تفاوت فرضیه و نظریه چیست؟ راهنمای ساده به زبان آدمیزاد
آشنایی با مفاهیم علمی پایه میتواند برای درک بهتر دنیای اطراف ما بسیار ضروری و کاربردی باشد. در این مقاله میخواهیم ببینیم تفاوت فرضیه و نظریه چیست تا دیگر این دو اصطلاح مهم را با هم اشتباه نگیریم. آیا واقعا نظریه همان فرضیهای است که بزرگ شده؟ چرا دانشمندان هنوز به جاذبه میگویند نظریه در حالی که یک واقعیت محض است؟ در ادامه این ابهامات را برطرف میکنیم.
فهرست مطالب
- تفاوت فرضیه و نظریه در یک نگاه ساده
- فرضیه چیست؟ حدسهای هوشمندانه در ترازوی آزمایش
- نظریه علمی چیست؟ سنگ بنای درک ما از جهان
- قانون علمی؛ مکمل همیشگی اما متفاوت با نظریه
- واقعیت علمی؛ آجرهای اولیه ساخت علم
- مدلهای علمی؛ شبیهسازی واقعیت برای فهم بهتر
- سیر تکامل؛ چگونه یک حدس ساده به یک نظریه پولادین تبدیل میشود؟
- اشتباهات رایج زبانی؛ چرا مردم عادی به نظریهها میگویند حدس؟
- داستان فلوژیستون؛ وقتی فرضیههای اشتباه علم را به بیراهه بردند
- نظریه نسبیت اینشتین؛ مثالی از اوج شکوه یک نظریه فیزیکی
- فرضیه یا نظریه؟ تحلیل روانشناختی اصرار انسان بر قطعیتهای نادرست
- بازتاب این مفاهیم در سینما و ادبیات علمیتخیلی
- ارتباط با سیاست و اجتماع؛ سوءاستفاده از واژه نظریه در مناقشات عمومی
- آزمونپذیری و ابطالپذیری؛ معیار نهایی تشخیص علم از شبهعلم
- ابزار کارآمد دانشمندان مدرن؛ از مدلسازی کامپیوتری تا کوانتوم
- سناریوی کاربردی؛ اگر سیب نیوتن امروز سقوط میکرد چه میگفتیم؟
- تکامل تدریجی علم؛ چرا نظریهها با آمدن شواهد جدید تغییر میکنند؟
- جدول مقایسهای جامع؛ مقایسه دقیق تمام اصطلاحات همرده علمی
تفاوت فرضیه و نظریه در یک نگاه ساده
بسیاری از مردم فکر میکنند نظریه علمی صرفا حدسی است که هنوز ثابت نشده است. این تصور کاملا اشتباه است زیرا فرضیه و نظریه دو ابزار متفاوت در روش علمی هستند. فرضیه یک پیشبینی اولیه و آزمایشنشده برای توضیح یک پدیده خاص است. در مقابل نظریه یک چارچوب تفسیری عمیق است که بارها آزمایش شده و شواهد زیادی از آن پشتیبانی میکنند. بنابراین هیچ فرضیهای با گذشت زمان خودبهخود تبدیل به نظریه نمیشود.
فرضیه چیست؟ حدسهای هوشمندانه در ترازوی آزمایش
فرضیه (Hypothesis) نقطه آغازین هر تحقیق علمی است که بر اساس مشاهدات اولیه شکل میگیرد. دانشمندان با استفاده از فرضیهها تلاش میکنند تا دلیلی منطقی برای یک اتفاق پیدا کنند. این حدسهای اولیه باید به گونهای طراحی شوند که بتوان آنها را در دنیای واقعی آزمایش کرد. اگر فرضیهای قابلیت ابطالپذیری نداشته باشد از قلمرو علم خارج میشود. در واقع فرضیه یک حدس کاملا کورکورانه نیست بلکه پیشنهادی هوشمندانه بر پایه شواهد محدود است.
برای نمونه فرض کنید گیاه آپارتمانی شما در حال خشک شدن است. شما حدس میزنید که کمبود نور خورشید علت اصلی این مشکل است. این پیشبینی ساده در واقع یک فرضیه تجربی است که باید آزمایش شود. شما با تغییر مکان گیاه صحت این حدس اولیه را بررسی میکنید.
