آشنایی با مصطفی عقاد، کارگردان فیلم‌های پیامبر (ص) و عمر مختار

0

مصطفی عقاد در شهر حلب در سوریه متولد شد. پیش از اینکه وارد کالج امریکایی حلب شود. تحصیلات ابتدای خویش را در همین شهر بپایان رسانید و پس از پایان تحصیلات متوسطه تصمیم گرفت به لوس‌آنجلس برود و در رشته سینما ادامهٔ تحصیل بدهد. مدتی بعد از اقامتش در امریکا، به‌عنوان یک شهروند امریکایی در برنت‌وود کالیفرنیا مقیم شد.

در سال ۱۹۵۳ بود که عقاد وارد دانشگاه کالیفرنیا در لوس‌آنجلس شد و با درجهٔ لیسانس در رشته تآتر از این دانشگاه فارغ التحصیل گشت. سپس به دانشگاه ساوترن کالیفرنیا رفت و در رشته سینما درجه فوق لیسانس گرفت. پس از پایان تحصیلاتش به استخدام بخش اخبار شبکه تلویزیونی سی بی اس درآمد و در برنامه «دیگران چگونه ما را می‌نگرند» آغاز به کار کرد.

پیش‌از اینکه مستقلا بعنوان کارگردان آغاز به‌کار کند مدتی دستیار سام پکین‌پا، کارگردان امریکایی بود. یکی از موفق‌ترین آثارش سریال «جنگهای سزار» است که کمپانی یونایتد آرتیست تهیه‌کننده‌اش بود.

نخستین فیلم بلندش «پیامبر» بود که فیلمبرداری آن در ۱۶‌ آوریل ۱۹۷۴ در دهکدهٔ پوشنت در ۲۵ کیلومتری شهر مراکش در کشور مراکش آغاز شد اما بدلایل سیاسی کار فیلمبرداری متوقف شد و عقاد به لیبی رفت و فیلمش را در این کشور بپایان رسانید.

عقاد پس‌از ساختن فیلم «پیامبر» در گفتگویی توضیح می‌دهد که از زمان آغاز تحصیل سینما به فکر ساختن فیلمی دربارهٔ زندگی حضرت محمد (ص) و سالهای اولیهٔ تاریخ اسلام بوده است و حتی برای نوشتن فیلمنامه این فیلم، سالها مطالعه و تحقیق و بحث داشته وسرانجام هم فیلمنامه را پس‌از بارها حک و اصلاح-به تأیید علما و اساتید دانشگاه الازهر قاهره رسانیده و تنها پس‌از کسب این موافقت ساختن فیلم را آغاز میکند.

او برای ساختن فیلم «پیامبر» اولین و تنها نسخه از زندگانی حضرت محمد (ص) و صحابه، تمام عوامل لازم برای ساختن فیلمهای عظیم و حماسی را بکمک می‌گیرد و اثری حماسی و عظیم می‌سازد. حتی برای احترام به نظرات تماشاگران شیعی‌مذهب و سنی‌مذهب خود، فیلم را در دو نسخه جداگانه تدوین و صداگذاری می‌کند و همانطور که انتظار می‌رفت، فیلم او از مطرح‌ترین و جنجالی‌ترین فیلمهای چند سال اخیر می‌شود. او از تمام اطلاعات موجود دربارهٔ معماری، لباس و اعتقادات اعراب بادیه‌نشین قبل از ظهور حضرت محمد (ص) برای ساختن فضا و تصویرپردازی جزیره العرب کمک می‌گیرد و بی‌آنکه چهره حضرت رسول اکرم را به پرده نمایش دهد، زندگانی آن حضرت و صحابه را بر پرده مجسم می‌کند.

عقاد برای فیلم دوم خود به سراغ زندگی عمرمختار، معلم مبارز لیبیایی می‌رود که در سالهای سلطهٔ ایتالیا بر لیبی، با قوای اشغالگر جنگید و پایه‌گذار انقلاب ضد استعماری لیبی شد.

وقایع فیلم در سال ۱۹۲۹ رخ می‌دهد. زمانی که موسولینی دیکتاتور ایتالیا جنگی طولانی را علیه مردم انقلابی لیبی آغاز می‌کند. موسولینی، ژنرال رودولفو گراتزیانی را با ارتش تا دندان مسلحش برای سرکوب مردم مبارز لیبی می‌فرستد. عمرمختار رهبری مبارزان را علیه نیروهای گراتزیانی بعهده می‌گیرد و انقلاب ضد استعماری لیبی را پایه‌گذاری می‌کند.

عقاد این‌بار نیز از تمام عوامل موجود بهره می‌برد. صحنه‌های جنگ را بادقت و وسواس تمام بازسازی می‌کند و آنرا با مهارتی فنی و تخصصی انجام می‌دهد. از همین‌رو صحنه‌های نبرد فیلم، به‌ویژه نبرد آخر در «وادی الکوف» از ضربی تند و تحرکی بسیار و دقتی وسواس‌گونه برخوردار است. از آنجاکه هدف فیلم ارج گذاشتن بر مبارزات ضداستعماری مردم لیبی بر علیه قوای اشغالگر ایتالیا و نماینده آن ژنرال گراتزیانی است، فیلم می‌کوشد تا در شخصیت‌سازی از عمرمختار، از او قهرمانی یکه‌تاز (به سبک سینمای رایج) نسازد. صحنه آخر که مردم لیبی را پس‌از شهادت عمرمختار نشان می‌دهد، شاهدی بر همین تأکید بر حرکت مردمی است که اکنون می‌روند تا خود بر علیه نظام استعمارگر موجود بشورند. کودک فیلم نمایندهٔ نسل جوانی است که پخته و آبدیده از حرکت عمرمختار پیر، در چند دههٔ بعد بر علیه همهٔ استعمارگران و خودکامگان داخلی می‌شورد و خود حاکم بر سرنوشت خویش می‌شود. در پایان فیلم می‌بینیم که او عینک عمرمختار را از زمین برمی‌دارد، عینکی که عمرمختار قبل از شهادت و قبل از هر حمله‌ای با آن قرآن می‌خواند و در یک مفهوم کلی‌تر، جهان را از پشت آن می‌بیند.

استفادهٔ عقاد از شیوه فیلمسازان غربی، قدمی به نفع سینمای اوست که می‌خواهد فیلمش نه فقط در بازارهای بین المللی سینما قدرت عرض‌اندام داشته باشد، بلکه تصویرگر عظمت تاریخی موضوع اثرش نیز باشد. استفادهٔ او از هنر پیشگان مشهور بین المللی نیز در جهت همین خواست و هد است.

فضاسازی او از صحرا، محل وقوع حوادث هر دو فیلم، نشان از علاقهٔ او به موضوع فیلمش و فرهنگ سنتی و مادری اوست.

با آنکه تماشاگر مسلمان داستان و موضوع فیلم «پیامبر»(ص) را می‌داند، با اینحال فیلم گیرا و پرکششی است. این شاید به‌علت سادگی و کم‌غلط بودن فیلم در مقایسه با «عمرمختار» و شاید به‌علت اعتقادات مذهبی و سنتی اوست که بهرحال به فیلم، بعدی حسی و جذابیتی بیشتر بخشیده است.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.