علت واقعی نازایی زنان در در فیلم Children of Men 2006 چه بود؟

فیلم فرزندان انسان (Children of Men) محصول ۲۰۰۶، فقط یک اثر علمی‌تخیلی ساده نیست؛ بلکه یک آینه تمام‌قد در برابر ترس‌های فروخورده بشریت است. آلفونسو کوارون در این شاهکار، دنیایی را ترسیم می‌کند که در آن صدای گریه هیچ نوزادی شنیده نمی‌شود و بشریت با سرعت به سمت انقراض پیش می‌رود. اما سوال اصلی که ذهن هر بیننده‌ای را پس از تماشای فیلم درگیر می‌کند این است که علت واقعی نازایی زنان در جهان این فیلم چه بود؟ چرا ناگهان در سال ۲۰۰۹ آخرین نوزادان به دنیا آمدند و پس از آن سکوت مطلق حکمفرما شد؟ در این مقاله، ما به عنوان یک خوره فیلم و متخصص سینما، قرار است با ذره‌بین سراغ لایه‌های پنهان این معما برویم و از زوایای علمی، نمادین و تکنیکی، این فاجعه بیولوژیک را کالبدشکافی کنیم.

۰۱

شناسنامه فیلم فرزندان انسان (2006)

کارگردان: آلفونسو کوارون (Alfonso Cuarón)
شرکت سازنده: یونیورسال پیکچرز (Universal Pictures)، استرایک اینترتینمنت
بازیگران اصلی:
کلایو اوون (Clive Owen) در نقش تئو فارون: یک کارمند دولتی سابق و قهرمان مستاصل داستان.
جولین مور (Julianne Moore) در نقش جولیان تیلور: رهبر گروه شبه‌نظامی «ماهی‌ها» و همسر سابق تئو.
مایکل کین (Michael Caine) در نقش جاسپر پالمر: دوست صمیمی و پیرمرد هیپی تئو که در جنگل زندگی می‌کند.
کلر هوپ اشیتی (Claire-Hope Ashitey) در نقش کی (Kee): زن جوانی که به شکلی معجزه‌آسا باردار شده است.

۰۲

داستان کلی و اتمسفر فیلم

داستان در سال ۲۰۲۷ اتفاق می‌افتد؛ زمانی که هجده سال است هیچ نوزادی در هیچ کجای کره زمین به دنیا نیامده است. جهان در آشوب مطلق است، دولت‌ها فروپاشیده‌اند و بریتانیا تنها کشوری است که با مشت آهنین و دیکتاتوری نظامی توانسته نظمی نسبی (اما وحشیانه) برقرار کند. پناهجویان از سراسر جهان به این جزیره پناه می‌آورند اما در قفس نگهداری می‌شوند. در این میان، تئو که مردی بی‌تفاوت و از هم پاشیده است، توسط همسر سابقش مامور می‌شود تا برای یک زن پناهنده به نام «کی» مجوزی برای خروج از کشور بگیرد. تئو به زودی می‌فهمد که این زن باردار است؛ اولین بارداری پس از ۱۸ سال. حالا او باید در میان آتش جنگ داخلی و تعقیب و گریزهای مرگبار، این «امید نهایی بشریت» را به گروهی مرموز به نام «پروژه انسانی» برساند. فیلم با برداشتهای بلند (Long Take) و فضای به شدت رئالیستی، حس اضطراب و خفگی یک تمدن رو به مرگ را به شکم مخاطب می‌کوبد.

۰۳

تفاوت رادیکال کتاب و فیلم در علت نازایی

بسیاری از بینندگان فیلم به دنبال پاسخی بیولوژیک هستند، اما جالب است بدانید که در منبع اقتباس فیلم، یعنی رمان پی. دی. جیمز (P.D. James)، علت نازایی به طور مستقیم به «مردان» نسبت داده شده است. در کتاب، تعداد اسپرم‌های مردان به صفر می‌رسد و این پدیده به عنوان «امگا» (Omega) شناخته می‌شود. اما آلفونسو کوارون در نسخه سینمایی، آگاهانه این توضیح را تغییر داد و آن را به یک مسئله گنگ و جهانی تبدیل کرد. در فیلم، این زنان هستند که نمی‌توانند باردار شوند (یا دست‌کم تمرکز روی آن‌هاست). کوارون معتقد بود که توضیح دادن علت علمی، از قدرت استعاری فیلم کم می‌کند. او می‌خواست نازایی نمادی از «فقدان امید» باشد، نه یک مشکل پزشکی که با یک آمپول حل شود. این رویکرد باعث شد که فیلم از یک اثر صرفاً علمی‌تخیلی به یک مرثیه سیاسی و اجتماعی تبدیل شود که در آن بشریت به دلیل گناهانش، از حق داشتن آینده محروم شده است.

