی انسان در برابر بی‌کرانگی کیهان است. این تضاد صوتی دقیقا همان چیزی است که کوپر در نزدیکی سیاه‌چاله گارگانچوا (Gargantua) تجربه می‌کند؛ جایی که عظمت فیزیک و کوچکی بشر با هم برخورد می‌کنند.

۰۵

تیک‌تک‌های ساعت؛ پیوند موسیقی با فیزیک کوانتوم

در قطعه معروف «کوهستان» (Mountains) که در سیاره میلر ضبط شده، صدای مداوم تیک‌تک ساعت به گوش می‌رسد. هر تیک‌تک در موسیقی دقیقا ۱.۲۵ ثانیه زمان می‌برد. در دنیای واقعی و طبق محاسبات علمی فیلم، هر تیک‌تک نشان‌دهنده گذشت یک روز کامل بر روی کره زمین است. این دقت ریاضی در موسیقی، مفهوم اتساع زمان در فیزیک کوانتوم و نسبیت را به شکلی ملموس به مخاطب منتقل می‌کند. استرس ناشی از این صدا باعث می‌شود تماشاگر بدون اینکه بداند، فشار زمان را حس کند. زیمر با این کار، موسیقی را از یک عنصر تزیینی به یک ابزار اندازه‌گیری زمان تبدیل کرد که به صورت ناخودآگاه، وحشت از دست دادن سال‌های زندگی در چند ساعت حضور در یک سیاره بیگانه را فریاد می‌زند.

۰۶

قطعه Stay؛ وقتی نت‌ها قلب را به درد می‌آورند

قطعه Stay که در لحظه جدایی کوپر از دخترش مورفی پخش می‌شود، یکی از برانگیزاننده‌ترین قطعات این آلبوم است. ملودی با یک پیانوی آرام شروع می‌شود که نماد سادگی رابطه پدر و دختری است، اما به تدریج با ورود ارگ کلیسا و افزایش حجم صدا (Crescendo)، به یک فریاد موسیقایی تبدیل می‌شود. زیمر در این قطعه از تکنیک «توالی‌های تکرار شونده» استفاده کرده که حس گیر افتادن در یک دایره زمانی را القا می‌کند. کلمه Stay (بمان) در واقع التماس مورفی است، اما موسیقی نشان می‌دهد که قوانین فیزیک و سرنوشت، او را به جلو می‌رانند. این قطعه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه موسیقی می‌تواند پارادوکس میان میل قلبی انسان و جبر سردِ کیهانی را به تصویر بکشد و مخاطب را در سیلاب احساسات غرق کند.

۰۷

فلسفه استفاده از باد در سازهای بادی

هانس زیمر برای ضبط این آلبوم، گروهی از نوازندگان سازهای بادی چوبی و برنجی را به کلیسا آورد و از آن‌ها خواست که به جای نواختن نت‌های دقیق، فقط «بازدم» خود را درون سازها رها کنند. این ایده از آنجا نشات گرفت که در فضا هیچ هوایی برای تنفس وجود ندارد و صدای نفس‌های فضانورد تنها صدایی است که در لباس فضایی شنیده می‌شود. ترکیب این صداهای نویزی با ارگ کلیسا، اتمسفری ایجاد کرد که گویی تمام کهکشان در حال نفس کشیدن است. این زاویه دید فنی باعث شد موسیقی میان‌ستاره‌ای از کلیشه‌های ارکسترال هالیوودی فاصله بگیرد و به یک تجربه بیولوژیکی تبدیل شود که مستقیما با غریزه حیات در انسان ارتباط برقرار می‌کند.

زنگ تفریح: ارگ کلیسا یا سفینه فضایی؟

یک حقیقت بامزه درباره ضبط موسیقی این است که هانس زیمر و تیمش مجبور شدند میکروفون‌ها را در نقاط بسیار دور از ارگ مخفی کنند تا صدای لرزش شدید کف کلیسا ضبط نشود! قدرت ارگ کلیسای تمپل به قدری زیاد بود که در برخی فرکانس‌ها، لوسترهای سقف شروع به تکان خوردن می‌کردند و مهندسان صدا فکر کردند زلزله آمده است. زیمر با خنده می‌گفت: «ما برای نشان دادن قدرت یک فضاپیما، نیاز داشتیم که خودِ ساختمان کلیسا را به لرزه درآوریم.» در واقع، آن صداهای لرزانی که در فیلم می‌شنوید، فقط موسیقی نیستند؛ بلکه ناله واقعی دیوارهای یک کلیسای چندصد ساله در برابر قدرت موسیقی زیمر هستند!