نظریه علمی چیست؟ سنگ بنای درک ما از جهان
نظریه علمی (Scientific Theory) فراتر از یک حدس ساده یا حتی یک آزمایش موفق است. این اصطلاح به تبیینی جامع و مستحکم از جنبههایی از دنیای طبیعی اشاره دارد. نظریهها از ترکیب تعداد زیادی فرضیه تایید شده و شواهد تجربی مختلف تشکیل میشوند. آنها توانایی پیشبینی پدیدههای جدید را به دانشمندان میدهند.
وقتی دانشمندان از نظریه تکامل صحبت میکنند منظورشان یک شک یا تردید نیست. این نظریه به کمک هزاران سند فسیلی و آزمایشهای ژنتیکی محکم پشتیبانی میشود. در واقع در زبان علم کلمه نظریه بالاترین درجه اعتبار را به دوش میکشد. هیچ نظریهای بدون عبور از فیلترهای سختگیرانه جامعه علمی پذیرفته نمیشود. این مفاهیم ساختارهای پویایی هستند که با کشف شواهد جدید صیقل میخورند. بنابراین نباید ارزش یک نظریه علمی را با حدسهای روزمره همسطح دانست.
قانون علمی؛ مکمل همیشگی اما متفاوت با نظریه
یکی دیگر از اصطلاحاتی که معمولا با نظریه اشتباه گرفته میشود قانون علمی (Scientific Law) است. قوانین علمی در واقع روابط ریاضی یا توصیفهای همواره ثابتی از پدیدههای طبیعی هستند. به عنوان مثال قانون جاذبه نیوتن به ما میگوید که اجسام با چه نیرویی یکدیگر را جذب میکنند. این قانون هرگز توضیح نمیدهد که چرا این جاذبه وجود دارد یا سازوکار آن چیست. توضیح چگونگی و چرایی کارکرد جاذبه بر عهده نظریه نسبیت عام اینشتین است. بنابراین قوانین توصیفکننده و نظریهها تبیینکننده دنیای اطراف ما هستند.
واقعیت علمی؛ آجرهای اولیه ساخت علم
واقعیت علمی (Scientific Fact) یک مشاهده عینی و تکرارپذیر است که همه دانشمندان بر روی آن توافق دارند. مثلا اینکه زمین به دور خورشید میچرخد یک واقعیت علمی محسوب میشود. واقعیتها به خودی خود توضیح نمیدهند که چرا پدیدهها رخ میدهند. آنها به عنوان دادههای خام در اختیار فرضیهها و نظریهها قرار میگیرند. در حقیقت واقعیتها مصالح ساختمانی هستند که نظریهها با آنها بنا میشوند.
مدلهای علمی؛ شبیهسازی واقعیت برای فهم بهتر
مدل علمی (Scientific Model) ابزاری برای تصویرسازی و سادهسازی پدیدههای پیچیده جهان است. دانشمندان از مدلها استفاده میکنند تا ساختارهای غیرقابل مشاهده را ملموستر کنند. مدل منظومه شمسی یا مدل اتمی نمونههای بارزی از این ابزارها هستند. این مدلها به ما کمک میکنند تا رفتار پدیدهها را پیشبینی کنیم. با این حال هر مدلی محدودیتهای خاص خود را در نمایش واقعیت دارد.
یک مدل هرگز ادعای حقیقت مطلق بودن را مطرح نمیکند. آن فقط یک نقشه راه کاربردی برای دانشمندان و دانشجویان است. با پیشرفت ابزارهای اندازهگیری مدلها نیز دقیقتر و کارآمدتر میشوند. به همین دلیل مدلهای قدیمی با مدلهای محاسباتی جدید جایگزین میشوند.
سیر تکامل؛ چگونه یک حدس ساده به یک نظریه پولادین تبدیل میشود؟
مسیر تبدیل یک مشاهده به نظریه علمی یک جاده طولانی و پرپیچوخم است. همه چیز با یک سوال ساده و به دنبال آن یک فرضیه آغاز میشود. دانشمندان این فرضیه را از طریق آزمایشهای مکرر به چالش میکشند. اگر نتایج آزمایشها فرضیه را تایید کنند فرضیه به یک واقعیت علمی نزدیک میشود.
