زندگینامه داستین هافمن، هنرپیشه «کابوی نیمهشب»، «بزرگمرد کوچک»، «کرامر علیه کرامر»، «توسی» و «مرد بارانی»

داستین هافمن بازیگر و فیلمساز آمریکایی متولد 8 آگوست 1937 است. او یکی از برجسته ترین بازیگران نسل خود است و در طول زندگی حرفه ای خود در فیلم ها، برنامه های تلویزیونی و تولیدات صحنه ای متعددی ظاهر شده است.
نقش مهم هافمن در فیلم “فارغ التحصیل” در سال 1967 بود که برای آن نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد. او در بسیاری از فیلمهای مطرح دیگر از جمله «کابوی نیمهشب»، «بزرگمرد کوچک»، «کرامر علیه کرامر»، «توسی» و «مرد بارانی» بازی کرد که برای آنها برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد. .
هافمن به عنوان کارگردان و تهیه کننده نیز کار کرده است و در طول زندگی خود در چندین فعالیت بشردوستانه شرکت داشته است. او به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران نسل خود شناخته می شود و تأثیر ماندگاری در دنیای فیلم و سرگرمی از خود به جای گذاشته است.
هافمن در لس آنجلس، کالیفرنیا، از پدر و مادری که هر دو در صنعت سرگرمی بودند به دنیا آمد. پدرش دکوراتور و مادرش پیانیست و معلم بود.
او حرفه بازیگری خود را در تئاتر آغاز کرد و در خانه نمایش پاسادنا تحصیل کرد و سپس در اوایل دهه 1960 به شهر نیویورک نقل مکان کرد.
نقش های اولیه هافمن در فیلم شامل حضور در «ببر می سازد» (1967) و «واگن ستاره ای» (1966) بود، اما بازی او در «فارغ التحصیل» بود که او را به یک ستاره تبدیل کرد.
هافمن علاوه بر نقشهای برندهی اسکار در فیلمهای «کرامر علیه کرامر» و «مرد بارانی» جوایز بسیاری را در طول دوران حرفهای خود دریافت کرده است، از جمله هفت جایزه گلدن گلوب و یک جایزه تونی برای بازی در نمایشنامه «مرگ فروشنده.”
هافمن دو بار ازدواج کرده و شش فرزند دارد. او در طول سالها در چندین رابطه برجسته از جمله شراکت طولانیمدت با آن برن بازیگر نقش داشته است.
هافمن علاوه بر فعالیت در زمینه سرگرمی، به خاطر فعالیت هایش نیز شهرت دارد و در طول زندگی خود در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی از جمله فعالیت های ضد جنگ و محیط زیست شرکت داشته است.
هافمن در سالهای اخیر در چندین فیلم برجسته از جمله «داستانهای مایروویتز» (2017) و «ایرلندی» (2019) نقش داشته است.
او همچنین در برنامه های تلویزیونی از جمله سریال HBO “شانس” (2011-2012) و سریال آمازون “میهن پرست” (2015) حضور داشته است.
هافمن به خاطر تطبیق پذیری اش به عنوان یک بازیگر شناخته شده است و او در طول دوران حرفه ای خود طیف گسترده ای از شخصیت ها را بازی کرده است، از یک درگ کوئین در «توتسی» تا یک دانشمند اوتیستیک در «مرد بارانی».
او به خاطر فداکاریاش برای حرفهاش معروف است، و شناخته شده است که عمیقاً در نقشهایش غوطهور شده است. به عنوان مثال، او نواختن پیانو را برای بازی در فیلم «کرامر علیه کرامر» آموخت و برای بازی در «مرد بارانی» ماه ها به تحقیق درباره اوتیسم پرداخت.
هافمن همچنین در طول زندگی حرفه ای خود در چندین اثر تئاتر برجسته شرکت داشته است. او علاوه بر نقش برنده جایزه تونی در «مرگ یک فروشنده» در چندین اثر دیگر برادوی از جمله «تاجر ونیز» و «همه سر» حضور داشته است.
هافمن یک مجموعه دار مشتاق هنر معاصر است و در طول سال ها آثار زیادی از مجموعه خود را به موزه ها و گالری ها اهدا کرده است.
او همچنین در چندین سازمان خیریه از جمله بنیاد تحقیقات مولتیپل میلوما و حفاظت از لس آنجلس مشارکت داشته است.
در سال 2017، هافمن به آزار و اذیت جنسی توسط چندین زن متهم شد که او آن را رد کرد. این اتهامات منجر به بحث گسترده در مورد آزار و اذیت جنسی و سوء رفتار در صنعت سرگرمی شد.
هافمن به دلیل مشارکت در هنر با چندین جایزه یک عمر دستاورد، از جمله جایزه یک عمر دستاورد موسسه فیلم آمریکا و افتخارات مرکز کندی شناخته شده است.
