کلاهبرداری رمزارزی در چین و پرونده ملکه رمزارز در بریتانیا؛ از ثروت دیجیتال تا سقوط اخلاقی

وقتی طمع دیجیتال مرز نمی‌شناسد؛ زنی که از چین تا لندن امپراتوری دروغین رمزارز ساخت

در لندنِ آرام و بارانی، پلیس وارد خانه‌ای شد که از بیرون کاملا عادی به نظر می‌آمد. اما پشت درِ بسته، لپ‌تاپ‌هایی روشن بودند که میلیاردها پوند رمزارز در حافظه‌شان جا داشت. صاحب این ثروت پنهان، زنی بود با نام مستعار «ملکه رمزارز چین»؛ زنی که در ظاهر عاشق شعر و سفر بود اما در واقع بزرگ‌ترین شبکهٔ کلاهبرداری رمزارزی چین را هدایت می‌کرد.

چیان ژیمین (Qian Zhimin) از هزاران بازنشسته و سرمایه‌گذار ساده‌دل چینی پول جمع کرده بود تا به وعدهٔ رؤیایی‌اش برسند: ثروت آسان از دنیای رمزارزها. اما این وعده، توهمی گران تمام شد. او با گذرنامه جعلی به بریتانیا گریخت، عمارت مجللی در همپستد اجاره کرد و زندگی‌ای پرزرق‌وبرق را آغاز کرد. سال‌ها بعد، همان عمارت صحنهٔ یکی از بزرگ‌ترین کشفیات رمزارز تاریخ بریتانیا شد.

این داستان نه فقط دربارهٔ یک کلاهبرداری دیجیتال، بلکه دربارهٔ حرص، فریب جمعی، و قدرت فناوری در گسترش رؤیاهای دروغین است. کلاهبرداری رمزارزی در چین و پرونده ملکه رمزارز در بریتانیا نمونه‌ای از آن است که چطور دنیای دیجیتال می‌تواند هم ابزار آزادی باشد و هم تله‌ای برای ساده‌باورترین انسان‌ها.

۱. طلوع یک امپراتوری مجازی

چیان ژیمین در میانهٔ دههٔ ۲۰۱۰، در چین شرکتی به نام «لِنتیان گروپ» (Lentian Group) تأسیس کرد. شرکتش ادعا می‌کرد در زمینهٔ استخراج رمزارز و توسعهٔ فناوری‌های بهداشت هوشمند فعالیت دارد، اما در واقع سازوکار هرمی پیچیده‌ای پشت آن بود. او با وعدهٔ بازدهی ۲۰۰ درصدی در دو سال، هزاران نفر را ترغیب کرد سرمایه‌شان را در طرحش بگذارند. بسیاری از قربانیان، بازنشستگان و افراد میان‌سال بودند که در جست‌وجوی آینده‌ای مطمئن برای فرزندانشان، پس‌انداز عمر خود را به او سپردند.

لِنتیان گروپ از شیوه‌های بازاریابی احساسی استفاده می‌کرد؛ با شعارهای میهن‌پرستانه، شعرهای انگیزشی و همایش‌های باشکوه در تالارهای دولتی. این ترکیب از غرور ملی و طمع مالی، حس اعتماد کاذبی ایجاد کرد. حتی برخی از چهره‌های وابسته به حزب کمونیست در مراسم او دیده شدند و این خود به مشروعیت ظاهری طرح کمک کرد. اما همان‌طور که بعدها دادستانی بریتانیا فاش کرد، سودهای پرداختی به سرمایه‌گذاران صرفاً از سرمایهٔ تازه‌واردها تأمین می‌شد؛ همان الگویی که به‌نام «پانزی» (Ponzi Scheme) شناخته می‌شود.

چیان با هوش و فریبکاری خاصی توانست این امپراتوری مجازی را روی پایه‌ای از اعتماد و ناآگاهی بنا کند. سرمایه‌ها به جای استخراج بیت‌کوین، به کیف پول‌های شخصی او منتقل می‌شدند؛ گامی نخست در یکی از بزرگ‌ترین کلاهبرداری‌های رمزارزی آسیا.

