چرا کاراکتر تامی دویتو (جو پشی) اینقدر ترسناک و غیرقابل پیش‌بینی بود؟ در فیلم GoodFellas (1990)

دنیای سینمای جنایی شخصیت‌های شرور و سایکوپت زیادی به خود دیده است، اما تامی دویتو (Tommy DeVito) در شاهکار سال ۱۹۹۰ مارتین اسکورسیزی یعنی رفقای خوب (Goodfellas)، جایگاه ویژه‌ای در کابوس‌های ما دارد. جو پشی با بازی درخشان و خیره‌کننده‌اش، کاراکتری را خلق کرد که مرز بین یک رفیق شوخ‌طبع و یک قاتل سادیستی را در کسری از ثانیه طی می‌کند. تامی فقط یک گانگستر معمولی نیست؛ او تجسم ناامنی مفرط و خشم فروخورده‌ای است که زیر لایه‌ای از لباس‌های گران‌قیمت و جوک‌های ایتالیایی پنهان شده است. در این واکاوی عمیق، قصد داریم به اعماق مغز این کاراکتر نفوذ کنیم و بفهمیم چه چیزی او را به یکی از ترسناک‌ترین موجودات تاریخ سینما تبدیل کرده است.

۰۱

شناسنامه فیلم رفقای خوب (1990)

کارگردان: مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese)
شرکت سازنده: وارنر برادرز (Warner Bros.)
بازیگران اصلی:
رابرت دنیرو در نقش جیمز کانوی (James Conway)
ری لیوتا در نقش هنری هیل (Henry Hill)
جو پشی در نقش تامی دویتو (Tommy DeVito)
لورین براکو در نقش کارن هیل (Karen Hill)
پل سوروینو در نقش پل سیسرو (Paul Cicero)

۰۲

داستان و اتمسفر؛ جایی که جنایت سبک زندگی است

رفقای خوب بر اساس داستان واقعی هنری هیل، روایتی پرشتاب و پرزرق‌وبرق از صعود و سقوط یک گروه مافیایی در نیویورک دهه‌های ۵۰ تا ۸۰ میلادی است. فیلم با این جمله نمادین شروع می‌شود: «تا جایی که یادم می‌آید، همیشه می‌خواستم یک گانگستر باشم.» اتمسفر فیلم ترکیبی از بوی سس پاستا، صدای موسیقی پاپ کلاسیک و بوی خون و باروت است. برخلاف پدرخوانده که مافیا را در قامت یک نهاد اشرافی و تراژیک نشان می‌داد، اسکورسیزی در اینجا مافیا را به عنوان یک شغل کثیف، پر استرس و البته به طرز عجیبی وسوسه‌کننده به تصویر می‌کشد. در این دنیا، وفاداری یک شوخی است و تنها چیزی که اهمیت دارد، پول و احترامی است که از لوله تفنگ بیرون می‌آید.

۰۳

عقده قد کوتاه و سندرم ناپلئونی

یکی از ریشه‌های اصلی رفتار تهاجمی تامی دویتو، فیزیک اوست. جو پشی با قد کوتاهش، شخصیتی را بازی می‌کند که مدام حس می‌کند نادیده گرفته شده یا تحقیر می‌شود. از منظر روان‌کاوی، تامی دچار «سندرم ناپلئونی» است. او با خشونت افراطی سعی می‌کند فضای فیزیکی که اشغال نکرده را با ترساندن دیگران جبران کند. هر کلمه، هر نگاه و هر خنده‌ای می‌تواند برای او یک توهین تلقی شود. او به دنبال تایید مداوم است و وقتی احساس کند کسی ذره‌ای به اقتدار او شک کرده، با وحشیانه‌ترین حالت ممکن واکنش نشان می‌دهد. این ناامنی درونی باعث می‌شود که او هرگز در آرامش نباشد؛ او همیشه در حالت «آماده‌باش برای حمله» قرار دارد، چون فکر می‌کند بهترین دفاع، حمله است.

