ذهنی داشته باشید که پذیرای هرچیزی هست و به هیچچیزی وابسته نمیشود

دلم میخواست امروز فکر و احساسم را بیان میکردم، به این شرط که شاید فردا همهی آنها را تکذیب کنم.
امرسون
من همیشه امیدهای بزرگی دارم.
رابرت فراست
راز اول
ذهنی داشته باشید که پذیرای هرچیزی هست و به هیچچیزی وابسته نمیشود
داشتن ذهنی که پذیرای هرچیزی هست و به هیچچیزی وابسته نمیشود تا زمانی ساده به نظر میرسد که در نظر بیاورید تا چه حد در زندگی شرطی شدهاید و اینکه چهقدر افکار جاریتان تحت تأثیر محیط جغرافیایی، باورهای مذهبی اجدادتان، رنگ پوستتان، شکل چشمهایتان، جهتگیری سیاسی والدینتان، اندازهی قد و قامتتان، جنسیتتان، مدرسهای که برای شما انتخاب شده است و پایگاه اجتماعی خانوادگیتان که تنها برخی از نمونههای احتمالی هستند، قرار میگیرد. شما بهعنوان نوزادی کوچک همراه با تواناییهای بالقوهی نامحدود وارد این جهان شدید. بیشتر انتخابهای شما مورد کاوش قرار نمیگیرد چون از سر حسن نیت برنامهای شرطیسازی طرح شد تا شما را با فرهنگ والدینتان سازگار کند. احتمالاً هیچ فرصتی نداشتید که با برنامهریزیهای فرهنگی و اجتماعیای که برای زندگیتان میشد، مخالفت کنید.
شاید بزرگسالانی بودهاند که شما را تشویق کردهاند ذهنی پذیرا و باز داشته باشید، اما اگر با خودتان صادق باشید، میدانید که فلسفهی زندگیتان، باورهای مذهبیتان، شیوهی لباس پوشیدنتان و زبانی که به آن صحبت میکنید، برنامهای است از آنچه خانواده و میراث آنها تعیین کرد که برای شما مناسب است. اگر با این شرایط از قبل تعیینشده مخالفتی کنید، احتمالاً حتا صداهایی قویتر را میشنوید که اصرار دارند به همان مسیر اولیه و انجام هرچیزی به همان شیوهای که آنها «همیشه انجام دادهاند» برگردید. برای کنار نهادن باورهای ناکارآمد به ذهنی نیاز داریم که نسبت به عقاید جدید پذیرا باشد.
اگر والدینتان یهودی هستند، احتمال کمی وجود دارد بهنحوی تربیت شده باشید که به مذهب مسلمانان احترام بگذارید، و بالعکس. اگر والدینتان جمهوریخواه هستند، احتمالاً چیزی دربارهی جنبههای کارآمد و مثبت حزب دموکرات به شما نگفتهاند. به هر دلیلی که پیشینیان ما ذهنشان را باز نمیکردند، بدون شک نسبت به ما با جمعیت خیلی کمتری روبهرو بودهاند. در دنیای پرجمعیت امروزی، ما دیگر نمیتوانیم با آن شیوههای قدیمی با ذهنی بسته زندگی کنیم. من اصرار دارم که ذهنتان را به روی همهی احتمالات بگشایید، در برابر هر تلاشی که پذیرش ذهنیتان را محدود میکند مقاومت کنید، و اجازه ندهید بدبینی وارد آگاهیتان شود. از نظر من، داشتن ذهنی که نسبت به هرچیزی پذیرا باشد و به هیچچیز وابسته نباشد، یکی از اولین اصولی است که میتوانید برای مشارکت در آرامش فردی و جهانی پذیرای آن باشید.