علیرغم موفقیت و تحسینش، هافمن گفته است که او همچنان به عنوان یک بازیگر دچار تردید و ناامنی است که به اعتقاد او بخش کلیدی فرآیند خلاقیت اوست.
هافمن علاوه بر بازیگری به عنوان تهیه کننده و کارگردان نیز فعالیت داشته است. او تهیه کننده فیلم های «زمان مستقیم» (1978) و «آگاتا» (1979) و کارگردانی فیلم های «کوارتت» (2012) و «بوفالوی آمریکایی» (1996) بود.
هافمن از مدافعان برجسته هنر است و در چندین طرح برای ترویج هنر در مدارس و جوامع مشارکت داشته است.
او به خاطر حس شوخ طبعی اش شناخته شده است و در چندین فیلم کمدی از جمله «توتسی» و «ملاقات با فاکرها» ظاهر شده است.
هافمن در طول سال ها مربی بسیاری از بازیگران جوان از جمله جیک جیلنهال، جود لاو و آدام سندلر بوده است.
در سال 1980، هافمن در تولید برادوی “تاجر ونیز” در کنار جان لیتگو و مریل استریپ بازی کرد. این تولید بسیار مورد تحسین قرار گرفت و بعداً به یک فیلم تلویزیونی تبدیل شد.
هافمن به دلیل روند آماده سازی طاقتفرسایش برای نقش هایش شناخته شده است و او ماه ها را صرف تحقیق و مطالعه شخصیت هایش کرده است. او برای بازی در «مرد ماراتن» حتی نحوه دویدن در مسافت های طولانی را یاد گرفت و تحت عمل جراحی دندان قرار گرفت تا شبیه یک دونده ماراتن به نظر برسد.
هافمن همچنین در چندین مستند برجسته از جمله «Visions of Light» (1992) و «کنسرت برای شهر نیویورک» (2001) نقش داشته است.
هافمن علیرغم موفقیتش گفته است که انگیزه او همچنان ترس از شکست است که به اعتقاد او یک ویژگی مشترک در بین بازیگران و هنرمندان است.
هافمن ابتدا برای بازی در نقش مایکل کورلئونه در «پدرخوانده» انتخاب شد، اما به دلیل درگیری های برنامه ریزی، آل پاچینو جایگزین او شد.
او نقش هری پاتر را در اقتباس های سینمایی مجموعه کتاب های محبوب رد کرد و گفت که نمی خواهد شش ماه را برای فیلمبرداری در انگلیس بگذراند.
هافمن به دلیل تعهد خود به عدالت اجتماعی شناخته شده است و در طول زندگی خود در چندین هدف سیاسی شرکت داشته است. او از مخالفان سرسخت جنگ ویتنام بود و در تظاهرات ضد جنگ در سال 1970 دستگیر شد.
در سال 2012، هافمن در پیادهروی مشاهیر هالیوود به پاس کمکهایش به صنعت سرگرمی، ستارهای دریافت کرد.
هافمن در مورد مبارزه خود با اعتیاد آشکارا صحبت کرده است و از دهه 1980 هوشیار بوده است.
او یک کتاب خوان پرخاشگر است و گفته است که هفته ای چند کتاب می خواند.
هافمن به دلیل حمایتش از بازیگران جوان و تمایلش برای همکاری با استعدادهای جدید مورد ستایش قرار گرفته است. او گفته است که از راهنمایی بازیگران جوان و کمک به آنها برای توسعه هنرشان لذت می برد.
هافمن علاوه بر کارهای سینمایی و تلویزیونی خود، در چندین موزیک ویدیو از جمله «دختر لیبریایی» مایکل جکسون و «پاپ استار» دی جی خالد نیز حضور داشته است.
هافمن یک بازیگر متد است، به این معنی که در شخصیت هایش غوطه ور می شود و سعی می کند احساسات و رفتار آنها را در زندگی خود تجربه کند. او به دلیل آمادگی شدید برای نقش هایش شناخته شده است و به دلیل توانایی اش در تبدیل شدن به شخصیت هایش مورد تحسین قرار گرفته است.
او در طول دوران حرفه ای خود با چندین کارگردان برجسته از جمله مایک نیکولز، سیدنی پولاک و بری لوینسون کار کرده است.
هافمن در سال 2013 به سرطان مبتلا شد، اما از آن زمان تحت درمان قرار گرفته و گزارش ها در حال بهبودی است.
او توسط چندین سازمان به دلیل مشارکت در هنر، از جمله مدال ملی هنر و کمک هزینه تحصیلی آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون بریتانیا (بفتا) مورد تقدیر قرار گرفته است.
هافمن به خاطر صداپیشگی اش نیز شناخته شده است و صداپیشگی چندین شخصیت انیمیشن از جمله استاد شیفو در فیلم های «پاندای کونگ فو کار» و بن در «مرکز شگفتی های آقای ماگوریوم» را برعهده داشته است.
