فیلم بزرگ ترین بازیای که تاکنون انجام شده – نقد، بررسی و خلاصه داستان – The Greatest Game Ever Played 2005

فیلم بزرگ ترین بازیای که تاکنون انجام شده که همانند دیگر اسلاف هالیوودی خود اساسا یک فیلم کلیشهای است؛ فیلمی با نتیجه گیریهای قطعی اخلاقی و پیامهای آموزنده برای تمامی اعضای خانواده و به ویژه جوان ترها. البته ((کلیشهای)) بودن فیلم به معنای بد بودن آن نیست، به هر حال این فیلم در کنار عرضهٔ مضامین و مایههای تکراری و کلیشهای این نوع فیلمهای ورزشی، چیزهای متفاوت و جالبی هم برای عرضه دارد.
مهمترین ویژگی فیلم بزرگ ترین بازیای که تاکنون انجام شدهوجه موثق تاریخی آن است، بزرگترین بازی ای… که تصویرگر و روایتگر کامل و موثق یکی از بزرگترین فرازهای نفس گیر در تاریخ ورزش گلف است. قطعا برای کسانی که به این ورزش عشق میورزند تماشای این رویداد بزرگ ورزشی بسیار تماشایی و لذت بخش است.
عاشقان گلف مخصوصا میتوانند از زوایای متنوع دوربینی فیلم که باز آفرینی مسابقهٔ بزرگ سال ۱۹۱۳ را پوشش تصویری میدهد لذت وافر ببرند. فیلمساز استفادهٔ مناسب و به جایی از زاویه دوربین از ((نگاه توپ)) کرده است. به این ترتیب میتوان ادعا کرد که آن مسابقهٔ بزرگ سال ۱۹۱۳ به شکلی کامل و موثق به تصویر کشیده شده است. یک حسن دیگر فیلم اجتناب آن از مرزبندیهای سیاه و سفید است. همان طور که در فیلم معجزه، رقبای روسی قهرمان فیلم (تیم هاکی آمریکا به شکلی منفی مجسم نشده بود، در فیلم بزرگترین بازی ای که نیز رقبای قهرمان فیلم به شکلی منفی به تصویر کشیده نشده است. در واقع قطب منفی قصه، نظام طبقه بندی خاصی است که قبلا در ورزش گلف اعمال میشد.
بر اساس این نظام تبعیض آمیز گلف بازان به دو ردهٔ ((ارباب)) ها و (رعیت)) ها تقسیم میشدند. البته حالا این نظام منسوخ شده اما همچنان اثرات اش باقی است. حتی در حال حاضر هم ورزش گلف را ورزش میلیونرها مینامند فرانسیس اوئیست (شای لابئوف) جوان بیست سالهای است که دوران کودکی خود را در حول و حوش یک باشگاه گلف در شهر بروکلین ماساچوست سپری کرده است. فرانسیس در خانوادهای فقیر و مهاجر بزرگ شده است. او برای سالیان متوالی به عنوان حمل کنندهٔ لوازم گلف برای گلف بازان حرفه ای در باشگاه کار میکرده، فرانسیس هر گاه که فرصت مییافت، در اوقاتی که زمین خالی از بازیکنها بود، تمرین کلف میکرد.
او تدریجا فوت و فن این ورزش را فرا گرفت و برای اولین بار در مسابقات گلف مخصوص آماتورها شرکت کرد اما موفقیتی به دست نیاورد. با این حال در سال ۱۹۱۳ در آستانهٔ برگزاری مسابقات مهم ((یو.اس.اوپن)) شرایط خاصی پیش میآید که بر اثر آن فرانسیس میتواند در این مسابقات شرکت کند. در واقع رئیس فدراسیون گلف آمریکا تصمیم گرفته که حتما یک گلف باز محلی در مسابقات حضور داشته باشد و با بازیکنان حرفهای رقابت کند. و از آنجا که مسابقات سال ۱۹۱۳ در بروکلین برگزار میشود، لذا فرانسیس به عنوان ((بازیکن محلی)) انتخاب میگردد.
بازی در این مسابقه برای فرانسیس افتخار بسیار بزرگی است. او مخصوصا خوشحال است که طی این مسابقات میتواند با قهرمان محبوب خود هری واردون (استیون دیلانس) رقابت کند. هری یک گلف باز مشهور انگلیسی است که برای سالیان متوالی قهرمان بدون رقیب این رشته بوده است. تدری (استیون مارکوس) نیز مثل هری از شهرت فراوانی برخوردار است. اکثر صاحب نظران ورزشی معتقدند که یکی از این دو نفر، قهرمان این دوره از مسابقات خواهد شد. در ادامهٔ داستان، شاهد رقابت جالب و نفس گیر فرانسیس گمنام با بزرگان نامدار ورزش گلف هستیم؛ رقابتی که نهایتا و در کمال شگفتی به سود فرانسیس پایان مییابد.
بیل پاکستون، بازیگری است که به کارگردانی رو آورده است. فیلم قبلی پاکستون، تحت عنوان لغزش چهار سال پیش به نمایش در آمد. لغزش فیلم بسیار خشن و تلخی بود که تحسین بسیاری برانگیخت. حالا پاکستون در دومین گام فیلمسازی اش قدم در حیطهی به مراتب روشن تر و امیدبخش تری گذاشته است. پاکستون فیلمسازی است که گام و ضرباهنگ را خوب میشناسد. همین توانایی باعث شده که فیلم تازهٔ وی بسیار جذاب، گیرا و پرنفس از کار درآید. در این میان باید از فیلمنامه نویس موفق فیلم، مارک فراست، هم ذکر خیری کرد. فراست همان کسی است که به اتفاق دیوید لینچ فیلمنامهٔ تویین پیکس را نوشته است.