زنگ تفریح: بوی علف و نوستالژی

شخصیت جاسپر با بازی درخشان مایکل کین، تنها نقطه رنگی و گرم در دنیای خاکستری فیلم است. او که یک کارتونیست سیاسی سابق بوده، حالا در میان جنگل به پرورش نوع خاصی از ماری‌جوانا به نام «توت‌فرنگی سرفه» (Strawberry Cough) مشغول است! جالب است بدانید که مایکل کین برای بازی در این نقش، شخصیت خود را بر اساس جان لنون (John Lennon) مدل‌سازی کرد. خنده‌های او در میانه آخرالزمان، نه از سر خوشحالی، بلکه یک جور دهن‌کجی به دنیایی است که دیگر حتی برای مردن هم ارزش ندارد.

۰۴

تئوری‌های علمی پنهان در پس‌زمینه

اگر با دقت به پس‌زمینه صحنه‌ها و تکه روزنامه‌های چسبیده به دیوارها در فیلم نگاه کنید، کدهایی درباره علت این فاجعه پیدا می‌کنید. یکی از تئوری‌های جدی مطرح شده در فیلم، «آنفلوانزای میو» (Flu Pandemic) و آلودگی‌های زیست‌محیطی شدید است. در جهان فیلم، زمین به یک زباله‌دانی بزرگ تبدیل شده و به نظر می‌رسد که تغییرات ژنتیکی ناشی از آلودگی‌های شیمیایی یا تشعشعات، باعث تخریب سیستم بازتولید انسان شده است. برخی منتقدان معتقدند که کوارون می‌خواسته بگوید طبیعت آگاهانه «دکمه توقف» بشریت را زده است. وقتی انسان‌ها به جای عشق، جنگ صادر می‌کنند و زمین را نابود می‌کنند، بیولوژی آن‌ها نیز پاسخ می‌دهد. این یک نوع «خودکشی دسته‌جمعی گونه انسان» (Species Suicide) است که ریشه در افسردگی جمعی و فروپاشی روانی جامعه جهانی دارد؛ جایی که دیگر کسی دلیلی برای به دنیا آوردن یک موجود جدید نمی‌بیند.

۰۵

ارتباط با جامعه‌شناسی و سیاست روز

نازایی در این فیلم، بیش از آنکه یک معضل پزشکی باشد، یک استعاره سیاسی است. بریتانیا در سال ۲۰۲۷ به شدت ضد پناهنده است و شعار «بریتانیا ادامه می‌دهد» (Britain On) را سر می‌دهد. نازایی زنان نشان‌دهنده بن‌بست سیاسی و فرهنگی است. وقتی جامعه‌ای درهای خود را به روی «دیگری» می‌بندد و غرق در ناسیونالیسم افراطی می‌شود، در واقع قدرت زایش و نوآوری خود را از دست می‌دهد. جالب است که تنها زن باردار جهان، یک پناهنده سیاه‌پوست غیرقانونی (Fugee) است. این انتخاب تصادفی نیست؛ کوارون می‌خواهد بگوید که نجات و باروری از جایی می‌آید که سیستم سعی در سرکوب و نادیده گرفتن آن دارد. حاشیه نشین‌ها و طردشدگان، حاملان واقعی حیات هستند، نه قدرتمندانی که در کاخ‌های خود به تماشای آثار هنری دزدیده شده نشسته‌اند.

۰۶

چرا شخصیت «کی» باردار شد؟ معجزه یا علم؟

فیلم هرگز توضیح نمی‌دهد که چرا «کی» توانست باردار شود. او حتی خودش هم نمی‌داند پدر بچه کیست و با لحنی شوخ‌طبعانه می‌گوید: «من باکره هستم!» که ارجاعی مستقیم به مریم مقدس است. در واقع، بارداری او یک «جهش ژنتیکی» (Genetic Mutation) تصادفی است یا شاید یک پاسخ بیولوژیک از سوی زمین برای جلوگیری از انقراض کامل. اما نکته مهم اینجاست که در دنیای فیلم، حقیقت بارداری او به اندازه «مالکیت» بر این نوزاد اهمیت ندارد. گروه‌های مختلف می‌خواهند از این بچه به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده کنند. یکی برای شروع انقلاب و دیگری برای تثبیت قدرت. نازایی جهانی باعث شده که یک رحم ساده، به باارزش‌ترین دارایی روی زمین تبدیل شود و این نشان‌دهنده سقوط اخلاقی بشریت است که حتی به معجزه هم به چشم ابزار نگاه می‌کند.

