انفجار دادهها؛ بررسی علمی حجم کل اطلاعات تولید شده توسط بشر
آیا تا به حال فکر کردهاید که تمام عکسها، ایمیلها و ویدئوهایی که روزانه تولید میکنیم، در دنیای فیزیکی چه وزنی دارند؟ آشنایی با مفهوم انفجار دادهها (Data Explosion) نه تنها برای درک مقیاس دنیای دیجیتال جالب است، بلکه برای شناخت چالشهای زیستمحیطی پیش رو نیز ضروری به نظر میرسد. در این مقاله میخواهیم ببینیم وزن کل اطلاعات تولید شده توسط بشر چقدر است و این حجم عظیم از بیتها و بایتها چگونه دنیای مادی ما را تحت تاثیر قرار میدهند. آیا واقعاً ممکن است روزی وزن دادههای ما با وزن کل اتمهای کره زمین برابری کند یا این تنها یک فرضیه علمی-تخیلی است؟
فهرست مطالب
- ۱. ماهیت فیزیکی داده؛ بیتها از چه ساخته شدهاند؟
- ۲. محاسبه وزن یک بیت بر اساس فیزیک کوانتوم
- ۳. قانون ظرفیت محدود و رشد نمایی اطلاعات
- ۴. مراکز داده؛ غولهای مصرفکننده انرژی و فضا
- ۵. تاثیر اینترنت اشیاء بر سرعت انفجار دادهها
- ۶. از فلاپی دیسک تا ذخیرهسازی در DNA
- ۷. فرضیه وزن اطلاعات مل الوین ووپسن
- ۸. آلودگی دیجیتال و ردپای کربن هر کلیک
- ۹. پارادوکس انباشت؛ چرا دادهها را پاک نمیکنیم؟
- ۱۰. امنیت داده در مقیاس زتابایت
- ۱۱. نقش هوش مصنوعی در تولید محتوای انبوه
- ۱۲. آینده زمین تحت سلطه بیتهای دیجیتال
۱. ماهیت فیزیکی داده؛ بیتها از چه ساخته شدهاند؟
بسیاری از ما تصور میکنیم که دادههای دیجیتال مفاهیمی انتزاعی و بیوزن هستند که در فضای ابری (Cloud) معلق ماندهاند، اما در واقعیت، هر بیت از اطلاعات دارای یک پایه فیزیکی است. در هارد دیسکهای مغناطیسی، دادهها به صورت جهتگیری دوقطبیهای مغناطیسی ذخیره میشوند و در حافظههای فلش، این کار با به دام انداختن الکترونها در ترانزیستورها صورت میگیرد. بنابراین، هر زمان که فایلی را ذخیره میکنید، در واقع در حال تغییر وضعیت فیزیکی مقداری ماده در جهان هستید. این تغییر وضعیت، هرچند در مقیاس میکروسکوپی باشد، اما وقتی در مقیاس زتابایت (Zettabyte) جمع شود، ابعاد قابل توجهی پیدا میکند.
فیزیکدانان معتقدند که اطلاعات، حالت پنجم ماده در کنار جامد، مایع، گاز و پلاسما است؛ زیرا برای تولید و نگهداری آن نیاز به صرف انرژی و سازماندهی ذرات داریم. وقتی شما یک ایمیل میفرستید، جریانی از الکترونها را جابجا میکنید که این فرآیند مستلزم تغییر در ترازهای انرژی است. درک ماهیت مادی داده به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا زیرساختهای اینترنت تا این حد عظیم و پرهزینه هستند. در واقع، دنیای دیجیتال موازی با دنیای فیزیکی ما در حال رشد است و هر بایت اطلاعاتی که تولید میشود، باری فیزیکی بر دوش منابع سیاره زمین میگذارد که نباید نادیده گرفته شود.
۲. محاسبه وزن یک بیت بر اساس فیزیک کوانتوم
محاسبه دقیق وزن یک بیت کار بسیار دشواری است، اما دانشمندان با استفاده از فرمولهای فیزیک کوانتوم و رابطه جرم-انرژی اینشتین (E=mc²)، تخمینهایی را ارائه دادهاند. بر اساس فرضیه همارزی جرم-انرژی-اطلاعات، هر بیت اطلاعات در دمای اتاق جرمی معادل حدود ۳.۱۹ در ۱۰ به توان منفی ۳۸ کیلوگرم دارد. این عدد به قدری کوچک است که در نگاه اول صفر به نظر میرسد، اما وقتی بدانیم بشر در حال حاضر سالانه دهها زتابایت داده تولید میکند، مجموع این وزنها شروع به رشد میکند. این محاسبات نشان میدهند که اطلاعات نه تنها دارای وزن، بلکه دارای انرژی ذاتی هستند که در ساختار فضا-زمان تاثیر میگذارد.