او یکی از منتقدان سرسخت صنعت فیلم بوده و علیه عدم تنوع و نمایندگی در هالیوود صحبت کرده است. او همچنین در چندین طرح برای ارتقای تنوع در صنعت شرکت داشته است.
هافمن گفته است که به ویژه به کارش در فیلم «توتسی» که از آن به عنوان فیلم مورد علاقه شخصی خود یاد می کند، افتخار می کند. او همچنین گفته است که از بازی در شخصیت های معیوب و پیچیده ای که او را به عنوان یک بازیگر به چالش می کشند، لذت می برد.
در سالهای اخیر، هافمن نقشهای مکمل بیشتری را در فیلمها بازی کرده است، اما او همچنان یک چهره قابل احترام و تأثیرگذار در صنعت سرگرمی است.
هافمن صداپیشه ای پرکار است و صداپیشگی چندین شخصیت انیمیشن از جمله استاد شیفو در فیلم های «پاندای کونگ فو کار» و روسکورو در «داستان دسپرو» را برعهده داشته است.
او یک مدافع طولانی مدت برای دلایل زیست محیطی بوده و از چندین سازمان که برای رسیدگی به تغییرات آب و هوا و حفاظت از محیط زیست کار می کنند، حمایت کرده است.
هافمن به خاطر تعهدش به حرفهاش شناخته میشود، و او برای آماده شدن برای نقشهایش تلاش زیادی میکند. به عنوان مثال، او 15 پوند وزن کم کرد و نواختن پیانو را برای بازی در «کرامر علیه کرامر» آموخت.
هافمن علاوه بر کار خود به عنوان بازیگر و فیلمساز، یک موسیقیدان ماهر نیز هست و سال ها پیانو و گیتار می نوازد.
هافمن از حامیان حقوق زنان بوده و در چندین طرح برای ترویج برابری جنسیتی در صنعت سرگرمی مشارکت داشته است.
او به دلیل مشارکت در صنعت سرگرمی با چندین جایزه یک عمر دستاورد، از جمله جایزه Cecil B. DeMille، جایزه AFI Life Achievement، و BAFTA Fellowship شناخته شده است.
هافمن همچنین در طول زندگی خود در چندین تلاش بشردوستانه شرکت داشته است و زمان و منابعی را برای حمایت از اهداف مختلف از جمله تحقیقات سرطان، آموزش و هنر اختصاص داده است.
در سال 2017، هافمن توسط چندین زن به آزار و اذیت جنسی متهم شد که او آن را رد کرد. این اتهامات باعث ایجاد یک گفتگو در مورد آزار و اذیت جنسی و رفتار نادرست در هالیوود شد و منجر به افزایش توجه به این موضوع شد.
هافمن یک بازیگر برجسته صحنه است و در چندین اثر برجسته از جمله “مرگ یک فروشنده”، “تاجر ونیز” و “همه سر” ظاهر شده است.
او به خاطر صدای گفتاری متمایزش که به عنوان صدای خشن و شنی توصیف شده است، شناخته شده است. او گفته است که صدا را در نتیجه سیگار کشیدن برای چندین سال رشد داده است.
هافمن از حامیان دیرینه حزب دمکرات بوده و در طول سال ها در چندین کارزار سیاسی شرکت داشته است.
او دو بار ازدواج کرده و دارای شش فرزند، از جمله دو فرزند از همسر فعلی خود، لیزا گوتسگن است.
هافمن در سالهای اخیر در چندین فیلم برجسته از جمله «داستانهای مایروویتز» (2017) و «بیهوشی» (2015) نقش داشته است.
او همچنین در چندین برنامه تلویزیونی از جمله “شانس”، “شوخی” و “مدیچی” حضور داشته است.
هافمن علاوه بر فعالیت در صنعت سرگرمی، نویسنده ای ماهر است و چندین مقاله و مقاله در طول سال ها منتشر کرده است.
هافمن به طور گسترده به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران نسل خود شناخته می شود و آثار او تأثیر عمیقی بر دنیای فیلم و سرگرمی داشته است.
هافمن در چندین مستند برجسته از جمله “یهودیان و بیسبال: داستان عشق آمریکایی” (2010) و “آجیل!” (2016).
او توسط چندین جشنواره بین المللی فیلم از جمله جشنواره فیلم کن که در سال 2013 جایزه نخل طلای افتخاری را دریافت کرد، مورد تقدیر قرار گرفته است.
هافمن مدافع آگاهی از سلامت روان بوده و آشکارا در مورد مبارزه خود با اضطراب و افسردگی صحبت کرده است.