۲. فرار به بریتانیا و زندگی پنهان در همپستد

وقتی مقامات چینی در سال ۲۰۱۷ بررسی پرونده را آغاز کردند، چیان با پاسپورت جعلی از کشور گریخت. مقصد او لندن بود؛ شهری که در آن می‌توانست میان ثروتمندان پنهان شود. او عمارت بزرگی در محلهٔ همپستد اجاره کرد، ماهانه بیش از ۱۷ هزار پوند پرداخت می‌کرد و خود را وارث مجموعه‌ای از جواهرات و آثار عتیقه معرفی کرد. در ظاهر، زنی ثروتمند و هنردوست به نظر می‌رسید. اما واقعیت، مجموعه‌ای از معاملات پنهانی رمزارزی بود.

او برای تبدیل بیت‌کوین‌هایش به پول نقد از کارمندان غیرقانونی استفاده می‌کرد، در حالی‌که بیشتر وقتش را صرف بازی‌های رایانه‌ای و خرید اینترنتی می‌کرد. در دفترچهٔ شخصی‌اش از رؤیاهایی سخن گفته بود: تأسیس بانکی جهانی، خرید قصری در سوئد و حتی سلطنت بر کشوری خیالی به نام «لیبرلند» در مرز کرواسی و صربستان. این جاه‌طلبی‌ها نشان می‌داد او فقط یک مجرم مالی نبود، بلکه شخصیتی گرفتار توهم قدرت و جاودانگی بود.

سرانجام، تلاشش برای خرید ملکی بزرگ در شمال لندن باعث شد پلیس به منبع ثروتش مشکوک شود. این آغاز پایان «ملکه رمزارز چین» بود.

۳. کشف بزرگ پلیس و سقوط افسانه

با یورش پلیس لندن به عمارت همپستد، ده‌ها لپ‌تاپ و حافظهٔ رمزگذاری‌شده کشف شد. درون آن‌ها حدود ده‌ها هزار بیت‌کوین وجود داشت که ارزششان به میلیاردها پوند می‌رسید. این کشف، بزرگ‌ترین توقیف رمزارز در تاریخ بریتانیا بود. پلیس همچنین چهار نفر را در خانه یافت که برای انجام کارهای شخصی او به بریتانیا آورده شده بودند.

بازجویی‌ها نشان داد چیان در بریتانیا شبکه‌ای کوچک از دستیاران تشکیل داده بود تا رمزارزها را به دارایی‌های واقعی تبدیل کنند. با افزایش قیمت بیت‌کوین، ارزش اموال او چنان بالا رفت که عملاً وعده‌هایش دربارهٔ «ثروت خوابیده» محقق شده بود؛ اما نه برای سرمایه‌گذاران، بلکه برای خودش.

در دادگاه لندن، قاضی سِلی‌ان هیلز او را «مغز متفکر طرحی فریبکارانه» خواند و گفت انگیزه‌اش فقط حرص و طمع بوده است. چیان ژیمین سرانجام به ۱۱ سال و هشت ماه زندان محکوم شد. در این میان، قربانیان چینی هنوز درگیر پرونده‌های بین‌المللی‌اند تا شاید بخشی از دارایی‌ها را بازپس گیرند. پروندهٔ مدنی موسوم به «عواید حاصل از جرم» هنوز باز است و احتمال دارد دولت بریتانیا نیز بخشی از این ثروت را در اختیار بگیرد.

۴. بُعد انسانی یک فاجعهٔ دیجیتال

فراتر از ارقام و رمزارزها، داستان چیان ژیمین تصویری از رنج انسانی را نشان می‌دهد. هزاران بازنشسته چینی، از جمله مردی به نام «آقای یو»، در این ماجرا پس‌انداز عمر خود را از دست دادند. بسیاری از آن‌ها وام گرفتند تا سرمایه‌گذاری‌شان را افزایش دهند، چون سود روزانه‌ای که شرکت به‌طور ظاهری پرداخت می‌کرد، حس اطمینان ایجاد کرده بود. اما وقتی پرداخت‌ها ناگهان متوقف شد، رؤیای ثروت تبدیل به کابوسی مالی و روانی شد.

