سریال شخص موردنظر – Person of Interest – داستان، نقد و تحلیل

پدیدآورنده: جاناتان نولان
تهیهکنندگان اجرایی: جی جی آبرامز، جاناتان نولان، برایان برک، گرگ پلیژمن، ریچارد جی لوئیس
تهیهکنندگان: آتنا ویکیم، مارگوت للیک. نویسندگان: جاناتان نولان، پاتریک هاربینسون، گرگ پلیژمن، آماندا سگال، دیوید اسلک، دنیس ته
کارگردانان: ریچارد جی لوئیس، جفری جی. هانت، فرد توی، چارلز بیسون
موسیقی متن: رامین جوادی
بازیگران: جیم کاویزل (جان ریز)، مایکل امرسون (هارولد فینچ)، تاراجی پی. هنسون (کار آگاه جاس کارتر)، | کوین چپمن (لایونل فوسو)، رابرت جان بیورک (سایمونز)، مایکل کلی (مارک اسنو)، برنان براون (مامور ویژه دانلی)، انریکو کولانتونی (مارک الایاس)، پیچی توکو (زویی مورگان)، برت کولن (نیتن اینگرام)، کری پرستون (گریس هندریگز)
تولید: بد روبات پروداکشنز، کیتر فیلمز، تلویزیون برادران وارنر
پخش: شبکهی سی بیاس.
خلاصه سریال
هارولد فینچ یک نابغهی کامپیوتر است که بعد از حادثهی یازده سپتامبر، ماشین هوشمندی را برای پیشگیری از حملات تروریستی طراحی کرده است. این ماشین به تمام دوربینها در سطح شهر نیویورک دسترسی دارد و تماسهای تلفنی کل مردم را شنود میکند و با آنالیز دادهها، احتمال اقدام به جنایت را از رفتار مردم تشخیص میدهد.
اما این ماشین علاوه بر اقدامات تروریستی، جنایات مرگبار عادی را هم پیش بینی میکند که پلیس و سازمان امنیت، توجهی به آنها ندارد. جان ریز یک مامور سابق سی آی ای است که دولت تصور میکند او مدتها پیش کشته شده. ریز توسط فینی استخدام میشود تا با کمک او از وقوع این جنایات، جلوگیری کند و جان انسانهای بیگناه را نجات دهد. جنایاتی که دخالت در آنها عاقبت خوشی ندارد و از طرف دیگر پلیس هم قدم به قدم در تعقیب ریز و فینج است.
پایلوت سریال شخص مورد نظر استقبال کم نظیری را در شبکهی سی بیاس به همراه داشت و اولین قسمت از این پروژه جدید و پرسروصدای جاناتان نولان و جی جی آبرامز در تاریخ ۲۱ سپتامبر (اول مهر) سال ۲۰۱۱ به روی آنتن رفت. بعد از پخش پنج قسمت از سریال، شبکه با ادامهی تولید فصل اول شخص مورد نظر در ۲۳ قسمت موافقت کرد.
جاناتان نولان: حضور در راس پروژهای مانند سهگانه بتمن از کریستوفر نولان یک ستاره ساخت. ولی نقش جاناتان برادر کوچکتر او همیشه در حد رابین باقی مانده است. جاناتان بر خلاف برادرش لهجهای آمریکایی دارد و خیلی بیشتر از او درگیر فرهنگ عامه پسند و دنیای کامیک بوکها است.
جی جی آبرامز: آبرامز چهرهای شناخته شده برای مخاطب پیگیر سینما و حتی بینندگان عادی سریالهای تلویزیونی است. او با کمپانی شخصیاش «بد روبات» سعی دارد تا الگویی مشابه دریم ورکز اسپیلبرگ را در دنیای تلویزیون پیاده کند. بعد از چند تجربه ناموفق مانند آلکاتراز، این سریال یک قدم روبه جلوی دیگر برای او همکار قدیمیاش برایان برک محسوب میشود.