هافمن در چندین ابتکار برای ترویج تنوع و نمایندگی در صنعت سرگرمی شرکت داشته است، از جمله حمایت از جوایز دسترسی رسانه ها و حمایت از فرصت های بیشتر برای بازیگران و فیلمسازان با پیشینه های مختلف.
او در این سال ها مربی بسیاری از بازیگران و فیلمسازان جوان بوده و گفته است که از کمک به شکوفایی و پرورش استعدادها لذت می برد.
هافمن گفته است که به ویژه به کار خود در فیلمهای «کابوی نیمهشب» و «کرامر علیه کرامر» افتخار میکند که هر دو باعث تحسین منتقدان و جوایز اسکار شدند.
هافمن به دلیل توانایی اش در انتقال احساسات عمیق و حساسیت در اجراهایش شناخته شده است و به دلیل توانایی اش در ارتباط با مخاطبان در سطحی عمیق مورد تحسین قرار گرفته است.
او کتابخوانی پرکار است و گفته است که هفته ای چند کتاب می خواند. او به توصیه کتاب به دوستان و همکارانش معروف بوده و گفته است که همیشه به دنبال مطالب جدید و جالب برای خواندن است.
هافمن همچنین یک عکاس ماهر است و آثار خود را در چندین گالری و موزه به نمایش گذاشته است.
او از مدافعان حقوق حیوانات است و در چندین طرح برای ارتقاء رفاه حیوانات و حفاظت از گونه های در معرض خطر شرکت داشته است.
هافمن در سالهای اخیر در چندین فیلم برجسته از جمله «Boychoir» (2014) و «The Cobbler» (2014) نقش داشته است.
او همچنین در چندین برنامه تلویزیونی از جمله “سیمپسون ها”، “مرد خانواده” و “شنبه شب زنده” حضور داشته است.
هافمن یکی از منتقدان سرسخت صنعت فیلم بوده و در برابر نبود تنوع و نمایندگی در هالیوود صحبت کرده است. او از فرصتهای بیشتر برای بازیگران و فیلمسازان با پیشینههای مختلف حمایت کرده است و در چندین طرح برای ترویج تنوع در صنعت شرکت داشته است.
علیرغم موفقیت و تحسینش، هافمن گفته است که هنوز نسبت به فرصتهایی که در زندگی حرفهایاش به دست آورده، احساس هیبت و قدردانی میکند و همچنان متعهد است که بهعنوان یک بازیگر و فیلمساز به تلاش خود و چالشهای جدید ادامه دهد.
هافمن به طور گسترده ای به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران نسل خود شناخته می شود و کار او همچنان به الهام بخشیدن و تأثیرگذاری بر بازیگران و فیلمسازان سراسر جهان ادامه می دهد.
بهترین فیلمهای داستین هافمن
در اینجا تعدادی از بهترین فیلمهای داستین هافمن که داستانهای قوی و جذابی دارند، آورده شده است:
“فارغ التحصیل” (1967): یک تازه فارغ التحصیل کالج توسط زنی مسن تر اغوا می شود و عاشق دخترش می شود.
“کابوی نیمه شب” (1969): یک تگزاسی ساده لوح به شهر نیویورک سفر می کند و با مرد کلاهبرداری که از او سوء استفاده می کند درگیر می شود.
“پاپیون” (1973): مردی به ناحق به قتل محکوم می شود و به زندانی وحشیانه در گویان فرانسه فرستاده می شود، جایی که با یک زندانی دوست می شود و قصد فرار دارد.
“همه مردان رئیس جمهور” (1976): دو روزنامه نگار در مورد رسوایی واترگیت تحقیق می کنند و شبکه ای از فساد و سرپوش گذاری را کشف می کنند.
«کرامر در برابر کرامر» (1979): یک زوج طلاق تلخ و نبرد حضانت پسرشان را پشت سر می گذارند.
“مرد بارانی” (1988): مردی متوجه می شود که یک برادر گمشده اوتیستیک دارد و او را به یک سفر جاده ای می برد.
«هوک» (1991): پیتر پن به نورلند باز می گردد تا فرزندانش را از دست کاپیتان هوک نجات دهد.
“سگ را تکان دهید” (1997): یک دکتر اسپین دکتر و یک تهیه کننده هالیوود جنگی ساختگی ایجاد می کنند تا افکار عمومی را از یک رسوایی جنسی ریاست جمهوری منحرف کنند.
“در جستجوی سرزمین نورلند” (2004): داستان جی ام باری و الهام بخش او از رمان کلاسیک “پیتر پن”.
«داستانهای مایروویتز» (2017): خانوادهای ناکارآمد گرد هم میآیند تا حرفه هنری پدرشان را جشن بگیرند و با مسائل شخصی خود روبرو شوند.
هر یک از این فیلم ها دارای یک خط داستانی جذاب است که مخاطب را درگیر می کند و روی شخصیت ها و سفرهای آنها سرمایه گذاری می کند.