سپس دانشمندان دیگر در سراسر جهان تلاش میکنند آن آزمایشها را تکرار کنند. با انباشته شدن شواهد همسو فرضیههای مرتبط با هم ترکیب میشوند. این ترکیب ساختارمند در نهایت یک نظریه جامع را پایهگذاری میکند. جامعه علمی با داوری همتا (Peer Review) این نظریه نوپا را به شدت نقد میکند. عبور از این فیلترهای سنگین سالها یا حتی دههها به طول میانجامد. در نهایت این سازه فکری مستحکم به عنوان یک نظریه علمی مرجع پذیرفته میشود.
اشتباهات رایج زبانی؛ چرا مردم عادی به نظریهها میگویند حدس؟
ریشه بسیاری از سوءتفاهمها در تفاوت معنای کلمات در زبان عامیانه و زبان تخصصی علم است. در مکالمات روزمره وقتی میگوییم «من یک نظریه دارم» در واقع منظورمان یک حدس یا فرضیه است. این کاربرد نادرست باعث میشود مردم فکر کنند نظریههای علمی نیز پایههای لرزانی دارند. برای مثال مخالفان علم تکامل با تکیه بر همین مغالطه آن را صرفا یک نظریه میخوانند. آنها متوجه نیستند که نظریه در علم بالاترین سطح از اثباتشدگی و اعتبار است. رسانهها نیز گاهی با استفاده نادرست از این کلمات به این سردرگمی دامن میزنند.
داستان فلوژیستون؛ وقتی فرضیههای اشتباه علم را به بیراهه بردند
در قرن هجدهم دانشمندان اعتقاد داشتند مادهای به نام فلوژیستون (Phlogiston) عامل اصلی سوختن است. این فرضیه سالها به عنوان یک اصل علمی پذیرفته شده بود و تدریس میشد. با این حال آزمایشهای دقیقتر آنتوان لاووازیه نشان داد که این ماده اصلا وجود خارجی ندارد. او ثابت کرد که اکسیژن عامل واقعی فرایند سوختن و اکسیداسیون است. این تجربه تاریخی نشان میدهد فرضیههای اشتباه با شواهد جدید به راحتی کنار گذاشته میشوند.
نظریه نسبیت اینشتین؛ مثالی از اوج شکوه یک نظریه فیزیکی
آلبرت اینشتین با معرفی نظریه نسبیت عام (General Relativity) نگرش ما به فضا و زمان را دگرگون کرد. او پیش از آن فرضیههای متعددی درباره رفتار نور و گرانش مطرح کرده بود. با ریاضیات پیشرفته و آزمایشهای تجربی بعدی این فرضیهها به یک نظریه منسجم تبدیل شدند. رصد انحراف نور ستارهها در زمان خورشیدگرفتگی مهر تاییدی بر این ادعا زد. امروزه جیپیاسها بدون این نظریه دچار خطای شدید کارکردی میشدند.
نسبیت عام نشان داد که گرانش ناشی از خمیدگی فضازمان توسط جرم است. این نظریه پیشبینیهای شگفتانگیزی مانند وجود سیاهچالهها و امواج گرانشی داشت. سالها بعد آشکارسازهای پیشرفته صحت این پیشبینیهای عجیب را با دقت بالا اثبات کردند. این نمونه نشان میدهد یک نظریه واقعی قدرت پیشبینی آینده علم را دارد.
فرضیه یا نظریه؟ تحلیل روانشناختی اصرار انسان بر قطعیتهای نادرست
انسانها به طور طبیعی به دنبال پاسخهای ساده و قطعی برای پدیدههای مبهم هستند. ذهن ما از عدم قطعیت بیزار است و تمایل دارد فرضیههای اثباتنشده را به عنوان حقیقت بپذیرد. این سوگیری شناختی باعث میشود شواهد مخالف فرضیه خود را نادیده بگیریم. روانشناسان این پدیده غریزی را سوگیری تایید (Confirmation Bias) مینامند.
در علم واقعی دانشمندان باید به شدت در برابر این تمایل ذهنی مقاومت کنند. آنها فعالانه به دنبال شواهدی میگردند که فرضیههایشان را ابطال و رد کند. پذیرش این موضوع که یک فرضیه محبوب ممکن است غلط باشد نیاز به شجاعت علمی دارد. عموم مردم به دلیل همین ضعف روانشناختی به راحتی جذب شبهعلم و شایعات میشوند. درک مرز فرضیه و نظریه میتواند ذهن ما را در برابر این خطاهای شناختی بیمه کند. پرورش تفکر انتقادی به ما یاد میدهد که هر ادعایی را به راحتی باور نکنیم.