اگر بخواهیم این موضوع را ملموستر کنیم، میتوانیم به آزمایشهای ذهنی رجوع کنیم که وزن کل اینترنت را در حدود وزن یک توتفرنگی یا یک تخممرغ تخمین زدهاند. البته این وزن مربوط به الکترونهای در حال حرکت است که حامل پیامها هستند، نه کل اطلاعات ذخیره شده. نکته جالب اینجاست که با پیشرفت تکنولوژی و فشردهسازی بیشتر دادهها در فضای کمتر، تراکم انرژی و در نتیجه “وزن اطلاعاتی” در واحد سطح افزایش مییابد. این موضوع در فیزیک سیاهچالهها نیز مطرح است که در آنجا اطلاعات به عنوان عاملی در تعیین جرم و سطح افق رویداد نقش کلیدی ایفا میکند و نشاندهنده عمق ارتباط بین دنیای دیجیتال و قوانین بنیادین طبیعت است.
۳. قانون ظرفیت محدود و رشد نمایی اطلاعات
ما در دورانی زندگی میکنیم که سرعت تولید داده از سرعت درک و تحلیل ما پیشی گرفته است، پدیدهای که به آن انفجار دادهها میگویند. طبق پیشبینیها، حجم کل دادههای تولید شده در جهان هر دو سال دو برابر میشود و این رشد نمایی (Exponential Growth) به این معناست که ما در چند سال آینده بیشتر از کل تاریخ بشر اطلاعات تولید خواهیم کرد. این حجم عظیم از دادهها نیازمند فضای ذخیرهسازی فیزیکی است که خود با محدودیتهای منابع زمینی روبروست. قانون مور (Moore’s Law) که پیشبینی میکرد تعداد ترانزیستورها دو برابر میشود، اکنون با محدودیتهای فیزیکی اتمها مواجه شده و چالش جدیدی را برای مهندسان ایجاد کرده است.
مشکل اصلی اینجاست که ما همه چیز را ذخیره میکنیم؛ از ویدئوهای بیکیفیت دوربینهای مداربسته تا لاگهای بیاستفاده سرورها، و این “زبالههای دیجیتال” فضای ارزشمندی را اشغال میکنند. رشد نمایی اطلاعات یعنی ما به زودی با کمبود مواد اولیه برای ساخت تراشههای حافظه و هارد دیسک مواجه خواهیم شد. اگر این روند ادامه یابد، بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی جهان صرفاً به مدیریت و نگهداری دادهها اختصاص خواهد یافت. این انفجار دادهای نه تنها یک چالش فنی، بلکه یک چالش فلسفی است: آیا ما به راستی به این همه اطلاعات نیاز داریم یا در حال غرق شدن در اقیانوسی از نویزهای دیجیتال هستیم؟
۴. مراکز داده؛ غولهای مصرفکننده انرژی و فضا
مراکز داده (Data Centers) نیروگاههای عصر مدرن هستند که هزاران سرور را در خود جای دادهاند تا نبض دنیای دیجیتال را زنده نگه دارند. این ساختمانهای عظیم که گاهی به اندازه چندین زمین فوتبال وسعت دارند، مصرف انرژی وحشتناکی دارند که با مصرف برق کشورهای کوچک برابری میکند. وزن فیزیکی تجهیزات این مراکز، از رکهای فلزی گرفته تا کابلهای مسی و سیستمهای خنککننده، بخش بزرگی از “وزن اطلاعات” را به صورت غیرمستقیم تشکیل میدهد. برای اینکه دادههای ما “وزن” کمی داشته باشند، باید میلیاردها دلار در زیرساختهای فیزیکی سنگین سرمایهگذاری شود که خود ردپای زیستمحیطی عظیمی بر جای میگذارند.