۰۷

تاثیر روانشناختی انقراض قریب‌الوقوع

یکی از ابعاد تکان‌دهنده فیلم، نمایش افسردگی و پوچی (Nihilism) جمعی است. وقتی مردم می‌دانند که بعد از آن‌ها کسی نخواهد بود، تمام انگیزه‌های اخلاقی و اجتماعی فرو می‌ریزد. دولت قرص‌های خودکشی به نام «کوییتوس» (Quietus) را به صورت رایگان توزیع می‌کند که تبلیغات آن در همه جا دیده می‌شود. این نشان‌دهنده این است که علت واقعی مرگ بشریت، نازایی بیولوژیک نیست، بلکه «نازایی روانی» است. مردم دیگر نمی‌خواهند مبارزه کنند چون «آینده‌ای» وجود ندارد. تئو در ابتدای فیلم نماد همین وضعیت است؛ مردی که حتی به خبر مرگ جوان‌ترین انسان جهان (بیبی دیگو) اهمیتی نمی‌دهد و فقط به دنبال قهوه صبحگاهی‌اش است. این فیلم به ما نشان می‌دهد که تمدن بدون کودک، تمدنی است که در حال پوسیدن از درون است.

زنگ تفریح: خوک پرنده و پینک فلوید!

در صحنه‌ای که تئو به ملاقات پسرعموی ثروتمندش در «تکیه امنیتی» (Ark of Arts) می‌رود، در پس‌زمینه پنجره، یک بادکنک بزرگ به شکل خوک معلق است. این یک ارجاع مستقیم به کاور آلبوم «حیوانات» (Animals) گروه پینک فلوید است. کوارون با این کار نه تنها به موسیقی کلاسیک بریتانیا ادای احترام می‌کند، بلکه به تمایز طبقاتی شدید هم طعنه می‌زند؛ ثروتمندانی که شاهکارهای هنری مثل «داوود» میکل‌آنژ را در موزه‌های شخصی‌شان حبس کرده‌اند، در حالی که بیرون از دیوارهای آن‌ها، دنیا در حال سوختن است.

۰۸

تکنیک‌های فیلمبرداری و القای حس ناامیدی

امانوئل لوبزکی (Emmanuel Lubezki)، مدیر فیلمبرداری نابغه فیلم، از برداشت‌های بلند و دوربین روی دست استفاده کرده تا تماشاگر را به عمق فاجعه پرتاب کند. صحنه مشهور ۶ دقیقه‌ای داخل ماشین یا نبرد نهایی در اردوگاه پناهندگان، طوری فیلمبرداری شده‌اند که هیچ راه فراری برای مخاطب باقی نمی‌ماند. این سبک بصری به ما می‌فهماند که نازایی یک «وضعیت موجود» است که کل محیط را فرا گرفته. رنگ‌های سرد و مرده، آسمان همیشه ابری لندن و دود و غبار، همگی در خدمت این هستند که نشان دهند زمین دیگر بستر مناسبی برای حیات نیست. دوربین مثل یک شاهد عینی عمل می‌کند که همراه با تئو، در لجن‌زار تمدن قدم می‌زند تا شاید نوری (نوزاد) را پیدا کند.

۰۹

پروژه انسانی؛ واقعیت یا افسانه؟

در سراسر فیلم صحبت از «پروژه انسانی» (Human Project) است؛ گروهی از دانشمندان که در دریاها زندگی می‌کنند و به دنبال درمان نازایی هستند. بسیاری از شخصیت‌ها فکر می‌کنند این فقط یک افسانه برای دلخوش کردن مردم است. این موضوع به سوال اصلی ما برمی‌گردد: اگر درمان علمی وجود داشت، چرا در ۱۸ سال گذشته پیدا نشد؟ این نشان می‌دهد که نازایی در فیلم یک پدیده کاملاً ناشناخته و غیرقابل پیش‌بینی بوده است. در نهایت، وقتی کشتی «فردا» (Tomorrow) از میان مه ظاهر می‌شود، فیلم به ما می‌گوید که شاید علم به تنهایی کافی نباشد و برای نجات، به ترکیبی از علم، فداکاری و البته «شانس» نیاز است.

