زنانی که در تاریخ ایران ماندگار شدند ( بخش اول )

زنان از قرن های گذشته تا به امروز در تلاش بودند که پا به پای مردان در مقابل مشکلات ایستادگی کرده و جایگاه واقعی خودشان در اجتماع را بدست آورند. در دهه های گذشته فضای کمتری برای ایفای نقش خانم ها در مقام های رسمی هر کشوری وجود داشت و هر روزی که گذشت توانستند پیشرفت های قابل ملاحظه ای را در این زمینه بدست آورند. امروزه زنان هم مانند مردان می توانند در زمینه های دلخواه شان فعالیت داشته باشند و محدودیت های فراوانی را پشت سر گذاشته اند ولی جایگاه امروزی خودشان را باید مدیون زنانی بدانند که خودشان را قربانی کردند تا به هموار شدن این راه سخت کمکی کرده باشند. زنانی که برای اولین بار و برخلاف عقاید اکثریت مردم, خواهان حقوق طبیعی خودشان شدند و به موقعیتی که می خواستند رسیدند. در اینجا می خواهیم زنانی را به شما معرفی کنیم که برای اثبات لیاقتشان هرگز ناامید نشدند و جزء زنان برتر در تاریخ ایران محسوب می شوند.
توجه : از بعضی شخصیت ها تصویر موثقی وجود ندارد و برای آنها از عکس های تزیینی استفاده شده است
انوشه انصاری – نخستین زن فضانورد

او متولد شهر مشهد در ایران است و در سال ۱۳۶۳ به همراه خانوادهاش به آمریکا مهاجرت کردند. انوشه مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ مهندسی الکترونیک و علوم رایانه از دانشگاه جورج میسون و مدرک کارشناسی ارشد خود را درزمینهٔ مهندسی الکترونیک از دانشگاه جورج واشنگتن اخذ کردهاست. او در حال حاضر مشغول طی کردن دورهای در دانشگاه سوئینبورن است تا بتواند دومین مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتهٔ ستارهشناسی دریافت کند. او در سال ۲۰۰۰ ازسوی مجلهٔ زن شاغل بهعنوان کارآفرین برتر شناخته شدهاست. او از بنیانگذاران یک شرکت مخابراتی در آمریکا به نام تی.تی.آی (TTI) بوده که اکنون تحت مالکیت سنوز نتورک قرار دارد. در سال ۲۰۱۵، جامعه ملی فضای آمریکا جایزه «پیشگام فضا» را به انصاری — نخستین زن گردشگر فضایی — اهدا کرد.
انوشه انصاری به همراه برادر همسرش در سال ۲۰۰۳ میلادی جایزهٔ ۱۰میلیوندلاریِ سالیانهٔ «انصاری اکس-پرایز» (Ansari X-prize) را بنیان نهاد. هدف از این جایزه تشویق بخش خصوصی برای سرمایهگذاری و ورود به بازار سفرهای فضایی است که تا پیش از این در انحصار تعداد انگشتشماری از دولتها بودهاست. در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵ (۸ مه ۲۰۰۶)، سازمان فضایی روسیه بهطور رسمی اعلام کرد که انوشه انصاری بهعنوان اولین زن گردشگری فضایی در یکی از پروازهای فضاپیمای سایوز، که برای بهار ۱۳۸۵ برنامهریزی شدهبود، به مدار زمین سفر خواهد کرد. اما پس از رد صلاحیت دایسوکه انوموتو، داوطلب ژاپنی، به دلایل پزشکی و جا ماندن او از مأموریت سایوز تیامای-۹، قرار شد انوشه انصاری در ۲۳ شهریور ۱۳۸۵ با این گروه همراه شود.
وی اولین فضانورد با اصلیت ایرانی در دنیاست و اولین زن کیهانگرد و چهارمین نفری است که هزینهٔ سفر فضایی خود را پرداخت کردهاست. او همچنین پس از عبدالاحد مومند فضانورد افغان دومین فضانورد فارسیزبان است. انصاری ترجیح میدهد درمورد خود از عنوان «فضانورد همراه» به جای واژهٔ «گردشگر فضایی» استفاده کند. وی در روی لباس خود دو پرچم ایران و آمریکا را نقش کرده بود. وی دلیل این کار را اظهار دِین خود به این دو کشور که در موفقیت وی نقش داشتهاند بیان کرد. فضاپیمای سایوز حامل انوشه انصاری، فرمانده روسی میخاییل تیورین، و مهندس پرواز اسپانیایی-آمریکایی، مایکل لوپز الگریا در صبح روز دوشنبه ۱۸ سپتامبر سال ۲۰۰۶ از پایگاه فضایی بایکونور در قزاقستان به فضا پرتاب شد، و بدین ترتیب مأموریت سایوز تیامای-۹ آغاز گشت. دو روز پس از قرار گرفتن در مدار زمین، فضاپیمای سویوز در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۶ با موفقیت به ایستگاه بینالمللی فضایی ملحق شد و اقامت ۹روزهٔ انوشه انصاری در ایستگاه فضایی آغاز شد. سرانجام پس از ۹ روز اقامت و پژوهش در ایستگاه بینالمللی فضایی، انوشه انصاری در سحرگاه ۷ مهر ۱۳۸۵ مصادف با ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۶ میلادی به همراه پاول وینوگرادف روسی و جفری ویلیامز آمریکایی، دو تن از فضانوردان ساکن ایستگاه، به زمین بازگشت و پس از فرود وی در ۹۰کیلومتری شمال آرکالیک در قزاقستان با استقبال گرم خانوادهاش، ازجمله همسرش حمید، و مقامات محلی و مسئولان سازمان فضایی روسیه مواجه شد.
مهین افشار – نخستین زن تاجر