زنگ تفریح: جو پشی و بداهه‌پردازی مرگبار

جالب است بدانید سکانس مشهور «کجای من خنده‌داره؟» (Funny how?) کاملاً بداهه بود! جو پشی این ایده را از یک تجربه واقعی در دوران جوانی‌اش که در یک رستوران کار می‌کرد الهام گرفته بود. او به یک گانگستر گفته بود که «آقا شما خیلی بامزه هستید» و آن گانگستر با سردی و خشم پرسیده بود: «منظورت چیه که من بامزه‌ام؟» پشی این خاطره را برای اسکورسیزی تعریف کرد و آن‌ها تصمیم گرفتند بدون اینکه ری لیوتا (هنری) بداند چه اتفاقی می‌افتد، آن را اجرا کنند. واکنش‌های بهت‌زده ری لیوتا در آن صحنه کاملاً واقعی است چون او واقعاً نمی‌دانست پشی قرار است تا کجا پیش برود!

۰۴

تضاد خانوادگی و شخصیت دوشخصیتی

یکی از عجیب‌ترین و در عین حال ترسناک‌ترین ابعاد شخصیت تامی، رابطه او با مادرش است. در همان شبی که او یک نفر را در صندوق عقب ماشین شکنجه داده و به قتل رسانده، به خانه مادرش می‌رود و با آرامش کامل پاستا می‌خورد و درباره نقاشی‌های مادرش گپ می‌زند. این تضاد (Dichotomy) بین یک پسر فداکار و مهربان ایتالیایی و یک جانی بالفطره، نشان‌دهنده گسست اخلاقی عمیق اوست. تامی دنیای خود را به دو بخش تقسیم کرده است: خانواده که در آن مهربان است و دنیای بیرون که در آن یک شکارچی است. این ویژگی باعث می‌شود که بیننده هرگز نتواند او را به طور کامل درک کند و همین «ابهام اخلاقی» ترس او را دوچندان می‌کند.

۰۵

تامی دویتو در مقابل توماس دیسیمونه واقعی

شخصیت تامی بر اساس یک گانگستر واقعی به نام توماس دیسیمونه (Thomas DeSimone) ساخته شده است. اگر فکر می‌کنید تامی در فیلم بیش از حد خشن است، باید بدانید که دیسیمونه واقعی بسیار وحشتناک‌تر بود. دیسیمونه مردی درشت‌هیکل و تنومند بود (برخلاف جو پشی ریزجثه) که به دلیل خوی وحشی‌گری‌اش به او لقب «حیوان» داده بودند. او به کشتن افراد فقط برای امتحان کردن اسلحه‌های جدیدش مشهور بود. اسکورسیزی و پشی با هوشمندی تمام، آن فیزیک غول‌آسا را به یک جثه کوچک تبدیل کردند تا به شخصیت، لایه‌های روانی پیچیده‌تری از جمله همان حسادت و حقارت را اضافه کنند که در نهایت منجر به انفجارهای کلامی و فیزیکی می‌شود.

۰۶

پارادوکس «احترام» در فرهنگ مافیایی

در فرهنگ ایتالیایی‌-آمریکایی که فیلم به تصویر می‌کشد، «احترام» (Respect) ارزشی بالاتر از زندگی دارد. برای تامی، هرگونه بی‌احترامی، حتی کوچک‌ترین آن‌ها، با مرگ پاسخ داده می‌شود. صحنه قتل بیلی بتس (Billy Batts) مثال بارز این موضوع است. بتس فقط به دوران جوانی تامی و کفش واکس زدن او اشاره می‌کند، اما تامی این را یک توهین ناموسی به جایگاه فعلی‌اش می‌بیند. او نمی‌تواند گذشته‌اش را رها کند. او مدام در حال اثبات این است که دیگر آن «بچه واکسی» نیست. این پارادوکس که یک مرد قدرتمند تا این حد نسبت به گذشته‌اش آسیب‌پذیر باشد، موتور محرک تمام فجایعی است که او در طول فیلم رقم می‌زند.