بازتاب این مفاهیم در سینما و ادبیات علمیتخیلی
سینما و ادبیات علمیتخیلی همواره بستر جذابی برای بازی با فرضیهها و نظریهها بودهاند. در فیلم سینمایی میانستارهای (Interstellar) ساخته کریستوفر نولان نظریه نسبیت عام نقشی کلیدی دارد. نویسندگان این آثار فرضیههای علمی اثباتنشده را برمیدارند و آنها را به تصویر میکشند. مثلا فرضیه وجود کرمچالهها به عنوان یک پل ارتباطی در داستانهای فضایی استفاده میشود. این بازنماییهای هنری ذهن عموم مردم را نسبت به مرزهای علم حساستر و کنجکاوتر میکنند. با این حال سینما گاهی برای جذابیت داستان مرز بین فرضیه خیالی و نظریه علمی را مخدوش میکند.
ارتباط با سیاست و اجتماع؛ سوءاستفاده از واژه نظریه در مناقشات عمومی
در دنیای سیاست عبارات علمی اغلب به عنوان ابزاری برای پیشبرد برنامههای خاص استفاده میشوند. مخالفان تغییرات اقلیمی با تکرار اینکه گرمایش زمین صرفا یک نظریه است اهمیت آن را کم جلوه میدهند. این در حالی است که اجماع علمی نود و هفت درصدی دانشمندان پشتوانه این نظریه محیط زیستی است. سوءاستفاده از اصطلاحات علمی به نفع منافع اقتصادی یا ایدئولوژیک پدیدهای بسیار رایج است. آگاهی جامعه از تفاوت اصطلاحات علمی مانع از فریب افکار عمومی توسط سیاستمداران میشود.
آزمونپذیری و ابطالپذیری؛ معیار نهایی تشخیص علم از شبهعلم
کارل پوپر (Karl Popper) فیلسوف بزرگ علم مفهوم ابطالپذیری (Falsifiability) را مطرح کرد. او معتقد بود یک ادعا زمانی علمی است که بتوان آزمونی برای غلط بودن آن متصور شد. فرضیهای که تحت هیچ شرایطی نتوان نادرستی آن را ثابت کرد علمی نیست. مثلا ادعای وجود یک موجود نامرئی در اتاق آزمایشپذیر و ابطالپذیر نخواهد بود. نظریههای معتبر علمی همیشه پیشبینیهای مشخصی ارائه میدهند که قابلیت سنجش عینی دارند.
شبهعلم معمولا با فرضیههای ابطالناپذیر تلاش میکند خود را علمی و موجه نشان دهد. طالعبینی و فالبینی از نمونههای کلاسیک این ترفندهای شبهعلمی در سراسر جهان هستند. آنها جملاتی کلی میگویند که تحت هر شرایطی درست به نظر برسند. در علم واقعی هر نظریهای باید آماده مواجهه با آزمونهای سخت ابطالگر باشد.
ابزار کارآمد دانشمندان مدرن؛ از مدلسازی کامپیوتری تا کوانتوم
امروزه روش علمی به کمک کامپیوترهای فوقپیشرفته و الگوریتمهای پیچیده دستخوش تغییرات بزرگی شده است. دانشمندان میتوانند میلیونها فرضیه را در شبیهسازهای دیجیتالی در چند ثانیه تست کنند. این ابزارها سرعت عبور از فرضیه به نظریه را به شدت افزایش دادهاند. پروژههای بزرگ شبیهسازی مغز انسان یا پیشبینی آبوهوا نمونههایی از این رویکرد نوین هستند.
با این حال فیزیک کوانتوم چالشهای معرفتی جدیدی را پیش روی ما گذاشته است. در دنیای زیراتمی فرضیههای کلاسیک ما درباره علیت و واقعیت به چالش کشیده میشوند. نظریه کوانتوم با اینکه بسیار عجیب است اما دقیقترین پیشبینیهای تاریخ علم را ارائه میدهد. این نظریه نشان داد که طبیعت در لایههای عمیق خود رفتاری احتمالی دارد. دانشمندان امروزی باید مدلهای فکری خود را با این عدم قطعیتهای کوانتومی سازگار کنند. علم مدرن یادآوری میکند که مسیر کشف حقیقت همواره پویا و در حال تغییر است.
