فیلم کاگه‌موشا – خلاصه داستان، نقد و بررسی – Kagemusha (1980)

0

سال تولید : ۱۹۸۰
کشور تولیدکننده : ژاپن
محصول : توهو و کوروساوا پروداکشنز
کارگردان : آکیرا کوروساوا
فیلمنامه‌نویس : ماساتو ایده و کوروساوا.
فیلمبردار : تاکائو سایتو و ماساهارو اوئدا
آهنگساز(موسیقی متن) : شینیچیرو ایکِبه
هنرپیشگان : تاتسویا ناکادائی، تسوتومو یامازاکی، کنیچی هاگی‌وارا، کوهتا یوئی، هیدجی اوتاکی، هیدئو موراتا، تاکایوکی شیهو، شوهئی سوگیموری، نوبورو شیمیزو، کوجی شیمیزو، دایسوکه ریو، ماسایوکی یوئی، توشیهیکو شیمیزو و سن یاماماتو.
نوع فیلم : رنگی، ۱۸۱ دقیقه.

در جنگ بر سر کیوتو، «نوبوناگا اودا» (ریو) – ارباب قلمروهای غربی -، «آئی‌ساسو» (ماسایوکی یوئی) – ارباب قلمرو میکاوا – و «کنشین اوئه‌سوگی» (توشیهیکو شیمیزو) – ارباب قلمرو اچیگو – علیه «شینگن تاکه‌دا» (ناکادائی)، رهبر خاندان (تاکه‌دا) متحد می‌شوند. در سال ۱۵۷۳، «تاکه‌دا» به دست یک تیرانداز کمین‌کرده، زخم مهلکی برمی‌دارد و به برادرش، «نابوکادو» (یامازاکی) دستور می‌دهد تا سه سال مرگ او را مخفی نگاه دارد.

«نابوکادو»، یک دزد عفو خورده (ناکادائی) را مجبور به ایفای نقش بدل تمام‌وقت «تاکه‌دا»، «کاگه‌موشا» می‌کند. «کاگه‌موشا» تحت تعالیم «نابوکادو» موفق به فریب «تاکه‌مارو» (کوهتا یوئی)، نوه و وارث «شینگن» و محبوبه‌های او می‌شود. در این بین، رقبا هنوز سردرگم هویت رهبر خاندان تاکه‌دا هستند، و در یک نیرنگ آزمایشی، «آئی‌ساسو» قلعه تسخیر ناپذیر تاکاتنجین‌ را محاصره می‌کند. «کاگه‌موشا» فرمان تسلیم می‌دهد، با این وجود «کاتسویوری» (هاگی‌وارا)، پسر «تاکه‌دا» که به‌خاطر نامشروع بودن از تاج و تخت محروم شده، به ارتش «آئی‌ساسو» حمله می‌برد. در میانه نبردی سهمگین، «کاگه‌موشا» با وجود نابودی همراهانش، ناگهان با همان هیبت خوفناک «تاکه‌دا» ظاهر می‌شود. ارتش «تاکه‌دا» به پیروزی می‌رسد.

در پایان سه سال، «کاگه‌موشا» به تشویق «تاکه‌مارو» سوار اسب «تاکه‌دا» می‌شود و به زمین می‌خورد. در اینجا محبوبه‌ها متوجه می‌شوند که «کاگه‌موشا» زخم‌های جنگ «تاکه‌دا» نیز به خاک سپرده می‌شود. در ۱۵۷۵، افراد خاندان «تاکه‌دا» به نیروهای متحد رقیب حمله می‌برند اما هدف گلوله‌های آنان قرار می‌گیرند. در اینجا دزد به تنهائی به دشمن حمله می‌برد، تیر می‌خورد و تلوتلوخوران به درون یک رودخانه می‌رود و در حالی که مثل «تاکه‌دا» ایستاده، جریان آب او را دور می‌کند.

کاگه‌موشا در زمان نمایش خود، پُرهزینه‌ترین فیلم تاریخ سینمای ژاپن به‌شمار آمد و سندی بر قدرت کوروساوا در سنین بالا و پس از تلخ کامی‌های دهه ۱۹۷۰، در کارگردانی یک حماسه، یک فیلم عظیم، خلق صحنه‌های نبرد و هدایت سیاهی لشکر بود. جرج‌لوکاس و فرانسیس فوردکوپولا و ادای دینی توأم با تکریم، مدیران تولید فیلم بودند. خود کوروساوا می‌گفت که طی دوره فیلم‌برداری، جنگ و صلح تولستوی را کنار خود نگه داشته است.

تصاویر گاه حالی از علاقه وافر کوروساوا به خلق «تابلوهای نقاشی» سینمائی است؛ تابلوهائی که تداعی منتقل می‌کند. در صحنه نبرد شبانه و حساس که در آن «کاگه‌موشا» سرانجام به‌طور کامل به «شینگن تاکه‌دا» تبدیل می‌شود، کنش آنقدر تکه‌تکه و در هم‌برهم است که به نظر می‌رسد کوروساوا، نه در پی توضیح روائی، که شیفته شکوه و چشم‌انداز است. نبرد نهائی مجموعه‌ای است از قطع‌های کوتاه و نماهای عکس‌العمل سرداران هراسان «خاندان تاکه‌دا»: سربازان آنان یورش می‌برند، ولی ما بر خاک افتادن‌شان را نمی‌بینیم.

علاقه کوروساوا به لحظه‌های کوچک کمیک هم همین اندازه «غیر روائی» است. چیزی که فیلم فرصت چندانی برایش پیدا نمی‌کند، پرورش تغییر و تحول شخصیت «کاگه‌موشا» است، طوری که آدم‌ بتواند تحت تأثیر آخر و عاقبت او قرار بگیرد.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.