پیشنهاد کتاب چشم انتظار در خاک رفتگان – نوشته میگوئل آنخل آستوریاس – به مناسبت زادروز او

“کتاب چشم انتظار در خاک رفتگان” رمانی نوشته میگوئل آنجل آستوریاس، نویسنده و دیپلمات گواتمالایی است که در سال 1967 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. این رمان اولین بار در سال 1960 منتشر شد و بخشی از “سه‌گانه موز” آستوریاس شامل “پاپ سبز” و “طوفان” است.

کتاب چشم انتظار در خاک رفتگان به دلیل ساختار داستانی پیچیده و استفاده از رئالیسم جادویی، سبکی ادبی که عناصر واقعیت را با عناصر خارق العاده و جادویی ترکیب می‌کند، شاخص است.

نوشته آستوریاس اغلب با کیفیت شاعرانه و رویایی آن مشخص می‌شود و «چشم انتظار در خاک رفتگان» نیز از این قاعده مستثنی نیست. این رمان به دلیل نثر پویا و تخیلی‌اش و همچنین کاوش در مضامینی مانند ظلم، انقلاب و جستجوی معنا در دنیایی پیچیده مورد تحسین قرار گرفته است.

«چشم انتظار در خاک رفتگان» اثر مهمی از ادبیات آمریکای لاتین است که تفسیر سیاسی را با نوآوری هنری ترکیب می‌کند و آن را به سنت ادبی منطقه کمک می‌کند.

این کتاب، رمانی پیچیده و لایه‌بندی غنی است که رشته‌ها و شخصیت‌های مختلف روایی را به هم می‌پیوندد تا تصویری فراگیر از گواتمالا در دوران تحولات سیاسی ارائه دهد.

این رمان که در گواتمالا در دهه‌های 1940 و 1950 اتفاق می‌افتد، ما را با میگل آنجل فیس، شخصیت اصلی، آشنا می‌کند. او جوانی با نژاد مایا و اروپایی است که درگیر فعالیت‌های مختلف سیاسی و انقلابی می‌شود. داستان با بازگشت میگل به زادگاهش پس از تحصیل در خارج از کشور در اروپا آغاز می‌شود. او مملو از هدفمندی و غیرت انقلابی است و مصمم به مبارزه با رژیم سرکوبگر حاکم بر گواتمالا است.

سفر میگل آنجل فیس با داستان‌های شخصیت‌های دیگر، از جمله شخصیت مرموز و عرفانی معروف به “پاپ سبز”، شخصیتی که نماینده مقاومت مردم بومی در برابر ظلم است، در هم آمیخته است. پاپ سبز شخصیتی پیچیده و نمادین است که روح شورش و خرد بومی را تجسم می‌بخشد.

این رمان همچنین ما را با شخصیت‌های مهم دیگری آشنا می‌کند، مانند عشق میگل، کلمنتیا، که در جنبش انقلابی نیز شرکت دارد. روابط پرشور و پر فراز و نشیب آن‌ها منعکس‌کننده آشفتگی سیاسی کشور است.

با گسترش روایت، خواننده با مجموعه‌ای از اپیزود‌های سورئال و رویایی مواجه می‌شود که واقعیت را با عناصر جادو و عرفان در می‌آمیزد. آستوریاس از تکنیک ادبی رئالیسم جادویی برای به تصویر کشیدن عملکرد درونی ذهن شخصیت‌ها و نیرو‌های اجتماعی بزرگتر در حال بازی استفاده می‌کند.

در طول رمان، خواننده شاهد خشونت و سرکوبی است که توسط نخبگان حاکم و شرکت‌های خارجی، به ویژه آن‌هایی که مزارع موز را در دست دارند، بر جمعیت بومی اعمال می‌شود. استثمار و رنج مردم بومی موضوع اصلی رمان است و مقاومت آن‌ها نیروی محرکه داستان است.

به موازات درگیری ژرف‌نر میگل آنجل در جنبش انقلابی می‌شود، با دوراهی‌های شخصی و اخلاقی روبرو می‌شود. او با مسائل مربوط به هویت، وفاداری، و معنای اعمال خود دست و پنجه نرم می‌کند. سفر او سفری برای خودیابی و تحول است.

«چشم انتظار در خاک رفتگان» رمانی با نمادگرایی و تمثیل پیچیده است و عنوان خود به این ایده اشاره دارد که چشمان طبقه ضعفا و حاشیه نشینان نظاره‌گر است و منتظر عدالت و تغییر است. پیوند‌های فردی و جمعی، شخصی و سیاسی را در چارچوب ملتی که برای ر‌هایی می‌جنگد، بررسی می‌کند.

رمان در تقابل اوج و درام بین نیرو‌های سرکوبگر و جنبش انقلابی به اوج خود می‌رسد. نقش پاپ سبز در این مسابقه نهایی بسیار مهم است و رمان با ترکیبی از عناصر جادویی و واقع‌گرایانه به اوج خود می‌رسد.