هیچکس آنقدر آگاهی ندارد که بتواند بدبین باشد
فرصتی پیدا کنید تا جوانهی سبز کوچکی را که از یک دانه سر برمیآورد، مشاهده کنید. به خودتان اجازه دهید شکوه و عظمت آنچه را میبینید احساس کنید. شاعری بزرگ به نام مولانا چنین گفته است: «از هوشمندیات استفاده کن و شکوه و عظمت خود را درک کن!» صحنهی بیرون آمدن جوانهی سبز نشاندهندهی آغاز زندگی است. در این سیاره هیچکس حتا اطلاعات اندکی از اینکه چهطور همهی این نظام کار میکند، ندارد. این نیروی خلاقی که باعث زندگی بخشیدن میشود چیست؟ خود این فرد مشاهدهکننده، هشیاری، اظهارنظر، درک و احساس را چه کسی خلق کرده است؟ این سؤالات بینهایت هستند.
مدت زمان کوتاهی در گذشته، انسانها در برنامهی فضایی وسیلهی کوچکی را روی سیارهی مریخ با کنترل از راه دور به حرکت درآوردند. ده دقیقه طول کشید تا علائم نامرئی از میان فضا بگذرد و به وسیلهی کوچک برسد تا تغییر و تبدیلهای درست شکل بگیرد و به بیلچهی مکانیکی دستور دهد که مقداری از خاک سیارهی مریخ را برای بررسی بردارد. همهی ما از اینگونه شاهکارهای فنی در حیرتیم. اما لحظهای در این مورد فکر کنید. در جهانی بیکران، سیارهی مریخ، نزدیکترین همسایهی ما، معادل حرکت یک بیلیونیم اینچ روی صفحهای است که آن را میخوانید! ما وسیلهای کوچک را روی سیارهی مجاورمان حرکت میدهیم و از عمل خودمان شگفتزده میشویم.
مدت زمان کوتاهی در گذشته، انسانها در برنامهی فضایی وسیلهی کوچکی را روی سیارهی مریخ با کنترل از راه دور به حرکت درآوردند. ده دقیقه طول کشید تا علائم نامرئی از میان فضا بگذرد و به وسیلهی کوچک برسد تا تغییر و تبدیلهای درست شکل بگیرد و به بیلچهی مکانیکی دستور دهد که مقداری از خاک سیارهی مریخ را برای بررسی بردارد. همهی ما از اینگونه شاهکارهای فنی در حیرتیم. اما لحظهای در این مورد فکر کنید. در جهانی بیکران، سیارهی مریخ، نزدیکترین همسایهی ما، معادل حرکت یک بیلیونیم اینچ روی صفحهای است که آن را میخوانید! ما وسیلهای کوچک را روی سیارهی مجاورمان حرکت میدهیم و از عمل خودمان شگفتزده میشویم.
تنها در کهکشان ما بیلیونها بیلیون سیاره، اجرام آسمانی و ستاره وجود دارد، و بیلیونها کهکشان غیر قابل شمارش در بیرون از کهکشان ما هست. ما در جهانی بیکران ذرهای هستیم که انتهایی برای آن نیست. در این مورد فکر کنید: اگر انتهای جهان را پیدا کنیم، آیا دیواری در آنجا وجود دارد؟ اگر اینطور باشد، چه کسی آن را ساخته است؟ حتا شگفتآورتر، پشت این دیوار چه چیزی قرار دارد و ضخامت آن چهقدر است؟
چهطور میتوانیم در دنیایی که اطلاعات اندکی از آن داریم، بدبین باشیم؟ چند هفته بعد از تشکیل تخمک، ضربان قلب نوزاد در درون رحم مادر شروع به تپیدن میکند، و این برای همهی انسانهایی که در این سیاره زندگی میکنند، راز است. در قیاس با آنچه برای دانستن وجود دارد، ما در مرحلهی جنینی قرار داریم. این موضوع را هروقت با کسانی روبهرو میشوید که کاملاً مطمئن هستند تنها یک راه برای انجام کارها وجود دارد، به ذهن بسپارید.
