فیلم ریدیک – خلاصه داستان، نقد و بررسی – Riddick 2013

0

فیلمنامه‌نویس و کارگردان: دیوید توهی،

بازیگران: وین دیزل (ریچارد بی. ریدیک)، جوردی مولا (سانتانا)، مت نیبل (جانز)، کیت ساکهاف (داهل)، دیو باتیستا (دیاز)، رائول تروخیلو (لاک اسپور).

۱۱۹ دقیقه. درجه نمایشی: R.

اولین بار شخصیت ریچارد بی. ریدیک (وین دیزل) سال ۲۰۰۰ در فیلم Pitch Black ظاهر شد. چهار سال بعد قسمت دوم این فیلم زیر عنوان وقایع‌نامهٔ ریدیک عرضه شد اما از هر حیث فیلم ضعیف و ناموفقی بود. خیلی‌ها تصور می‌کردند که این فیلم پایانی بر مجموعه فیلم‌های ریدیک است اما حالا پس از ۹ سال شاهد به روی پرده آمدن قسمت سوم ریدیک هستیم؛ فیلمی که به مراتب از دو قسمت قبلی‌اش، و به ویژه قسمت دوم، برتر است و امیدها برای ساختن قسمت‌های بعدی ریدیک را احیا کرده است. ریدیک بدون اینکه هیچ نیازی به دو قسمت قبلی‌اش داشته باشد، به عنوان یک فیلم متکی به خود، قادر به جذب تماشاگران است.

البته آن‌هایی که دو فیلم قبلی مجموعه را دیده باشند درک بهتری از قصهٔ فیلم و شخصیت‌هایش خواهند داشت. مقدمهٔ فیلم دارای ارجاعاتی به وقایع‌نامهٔ ریدیک است و یکی از شخصیت‌های منفی قصهٔ فیلم پیوندهایی با یکی از شخصیت‌های سیاهِ سیاه دارد. اما ندانستن این نکات هیچ مشکلی در فهم قصهٔ فیلم ایجاد نمی‌کند. ریدیک به سه حلقه یا سه قسمت تقسیم می‌شود و حلقهٔ اول‌اش اندکی بهتر از حلقهٔ دوم و حلقهٔ دوم‌اش اندکی بهتر از حلقهٔ سوم است. در حلقهٔ اول ضدقهرمانِ قصه، ریدیک (وین دیزل)، در یک سیارهٔ بایر و متروکه به حال خود رها شده تا بمیرد.

سیاره پر از انواع موجودات عجیب و غریب و خطرناک است اما ریدیک، محکوم سابق، از مهارت‌های لازم برای بقا برخوردار است. تصاویر زیبایی که از سطح سیاره و مناظر آن ارائه شده یکی از جذابیت‌های زیبایی‌شناسانهٔ فیلم است. ما برای مدت ۳۰ دقیقه تلاش‌های ریدیک را برای زنده ماندن در این محیط «معاند» شاهدیم. در حلقهٔ دوم، ریدیک به این نتیجه می‌رسد که برای فرار از این سیارهٔ مرگبار نیاز به یک سفینهٔ فضایی دارد.

او به همین منظور یک آژیر وضعیت اضطراری را روشن می‌کند. این به نوبهٔ خود باعث می‌شود دو سفینهٔ فضایی از راه برسند. این دو سفینه در مجموع حامل یازده جایزه بگیرِ بین سیاره‌ای است. از بین این یازده نفر فقط چندتایی از آن‌ها قابل ذکرند: سانتانا (جوردی مولا) آدم حریصی است که می‌خواهد سرِ ریدیک را ببُرد و داخل قوطی بگذارد؛ جانز (مت نیبل) آدم جدی‌ای است که می‌خواهد ریدیک را زنده دستگیر کند تا بتواند از او دربارهٔ یک مجرم دیگر بازجویی کند؛ داهل (کیت سکهاف) زنِ دست راست جانز است که از دستِ پیشنهادهای سانتانا کلافه شده است، مابقی افراد در حکمِ گوشت دَم توپِ فیلم‌های آبکیِ ژانر وحشت هستند.

