فیلم جنس مناسب – نقد، بررسی و خلاصه داستان – The Right Stuff (1983)

0

کارگردان : فیلیپ کافمن، برمبنای کتابی نوشته تام وولف.
فیلمنامه‌نویس : فیلیپ کافمن، برمبنای کتابی نوشته تام وولف.
فیلمبردار : کیلب دِشانل
آهنگساز(موسیقی متن) : بیل کانتی
هنرپیشگان : سام شپارد، اسکات گلن، اد هریس، دنیس کوائید، فرد وارد، باربارا هرشی، کیم استنلی، ورونیکا کارترایت، پاملا رید، اسکات پالین، دانلد موفات، اسکات ویلسن، لنس هنریکسن و چارلز فرانک.
نوع فیلم : رنگی، ۱۹۳ دقیقه.

۱۹۴۷/۱۰/۱۴. خلبان آزمایشی، «چاک ییگر» (شپارد) نخستین انسانی است که با هواپیمای بل ایکس – یک دیوار صوتی را می‌شکند؛ در حالی که چند نفر از همکارانش پیش از او در این راه کشته شده‌اند. ۱۹۵۳. خلبان جوانی مثل «گوردون کوپر» (کوائید)، «گاس گریسام» (وارد) و «دک اسلیتن» (پالین) به انجمن خلبانان آزمایشی پایگاه ادواردز پیوستنه‌اند، «ییگر» هنوز سریع‌ترین مرد دنیاست. وقتی «اسکات کراس فیلد» (ویلسن) رکورد او را می‌شکند، «ییگر» پیش از پایان سال دوباره عنوانش را پس می‌گیرد.

۱۹۵۷/۱۰/۴. اسپوتنیک از استار سیتی شوروی به فضا پرتاب می‌شود و اضطراب و آشفتگی حاکم بر واشینگتن بر سر چگونگی ورود به «مسابقه فضائی» با دستور رئیس‌جمهور برای انتخاب افرادی از میان خلبانان آزمایشی برای تمرین‌های فضانوردی، به اوج می‌رسد. «ییگر» این کار را نزول تا حد «موش آزمایشگاهی» می‌داند و نمی‌پذیرد، ولی تعداد زیادی از همکارانش برای آزمایش‌های طاقت‌فرسای جسمانی داوطلب می‌شوند و سرانجام از میان پنجاه و شش نفر، یک تیم هفت نفره انتخاب می‌شود.

۱۹۵۹/۴/۹. این هفت نفر – «جان گلن» (هریس)، «آلن شپارد» (گلن)، «اسکات کارپنتر» (فرانک)، «والتر شیرا» (هنریکسن)، «کوپر»، «گریسام» و «اسلیتن» – به قهرمانان ملی بدل می‌شوند و کم‌کم فشارهای ناششی از شهرت و دوری از خانواده را تجربه می‌کنند، درحالی که برنامه موشکی اطلس هم به کندی پیش می‌رود. این مردان از این که مجبور به تمرین با میمون‌ها هستند، حسابی سرخورده می‌شوند و تلاش می‌کنند تا طراحی کپسول پرواز را تغییر دهند و تقاضا می‌کنند تا آن را «خلبان» بنامند.

با وجود این در ۱۹۶۱/۱/۳۱ میمونی در نخستین کپسول فضائی، با موفقیت از دماغه کاناورال به فضا پرتاب می‌شود. وقتی روس‌ها در ۱۹۶۱/۴/۱۲، «یوری گاگارین» را به مدار زمین می‌فرستند، «شپارد» برای مقابله به مثل آمریکائی‌ها – پروازی پانزده دقیقه‌ای در ۱۹۶۱/۵/۵ – انتخاب می‌شود. مأموریت بعدی به «گریسام» می‌رسد، ولی وقتی به هنگام فرود آمدن می‌رود، او را به ترسیدن و دستپاچگی متهم می‌کنند. در پایگاه ادواردز، «ییگر» در مقابل تمسخر و ریشخند خلبان جوان از فضانوردان دفاع می‌کند؛ برای پاسخ به پرواز «تیتوف»، پروازی بر مدار زمین توسط «گلن» طراحی می‌شود، در رژه عمومی ترتیب داده شده توسط «رئیس‌جمهور جانسن» (موفات) حمایت می‌کند.

۱۹۶۲/۲/۲۰. «گلن» نخستین آمریکائی است که در مدار زمین می‌گردد و پس از به وجود آمدن اشکال خطرناکی در سپر حرارتی، سفینه‌اش را به سلامت به زمین باز می‌گرداند. «ییگر» تلاش می‌کند با هواپیمای تحقیقاتی NF-104 رکورد اوج‌گیری هواپیماها را بشکند که هواپیما از کنترلش خارج می‌شود، ولی او به سلامت بیرون می‌پرد. ۱۹۶۳/۵/۱۵. «کوپر» را برای شمارش معکوس پرواز مدار بیست و دو – آخرین مأموریت یک نفره پروژه مرکیوری در کپسولش بیدار می‌کنند.

احیاگر ژانر هوانوردی، با ادای دین‌های آشکار به شاهکارهای کلاسیک این ژانر از بال‌ها (ویلیام ولمن، ۱۹۲۷) گرفته تا فقط فرشتگان بال دارند (هوارد هاکس، ۱۹۳۹). اقتباسی هنرمندانه از رمان پُرفروش وولف که به مضمون اصلی آن یعنی کنکاش در «اسطوره مردانگی» وفادار می‌ماند. تصویری غمگنانه از آخرین کابوی‌های قرن که نمی‌خواهند به قراردادهای عصر تکنولوژی تن دهند؛ خلبانانی که با عشق و غریزه پرواز می‌کنند و تکنیک را حوزه این عشق می‌دانند.

در این دنیای ارزش‌های کهن، «ییگر» از همه اصول‌گراتر است و شمایلی است کامل از دنیای مردانه آثار هاکس که ظاهراً ناخواسته به دنیای ارزش‌های نو پرتاب شده است. تصویر کافمن از این دنیای شبه اسطوره‌ای مبتنی بر چشم‌اندازهای زیبا، لحن غیر احساساتی (اگرچه فیلم مثل دیگر آثار این ژانر از مایه‌های رمانس هم برخوردار است) و ضرباهنگ پُرتنش است. خود چاک ییگرِ واقعی در نقش یک متصدی بار ظاهر می‌شود.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.