بدبین نباشید. همهی شایدها و اماها را کنار بگذارید، چون بهسختی در قیاس با آنچه باید بدانیم، اطلاعات داریم. آیا میتوانید تصور کنید فرد بدبینی که تنها دویست سال قبل زندگی میکرده، دربارهی جهانی که در آن زندگی میکنیم چهگونه میاندیشیده است؟ هواپیما، برق، اتومبیل، تلویزیون، کنترل از راه دور، اینترنت، دستگاه فکس، تلفن، تلفن سیار و غیره. همهی این موفقیتها در اثر جرقهای بود که در ذهنهای باز زده شد و به پیشرفت، رشد و خلاقیت انجامید.
و آینده و همهی فرداهای شما چهطور؟ آیا میتوانید تصور کنید که خودتان را به قرن چهاردهم برگردانید، بدون هواپیما پرواز کنید، از طریق ذهن تبادل افکار کنید، مولکولهای بدنتان را جدا کنید و خودتان را در کهکشانی دیگر دوباره به هم متصل کنید یا از روی عکس یک گوسفند، گوسفندی دیگر به وجود آورید؟ ذهن باز و پذیرا به شما اجازهی کشف، خلق و رشد میدهد. ذهنی بسته و محدود مانع چنین تبیینهای خلاقی است. به یاد داشته باشید که پیشرفت غیرممکن است اگر ما همیشه کارها را به روشی که همیشه انجام میدادیم انجام دهیم. توانایی مشارکت در معجزهها ـ معجزههای واقعی در زندگیتان ـ زمانی به دست میآید که شما ذهنتان را بهسوی توانایی بالقوهی نامحدودتان باز کنید.
و آینده و همهی فرداهای شما چهطور؟ آیا میتوانید تصور کنید که خودتان را به قرن چهاردهم برگردانید، بدون هواپیما پرواز کنید، از طریق ذهن تبادل افکار کنید، مولکولهای بدنتان را جدا کنید و خودتان را در کهکشانی دیگر دوباره به هم متصل کنید یا از روی عکس یک گوسفند، گوسفندی دیگر به وجود آورید؟ ذهن باز و پذیرا به شما اجازهی کشف، خلق و رشد میدهد. ذهنی بسته و محدود مانع چنین تبیینهای خلاقی است. به یاد داشته باشید که پیشرفت غیرممکن است اگر ما همیشه کارها را به روشی که همیشه انجام میدادیم انجام دهیم. توانایی مشارکت در معجزهها ـ معجزههای واقعی در زندگیتان ـ زمانی به دست میآید که شما ذهنتان را بهسوی توانایی بالقوهی نامحدودتان باز کنید.
معجزهی تعیین فکر
از اینکه دربارهی تواناییتان جهت خلق و آفرینش توقع کمی از خودتان داشته باشید، اجتناب کنید. همانطور که میکل آنژ میگفت، بزرگترین خطر این نیست که آرزوها و آمالتان خیلی بزرگ باشد و در دستیابی به آنها ناکام بمانید؛ بلکه خطر بزرگ این است که آرزوهای خیلی کوچکی داشته باشید و به آنها برسید. در درونتان تصوری از شعلهی شمعی داشته باشید که علیرغم آنچه برای شما پیش میآید، بهروشنی میدرخشد. اجازه دهید این شعلهی درونی نظریهای به شما عرضه کند تا بتوانید معجزهها را در زندگیتان آشکار کنید.
در هر موردی که فردی خودبهخود درمان میشود یا بر چیزی که غیرممکن در نظر گرفته شده بود غلبه مییابد، فرد یک دگرگونی شخصیتی کامل را سپری میکند. او درواقع درک از واقعیت را دوباره تعریف میکند. برای تجربهی معجزههای خودبهخودی خداگونه، شما باید خودتان را بهعنوان موجودی خداگونه ببینید. کتاب مقدس میگوید: «با خداوند هرچیزی امکانپذیر است.» حالا به من بگویید، چه نکتهای در این جمله ناگفته مانده است؟ فردی که دارای ذهنی باز و پذیراست، یعنی آرامش دارد، عشق را منعکس میکند، تمرین بخشش میکند، سخاوتمند است، به همهی جنبههای زندگی احترام میگذارد و مهمتر اینکه، خودش را مجسم میکند که میتواند کاری را که در ذهن و قلبش قابل درک است، انجام دهد. هر قانون جهانی که تاکنون برای آشکار کردن معجزهای در هرجا و هر زمان و در هر شخصی به کار برده شده است، هنوز در کتابها هست. این قانون هرگز لغو نشده است و هرگز نیز نخواهد شد. برای اینکه معجزهگر باشید، شما هم دارای همین انرژی و همین جلوهی الهی هستید ـ اما تنها اگر واقعاً باور داشته باشید و چنین چیزی را در درون خود بشناسید.