بخش بزرگی از انرژی مصرفی در این مراکز صرف خنک کردن سرورهایی میشود که به دلیل پردازش مداوم دادهها داغ شدهاند؛ این یعنی تبدیل مستقیم اطلاعات به گرما. شرکتهای بزرگی مثل گوگل و مایکروسافت اکنون مراکز داده خود را به مناطق سردسیر یا حتی زیر دریا منتقل میکنند تا از دمای طبیعی محیط برای خنکسازی استفاده کنند. این نشاندهنده این است که دنیای دیجیتال به شدت به جغرافیای فیزیکی زمین وابسته است و نمیتوان آن را جدای از منابع طبیعی تصور کرد. هر بایت که در گوشی خود جابجا میکنید، باعث چرخش فنها و مصرف واتها در نقطهای دیگر از کره زمین میشود که باری مادی بر دوش سیاره است.
۵. تاثیر اینترنت اشیاء بر سرعت انفجار دادهها
با ظهور اینترنت اشیاء (IoT)، دیگر فقط انسانها نیستند که داده تولید میکنند، بلکه یخچالها، چراغهای راهنمایی، حسگرهای صنعتی و حتی لباسهای ما نیز به صورت ۲۴ ساعته در حال ارسال اطلاعات هستند. این هجوم بیوقفه دادههای ماشینی، حجم اطلاعات را به شکلی بیسابقه افزایش داده و فشار مضاعفی بر شبکههای ارتباطی وارد کرده است. هر سنسور کوچک در یک کارخانه هوشمند ممکن است در هر ثانیه هزاران رکورد داده تولید کند که اگرچه وزن هر کدام ناچیز است، اما در مجموع زتابایتها داده را ایجاد میکنند. اینترنت اشیاء در حال تبدیل کردن دنیای فیزیکی ما به یک نقشه دیجیتال زنده است که تمام جزئیات آن ثبت و ضبط میشود.
چالش اصلی در این میان، مدیریت و تصفیه این حجم عظیم از دادههای خام (Raw Data) است تا به اطلاعات مفید تبدیل شوند. اگر قرار باشد تمام دادههای تولید شده توسط میلیاردها دستگاه متصل ذخیره شود، ما به سرعت از ظرفیت ذخیرهسازی کل سیاره فراتر خواهیم رفت. به همین دلیل، تکنولوژیهایی مثل محاسبات لبهای (Edge Computing) در حال توسعه هستند تا دادهها را در همان محل تولید پردازش و فیلتر کنند و فقط اطلاعات ضروری را به ابرها بفرستند. این رویکرد به کاهش “وزن ترافیکی” اینترنت کمک میکند، اما همچنان با افزایش تعداد دستگاهها، حجم کلی اطلاعات در حال حرکت به سمت اعداد نجومی است که تصور آن برای ذهن انسان دشوار است.
۶. از فلاپی دیسک تا ذخیرهسازی در DNA
تاریخچه ذخیرهسازی دادهها مسیری طولانی را از کارتهای پانچ و فلاپی دیسکهای سنگین تا کارتهای حافظه میکروسکوپی طی کرده است. امروزه ما میتوانیم ترابایتها اطلاعات را در قطعهای به اندازه ناخن انسان جای دهیم، اما حتی این هم برای آینده کافی نیست. دانشمندان اکنون به دنبال الهام گرفتن از طبیعت و استفاده از مولکولهای DNA برای ذخیرهسازی دادهها هستند. DNA به عنوان فشردهترین و بادوامترین ابزار ذخیرهسازی جهان، پتانسیل این را دارد که کل اطلاعات تولید شده توسط بشر را در چند گرم ماده جای دهد. این یعنی “وزن اطلاعات” میتواند با تغییر تکنولوژی به شدت کاهش یابد در حالی که حجم آن افزایش مییابد.
ذخیرهسازی در DNA نه تنها از نظر فضایی بهینه است، بلکه میتواند هزاران سال بدون تغییر باقی بماند، بر خلاف هارد دیسکهایی که بعد از چند دهه فاسد میشوند. تصور کنید تمام کتابخانه کنگره آمریکا را در یک قطره مایع حمل کنید؛ این آیندهای است که فیزیک اطلاعات به سمت آن حرکت میکند. البته فعلاً هزینه نوشتن و خواندن داده از روی DNA بسیار بالاست، اما با پیشرفت بیوتکنولوژی، این مرزها جابجا خواهد شد. این گذار از سیلیکون به بیولوژی نشان میدهد که ما دائماً در حال فشردهتر کردن دنیای دیجیتال هستیم تا بتوانیم با انفجار دادهها مقابله کنیم و آنها را در فضای فیزیکی محدود زمین مدیریت نماییم.
