رابطه خلاقانه با هوش مصنوعی – شروع یک آغاز

کی آلادو مک داول، سه کتاب را با همکاری هوش مصنوعی نوشته است، بنابراین آنها از تجربه شان صحبت می کنند وقتی می گویند که پرورش یک رابطه خلاقانه با این سیستم ها می تواند ذهن ها را باز، و جهان های جدیدی را ممکن کند. کی آلادو مک داول، قبل از اجرای «آواز سفیران» – اپرای ماورایی آنها که با هوش مصنوعی نیز ساخته شده است – سه اصل را برای آینده ای ارائه می کند که در آن ماشین ها معنای انسان بودن را حفظ، و حتی آن را تقویت می کنند.


فکر می‌کنم می‌توان با اطمینان گفت که هرگز چنین لحظه‌ای در تمام تاریخ وجود نداشته است. البته همیشه می‌توان این را با اطمینان گفت زیرا هر لحظه منحصر‌به‌فرد است و هرگز قابل تکرار نیست. اما وقتی صحبت از هوش مصنوعی می‌شود، تغییراتی که در تنها یک نسل دیده‌ایم، و اخیراً حتی در یک روز، از نظر تاریخی واقعاً بدیع هستند. ما اولین انسان‌هایی هستیم که تا به حال چنین چیزی را تجربه کرده‌اند.

می‌خواهم درمورد چگونگیِ تجربه آن صحبت کنم. هوش مصنوعی، نحوه کار و ابداع کردن ما را تغییر داده است. به ما کمک می‌کند تا معضلات پیچیده‌ی زیست‌محیطی، شهرسازی و پزشکی را حل کنیم. از تشخیص بیماری‌ها گرفته تا کشف آتش‌سوزی در جنگل‌ها، هوش مصنوعی دید جدیدی نسبت به سیاره‌مان و خودمان، به ما می‌دهد.

این امر با چالش‌هایی همراه است. بحث‌های مستمر و سؤالات بحث‌برانگیزی درباره‌ی اخلاق، قدرت، و روابط بین انسان و ماشین وجود دارد. آیا در معرض خطرِ از دست دادنِ چیزی هستیم که ما را بیشتر از هر چیزی انسان می‌کند؟ چگونه می‌توانیم بهترین‌ ویژگی‌های خود را با هوش مصنوعی حفظ و حتی تقویت کنیم؟

من فکر می‌کنم پاسخ به این سوالات در سه اصل نهفته است. خلق، همکاری و مراقبت. خلق، همکاری و مراقبت.

ما باید روابط خلاقانه‌ای را با هوش مصنوعی پرورش دهیم. من درچندین پروژه، با هوش مصنوعی نوشته‌ام و بعنوان نویسنده به‌طور‌مستقیم دیده‌ام که چگونه نوشتن مشترک با هوش مصنوعی می‌تواند ذهن را با نتایج چشمگیر باز کند. برای آزمایش این ایده‌ها، رمانی را با جی‌پی‌تی-۳ نوشتم. هوش مصنوعی پیچیش‌های داستانی همزمان و هماهنگ، سیر‌های تحول شخصیتیِ نافذ و دیدگاه‌های انتقادی را پشنهاد کرد که به فکر من به‌تنهایی نمی‌رسید. با‌یکدیگر، چیزی خلق کردیم جالب‌تر و تخیلی‌تر از آنچه هر یک از ما به‌تنهایی می‌توانست. پس بیایید با هوش مصنوعی هم‌آفرینی کنیم.

من عاشق همکاری هستم چرا که نتایج همکاری بیشتر از مجموع نتایجِ اجزا به‌صورت جداست. تقریباً ۱۰ سال است که، من هنرمندان و فلاسفه را برای کار با محققان هوش‌مصنوعیِ گوگل از طریق برنامه‌ی هوشِ ماشین و هنرمندان به اینجا آورده‌ام . از طریق همکاری با ماشین‌ها، شکل جدیدی از هنر را ترویج کرده‌ایم که عکاسی، شعر، سینما و موسیقی را با مدل‌های یادگیری ماشین ترکیب و دگرگون می‌کند.

اما ما تخیلات انتقادی و خلاقانه‌ی هنرمندان را نیز وارد فرآیند توسعه هوش‌مصنوعی کرده‌ایم. اگر ما دنیایی می‌خواهیم که بهترین بخش‌های انسان بودن را حفظ کند و ارتقا دهد، به طیف گسترده‌ای از صداها و دستورالعمل‌ها نیاز داریم که در فرآیند ساخت هوش‌مصنوعی حاضر باشند. پس بیایید در ساخت هوش مصنوعی همکاری کنیم.

هوش مصنوعی نیاز به یک هدف دارد. نیاز به یک راهنما دارد. من معتقدم که والاترین هدف هوش مصنوعی شفا دادن است. به همین دلیل است که من اپرای «آواز سفیران» را با همکاری دانشمندان علوم اعصاب ساختم تا تأثیرات موسیقی و حلقه‌های بازخورد انسان-هوش‌مصنوعی را بررسی کنند. با ادغام امواج مغزی شبیه‌سازی‌شده توسط هوش‌مصنوعی در اجرا، توانستیم رویکردهای موسیقی و درمانی جدیدی را پیشنهاد کنیم. «آواز سفیران» به عنوان نمونه اولیه برای نوع جدیدی از هنر ارائه شده که والاترین فناوری ما را به سمت شفای جمعی سوق می‌دهد. پس بیایید با هوش‌ مصنوعی مراقب یکدیگر باشیم.

این اصول ساده هستند. آنها ممکن است بدیهی به نظر برسند، اما جهان به سرعت در حال تغییر، و هوش مصنوعی پیچیده است. بنابراین مقصود باید به وضوح بیان شود. هوش مصنوعی باید بهترین بخش‌های انسان بودن را حفظ و تقویت کند. اما ابتدا باید احتمالات جدید و روایت‌های تازه‌ای را برای آینده مشترکمان تصور کنیم.

دفعه بعد که به هوش مصنوعی فکر می‌کنید یا حتی به وسیله آن فکر می‌کنید، به دنبال فرصت‌هایی برای خلق، همکاری و مراقبت باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]