مهین افشار، متولد ایران و فارغ التحصیل مدرسه ژاندارک است. از او به عنوان اولین زن بازرگان که در سال 1326 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد نام برده می شود که با فروش بخشی از جهیزیه اش توانست سرمایه ای فراهم آورده و به عنوان نخستین زن بازرگان در کشور به تجارت بپردازد.
در آن دوران, زندگی, اقتصاد و تجارت اموری مردانه تلقی شده و خانواده ها زنان را از درگیر شدن در فعالیت های بازرگانی منع کرده و آنان را بیشتر به انجام امور خانواده تشویق کرده اند اما در این میان نیز کم نبودند زنانی که سنت ها را شکسته و به عرصه تجارت و کسب و کار روی آوردند. اگرچه تاکنون اطلاعات دقیقی در ارتباط با فعالیت های بازرگانی زنان در ایران جمع آوری نشده است اما از مرحوم مهین افشار نوه ملک تجار به عنوان اولین زن بازرگان که در سال 1326 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد نام برده می شود. او کار را با سرمایه ای حدود 40 هزار تومان شروع کرد. ابتدا نمایندگی شرکت هایی مانند یورماستر اندون و یوخ دانمارک و کارخانه های آرو، سارازن، ساژ و اوهاندو برآلمان را به عهده داشت. کالاهای وارداتی او عبارت بودند از موتورهای دیزل، ژنراتور برق و ماشین های بزرگ و کوچک جوشکاری.توسعه ی کارش سبب شد که در پنج بندر بزرگ دنیا مانند: آمستردام ، نوتردام ،لندن، نیویورک و آنتورب کارگزاری حمل و نقل دایر کند. مهین افشار مدتی نیز منشی گروه« زنان ملیون » بود و علاوه بر کار تجارت در دکوراسیون نیز مهارت داشت و عتیقه دار بزرگی بوده است. او در 28 سالگی ازدواج کرد.
آذر اندامی – تنها زن ایرانی که نامش بر کره زهره ثبت شد