۷. فرضیه وزن اطلاعات مل الوین ووپسن
ملوین ووپسن (Melvin Vopson)، فیزیکدان برجسته، فرضیهای تکاندهنده را مطرح کرده است که طبق آن، اطلاعات دارای جرمی واقعی هستند که میتوان آن را اندازه گرفت. او معتقد است که اگر رشد تولید اطلاعات با همین سرعت ۵۰ درصد در سال ادامه یابد، تا حدود ۳۵۰ سال دیگر، تعداد بیتهای تولید شده از تعداد اتمهای روی زمین بیشتر خواهد شد. از آن ترسناکتر، او پیشبینی میکند که تا سال ۲۲۴۵، نیمی از جرم کل زمین به “جرم اطلاعات دیجیتال” تبدیل خواهد شد. این فرضیه که به “فاجعه اطلاعاتی” (Information Catastrophe) معروف است، هشدار میدهد که ما در حال مصرف منابع مادی زمین برای ساختن یک واقعیت مجازی سنگین هستیم.
اگرچه این پیشبینیها بر اساس مدلهای ریاضی تندروانه هستند، اما اصل موضوع که اطلاعات باری بر دوش ماده است را به خوبی برجسته میکنند. ووپسن پیشنهاد میدهد که اطلاعات باید به عنوان شکل جدیدی از ماده در نظر گرفته شود که قوانین ترمودینامیک بر آن حاکم است. این دیدگاه باعث میشود که ما به دادهها به عنوان یک منبع فیزیکی نگاه کنیم که تولید آن هزینهای برای تعادل جرمی زمین دارد. این فرضیه، بحثهای علمی داغی را در محافل فیزیک ایجاد کرده و ما را وادار میکند تا درباره پایداری بلندمدت تمدن دیجیتالی خود دوباره فکر کنیم و به دنبال راههایی برای تولید دادههای “سبکتر” باشیم.
۸. آلودگی دیجیتال و ردپای کربن هر کلیک
هر بار که شما یک جستجوی ساده در گوگل انجام میدهید یا ویدئویی را استریم میکنید، مقداری دیاکسید کربن در جو آزاد میشود که نتیجه فعالیت سرورها و نیروگاههای پشتیبان است. آلودگی دیجیتال (Digital Pollution) واقعیتی است که در پس ظاهر تمیز و براق گوشیهای ما پنهان شده است. طبق آمار، صنعت فناوری اطلاعات مسئول حدود ۴ درصد از کل گازهای گلخانهای جهان است که این رقم بیشتر از سهم صنعت هواپیمایی است. وزن دادهها در اینجا به معنای وزن کربنی است که به محیط زیست تحمیل میشود و هرچه حجم دادهها بیشتر شود، این بار سنگینتر خواهد شد.
این ردپای کربنی فقط مربوط به مصرف برق نیست، بلکه شامل فرآیند استخراج فلزات کمیاب برای ساخت قطعات الکترونیکی و همچنین پسماندهای الکترونیکی (E-waste) پس از منسوخ شدن دستگاهها نیز میشود. ما با تولید زتابایتها داده، در حال تولید میلیونها تن زباله فیزیکی هستیم که بازیافت آنها بسیار دشوار است. برای مقابله با این بحران، مفهوم “دیتای سبز” مطرح شده است که بر بهینهسازی الگوریتمها و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در مراکز داده تمرکز دارد. آگاهی از اینکه هر بیت اطلاعات وزنی در چرخه طبیعت دارد، میتواند رفتار ما را در تولید و مصرف داده تغییر دهد تا به سمت یک سبک زندگی دیجیتال پایدارتر حرکت کنیم.
۹. پارادوکس انباشت؛ چرا دادهها را پاک نمیکنیم؟
انسان امروزی دچار نوعی وسواس ذخیرهسازی شده است که در آن پاک کردن هر فایلی را نوعی از دست دادن فرصت یا خاطره تلقی میکند. پارادوکس انباشت (Hoarding Paradox) در دنیای دیجیتال به این معناست که چون هزینه ذخیرهسازی ظاهراً کم است، ما حجم عظیمی از دادههای بیارزش را تا ابد نگه میداریم. این دادههای تاریک (Dark Data) که هرگز دوباره دیده یا استفاده نمیشوند، بخش بزرگی از حجم اشغالی مراکز داده را تشکیل میدهند. این انباشتگی نه تنها فضا را اشغال میکند، بلکه فرآیند جستجو و یافتن اطلاعات واقعاً مهم را نیز برای ما دشوارتر کرده است.