۰۷

تکنیک‌های سینمایی؛ دوربین در خدمت جنون

اسکورسیزی برای نشان دادن غیرقابل‌پیش‌بینی بودن تامی از تکنیک‌های خاصی استفاده می‌کند. دوربین معمولاً در صحنه‌هایی که تامی حضور دارد، بسیار نزدیک به اوست و با حرکات سریع (Pan) واکنش‌های او را دنبال می‌کند. وقتی تامی شروع به شلیک به عنکبوت (Spider) می‌کند، تدوین فیلم به شدت سریع می‌شود تا حس هرج‌ومرج و بی‌منطقی عمل او را به تماشاگر القا کند. ما هیچ‌وقت پیش‌زمینه‌ای برای خشم او نمی‌بینیم؛ خشم او مثل صاعقه در یک روز آفتابی نازل می‌شود. این فقدان «نقشه» برای خشونت، تامی را از کاراکترهایی مثل جیمی (رابرت دنیرو) که با استراتژی آدم می‌کشد، متمایز و البته بسیار ترسناک‌تر می‌کند.

زنگ تفریح: وقتی جو پشی خودش را ترساند!

جو پشی بعد از بردن جایزه اسکار برای این نقش، یکی از کوتاه‌ترین سخنرانی‌های تاریخ را انجام داد: «این افتخار من است، متشکرم.» اما نکته جالب اینجاست که او در مصاحبه‌ای گفته بود گاهی اوقات خودش از شدت وحشی‌گری تامی در بازبینی صحنه‌ها شوکه می‌شد. او می‌گفت برای فرو رفتن در نقش، باید تمام جنبه‌های انسانی و همدلی خود را در خانه می‌گذاشت و با یک «خشم خالص» وارد صحنه می‌شد. جالب‌تر اینکه بسیاری از اعضای واقعی مافیا بعد از اکران فیلم پیام فرستادند که بازی او «بیش از حد دقیق» بوده است!

۰۸

روان‌پریشی یا جامعه‌ستیزی؟

اگر بخواهیم تامی را از نظر روان‌پزشکی بررسی کنیم، او یک «سایکوپت» (Psychopath) کلاسیک است. او فاقد وجدان، همدلی و حس پشیمانی است. بعد از کشتن آدم‌ها، او نه تنها ناراحت نیست، بلکه گرسنه می‌شود یا می‌خواهد تفریح کند. او لذت می‌برد که دیگران را در موقعیت‌های معذب قرار دهد (مثل صحنه خنده‌دار بودن). این رفتار نوعی «تغذیه از ترس دیگران» است. برای او، آدم‌ها ابزاری هستند برای رسیدن به لذت یا تخلیه خشم. برخلاف پل سیسرو که به عنوان رئیس، خشونت را برای حفظ نظم به کار می‌برد، تامی خشونت را برای «لذت آنی» و «تسکین ناامنی‌هایش» انجام می‌دهد که این خطرناک‌ترین نوع رفتار جنایی است.

۰۹

تأثیر تامی بر فرهنگ عامه و سینما

شخصیت تامی دویتو الگوی جدیدی از «شرور کوچولوی خطرناک» را در سینما پایه گذاری کرد. قبل از او، گانگسترها معمولاً یا غول‌های بی‌شاخ‌ودم بودند یا مغز متفکرهای اتوکشیده. تامی نشان داد که ترسناک‌ترین آدم در اتاق، کسی نیست که بلندتر فریاد می‌زند یا اسلحه بزرگ‌تری دارد، بلکه کسی است که شما نمی‌دانید در لحظه بعد قرار است بخندد یا مغز شما را روی دیوار پخش کند. این شخصیت راه را برای کاراکترهایی مثل جوکر (نسخه هیث لجر) هموار کرد؛ کاراکترهایی که با «هرج‌ومرج خالص» (Pure Chaos) تعریف می‌شوند و هیچ منطق اقتصادی یا سیاسی پشت جنایاتشان نیست.

۱۰

سرنوشت تامی؛ عدالت به سبک مافیا

پایان کار تامی یکی از رضایت‌بخش‌ترین و در عین حال تلخ‌ترین لحظات فیلم است. او که فکر می‌کند قرار است به یک «مرد ساخته شده» (Made Man) تبدیل شود، توسط همان سیستمی که عاشقش بود بلعیده می‌شود. قتل او پاسخی به بی‌قانونی و تک‌روی‌های خودش بود. مافیا یک سازمان است و سازمان نمی‌تواند یک عنصر غیرقابل‌پیش‌بینی را تحمل کند. مرگ تامی ثابت کرد که در دنیای تبهکاری، حتی اگر ترسناک‌ترین گرگ هم باشی، وقتی نظم گله را به هم بزنی، توسط بقیه دریده خواهی شد. او با همان خشونتی از دنیا رفت که خودش به دیگران هدیه داده بود؛ سریع، بی‌صدا و بدون مراسم تدفین.