درک کنید که دربارهی توسعه و گسترش چه فکری میکنید. (من فکر میکنم، پس هستم!) اگر افکارتان با شک و تردید پر شده باشد و ذهن بستهای داشته باشید، لزوماً بر طبق همین شک و تردیدهای ذهن بسته عمل میکنید و در هرجایی که باشید، آثار چنین تفکری را میبینید. از طرف دیگر، باید تصمیم بگیرید (در این مورد اشتباه نکنید، این انتخاب است) ذهنی داشته باشید که به روی هرچیزی باز باشد. سپس بر طبق این انرژی درونی عمل خواهید کرد و در هرجایی که باشید، علاوه بر دریافتکنندهی معجزهها، خالق آن نیز خواهید بود. شما منظور والت ویتمن را درک خواهید کرد که نوشت: «برای من، هر سانتیمتر مکعب از فضا معجزه است.»
باز و پذیرا بودن نسبت به هرچیزی یعنی چه
منظور از هرچیزی، هرچیزی است. هیچ استثنایی وجود ندارد. وقتی کسی به شما پیشنهادی میکند که با شرایطتان تعارض دارد، به جای اینکه بگویید: «مسخره است؛ ما همه میدانیم چنین چیزی غیرممکن است»، بگویید: «قبلاً هرگز چنین چیزی به ذهنم نرسیده بود. در موردش فکر خواهم کرد.» به روی عقاید معنوی همهی مردم آغوش بگشایید و با ذهنی باز به طرحها و نظریات احمقانهای که در ابتدا غیرمنطقی به نظر میرسند، گوش کنید. وقتی کسی میگوید که بلورها میتوانند تورم رگهای خونی دردناک را درمان کنند، گیاهان طبیعی میتوانند کلسترول را پایین بیاورند، اشخاص نهایتاً میتوانند زیر آب نفس بکشند یا اینکه پرواز انسانی امکانپذیر است، بهدقت گوش کنید و کنجکاو باشید.
از وابستگیهایتان به آنچه آموزش دیدهاید باورشان کنید، رها شوید. ذهنتان را به روی همهی احتمالات باز کنید، چون خواه باور کنید چیزی امکانپذیر است یا غیرممکن، در هر دو صورت حق با شماست. چهطور چنین چیزی میتواند درست باشد؟ توافقتان با واقعیت و هرآنچه امکانپذیر است تعیین میکند که چه خواهید شد. اگر متقاعد شدهاید که نمیتوانید ثروتمند، مشهور، هنرمند، ورزشکاری حرفهای، خوانندهای عالی یا هرچیز دیگری شوید، بر طبق همین باور درونیتان عمل خواهید کرد که شما را از تحقق آنچه واقعاً دوست دارید، بازمیدارد. تنها چیزی که از تلاشتان به دست خواهید آورد این است که حق با شماست. وقتی نیاز دارید حق با شما باشد، به بازتاب شرطیشدهتان در اینکه اوضاع چهگونه است و خواهد بود، وابسته میشوید، و فرض میکنید که همیشه نیز همینطور خواهد بود.
وابستگیهایتان را رها کنید
راز اول دو جزء دارد: ۱) ذهنی که نسبت به هرچیزی باز و پذیراست و ۲) ذهنی که به هیچچیزی وابسته نیست. وابستگیهای شما منبع همهی مشکلاتتان هستند. این نیاز که حق با شما باشد، تسلط بر کسی یا مالک چیزی بودن، به هر قیمتی برنده بودن، در چشم دیگران فوقالعاده به نظر رسیدن، همهی اینها وابستگی هستند. ذهن باز در مقابل این وابستگیها مقاومت میورزد و پیوسته آرامش درونی و موفقیت را تجربه میکند.