از منظر روانشناختی، ما به دادهها وابسته شدهایم چون آنها را بخشی از توسعهیافتگی ذهن خود میدانیم، اما این وابستگی هزینههای مادی پنهانی دارد. نگهداری هر ترابایت داده در ابر، سالانه مقدار مشخصی انرژی و فضا مصرف میکند که در مقیاس جهانی به یک فاجعه خاموش تبدیل شده است. شرکتها نیز به دلیل ترس از مسائل حقوقی یا به امید استخراج ارزش از دادهها در آینده، از پاک کردن آنها خودداری میکنند. شکستن این چرخه نیازمند تغییر فرهنگ دیجیتال و درک این مطلب است که “کمتر، بیشتر است” (Less is More). پاک کردن دادههای اضافی، در واقع سبک کردن باری است که بر دوش زیرساختهای فیزیکی و محیط زیست گذاشتهایم.
۱۰. امنیت داده در مقیاس زتابایت
وقتی حجم دادهها به ابعاد زتابایت میرسد، تامین امنیت آنها به یک چالش لجستیکی و فنی عظیم تبدیل میشود. هرچه وزن فیزیکی و پراکندگی دادهها بیشتر باشد، نقاط ضعف و سطوح حمله برای هکرها نیز گستردهتر میگردد. حفاظت از این کوه عظیم اطلاعات نیازمند صرف مقادیر بیشتری انرژی برای رمزنگاری (Encryption) و ایجاد نسخههای پشتیبان است که خود حجم دادهها را دو یا سه برابر میکند. امنیت در مقیاس بزرگ یعنی ما باید بین “وزن امنیتی” داده و سرعت دسترسی به آن تعادلی سخت برقرار کنیم که اغلب به نفع سرعت تمام میشود.
علاوه بر این، در دنیای دادههای انبوه، نشت اطلاعات (Data Breach) میتواند ابعادی فاجعهبار داشته باشد که زندگی میلیونها انسان را به یکباره تحت تاثیر قرار دهد. ما در حال ساختن یک دژ دیجیتال هستیم که دیوارهایش از جنس بیتها و بایتهاست، اما این دیوارها به شدت به پایداری شبکه برق و سختافزارهای فیزیکی وابستهاند. اگر زیرساختهای مادی آسیب ببینند، این حجم عظیم از دادهها به سادگی به زبالههای غیرقابل دسترس تبدیل میشوند. امنیت واقعی در آینده شاید در گرو “نابودسازی هدفمند داده” باشد؛ یعنی یاد بگیریم چه چیزی را نباید ذخیره کنیم تا ریسکهای امنیتی و هزینههای فیزیکی را به حداقل برسانیم.
۱۱. نقش هوش مصنوعی در تولید محتوای انبوه
هوش مصنوعی مولد (Generative AI) به موتور محرک جدیدی برای انفجار دادهها تبدیل شده است که میتواند در هر ثانیه هزاران صفحه متن، تصویر و ویدئو تولید کند. این محتواهای تولید شده توسط ماشین، در حال پر کردن فضای وب هستند و به زودی حجم آنها از محتوای تولید شده توسط انسان فراتر خواهد رفت. این پدیده باعث ایجاد یک “چرخه بازخورد” میشود که در آن هوش مصنوعی از دادههای تولید شده توسط نسخههای قبلی خود یاد میگیرد که میتواند منجر به کاهش کیفیت و افزایش بیرویه حجم دادههای نویزی شود. هوش مصنوعی وزن دیجیتال جهان را با سرعتی غیرقابل تصور سنگینتر میکند.
تولید محتوای ماشینی به این معناست که ما دیگر با محدودیت سرعت خلاقیت انسانی روبرو نیستیم و ماشینها میتوانند بیوقفه بایتها را روی هم انباشته کنند. این موضوع فشار مضاعفی بر موتورهای جستجو و سیستمهای ذخیرهسازی وارد میکند تا بتوانند محتوای باارزش را از زبالههای تولید شده توسط باتها تشخیص دهند. ما در آستانه دورانی هستیم که وب ممکن است توسط دادههای مصنوعی اشباع شود، به طوری که یافتن یک اثر واقعی انسانی مثل پیدا کردن سوزن در انبار کاه باشد. این انفجار اطلاعاتی مصنوعی، ما را مجبور میکند که در تعریف خود از “ارزش داده” تجدیدنظر کنیم و به دنبال راههایی برای مدیریت این سیل ویرانگر باشیم.