آذر اندامی در سال ۱۳۰۵ در محله ساغریسازان رشت متولد شد. او فرزند چهارم و تنها دختر خانواده بود. مقطع ابتدایی را در دبستان بانوان رشت با یک سال جهش تحصیلی به پایان برد. بعد از اخذ مدرک پایان سال نهم تحصیلات عمومی از دبیرستان فروغ (۱۷ شهریور) رشت، پدرش با اینکه فردی روشنفکر بود از ادامه تحصیل او ممانعت کرد و وی را به دانشسرای مقدماتی رشت فرستاد. در سال ۱۳۲۴ از دانشسرا فارغالتحصیل شد؛ و در سال ۱۳۲۵ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و معلم شد. درسال ۱۳۲۹ و در حین کار دیپلم طبیعی را با امتحان متفرقه دریافت کرد. در سال ۱۳۳۱ با شرکت در کنکور دانشگاه تهران در رشته پزشکی این دانشگاه پذیرفته شد. در سال ۱۳۳۷ موفق به دریافت گواهینامه دکترای پزشکی گردید و بلافاصله به گذراندن دوره تخصصی زنان و زایمان مشغول شد. پس از پایان دوره تخصصی به وزارت بهداری آن زمان منتقل شد و در نهایت به کار در انستیتو پاستور پرداخت.
او پس از مدتی با استفاده از بورس تحصیلی انستیتو پاستور به پاریس رفت و در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ گواهینامه باکتریولوژی گردید. در سال ۱۳۵۳ موفق به دریافت دانشنامه تخصصی علوم آزمایشگاهی بالینی شد. او در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد. چندین بار به کشورهای فرانسه و بلژیک سفر کرد و حاصل این سفرها مقالات علمی بود که در مجلات معتبر به چاپ رسید. پس از بازنشستگی چون خانهنشینی را نمیپسندید به بیمارستان باهر رفت و ریاست آزمایشگاه تشخیص طبی آنجا را بر عهده گرفت. پس از مدتی در مطب همسرش، دکتر خلعتبری، در خیابان حسامالسلطنه به کار مداوای بیماریهای زنان و زایمان مشغول شد. درضمن مخترع واکسن وبا آذراندامی میباشد. در همین سالها بود که به تومور مغزی مبتلا شد. یک روز در مطب در حین معاینه بیمار، تعادل خود را از دست داد و بر روی او سقوط کرد. در ۲۸ مرداد سال ۱۳۶۳ به علت آمبولی ریه که از عواقب بیماری سختش بود درگذشت.
در سال ۱۹۹۲، اتحادیه بینالمللی ستارهشناسی (IAU) حفرهای به قطر ۳۰ کیلومتر در طول جغرافیای ۲۶ درجه و ۵۵ دقیقه و عرض جغرافیایی ۱۷ درجه و ۴۵ دقیقه با قلهای مرکزی را در جنوب سیاره زهره به نام اندامی نامگذاری کرد. آذر اندامی تنها زن ایرانی بود که نامش به این شورا فرستاده شد و بانی این کار دخترش بود.
بیانی ملک زاده – نخستین باستان شناس

ملکه ملکزاده در سال ۱۲۸۹ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. وی فرزند دکتر مهدی ملکزاده (یکی از پایهگذاران علم پزشکی جدید در ایران و نویسنده تاریخ مشروطیت ایران)، نوادهی ملک المتکلمین و نیز نوادهی میرزا سلیمانخان میکده (از رجال نیکنام دوره قاجار و از مشروطهخواهان معروف) بود.
ملکه ملکزاده تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدرسههای ناموس و ژاندارک به پایان برد و موفق به گرفتن دیپلم زبان فرانسه گردید. وی با داشتن استعداد هنری ذاتی به آموختن نقاشی گرایش پیدا کرده و نگارگری ایرانی را نزد استاد بزرگ مینیاتور ایران، میرزا هادیخان تجویدی، فرا گرفت. بانو ملکه ملکزاده، از سال ۱۳۱۳ در دانشکده هنرهای زیبای پاریس به فراگیری نقاشی همت گماشت و همچنین همزمان موفق شد فوق لیسانس خود در رشته باستانشناسی را از دانشکده لوور، وابسته به دانشگاه سوربن پاریس، گرفته و در زمینه”سکهشناسی” سرآمد گردد. شادروان ملکزاده درسال ۱۳۱۷ پس از چهار سال به ایران بازگشته و به ریاست بخش”سکهها،مهرها و الواح موزه ملی ایران”(موزه ایران باستان پیشین) برگزیده شد. در موزه ملی ایران، بخش سکهها و مهرها به همت ایشان و به شکل علمی راه افتاد. آموزش”سکهشناسی”و”مهرشناسی” در گروه باستانشناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران در شمار سایر فعالیتهای این بانوی دانشمند ایرانی بوده است که از سال ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۵۷؛ که سال بازنشستگی ایشان بود ادامه یافت. بانو ملکه ملکزاده را میتوان پایهگذار تدریس علمی این شاخه مهم از مطالعات باستانشناسی در ایران دانست. شادروان ملکزاده به زبانهای فرانسه و انگلیسی مسلط بوده و در خواندن خطوط باستان تبحر داشت.
ملکه ملک زاده با دکتر خانبابا بیانی استاد رشته تاریخ دانشگاه تهران ازدواج کرد. دو فرزند ایشان یعنی دکتر شیرین بیانی (اسلامی ندوشن) و دکتر سوسن بیانی (سمیعی) هستند که هر دو از استادهای بهنام دانشگاه تهران بودند: اولی در گروه تاریخ و دومی در گروه باستانشناسی این دانشگاه خدمت کردند. ملکه ملکزاده در تاریخ دوازدهم خرداد ماه سال ۱۳۷۸ خورشیدی درگذشت.
زینب پاشا – نخستین رهبر مبارزه مسلحانه