مایکل امرسون: بازیگر تئاتری و صداپیشهای قهار که با حضور در سریالهایی همچون تمرین و گمشدگان حسابی دیده شد. امرسون از آن بازیگرهایی است که فن بیاناش، برای مخاطب ایرانی یادآور اجراهای ناصر طهماسب در دوبله است. امرسون در شخص مورد نظر نقش یک میلیاردر تیزهوش و محافظه کار را بازی میکند؛ کاری که در انجاماش تخصص دارد.
سریال شخص موردنظر – Person of Interest در سال ۲۰۱۲ جایزه محبوبترین سریال درام جدید ازنظر مردم (People’ s Choice Awards) را به خود اختصاص داد.
جاناتان نولان یکی از نویسندگان شوالیه تاریکی است. در آن فیلم بتمن برای به دام انداختن جوکر، لوشس فاکس را مجبور میکند تا تمام تلفنهای شهر را شنود کند. درشخص مورد نظر شنود کردن مکالمات مردم، یکی از موضوعات اصلی سریال است.
یک سریال عالی با دو بازیگر فوق العاده. ایده جذاب و روایت داستانی خوب را هم باید به اجرای کم نظیر بازیگران سریال اضافه کرد. استفاده از تکنولوژی هم نقش جالبی را در داستان ایفا میکند. اتمسفر و متن شخص مورد نظر برای یک سریال تلویزیونی عالی است.
ایده تحت نظر قرار داشتن مردم عادی و سیستمی که همه چیز را کنترل میکند، یکی از سوژههای اصلی ادبیات در دوران جنگ سرد است. بعد از ترور کندی و رسوایی واترگیت در دههی هفتاد، این پارانویا به سینمای دههی آمریکا هم راه پیدا کرد و بعد از حادثهی یازده سپتامبر و تشدید اقدامات امنیتی در آمریکا، شکل عینیتری به خود گرفت. شخص مورد نظر هم دقیقا روی همین موضوع دست گذاشته است. بر خلاف آنچه که در آثاری با مضمون مشابه دیدهایم، اینجا قهرمانان داستان کسانی نیستند که جلوی سیستم امنیتی و دوربینهای بیشمار برادر بزرگتر میایستند. شخصیتهای اصلی داستان در این سریال از یک ابرماشین کنترلی برای جلوگیری از جرایم روزمره استفاده میکنند. اتفاقا سریال میخواهد به مخاطباش توضیح بدهد که چرا در دنیای امروز، وجود یک سیستم امنیتی هوشمند برای حفظ جامعه ضروری است.
معمولا در هر قسمت از سریال با دو خط داستانی طرفیم. داستان اصلی که درباره جرم مرگباری است که باید جلوی وقوعاش گرفته شود و یک داستان فرعی که یا از گذشته ش خصیتها میآید و یا مربوط به پلیسی است که مثل بازرس ژاور در تعقیب قهرمان سریال است. الگویی که مشابهاش را در سریالهای جنایی زیاد دیدهایم. اما مثل اکثر کارهای جی جی آبرامز اینجا هم پای شخصیتها و سازمانهای مرموز به وسط میآید و داستانهای فرعی به هم ربط پیدا میکنند.
نویسندگان سریال سعی کردهاند که در مسیر کشف جرم و یافتن فرد مورد نظر، تا حد ممکن خلاقیت به خرج بدهند و به ببینده مدام رودست بزنند. اما جذابترین بخش داستان به خود کاراکترهای اصلی و روابط آنها با دیگر شخصیتها برمیگردد شاید ماجرای هر اپیزود از سریال به جنایات کمتر دیده شده بپردازد ولی آنچه در ذهن مخاطب باقی میماند، روشهایی است که متخصص کامپیوتر و مامور سابق سی ای ای برای دستیابی به اطلاعات شخصی و ورود به حریم خصوص کار میبرند.