۱۲. آینده زمین تحت سلطه بیتهای دیجیتال
در نهایت، سوال بزرگ این است که آیا زمین میتواند این حجم از رشد دیجیتال را تحمل کند؟ اگر اطلاعات واقعاً جرم داشته باشد و تولید آن با سرعت فعلی ادامه یابد، ما در حال تغییر دادن توازن مادی سیاره خود هستیم. آینده زمین ممکن است به سمتی برود که مرز بین اشیای فیزیکی و دادههای دیجیتال کاملاً محو شود و ما در دنیایی زندگی کنیم که هر اتم آن حاوی اطلاعاتی برنامهریزی شده باشد. این “هوشمندسازی ماده” میتواند راهی برای نجات از فاجعه اطلاعاتی باشد، به شرطی که بتوانیم چرخههای مصرف انرژی را بهینه کنیم. تمدن آینده تمدنی خواهد بود که وزن اطلاعات خود را با ظرافت مدیریت میکند.
ما باید به سمتی حرکت کنیم که تولید داده به معنای تخریب محیط زیست نباشد، بلکه به عنوان ابزاری برای بهینهسازی مصرف منابع عمل کند. شاید روزی برسد که ما بتوانیم اطلاعات را در خلأ یا در ابعاد بالاتر فضا ذخیره کنیم تا باری بر دوش زمین نباشد. تا آن زمان، هر کلیک، هر آپلود و هر پیامی که میفرستیم، بخشی از وزن تمدن ما را تشکیل میدهد. درک این مسئولیت سنگین دیجیتال، اولین قدم برای جلوگیری از غرق شدن در انفجار دادههاست. ما معماران این کوه عظیم اطلاعات هستیم و باید مراقب باشیم که زیر وزن ساختههای دست خودمان دفن نشویم.
جمعبندی نهایی
انفجار دادهها تنها یک اصطلاح فنی نیست، بلکه یک تغییر پارادایم فیزیکی در سیاره ماست. همانطور که بررسی کردیم، هر بیت از اطلاعات دارای جرم و انرژی است و تجمع زتابایتها داده، باری مادی بر دوش منابع زمین، شبکههای برق و اکوسیستمها میگذارد. فرضیات علمی نشان میدهند که اگر روند تولید بیپایان دادهها را مهار نکنیم، با بحران اشباع اطلاعاتی و کمبود منابع فیزیکی مواجه خواهیم شد. کلید عبور از این بحران در مدیریت هوشمندانه، پاکسازی دادههای زائد و ابداع روشهای نوین ذخیرهسازی مانند استفاده از DNA نهفته است. ما باید یاد بگیریم که در دنیای دیجیتال، کیفیت را بر کمیت ترجیح دهیم تا وزن تمدن ما، زمین را به زانو در نیاورد.









دادا ایول گل کاشتی هم خودت هم سایتت امیدوارم موفق بمونی
تو ایران مگه آدم جرات میکنه دریافت کنه! تا یکم دانلود می کنی باید به قیمت خون پول اینترنت بدی!
متشکرم
روزانه که نمیشه گفت ولی ماهی ۱۰ – ۱۱ گیگی میشه سر جمع!
سلام
دکتر عزیز ممنون از مطلب جالبتان
لطفا بفرمایید “زتابایت” چه مقدار با بایت فاصله دارد (چند صفر دارد؟)
10 به توان 21 بایت.
جالب بود.
ممنون از مطالب قشنگت .
بابا ایول .
الان دیگه برخلاف قدیم همه به اطلاعات دسترسی دارند… مهم دسته بنید و استفاده موثر از اونها در جهت پیشبرد امور هستش… درستش این بود که بررسی میشد از این 34 گیگ چقدرش بطور موثر بر روی زندگی افراد تاثیر میزاره
من فکر کنم 50 تا 60 گیگی روزانه اطلاعات دریافت کنم… این هارد مغزمون بپره میشه ریکاوری کرد؟
موضوع جالبی بود
من چون “دی یو متر” رو سیستم نصب کردم، دقیقا میدونم چقدر مصرف می کنم. با دایال آپ روزی بین ۳۰ تا ۶۰ مگ، از دانشگاه هم هفته ای ۴۰۰، ۵۰۰ مگی میشه