۱۱

رابطه تامی و هنری؛ وفاداری یا انگل‌وار؟

رابطه تامی با هنری هیل بسیار پیچیده است. تامی از هنری به عنوان یک «شاهد» برای قدرت‌نمایی‌هایش استفاده می‌کند. او نیاز دارد که هنری (که خوش‌تیپ‌تر و متعادل‌تر است) او را ببیند و تحسین کند. در واقع، تامی یک نوع انگل عاطفی است که از توجه دوستانش تغذیه می‌کند. هنری هم از تامی می‌ترسد و هم به نوعی او را به عنوان نیروی اجرایی لازم دارد. این دوستی سمی نشان می‌دهد که در دنیای رفقای خوب، چیزی به نام رفاقت خالص وجود ندارد؛ هر رابطه بر پایه ترس، نیاز و سود متقابل بنا شده است و وقتی یکی از این ستون‌ها بلرزد، کل بنا فرو می‌ریزد.

۱۲

میراث تامی دویتو در متد اکتینگ

بازی جو پشی در این نقش، استانداردهای جدیدی را برای بازیگری در نقش‌های فرعی (Supporting Actor) تعریف کرد. او توانست در حضور غول‌هایی مثل دنیرو، نه تنها دیده شود بلکه تمام توجهات را به خود جلب کند. تامی دویتو مثالی عالی برای تدریس در کلاس‌های بازیگری است تا نشان دهد چطور می‌توان با استفاده از جزییات کوچک مثل طرز راه رفتن، نحوه نگاه کردن به مخاطب هنگام صحبت و تغییر ناگهانی لحن صدا، یک شخصیت سه‌بعدی و عمیق ساخت. او فقط نقش یک قاتل را بازی نکرد؛ او به وحشت هویت بخشید و آن را با طنزی سیاه آمیخت که تا ابد در حافظه سینما باقی خواهد ماند.