رمان آستوریاس توری از رئالیسم جادویی است، ژانری که واقعیات را با چیز‌های خارق العاده در می‌آمیزد و چشم انتظار در خاک رفتگان نیز از این قاعده مستثنی نیست.  این ترکیب جادویی با امر دنیوی به عنوان یک استعاره قدرتمند از ماهیت پیچیده و اغلب سورئال زندگی در گواتمالا در اواسط قرن بیستم عمل می‌کند.

یکی از نقاط قوت رمان در شخصیت‌های خوب ترسیم شده آن نهفته است. میگل آنجل فیس، قهرمان داستان، شخصیتی عمیقاً پیچیده است که مبارزات داخلی و اقدامات بیرونی او منعکس‌کننده آشفتگی بزرگتر کشور است. مسیر تلاش او برای کشف خود و دگرگونی هم قابل ارتباط و هم عمیقاً متحرک است. پاپ سبز مرموز عنصری از رمز و راز و عرفان را به داستان اضافه می‌کند و به عنوان نمادی از مقاومت و خرد بومی عمل می‌کند.

نثر آستوریاس شاعرانه است . سبک نوشتاری غنایی و خاطره‌انگیز او خواننده را در مناظر، صدا‌ها و احساسات گواتمالا غرق می‌کند. چه در توصیف مناظر سرسبز، چه فضای سیاسی ظالمانه و چه درگیری‌های شخصی شخصیت‌ها، زبان آستوریاس هم زیبا و هم قابل تامل است.

چیزی که این رمان را متمایز می‌کند، توانایی آن در آمیختن یکپارچه امور شخصی و سیاسی است. دوراهی‌های درونی میگل آنجل فیس و جستجوی هویت به طرز پیچیده‌ای در روایت بزرگ‌تر تغییر اجتماعی تنیده شده است. این رمان پرسش‌های عمیقی درباره مسئولیت فردی و نقش فرد در شکل دادن به سیر تاریخ مطرح می‌کند.


بریده‌های کتاب

کار عشق همین است. دام می‌گذاری، اما خودت اسیر آن می‌شوی! بعد شروع می‌کنی به ناله‌کردن و اشک‌ریختن.

«صاحبان روزنامه در پول غلت می‌زنند و گلو پاره می‌کنند که زنده‌باد آزادی. اعیان‌زادگان مرفه از سر تفنن شعر می‌سرایند و نثر می‌آرایند و بر سینه می‌کوبند که زنده‌باد آزادی. بازرگانان به زورِ تبلیغ بر سود خود می‌افزایند و گریبان می‌درند که زنده‌باد آزادی. تنها توده‌های محروم و زحمتکش نمی‌توانند این فریاد را تکرار کنند، زیرا آزادی آن‌ها به معنای گرسنگی این‌هاست. از همین رو، بینوایان رنج خویش را تحمل می‌کنند و به جور آن‌ها گردن می‌نهند. آن‌ها به سیاه‌روزی خود تن داده و به سکوت خو گرفته‌اند.»

خوب می‌شناسمشون. ایدئالیستای پولداری‌ان که خوب می‌تونن وعدهٔ بهشت بدن. اما رفیق، ما وعدهٔ بهشت نمی‌دیم. امید ما فقط به خودمونه. ما فقط به قدرت خودمون اعتقاد داریم. فقط دهقانا هستن که می‌دونن چه مایه‌ای می‌ذارن و چی می‌خوان. زحمتکشا باید با هم متحد بشن و قیام کنن.»

شکم که دروغ سرش نمی‌شه، باید با نون ذرت یا لوبیا پُرش کرد.

«گیس ما زنا مثل غصه‌هامون درازه و مثل روزگارمون سیاه.»

بله، آقاجان، ما به شما احتیاج داریم. وقتش رسیده که بندها رو پاره کنیم. حالا باید دوباره به فریاد شورشمون معنی بدیم… اما نه با دادن قربانی‌های بی‌ثمر، نه با هدرکردن خون جوونای تک‌رو. این بار مطمئنیم که پیروزیمون قطعیه. چرا؟ چون مبارزه‌مون دسته‌جمعیه و سازماندهی شده. وقتی مبارزه سازماندهی بشه، حتمآ به نتیجه می‌رسه.»

دوره عوض شده. حالا دورهٔ جنگ وجدانه. دیگه نمی‌شه از هر طرف باد اومد، از همون‌ور رفت. یه وقتی بود که می‌شد کنار گود واستاد یا توی خونه موند و کاری به کار هیچ‌کس نداشت. اما امروز دیگه نمی‌شه. امروز جنگ عمومیه.»

کتاب چشم انتظار در خاک رفتگان

نویسنده:میگوئل آنخل آستوریاس

مترجم:سروش حبیبی

انتشارات:نشر ماهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]