سناریوی کاربردی؛ اگر سیب نیوتن امروز سقوط میکرد چه میگفتیم؟
بیایید یک سناریوی فرضی را تصور کنیم تا جایگاه این مفاهیم را بهتر درک کنیم. اگر نیوتن امروز سقوط سیب را میدید ابتدا واقعیت سقوط را یادداشت میکرد. او سپس این فرضیه را مطرح میکرد که نیرویی نادیدنی اجسام را به سمت زمین میکشد. در مرحله بعد با فرمولنویسی ریاضی قانون جهانی گرانش را برای محاسبه نیرو ارائه میداد. برای توضیح چرایی کارکرد این نیرو نیاز به نظریه خمیدگی فضازمان داشتیم. در نهایت یک مدل شبیهسازی رایانهای برای نمایش این سقوط در فضا میساختیم. این سناریو به خوبی نشان میدهد که چگونه تمام این قطعات در کنار هم کار میکنند.
تکامل تدریجی علم؛ چرا نظریهها با آمدن شواهد جدید تغییر میکنند؟
تغییر و تکامل نظریههای علمی نشاندهنده ضعف علم نیست بلکه نقطه قوت اصلی آن است. وقتی شواهد تجربی جدیدی پیدا میشوند که با نظریه فعلی همخوانی ندارند علم بنبست ایجاد نمیکند. دانشمندان تلاش میکنند نظریه را اصلاح کنند یا نظریه جامعتری برای پوشش شواهد جدید بسازند. به عنوان مثال نظریه اتمی از دموکریتوس تا مدلهای کوانتومی امروزی تغییرات زیادی کرده است. این انعطافپذیری باعث شده علم مطمئنترین ابزار بشر برای کشف حقایق هستی باشد.
جدول مقایسهای جامع؛ مقایسه دقیق تمام اصطلاحات همرده علمی
برای جمعبندی تمام مباحث مطرح شده یک جدول مقایسهای دقیق آماده کردهایم. این جدول به شما کمک میکند مرزهای بین این مفاهیم را به راحتی تشخیص دهید. هر یک از این واژهها جایگاه خاص خود را در روش علمی دارند. اشتباه گرفتن آنها میتواند منجر به قضاوتهای نادرست درباره دستاوردهای علمی بشود. در ادامه معیارهای مختلف مقایسه را به صورت دستهبندی شده مرور میکنیم.
جدول زیر حاصل فشردهسازی اطلاعات کلیدی این مقاله طولانی است. شما میتوانید در هر زمان برای مرور سریع به این بخش مراجعه کنید. امیدواریم این مقایسه تصویری شفاف از مفاهیم علمی در ذهن شما ثبت کند. اکنون توجه شما را به این جدول جامع جلب میکنیم.
| اصطلاح | تعریف ساده | سطح تایید | هدف اصلی | مثال ملموس | قابلیت تغییر |
|---|---|---|---|---|---|
| فرضیه (Hypothesis) | یک پیشنهاد اولیه و موقت برای توضیح یک پدیده خاص. | پایین (آزمایشنشده یا کمآزمایششده) | شروع روند پژوهش و طراحی آزمایشهای بعدی | مصرف قهوه تمرکز را زیاد میکند. | بسیار بالا؛ به راحتی رد یا اصلاح میشود. |
| نظریه (Theory) | تبیین جامع و همهجانبه یک پدیده طبیعی بر اساس شواهد فراوان. | بسیار بالا (تایید شده توسط شواهد مکرر) | توضیح چرایی و چگونگی رخ دادن پدیدهها | نظریه تکامل تدریجی از طریق انتخاب طبیعی | متوسط؛ با شواهد جدید انقلابی اصلاح یا کاملتر میشود. |
| قانون (Law) | توصیف روابط ریاضی یا رفتارهای ثابت در طبیعت بدون ذکر علت. | بسیار بالا (به طور مستمر مشاهده میشود) | پیشبینی ریاضی و توصیف رفتارهای فیزیکی | قوانین حرکت نیوتن یا قانون پایستگی انرژی | پایین؛ تغییر آن نیازمند شرایط خاص یا فیزیک نوین است. |
| واقعیت (Fact) | یک مشاهده عینی و تجربی که صحت آن کاملا اثبات شده است. | مطلق (در حد سنجشهای فعلی) | ارائه دادههای اولیه و غیرقابل انکار برای تحلیل | آب در فشار استاندارد در صد درجه میجوشد. | بسیار پایین؛ واقعیتهای عینی پایدار هستند. |