در این حلقه از فیلم، شباهت به اولین خون انکارناپذیر است. ریدیک با استفاده از مهارت‌های رزمی و جنگی خود به تدریج تک‌تک جایزه‌بگیرها را می‌کشد. در پایان این سی دقیقهٔ دوم، فیلم اندکی کسالت‌بار می‌شود اما فیلمساز با تغییر دادن روند قصه موفق می‌شود گام و ضرباهنگ رو به جلوی فیلم‌اش را حفظ کند. در حلقهٔ پایانی، ریدیک و آن تعدادی از جایزه‌بگیرها که زنده مانده‌اند پی می‌برند آنچه جان آن‌ها را بیش از همه تهدید می‌کند موجودات شرور و درندهٔ سیاره است لذا با هم متحد می‌شوند تا از این خطر جان سالم به در ببرند…

هر سه حلقهٔ ریدیک به خوبی کار می‌کند و دلیل اصلی‌اش هم این است که تمرکز اصلی در هر سه حلقه بر روی شخصیت ریدیک است. و نمی‌توان انکار کرد که ریدیک شخصیت بسیار جالبی است. او از آن دسته شخصیت‌هاست که هالیوودی‌ها «بزرگ‌تر از زندگی» می‌نامندش. وین دیزل به ویژه پس از بازی در مجموعه فیلم‌های موفق سریع و خشمگین کاریزمای ویژه‌ای پیدا کرده که حالا عملاً تبدیل به یک سرمایهٔ بزرگ برای کمپانی یونیورسال شده است. در ریدیک نوعی اغراق و غلو به چشم می‌خورد اما دیزل با توجه به فرم خوب بدنی‌اش و نحوهٔ ادای دیالوگ‌هایش و نیز کاریزمای تازه به دست آمده‌اش موفق شده به خطرناک‌ترین کاراکتر روی پرده تبدیل شود؛ ویژگی‌ای که اصلی‌ترین عامل جذابیت فیلم است.

ریدیک با وجودی که برخی صحنه‌های جلوه‌های ویژه‌ای‌اش چندان راضی‌کننده نیست اما در مجموع ظاهر یک فیلم بزرگ هالیوودی را دارد و باید اذعان کرد که ارزش سرگرم‌کنندگی آن اصلاً کمتر از بلاک باسترهای هالیوودی نیست. ریدیک نسبت بیشتری با سیاهِ سیاه دارد تا وقایع‌نامهٔ ریدیک. فیلم پرتنش و تیره و تار است و طنز آن از نوع سیاه است. حذف جایزه‌بگیرها نه تنها ما را به یاد فعالیت‌های مرگبار رمبو در اولین خون می‌اندازد بلکه یادآور مثله‌مثله شدن‌های آدم‌ها در فیلم‌های ژانر وحشت نیز هست. با این حال، فیلمساز تلاش کرده تا تماشاگر با این کاراکتر قاتل همذات‌پنداری کند. این البته یک معضل اخلاقی است که می‌توان درباره‌اش بحث کرد. با این حال، نکته اینجاست که ریدیک بر طبق پاره‌ای اصول آدم می‌کشد در حالی که جایزه‌بگیرها صرفاً به خاطر طمع و منافع شخصی دست به جنایت می‌زنند.

ریدیک فیلمی است که صرفاً برای درخشش وین دیزل طراحی و ساخته شده است، اما با این حال در نقش‌های مکمل می‌توان چند بازی بسیار خوب مشاهده کرد. جوردی مولا توانسته نوعی آدم سادیست جالب را تجسم ببخشد که عاقبت در قابل پیش‌بینی‌ترین لحظهٔ فیلم سزای اعمال‌اش را می‌بیند. مت نیبل موفق شده نوعی تعارض احساسی را به نقش خود بیفزاید. و کیت

ساکهاف هم یک کاراکتر مونث قوی را که یک جورهایی آمیزه‌ای از سارا کانرِ لیندا هملیتون و ریپلیِ سیگورنی ویور است خلق کرده است. ریدیک شاهکار نیست اما یک فیلم شش‌دانگِ علمی تخیلی با مایه‌های اکشن وتریلر است. فیلم دارای چند صحنهٔ به یادماندنی است، آن‌هایی که از Pitch Black لذت بردند ولی از وقایع‌نامهٔ ریدیک خوش‌شان نیامد باید ریدیک را حتماً ببینند. تصحیح مسیر در دنبالهٔ سوم می‌تواند دنباله‌های دیگر این مجموعه را در آیندهٔ نزدیک در خط تولید قرار بدهد.

منبع: دنیای تصویر

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.