زینب پاشا از جمله زنان مبارز تبریزی است که نامش در نهضت مبارزه با واگذاری امتیاز تنباکو غرورآفرین است. وی با شرکتکردن در نهضت تحریم توتون و تنباکو و در گشودن انبارهای محتکران تبریز در زمان قحطی نان پیشگام بودهاست. زینب پاشا در یکی از محلات قدیمی تبریز- عموزین الدین- در یک خانواده روستایی به دنیا آمدهاست. پدرش شیخ سلیمان دهقان بی چیزی بوده که مانند دیگر روستائیان به سختی روزگار می گذرانیدهاست. وی نمونهای از زنهای رشید و معروف تبریز میباشد که مانند بیشتر شخصیتهای تاریخی آذربایجان راه به کتابها نیافته و فراموش شدهاست. زندگی و حیات این زن شجاع در هالهای از ابهام فرو رفته ولی به علت اهمیت قیامش؛ نام وی زنده و خودش نیز مشهور میباشد.
زینب پاشا زنی تنومند و قوی هیکل بود که دو گوشه چادر خود را به کمر میبست. در آن زمان که در تبریز بیشتر خانمها روبندی به صورت خود میزدند؛ این خانم با صورت باز و بدون روبند؛ رفتوآمد می کردهاست. قبل از مشروطیت و در دوران استبداد؛ چون در ایران نظم و امنیتی وجود نداشت، لذا محتکران در تابستان غله سالانه مردم را به قیمت ارزان خریده و در انبارها نگه میداشتند و در فصل زمستان قحطی مصنوعی، به وجود آورده و کالای احتکار شده خود را به چندین برابر قیمت، به مردم فقیر و مظلوم میفروختند. تقریباً در سال ۱۳۱۳ هجری قمری و در دوره سلطنت ناصرالدین شاه این قحطی مصنوعی که توسط عدهای محتکر به وجود آمده بود، به اوج خود رسیده بود و افراد فقیر شهر در تنگنای بزرگی گرفتار شده بودند، تا جایی که قیمت یک من نان از ۱۲ شاهی به ۱۵ شاهی ترقی کرده بود. در چنین شرایط سخت اجتماعی، «زینب پاشا» چماق خود را که پوشیده از میخ و فلز بود، به دست گرفته و عدهای از زنان را به دور خود جمع کرده و علیه محتکران با سلاح سرد خود قیام نمود. زینب پاشا غیر از بستن بازار و حمله به مقر حکومت و سنگباران کردن آن، عدهای از بقالهای محتکر و نانوایان گران فروش را نیز به زیر چماق کلفت خود انداخته بود.
زینب پاشا تقریباً یک قرن و اندی پیش، مهر سکوت تاریخ را از لب برمی دارد و برای اولین بار در تاریخ ایران با چهل نفر از شیرزنان تبریز علیه ستم پیشگان به جنگ مسلحانه و پارتیزانی دست میزند و همه را در برابر دلاوریهای شگفت انگیز خود به حیرت وا میدارد. یکی از عوامل مهم جنبش زنان تبریز به رهبری زینب، ستمگری بیش از حد برخی شاهزادگان و حکام دوره قاجار در آذربایجان بود.
امینه پاکروان – نخستین استاد دانشگاه

امینه در سال ۱۸۹۳ در پاریس زاده شد. مادرش ادیبی اتریشی تبار به نام آلیس آن هرتسفلد بود و پدرش سیاستمداری ایرانی به نام حسن خان، مدتی سفیر ایران در عثمانی بود. امینه نوجوانی را در استانبول گذراند و همانجا با یک مرد سیاسی مسلمان ازدواج کرد. پس از آن سالهایی را در ایران، مصر، اتریش، آلمان، فرانسه، ترکیه، و بلژیک گذراند. او با نام مستعار «ایران دخت» مقالههایی دربارهٔ ایران در نشریههای قاهره مینوشت و با همین نام در مصر مشهور شده بود. پس از مرگ همسر اولش و دومین ازدواج، به ایران رفت و مدتی درسهای ادبیات فرانسه و تاریخ هنر را در دانشگاه تهران تدریس کرد و کتابهای تاریخی پرارزشی دربارهٔ ایران چاپ کرد. حسن پاکروان از فرزندان اوست. امینه پاکروان در ژوئیه ۱۹۵۸ در ۶۵ سالگی بر اثر سرطان درگذشت.