| مدل (Model) | شبیهسازی تصویری، ریاضی یا فیزیکی برای سادهسازی مفاهیم. | نسبی (وابسته به دقت کاربرد آن) | سادهسازی مفاهیم دشوار برای آموزش یا تحلیل | مدل ساختار اتمی بور یا مدلهای آبوهوایی | بالا؛ با پیشرفت تکنولوژی محاسباتی بهروز میشود. |
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
درک تفاوت فرضیه، نظریه و قانون فراتر از یک بحث لغوی ساده است. این شناخت به ما کمک میکند تا مرز بین علم واقعی و شبهعلم را تشخیص دهیم و فریب ادعاهای توخالی را نخوریم. فرضیه به عنوان نقطه شروع مسیر، جرقهای برای جستجو است. نظریه تبیینی مستحکم و آزموده شده است که جهان را برای ما توصیف میکند. قانون نیز روابط ریاضی حاکم بر طبیعت را فرمولبندی میکند. آگاهی از این ساختارهای علمی ما را به شهروندانی بسیار آگاه در دنیای فناوریمحور امروز تبدیل میکند تا بتوانیم با تفکر انتقادی قوی، تصمیماتی هوشمندانه و مبتنی بر شواهد عینی بگیریم و مسیر پیشرفت جامعه امروز را به درستی هموار کنیم.








من هم به سرور انگلستان رای میدهم
سلام
من مهندس کامپیوترم و مدیر عامل یک شرکت خصوصی کامپیوتری در تهران هستم
از ایده شما فوق العاده استقبال می کنم و با توجه به اینکه سرور های لینوکس و ویندوز در انگلستان داریم همچنین خدمات ای دی اس ال ارائه میدیم و علاوه بر آن تیم برنامه نویسی و طراح سایت داریم پیشنهاد همکاری در این زمینه رو اعلام میدارم.
طاعات و عبادات قبول
صادقی
sadeghi.eng@gmail.com
ایده جالبی میتونه باشه البته نه داخل کشور چرا که دوتا مشکل عمده داریم
1.زیر ساخت مخابرات امکان لازم در این خصوص رو نداره
2. هنوز فرهنگ استفاده از خدمات الکترونیک جا نیوفتاده
درثانی جایی که بی ارزشترین چیزها وقت است کسی از این ایده استقبال نخواهد کرد
البته فراموش کردم بگم که در u24 فقط می شه افراد را پیدا کرد…و می شه گفت هیچ کار دیگه ای نمی کنه.
شاد باشید!
سلام
سایت http://www.u24.ir را فکر کنم دیده باشید.جامعه متخصصان ایرانی است.فکر می کنم تعدادی از پزشکان و دندانپزکان در آن عضو هستند.
با سلام
حالا که موضوع symptom checker شد ، اگه اجازه میدین خواستم برنامه” Home medical adviser” رو معرفی کنم. مشابه سایت web MD ولی خیلی کاملتر :
بر اساس symptom ، injury ، multisystem علائم رو بررسی می کنه.
خودم فکر نمی کردم اینقد مفید باشه…تنها مشکلش اینه که مال سال نود و هفتِ . برای دانلودش تا حالا search نکردم شاید تو اینترنت واسه دانلود باشه.
salam.
ye zamani chand ta az bachehayeh daneshkade mikhastan hamchin kari bokonan vali az nazare hazine moshkel peida kardan va kareshuun motevaghef shod
vaghean mamnon az etelaateton omidvaram khodavand yavareton bashe khosh hal misham ba ham dar tamas bashim
سلام
والا دو تا نکته، اولا من تجربه این کار رو برای کتاب فروشی ها و مراکز فرهنگی داشتم، اونم سال 83. چقدر رفتیم دنبالش ، دومین و هاست گرفتیم. از این کتاب فروشی به اون کتاب فروشی و … بماند سه ماه وقت گذاشتیم سایت رو نوشتیم و خیلی کار های دیگه. آخرش چی شد … هیچ کدوم از کتاب فروشی ها تره هم واسمون خورد نکردن. ما هم دست از پا دراز تر … فقط اون موقع از جیب خودمون ….