آقای یو در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی گفت که این فریب نه‌تنها ازدواجش را نابود کرده، بلکه رابطه‌اش با فرزندش را نیز از بین برده است. یکی از قربانیان، زنی مبتلا به سرطان بود که پس از ناتوانی در پرداخت هزینهٔ درمان، جان باخت.

در یادداشت‌های چیان، نشانه‌هایی از احساس گناه دیده می‌شود؛ او نوشته بود اگر بیت‌کوین به قیمت ۵۰ هزار پوند برسد، بدهی‌هایش را بازمی‌پردازد. اما اولویت او همیشه جاه‌طلبی شخصی و کشور خیالی‌اش بود. شاید بزرگ‌ترین درس این پرونده همین باشد: اینکه طمع و فناوری، وقتی در غیاب نظارت و اخلاق به هم می‌رسند، می‌توانند فاجعه‌ای به بزرگی یک ملت بسازند.

خلاصه

چیان ژیمین با استفاده از وعده‌های دروغین در دنیای رمزارز، شبکه‌ای از اعتماد و فریب را در چین بنا کرد. او با شعار میهن‌دوستی و پیشرفت، هزاران نفر را جذب کرد و سرمایه‌هایشان را برای خود برداشت. پس از فرار به بریتانیا، زندگی پرخرجش سرانجام پلیس را متوجه کرد. کشف ده‌ها هزار بیت‌کوین در خانه‌اش، او را به نمادی از کلاهبرداری رمزارزی جهانی تبدیل کرد. قربانیانش نه‌فقط پول، بلکه آرامش و خانواده‌هایشان را از دست دادند. این پرونده مرز میان فناوری و فساد را در دنیای رمزارزها روشن‌تر از همیشه نشان داد. اکنون، چیان ژیمین در زندان است اما زخم بی‌اعتمادی‌ که بر جای گذاشته، هنوز باز مانده است.

❓ پرسش‌های رایج

۱. چیان ژیمین چه کسی بود و چرا به «ملکه رمزارز چین» معروف شد؟

او بنیان‌گذار شرکت لِنتیان گروپ بود که با وعدهٔ سودهای کلان از هزاران چینی پول جمع کرد. رسانه‌ها او را «ملکه رمزارز چین» نامیدند چون شبکه‌ای گسترده از سرمایه‌گذاران را با داستان ثروت دیجیتال فریب داد.

۲. چرا این پرونده اهمیت جهانی دارد؟

زیرا بزرگ‌ترین توقیف رمزارز در تاریخ بریتانیاست و نمونه‌ای از جرایم فراملی در حوزهٔ رمزارز محسوب می‌شود. این پرونده نشان داد که فناوری بلاک‌چین نیز بدون نظارت می‌تواند ابزار جرم شود.

۳. قربانیان چگونه می‌توانند پول خود را پس بگیرند؟

پروندهٔ مدنی در بریتانیا در جریان است تا مشخص شود دارایی‌ها به چه کسانی بازمی‌گردد. با این حال، اثبات مالکیت برای بسیاری دشوار است چون تراکنش‌ها از طریق واسطه‌ها انجام شده‌اند.

۴. نقش دولت بریتانیا در این پرونده چیست؟

اگر بخشی از رمزارزها صاحب مشخصی نداشته باشند، طبق قانون، دارایی‌ها به خزانهٔ بریتانیا منتقل می‌شود. بااین‌حال، دادستانی کل در حال بررسی راهی برای جبران خسارت قربانیان است.

۵. پیام این پرونده برای کاربران رمزارز چیست؟

نباید به وعده‌های سود آسان در فضای رمزارز اعتماد کرد. هر پروژه‌ای که شفافیت نداشته باشد یا از احساسات میهن‌پرستانه و انگیزه‌های جمعی سوءاستفاده کند، می‌تواند نشانهٔ یک طرح فریبنده باشد.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]