۰۸

تاثیر موسیقی بر درک مفاهیم پیچیده علمی

بسیاری از مخاطبان معتقدند که بدون موسیقی زیمر، درک مفهوم «بعد پنجم» در انتهای فیلم غیرممکن بود. زمانی که کوپر در تسرکت (Tesseract) یا همان مکعب چهاربعدی قرار می‌گیرد، موسیقی به یک حالت تعلیق و خلسه‌وار می‌رسد. نت‌های کشیده و تکرار شونده ارگ، ذهن را از قید زمان خطی آزاد می‌کنند و فضایی را می‌سازند که در آن گذشته، حال و آینده به هم گره خورده‌اند. روان‌شناسان موسیقی بر این باورند که زیمر با استفاده از ساختارهای مینیمالیستی (Minimalism)، ذهن تماشاگر را در حالتی شبیه به هیپنوتیزم قرار می‌دهد تا بتواند مفاهیم غیرقابل لمس فیزیک نظری را با قلب خود بپذیرد، نه فقط با منطق ریاضی.

سوالات متداول که شاید ذهن شما را درگیر کرده باشد

۱. آیا تمام موسیقی فیلم با ارگ کلیسا نواخته شده است؟
خیر، اگرچه ارگ کلیسا ستون فقرات و امضای اصلی موسیقی این فیلم است، اما هانس زیمر از ترکیبات دیگری هم استفاده کرد. او یک ارکستر شامل ۳۴ ساز زهی، ۲۴ ساز بادی چوبی و ۴ پیانو را به خدمت گرفت تا لایه‌های مختلف صوتی را ایجاد کند. همچنین گروه کر ۶۰ نفره‌ای در برخی بخش‌ها حضور داشتند که صداهای آن‌ها بیشتر به صورت نویزهای انسانی و زمزمه به کار رفت. هدف زیمر ایجاد یک بافت صوتی ارگانیک بود که در آن سازهای سنتی به شکلی مدرن و ناشناخته به گوش برسند.
۲. چرا نولان اجازه نداد زیمر فیلمنامه را قبل از آهنگسازی بخواند؟
کریستوفر نولان قصد داشت از کلیشه‌های رایج موسیقی فیلم‌های علمی‌تخیلی که معمولا پر از صداهای الکترونیک و تم‌های فضایی تکراری هستند دوری کند. او می‌خواست هانس زیمر به جای تمرکز بر سفینه‌ها و سیارات، بر روی هسته اصلی انسانی داستان یعنی رابطه پدر و فرزندی متمرکز شود. با این روش، موسیقی از همان ابتدا با احساسات انسانی عجین شد و بعداً با ابعاد حماسی فیلم تطبیق پیدا کرد. این رویکرد باعث شد که موسیقی فیلم حتی بدون تصویر هم داستانی عمیق و عاطفی را روایت کند.
۳. مفهوم دقیق صدای تیک‌تک در سیاره آبی (میلر) چیست؟
صدای تیک‌تک در قطعه Mountains نشان‌دهنده سرعت وحشتناک گذر زمان در نزدیکی یک سیاه‌چاله عظیم است. بر اساس محاسبات فیزیکی فیلم، هر یک ساعتی که فضانوردان در آن سیاره سپری می‌کنند، معادل هفت سال در کره زمین است. زیمر با قرار دادن هر تیک‌تک در فواصل ۱.۲۵ ثانیه‌ای، به صورت نمادین گذر روزها را بر روی زمین به گوش مخاطب می‌رساند. این تکنیک باعث می‌شود بیننده بدون نیاز به توضیح کلامی، فوریت و حساسیت زمان را با تمام وجود حس کند.
۴. آیا علم فیزیک در نحوه ساخت موسیقی این فیلم دخالتی داشته است؟
بله، کیپ تورن (Kip Thorne) فیزیکدان برنده جایزه نوبل که مشاور علمی فیلم بود، با هانس زیمر درباره مفاهیم زمان و موج‌های گرانشی گفتگوهای مفصلی داشت. زیمر سعی کرد نوسانات صوتی را به گونه‌ای طراحی کند که تداعی‌گر موج‌های گرانشی و خمیدگی فضا-زمان باشند. استفاده از فرکانس‌های بسیار پایین (Infrasound) که توسط گوش شنیده نمی‌شوند اما بدن آن‌ها را حس می‌کند، تلاشی برای شبیه‌سازی فشار گرانشی سیاه‌چاله بود. در واقع موسیقی این فیلم، ترجمه موسیقایی معادلات پیچیده فیزیک نظری است.
۵. چرا برخی منتقدان در زمان اکران به بلندی صدای موسیقی اعتراض کردند؟
این موضوع یک انتخاب آگاهانه از سوی کریستوفر نولان بود که می‌خواست تجربه سینمایی را به یک تجربه فیزیکی تبدیل کند. او معتقد بود که در لحظات بحرانی، موسیقی باید مانند یک نیروی طبیعی عمل کند و دیالوگ‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد تا حس درماندگی شخصیت‌ها منتقل شود. نولان در پاسخ به اعتراضات گفت که هدفش این نبوده که مردم تمام کلمات را بشنوند، بلکه می‌خواسته آن‌ها حس و حال لحظه را درک کنند. موسیقی در این فیلم نه به عنوان پس‌زمینه، بلکه به عنوان یک نیروی گرانشی عمل می‌کند که مخاطب را در خود می‌بلعد.
۶. ضبط موسیقی در کلیسای تمپل چه سختی‌هایی داشت؟
کلیسای تمپل یک بنای تاریخی مربوط به قرن دوازدهم است و ارگ عظیم آن حساسیت‌های زیادی برای نگهداری دارد. زیمر برای ضبط قطعات حماسی، ارگ را به حداکثر توان خود رساند که باعث لرزش‌های شدیدی در دیواره‌های قدیمی ساختمان شد. تیم مهندسی صدا مجبور بود شب‌ها و در سکوت مطلق لندن کار کند تا کوچکترین نویزهای محیطی وارد ضبط نشود. همچنین هماهنگ کردن نوسانات ارگ با سازهای زهی که در استودیوی دیگری ضبط شده بودند، یکی از بزرگترین چالش‌های میکس صوتی این پروژه بود.
۷. آیا موسیقی میان‌ستاره‌ای بر آهنگسازان دیگر هم تاثیر گذاشته است؟
قطعا این اثر استانداردهای جدیدی را در صنعت موسیقی فیلم تعریف کرد و موج جدیدی از استفاده از سازهای ارگانیک در فیلم‌های علمی‌تخیلی را به راه انداخت. بسیاری از آهنگسازان جوان پس از این فیلم، به جای استفاده صرف از کتابخانه‌های صوتی دیجیتال، به سراغ ضبط زنده در مکان‌های با آکوستیک خاص رفتند. زیمر ثابت کرد که برای نشان دادن آینده و تکنولوژی، نیازی به صداهای مصنوعی نیست و می‌توان با یک ساز باستانی، مدرن‌ترین حس‌ها را خلق کرد. این موسیقی هنوز هم در محافل علمی و هنری به عنوان یک نمونه موفق از پیوند هنر و دانش تدریس می‌شود.