۱۰

نمادشناسی حیوانات در دنیای بدون کودک

یک نکته بسیار ظریف در فیلم، حضور پررنگ حیوانات (به‌ویژه سگ‌ها و گربه‌ها) است. در دنیایی که انسان‌ها از تولید مثل بازمانده‌اند، حیوانات به شکلی غریب به تئو نزدیک می‌شوند. گربه‌ای که به پای تئو می‌پیچد یا سگ‌هایی که در محیط‌های جنگی به دنبال او می‌دوند، گویی حس کرده‌اند که او حامل چیزی ارزشمند (امید) است. این تضاد جالبی است؛ طبیعت در بخش حیوانی خود همچنان ادامه دارد، اما در بخش انسانی به بن‌بست رسیده است. برخی تحلیلگران بر این باورند که این نشان‌دهنده خارج شدن انسان از «چرخه طبیعی» زمین است. بشریت چنان از ریشه‌های خود جدا شده که طبیعت او را به عنوان یک «وصله ناجور» پس زده است.

۱۱

شباهت‌های عجیب با دنیای واقعی امروز

فرزندان انسان در سال ۲۰۰۶ ساخته شد، اما تماشای آن در دهه ۲۰۲۰ لرزه بر اندام می‌اندازد. کاهش نرخ باروری در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، بحران‌های بی‌پایان پناهجویان، پاندمی‌های جهانی و تغییرات اقلیمی، همگی در این فیلم پیش‌بینی شده بودند. اگرچه ما هنوز به نازایی مطلق نرسیده‌ایم، اما «ترس» از آینده که علت اصلی نازایی در فیلم است، در دنیای واقعی به وضوح حس می‌شود. کوارون با هوشمندی، نازایی را نه به عنوان یک بیماری، بلکه به عنوان «نتیجه نهایی سبک زندگی مدرن» معرفی می‌کند. این فیلم هشداری است که اگر امید و انسانیت را فدای سیاست و تکنولوژی کنیم، شاید روزی برسد که دیگر گوشی برای شنیدن صدای آیندگان وجود نداشته باشد.

