فیلم دانتون – نقد، بررسی و خلاصه داستان – Danton (1983)

0

کارگردان : آندری وایدا
فیلمنامه‌نویس : ژان کلود کاری‌یر، برمبنای نمایش‌نامه ماجرای دانتون نوشته استانیسلاوا پرسیبیشِفسکا.
فیلمبردار : ایگور لوتر.
آهنگساز(موسیقی متن) : ژان پرودرومیده.
هنرپیشگان : ژرار دوپاردیو، وویچک پشونیاک، آن آلوارو، رولان بلانش، پاتریش شرو، امانوئل دوبوِر، کریشتف گلوبیش، رانلد گاتمن، ژرار هاردی و آلن ماس.
نوع فیلم : رنگی، ۱۳۶ دقیقه.

نوامبر سال ۱۷۹۳. «ژرژ دانتون» (دوپاردیو)، عضو کمیته امنیت عمومی و یکی از بنیان‌گذاران حکومت «ترور»، همراه دوستش، «ماکسیمیلیان دو روبسپیر» (پشونیاک)، پس از تبعیدی کوتاه و خودخواسته به پاریس قحطی‌زده باز می‌گردد. او که دیگر از خون‌ریزی خسته شده، پیشنهاد مذاکره با دشمنان برون‌مرزی فرانسه را برای دست‌یابی به صلح می‌دهد، و برای ایجاد دوباره فضای بردباری و تساهل در درون مرزهای کشورش تلاش می‌کند.

این بحث باعث نگرانی دیگر اعضای کمیته، به رهبری «روبسپیر»، می‌شود که خواستار پیروزی مطلق فرانسه و حکومت انقلابی‌اش هستند. با وجود آنکه «روبسپیر» امیدوار است «دانتون» و هوادارانش را به پیروی از اصولی که روزی آنان را متحد می‌کرد، بازگرداند، ولی با توقیف روزنامه «کامی دمولن» (شرو) – از همپیمانان «دانتون» – توسط رئیس منفور پلیس مخفی، «هرون» (ماس)، موافقت می‌کند.

در عوض، «دانتون» هم برای دستگیری «هرون» تلاش می‌کند، و دیدارش با «روبسپیر» – که با مستی «دانتون» همراه است – تنها تفاوت‌های انکارناپذیر این دو مرد را ثابت می‌کند. «روبسپیر» که موفق نشده همدلی «دمولن» را جلب کند و زمزمه‌هائی درباره توطئه «دانتون» (که در واقع کار دیگر اعضای کمیته است) روی او تأثیر گذاشته، با دستگیری «دانتون» و یارانش موافقت می‌کند.

«دانتون» که ابتدا به قدرت سخنوری و هم‌پیمانان سیاسی‌اش در کنگره – که بر کار کمیته نظارت می‌کند – دل‌خوشی است، متوجه می‌شود که به او اجازه حرف زدن در کنگره را نمی‌دهند، جریان محاکمه ثبت نمی‌شود، و خبرنگارها هم حق حضور در آن را نخواهند داشت. «دانتون» و یارانش که حتی ار فرار خواندن شهود به دادگاه هم محروم شده‌اند، به‌عنوان اعتراض آنجا را ترک می‌کنند و غیابی محکوم می‌شوند. در حالی که سر بریده «دانتون» را به مردم نشان می‌دهند، «روبسپیر» ناامیدانه این پیشنهاد را که خود را حاکم‌تام‌الاختیار فرانسه را اعلام کند، رد می‌کند.

دانتون شخصیت تاریخی دراماتیکی است متعلق به یک مقطع تاریخی بسیار دراماتیک یعنی انقلاب فرانسه. ایده‌آلیستی در جبهه انقلابیون قاطع و خشونت‌گرا که می‌خواهد آنان را به ملایمت دعوت کند: «مردی در وسط» که وایدا به‌عنوان شخصیت اصلی فیلم خود برمی‌گزیند. انتخابی که تماشاگر را به یافتن شباهت‌هائی میان تفسیر وایدا از جناح‌های سیاسی دوره انقلاب فرانسه و جناح‌های درونی جنبش هم‌بستگی لهستان، وطن او و موضوع اکثر فیلم‌هایش، فرا می‌خواند.

دانتون شرح دقیق و موثقی از حوادث سال‌های ۱۷۹۳ و ۱۷۹۴ نیست و در واقع در زمان نمایش، اعتراض تعدادی از منتقدان و مورخان را برانگیخت ولی در القای شور آتشین و ناسازگاری‌های توفانی ملازم یک انقلاب، موفق است و به فرآیند پیچیده رقابت و حذف می‌پردازد که هر انقلابی خواه‌ناخواه دربردارد. در نتیجه، فیلم به‌رغم لباس (کار ایوون ساسنو دو نسله) و دکور (کار آلن استارسکی و ژیل واسته) و بازسازی چشم‌گیر پاریس قرن هجدهم، طنینی معاصر دارد. «دانتون» و «روبسپیر» هم‌فکرانی هستند که در طول زمان راه‌های‌شان جدا می‌شود.

دوپاردیوی فرانسوی به فوران احساسات «دانتون» جلوه‌ای ملموس می‌بخشد و پشونیاکِ لهستانی «روبسپیر» را اصول‌گرائی خود محور می‌نمایاند. دوئل عقاید و انگیزه‌ها میان این دو، تماشاگر را درگیر می‌کند و جمله‌ها، مثل اعترافاتی قلبی به‌نظر می‌رسند، نه خطابه‌هائی سرد و بی‌روح.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.