Smart FAQ: سوالات متداول درباره تامی دویتو

۱. آیا تامی دویتو واقعاً وجود داشت؟
بله شخصیت تامی بر اساس یک گانگستر واقعی عضو خانواده لوچزه به نام توماس دیسیمونه ساخته شده است. دیسیمونه واقعی بسیار خشن‌تر و از نظر فیزیکی تنومندتر از جو پشی بود و در سن ۲۸ سالگی ناپدید شد. بسیاری معتقدند او توسط خانواده‌های مافیایی به دلیل قتل‌های خودسرانه کشته شده است. روایت‌های هنری هیل واقعی تایید می‌کند که او ترسناک‌ترین عضو گروه آن‌ها بوده است.
۲. چرا تامی در صحنه Funny how اینقدر عصبانی شد؟
او در واقع عصبانی نبود بلکه داشت با هنری شوخی می‌کرد تا او را بترساند و قدرت خود را نشان دهد. تامی از ایجاد موقعیت‌های معذب برای دیگران لذت می‌برد و با این کار وفاداری و میزان ترس آن‌ها را می‌سنجید. این صحنه نشان‌دهنده ماهیت سادیستی و کنترل‌گر او در روابط دوستانه است. در نهایت او با خندیدن نشان داد که تمام آن استرس فقط یک بازی روانی بوده است.
۳. علت اصلی قتل تامی توسط مافیا چه بود؟
تامی بیلی بتس را به قتل رساند که یک مرد ساخته شده و عضو رسمی خانواده گامبینو بود. طبق قوانین مافیا هیچ‌کس حق ندارد بدون اجازه رئیس یک عضو رسمی را به قتل برساند. تامی با این کار توازن بین خانواده‌های مافیایی را به خطر انداخت و آن‌ها برای جلوگیری از جنگ خونین او را قربانی کردند. در واقع او تاوان زیر پا گذاشتن پروتکل‌های سفت‌وسخت مافیایی را با جانش داد.
۴. چرا مادر تامی در فیلم نقاشی یک مرد با سگ‌ها را نشان می‌دهد؟
این نقاشی در واقع توسط مادر واقعی نیکولاس پیلگی (نویسنده کتاب) کشیده شده بود و در فیلم استفاده شد. این صحنه برای نشان دادن تضاد شدید بین دنیای جنایتکارانه تامی و دنیای ساده و خانگی مادرش طراحی شده است. جالب اینجاست که مرد در نقاشی شبیه به بیلی بتس است که در همان لحظه در صندوق عقب ماشین تامی مرده است. این یک کمدی سیاه و هوشمندانه از سوی اسکورسیزی برای نمایش پوچی زندگی تامی است.
۵. آیا جو پشی برای این نقش جایزه اسکار گرفت؟
بله جو پشی در سال ۱۹۹۱ برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. بازی او به قدری تاثیرگذار بود که آکادمی نتوانست از کنار آن به سادگی عبور کند. این یکی از معدود دفعاتی بود که یک نقش منفی با چنین خشونت عریانی برنده جایزه شد. سخنرانی کوتاه او نیز به یکی از ماندگارترین لحظات تاریخ اسکار تبدیل گشت.
۶. رابطه تامی با جیمی کانوی (رابرت دنیرو) چگونه بود؟
جیمی برای تامی حکم یک برادر بزرگتر و مربی را داشت که همواره او را تحسین می‌کرد. تامی تنها کسی بود که جیمی واقعاً به او اهمیت می‌داد و از مرگش به شدت متاثر شد. جیمی از خشونت تامی برای پیشبرد اهداف گروه استفاده می‌کرد اما نمی‌توانست او را کنترل کند. این رابطه نشان‌دهنده پیوندهای خونی غیررسمی در دنیای تبهکاری است که گاهی از قوانین سازمانی هم قوی‌تر می‌شوند.
۷. چرا تامی به عنکبوت (Spider) شلیک کرد؟
شلیک اول به پای عنکبوت برای تحقیر او و نشان دادن قدرت تامی در مقابل دوستانش بود. شلیک دوم که منجر به مرگ او شد، واکنشی به فحاشی و ایستادگی غیرمنتظره عنکبوت در برابر تامی بود. تامی نمی‌توانست تحمل کند که یک خدمتکار جزء به او بی‌احترامی کند، حتی اگر حق با او باشد. این صحنه اوج بی‌منطقی و وحشی‌گری شخصیتی را نشان می‌دهد که برای غرور کاذبش جان انسان‌ها را می‌گیرد.

جمع‌بندی نهایی

تامی دویتو در فیلم رفقای خوب، فراتر از یک شخصیت داستانی، مطالعه‌ای عمیق در باب ناامنی‌های انسانی و پیامدهای ویرانگر قدرت بدون مسئولیت است. او به ما نشان می‌دهد که چطور عقده‌های دوران کودکی و نیاز مفرط به دیده شدن، می‌تواند از یک انسان معمولی، هیولایی بسازد که حتی به دوستان نزدیکش هم رحم نمی‌کند. شاهکار اسکورسیزی و بازی تکرارناپذیر جو پشی، تامی را به نمادی از «غیرقابل‌پیش‌بینی بودن» تبدیل کرد؛ نمادی که یادآور می‌شود خطرناک‌ترین آدم‌ها کسانی هستند که هیچ مرز اخلاقی برای خود قائل نیستند. تامی دویتو آینه‌ای است که زشتی‌های نهفته در فرهنگ خشونت و طمع را با بی‌رحمی تمام به رخ ما می‌کشد.

شما از تامی دویتو می‌ترسید یا او را تحسین می‌کنید؟

دنیای رفقای خوب پر از شخصیت‌های خاکستری است، اما تامی رنگ خاص خودش را دارد. به نظر شما اگر تامی کشته نمی‌شد، می‌توانست به ریاست مافیا برسد یا باز هم با یک اشتباه خودش را به کشتن می‌داد؟ ترسناک‌ترین صحنه‌ای که از او به یاد دارید کدام است؟ نظرات و تحلیل‌های سینمایی خودتان را در بخش دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید تا درباره این شاهکار اسکورسیزی بیشتر گپ بزنیم!

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]