اما نکته دوم، من با ابوی در این زمینه صحبت کرده بودم. یه چیزی رو راست می گفت. تو جماعت پزشکای ایرانی دو گروه داریم. 1- اونایی که مثل خود شما درباره کامپیوتر می دونن 2- اونایی که نمی دونن. گروه اول در اقلیت هستن و گروه دوم فوق العاده سنتی … سخته این کار رو جا انداخت. مخصوصا این که یک سری اطلاعات تو کل دنیا هست که همه با صداقت اعلامش می کنن ولی تو ایران نه ! مثلا وقت خالی دکتر ها در خیلی جا ها اینجوری هست. نمونه اش خود من. زنگ زدم به هم دوره بابام که آقای دکتر من واسه چشمم می خواستم مزاحم شم. میگه تا آخر ماه پره ! اما تو بیا وسط مریض ها …. فکر می کنی چند نفر تو مطب بودن ؟ بجز من و منشی و اپتومتریسی که اونجا بود هیچکی (خودش رفته بود واحد بقلی داشتن با رفقای قدیم حرف می زدن از بیکاری )
اما باز هم اعتقادم اینه که ایده خوبی هست و اگه بشه روش کار کرد یه گام مثبته به هر حال
اگه کمکی از ما بر اومد در خدمتیم.
– ممنون از مطالب همیشه خوبتان
2-سیستم تشخیص بیماری و پیشنهاد برای مریض اگر بخواهد کامل باشد واقعا سیستم پیچیده و گرانی خواهد بود. که مختصری در سایت خودم با عنوان سیستمهای خبره (http://33pol.wordpress.com/files/2007/09/exp_sys.pdf) در این مورد نوشته ام
3- عموما ما انتخاب پزشک را نه بر اساس تخصص و نزدیکی بلکه عموما بر اساس شهرت او انتخاب می کنیم. بر اساس توصیه ها و پرس و جو از افراد آشنا . این روش متاسفانه یا خوشبختانه در اکثر موارد درست جواب می دهد . حتی برخیها میگویند صرفا ویزیت فلان پزشک کافی است و مریض را خوب می کند
4- پیشنهاد شما به نظر من حرکت از یک جامعه و فکر سنتی به یک روش نوین و خوب و سیستماتیک است که مسلما مثل اکثر موارد در ایران زمان لازم برای رایج شدن آن خواهد داشت
سایت http://www.boali.com/ مشابه همین عملکرد را دارد.
فکر کنم این سایت 5-6 سال عمر داره.
شاید عدم تبلیغات یا اطلاع رسانی صحیح باعث شده دیگران اطلاعی از وجود اینگونه سایت ها ندارند.
I thinks this one were here since 6 years ago,
http://www.boali.com
پاسخ : نه سایتی که مورد نظرمه ، با سایتی که معرفی کردید تفاوت بسیار زیادی داره.
خب می دونین، اون سایت تشخیص خیلی هم مورد علاقه ی جامعه ی پزشکی ایران نیست چون اون وقت دکترها چه طوری می تونن آزمایش الکی بنویسند و عمل های بی دلیل بکنند و از همه بدتر از سر بی سوادی تشخیص های عوضی با داروهای بی ربط تجویز کنند؟ مثال عینی اش اینه که همسر من نزدیک چند ماهه بی دلیل دمای بدنش بالاست و گاهی هم بیمار می شه و مدام احساس گلودرد داره. باور کنید هر دکتری یه سری دارو بهش داده و وحشتناک تر از همه این که بی هیچ ملاحظه ای “سفکسین” رو مشت مشت به خورد بیمار می دن. من نمی دونم اگه یه عفونت جدی و بزرگ در بدن کسی که مقاوم به این دارو شده باشه دیگه باید چی بهش بدن؟
پاسخ : البته با نظر شما موافق نیستم. گاهی ناآگاهی بیمارانه که باعث میشه ، پزشکان ترس داشته باشن ، الگوریتمهای تشخیصی را به صورت کتابی دنبال کنن.
مثلا دل شیر میخواد نوزاد و شیرخواری را بینی با تب بالا و وقتی در اون سورس عفونت واضح ندادی ، آنتیبیوتیک شروع نکنی و منتظر کارهای تشخیصی بمونی. پزشکان هموازه ترس دارن به خاطر علاقه مفرط بیماران ایرانی به زود خوب شدن و برطرف شدن ناگهانی درد ، کارهای تشخیص را دنبال کنن. کارهای تشخیصی برای تب طولانیمدت و تب با منشأ نامشخص ، هم کاملا تعریفشده هستن.
موافق