جمع‌بندی نهایی

موسیقی میان‌ستاره‌ای فراتر از یک همراهی شنیداری برای تصاویر، در واقع روحِ جاری در کالبد این حماسه فضایی است. هانس زیمر با انتخاب جسورانه ارگ کلیسا به عنوان ساز محوری، پیوندی ناگسستنی میان «قدسیت» و «علم» ایجاد کرد و به ما یادآور شد که جستجوی بشر در میان ستارگان، به نوعی یک سفر معنوی برای درک جایگاه خود در هستی است. این موسیقی با بهره‌گیری از دقت ریاضی و عمق احساسی، توانست مفاهیم پیچیده‌ای چون نسبیت، اتساع زمان و ابعاد بالاتر را برای مخاطب عام ملموس کند. در نهایت، شاهکار زیمر به ما ثابت می‌کند که حتی در خلأ سرد و بی‌انتهای فضا، این نجوای بشری و عشق است که به زمان معنا می‌دهد. موسیقی میان‌ستاره‌ای میراثی است که نشان می‌دهد چگونه هنر می‌تواند زبان مشترک علم و قلب باشد و ما را در برابر عظمت کیهان، به تفکر وادارد.

شما چه حسی به این موسیقی دارید؟

شنیدن قطعات این فیلم همیشه تجربه‌ای متفاوت است. آیا شما هم با شنیدن صدای ارگ در صحنه‌های میان‌ستاره‌ای دچار حیرت شدید؟ کدام قطعه از این آلبوم بیشتر روی شما تاثیر گذاشته است؟ نظرات و تجربه‌های شنیداری خود را با ما در میان بگذارید تا درباره این شاهکار جاودانه با هم گفتگو کنیم.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]