برای رها شدن از وابستگیها، باید دیدگاهتان را نسبت به خود تغییر دهید. اگر ملاک اولیهتان با بدن و داراییهایتان سنجیده میشود، نفس شما نیروی مسلط در زندگیتان است. اگر بتوانید نفستان را بهدرستی کنترل کنید، روح خود را فرامیخوانید تا نیروی هدایتکننده در زندگیتان باشد. شما بهعنوان موجودی روحانی، میتوانید بدنتان را مشاهده کنید و شاهدی دلسوز برای موجودیتتان باشید. جنبهی روحانیتان نامعقول بودن وابستگیهایتان را میبیند چون خودِ روحانی و مقدستان، روح و روانی نامحدود است. هیچچیزی نمیتواند شما را خوشحال یا موفق کند. شادمانی و موفقیت محصولاتی هستند که بهجای اینکه بخواهید آنها را از دنیا دریافت کنید، به دنیا عرضهشان میکنید.
اگر افکاری آرامشبخش داشته باشید، احساساتی آرامشبخش خواهید داشت، و این چیزی است که به همهی موقعیتهای زندگی میآورید. اگر به این موضوع وابسته شوید که باید حق با شما باشد یا کاملاً به چیزی نیاز دارید تا در آرامش یا موفق باشید، زندگی توأم با کشمکش و تقلایی خواهید داشت و هرگز هم آنها را به دست نخواهید آورد.
بااینحال امکانپذیر است که اشتیاق شدیدی به چیزهایی داشته باشید اما وابستگی نداشته باشید. میتوانید رؤیایی درونی از آنچه میخواهید عینی شود داشته باشید و بااینحال خودتان را از پیامدهای آن جدا کنید. چهطور؟ به این نظریهی دورهی معجزهها توجه کنید: «شکیبایی نامحدود نتایجی فوری به همراه دارد.» متناقض به نظر میرسد، اینطور نیست؟ شکیبایی نامحدود اطمینان کاملی را بیان میکند که آنچه دوست دارید آشکار شود، درواقع آشکار خواهد شد، در نظمی کامل و دقیقاً بهموقع. نتیجهای فوری که از این آگاهی درونی به دست میآورید، احساس آرامش است. وقتی از پیامد جدا شوید، در آرامش هستید، و نهایتاً ماحصل اعتقادات خود را به دست میآورید.
فرض کنید بین دو چوب جادویی میتوانستید یکی را انتخاب کنید. با چوب جادویی الف، تنها با تکان دادن آن میتوانید هرچیز مادی منقول و غیرمنقولی را که میخواهید، به دست آورید. با چوب جادویی ب، میتوانید بقیهی زندگیتان صرفنظر از اینکه موقعیت چهگونه خواهد بود، احساسی از آرامش داشته باشید. کدام چوب را انتخاب میکنید؟ تضمین اموال مادی یا داشتن آرامش درونی در زندگیتان؟ اگر آرامش را انتخاب کنید، از قبل چوب را برداشتهاید و ذهنی دارید که به روی هرچیزی باز است اما به هیچچیزی وابسته نیست. اجازه دهید زندگی همانطور که هست سپری شود. از همهی شرایط زندگیتان لذت ببرید، اما هرگز شادمانی یا موفقیتتان را به هرچیزی، هر مکانی و بهویژه هر شخصی، وابسته ندانید.
در همهی ارتباطاتتان، اگر بتوانید کسی را به اندازهی کافی دوست داشته باشید که به او اجازه دهید دقیقاً همان باشد که خودش میخواهد ـ بدون هیچ توقع یا وابستگی به شما ـ آرامش واقعی را در کل زندگیتان لمس خواهید کرد. عشق واقعی یعنی فردی را همانطور که هست، نه آنطور که شما میگویید باید باشد، دوست بدارید. این نشاندهندهی ذهن باز و بدون وابستگی است.