۱۲

پایان‌بندی؛ مرگ یا تولد دوباره؟

سکانس نهایی فیلم در قایق و میان مه، یکی از بحث‌برانگیزترین پایان‌های تاریخ سینماست. تئو می‌میرد، اما نوزاد زنده می‌ماند و صدای خنده کودکان در تیتراژ پایانی شنیده می‌شود. این یعنی نازایی «شکسته شده» است. اما نه با یک فرمول شیمیایی، بلکه با فداکاری یک مرد که هیچ انگیزه‌ای برای زندگی نداشت. علت نازایی در فیلم فرزندان انسان هر چه که بود (ویروس، آلودگی یا خشم طبیعت)، راه حل آن در بازگشت به اصول اولیه انسانی یعنی «محافظت از ضعیف» یافت شد. فیلم با یک پیام قدرتمند تمام می‌شود: حتی در سیاه‌ترین لحظات تاریخ، یک جرقه کوچک می‌تواند کل جنگل را روشن کند، به شرطی که کسی حاضر باشد جانش را برای آن جرقه بدهد.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا در فیلم فرزندان انسان، دارویی برای درمان نازایی پیدا می‌شود؟
خیر، در طول فیلم هیچ دارو یا واکسن مشخصی برای حل این بحران معرفی نمی‌شود. تمرکز داستان بیشتر روی محافظت از تنها نوزاد متولد شده است تا شاید دانشمندان بتوانند با مطالعه او به نتیجه برسند. در واقع درمان در این فیلم یک مفهوم مبهم است که در گرو رسیدن به «پروژه انسانی» قرار دارد. فیلم تاکید می‌کند که نجات بشریت فراتر از یک قرص یا معجون پزشکی ساده است.
۲. نقش «پروژه انسانی» در حل مشکل نازایی چیست؟
پروژه انسانی یک سازمان مخفی و بین‌المللی از دانشمندان است که هدفشان معکوس کردن روند انقراض است. آن‌ها به دور از سیاست‌های دولتی و در محیطی ایزوله روی دریا کار می‌کنند تا راهی برای باروری مجدد بیابند. نوزاد «کی» برای آن‌ها حکم یک نقشه راه ژنتیکی را دارد که می‌تواند کلید قفل نازایی باشد. این گروه نماد امید علمی در دنیایی است که علم در آن به خدمت سلاح‌ها درآمده است.
۳. چرا در فیلم هیچ صحنه‌ای از کشورهای دیگر به جز بریتانیا نمی‌بینیم؟
فیلم از طریق اخبار و رادیو به ما می‌گوید که بقیه جهان در آشوب و فروپاشی کامل غرق شده‌اند. بریتانیا تنها کشوری است که با برقراری یک رژیم نظامی سخت‌گیرانه، هنوز ساختار خود را حفظ کرده است. این محدودیت مکانی باعث می‌شود حس خفقان و «تنها ماندن در جهان» به خوبی به بیننده منتقل شود. در حقیقت بریتانیا در این فیلم نمادی از آخرین سنگر نیمه‌جان تمدن بشری است.
۴. آیا نوزاد متولد شده در فیلم نماد مذهبی خاصی دارد؟
بله، بارداری «کی» شباهت‌های بسیاری به داستان تولد حضرت عیسی (ع) و مریم مقدس دارد. او در یک محیط فقیرانه و در میان جنگ و خونریزی فرزندش را به دنیا می‌آورد که یادآور آخور در روایت‌های مذهبی است. سکوت سربازان هنگام شنیدن صدای گریه نوزاد، به وضوح نشان‌دهنده قدسی بودن این اتفاق است. کوارون از این المان‌ها استفاده کرده تا جنبه معجزه‌آسای باروری را در برابر خشونت دنیای مدرن قرار دهد.
۵. چرا شخصیت اصلی (تئو) در طول فیلم هیچ سلاحی به دست نمی‌گیرد؟
این یکی از تصمیمات نبوغ‌آمیز آلفونسو کوارون بود تا تئو را از قهرمان‌های اکشن کلیشه‌ای جدا کند. او یک محافظ است که نه با کشتن، بلکه با قربانی کردن خود و فرار از خشونت سعی در نجات حیات دارد. این موضوع نشان‌دهنده تغییر شخصیت او از یک فرد بی‌تفاوت به یک فداکار واقعی است. عدم استفاده از سلاح توسط تئو، بر صلح‌آمیز بودن ماموریت او برای نجات آینده تاکید می‌کند.
۶. منظور از اصطلاح «بیبی دیگو» در ابتدای فیلم چیست؟
بیبی دیگو جوان‌ترین انسان روی زمین بود که در سن ۱۸ سالگی به قتل رسید. مرگ او در ابتدای فیلم جرقه‌ای برای ناامیدی مطلق جامعه جهانی است چون او آخرین پیوند بشریت با دوران باروری بود. مردم او را مثل یک سلبریتی دنبال می‌کردند چون او تنها مدرک زنده از توانایی انسان برای تولید مثل بود. با مرگ او، بشریت احساس کرد که رسماً به خط پایان رسیده است.
۷. آیا در پایان فیلم، بشریت واقعاً نجات پیدا می‌کند؟
پایان فیلم باز باقی می‌ماند اما با لحنی امیدوارانه همراه است. رسیدن کشتی «فردا» به قایق کی و نوزادش، نشان‌دهنده شروع یک دوره جدید و احتمالاً یافتن راه درمان است. صدای خنده کودکان در تیتراژ نهایی، پیامی است که نشان می‌دهد چرخه زندگی دوباره به راه افتاده است. با این حال، فیلم بر این نکته تاکید دارد که این نجات به بهای سنگینی به دست آمده است.

جمع‌بندی نهایی

فیلم فرزندان انسان، داستانی است که در آن «نازایی» تنها یک بیماری نیست، بلکه فریاد اعتراض طبیعتی است که از ظلم انسان به ستوه آمده است. علت واقعی این فاجعه در لایه‌های پنهان فیلم، ترکیبی از فروپاشی روانی، آلودگی‌های مرگبار و فقدان امید در نگاه به آینده است. آلفونسو کوارون با استادی تمام نشان داد که تمدن بدون کودک، تمدنی بدون معناست که در آن هنر، سیاست و ثروت ارزش خود را از دست می‌دهند. با این حال، تولد یک نوزاد از یک مادر پناهنده، یادآوری می‌کند که زندگی همیشه راهی برای جوانه زدن پیدا می‌کند؛ حتی از میان خاکسترهای یک جهان در حال سوختن. این فیلم بیش از آنکه درباره انقراض باشد، درباره ایمان به معجزه در عصر تاریکی است.

به نظر شما امید کجاست؟

شما هم مثل تئو فکر می‌کنید که دنیا به آخر خط رسیده یا معتقدید همیشه یک کشتی فردا در میان مه منتظر ماست؟ اگر تئوری خاصی درباره علت نازایی در این شاهکار سینمایی دارید یا نکته‌ای از چشم ما پنهان مانده، حتماً در بخش نظرات برامون بنویسید. مشتاقانه منتظر خواندن تحلیل‌های متفاوت شما هستیم!

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

3 دیدگاه

  1. آره چیز خیلی خوبیه
    قبلا ازش استفاده میکردم
    بازم از این پلاگین ها بگو
    راستی لفظ پلاگین اشتباهه که ما به کار میبریم
    اصلش اکستنشن هست
    موفق باشی

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]