منشا باور به پری دریایی و حقایق علمی افسانه افسونگران دریا

باور به پری دریایی ریشه در خطای دید دریانوردان، انزوای طولانی‌مدت روی آب و افسانه‌های کهن بین‌النهرین دارد. ملاحانی که ماه‌ها روی اقیانوس‌ها خط افق را تماشا می‌کردند، پستانداران دریایی مانند گاوهای دریایی را از دور اشتباه می‌گرفتند. این جانوران وقتی برای نفس‌گیری روی آب می‌آمدند و فرزندان خود را در آغوش می‌گرفتند، رفتاری شبیه انسان داشتند. خطای دید در کنار خطاهای شناختی ناشی از خستگی، خرافات دریانوردی را شکل داد. ترکیب این مشاهدات با اسطوره‌های باستانی، موجودی نیمه‌انسان و نیمه‌ماهی ساخت که تا امروز در فرهنگ عامه باقی مانده است. این باور نشان می‌دهد ذهن انسان چگونه فواصل مبهم را با تخیل خود پر می‌کند.

ریشه‌های تاریخی افسانه پری دریایی به هزاران سال پیش و اسطوره آتارگاتیس در آشور باستان بازمی‌گردد. او الهه‌ای بود که از سر شرم، خود را به دریا انداخت و به موجودی نیمه‌ماهی تبدیل شد. دریانوردان یونانی و رومی نیز داستان‌های مشابهی درباره سیرن‌ها می‌گفتند که با آواز خود کشتی‌ها را به صخره‌ها می‌کوبیدند. کریستف کلمب در سال ۱۴۹۳ در سفرهای خود نوشت که سه پری دریایی را در نزدیکی ساحل دیده است. او اشاره کرد که آن‌ها آن‌قدر که در نقاشی‌ها کشیده می‌شوند زیبا نیستند و چهره‌ای مردانه دارند. آنچه کلمب دیده بود در واقع گاو دریایی بود که از فاصله دور متحرک و مبهم به نظر می‌رسید.

از نظر زیست‌شناسی، بدن انسان توانایی تحمل فشار و دمای پایین اعماق آب را ندارد. یک موجود نیمه‌انسان و نیمه‌ماهی برای بقا در اقیانوس نیاز به لایه‌ای ضخیم از چربی دارد. چنین جانوری اصلاً ظاهر ظریف و زیبایی که در داستان‌ها تصویر می‌شود را نخواهد داشت. شش‌های انسانی نمی‌توانند اکسیژن حل‌شده در آب را جذب کنند و داشتن آبشش برای سر انسان ناممکن است. قوانین تکامل نشان می‌دهند پستانداران دریایی مانند نهنگ‌ها پا‌های خود را از دست دادند و باله یافتند. بنابراین ترکیب ساختار فیزیولوژیک انسان و ماهی از نظر زیستی کاملاً غیرممکن و متناقض است.

پدیده دیگری که به شایعه وجود پری دریایی دامن زد، بیماری نادر ژنتیکی به نام سیرنوملیا یا نشانگان پری دریایی است. در این اختلال نادر، نوزاد با پاهای به هم چسبیده به دنیا می‌آید که ظاهری شبیه دم ماهی ایجاد می‌کند. در گذشته که علم پزشکی پیشرفت نکرده بود، تولد چنین نوزادانی را نشانه‌ای از موجودات ماورایی می‌دانستند. همچنین برخی سودجویان در قرن نوزدهم با بخیه زدن تنه میمون به دم ماهی، پری دریایی تاکسیدرمی شده می‌ساختند. آن‌ها این مجسمه‌های عجیب را در سیرک‌ها به عنوان سند زنده به مردم زودباور نشان می‌دادند و پول زیادی می‌گرفتند.

در فرهنگ‌های مختلف، شاهزاده‌های دریا همیشه محبوب بوده‌اند و در کتاب‌ها و سینما بازتاب گسترده‌ای داشته‌اند. انیمیشن پری دریایی کوچولو ساخته شرکت دیزنی این افسانه را به بخشی از خاطرات چند نسل تبدیل کرد. اما بازتاب این موجودات همیشه مثبت نبوده و در بسیاری از فرهنگ‌ها نماد شومی و طوفان بوده‌اند. دریانوردان اعتقاد داشتند دیدن آن‌ها نشانه‌ای از غرق شدن کشتی یا بدشانسی در سفر است. این دوگانگی در تصویرسازی نشان می‌دهد بشر همواره هم‌زمان از دریا بیم داشته و به آن جذب می‌شده است.

خطاهای شناختی ذهن انسان در شرایط تنهایی شدید نقش مهمی در ساخت این داستان‌ها داشته است. دریانوردانی که ماهokها رنگ زن را ندیده بودند و از تغذیه نامناسب رنج می‌بردند دچار توهم می‌شدند. سراب‌های دریایی و انعکاس نور روی موج‌های آب نیز تصاویری کاذب ایجاد می‌کردند که شبیه موجودات انسانی به نظر می‌رسید. ذهن انسان مایل است الگوهای ناشناخته را به شکل‌های آشنا مانند چهره انسان بازسازی کند. این ویژگی روان‌شناختی باعث می‌شد سایه یک صخره یا موج آب مانند یک پری جلوه کند.

امروزه با کاوش‌های پیشرفته در اعماق اقیانوس‌ها و استفاده از زیردریایی‌های بدون سرنشین، تمام پهنه‌های آبی زیر نظر هستند. دانشمندان هزاران گونه جدید جانوری را در اعماق آب پیدا کرده‌اند اما هیچ اثری از موجودات هوشمند نیمه‌انسان یافت نشده است. اقیانوس‌ها هنوز پر از شگفتی‌های واقعی مانند ماهی‌های نورافشان و هشت‌پاهای غول‌پیکر هستند. این موجودات واقعی بسیار شگفت‌انگیزتر از افسانه‌های زاییده تخیل بشر در دوران باستان به شمار می‌روند.

بررسی داستان‌های فولکلور نشان می‌دهد کلام و افسانه‌ها چگونه می‌توانند حقیقت را شکل دهند. افسانه وجود موجودات نیمه‌ماهی نمونه‌ای درخشان از تلاش انسان برای درک دنیای ناشناخته پیرامونش است. ما با ساختن داستان، ترس خود را از تاریکی و عظمت اقیانوس‌ها کاهش می‌دادیم. اگرچه علم پاسخ‌های روشنی برای این پدیده‌ها یافته، اما جذابیت این داستان‌ها در دنیای هنر و ادبیات همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. ذهن ما همواره شیفته داستان‌های جادویی و پررمزوراز باقی خواهد ماند.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]