روز ما

  • توسط فرانک مجیدی
  • ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
  • ۵ دیدگاه

فرانک مجیدی: روز ۱۶ شهریور از آن‌جا که سال‌روز ایجاد نخستین وبلاگ فارسی، وبلاگ سلمان، هست به‌عنوان روز وبلاگ‌نویسی میان فارسی‌زبانان انتخاب شده‌است. امروز که ۲۲ ماه از آغاز وبلاگ‌نویسی من می‌گذرد، از خود می‌پرسم چرا وبلاگ می نویسم؟ هدف من از این کار چیست؟

روز ۳ شهریور سال ۱۳۲۰ را در ذهن مجسم می‌کنم. نیروهای متفقین شبانگاه وارد حریم خاک و آسمان ایران شدند و مردم، تنها روز بعد و وقتی کار از کار گذشته‌بود، از رادیو و روزنامه‌ها از این واقعه مطّلع شدند. بیایید کمی دورتر برویم. روزی را تجسم کنید که روزنامه‌های ایران با چاپ سنگی در می‌آمدند. حالا جهانی‌تر شویم، زمانی که گوتنبرگ نخستین دستگاه چاپ را به پا کرد و انسان از رونویسی کتاب‌ها بی‌نیاز شد. شادی و حس نوستالژیک لمس ورقه‌های کاغذ و روزنامه، حس نوشتن روی کاغذ، فشار و سرعت یک قلم غضبناک از توصیف آن‌چه می‌نویسد، نرمی چرخش قلم هنگام نگارش نام و خاطره‌ی محبوب و قطره‌ی اشکی که گاه از چشم نویسنده بر کاغذ می‌چکد و مرکب را پخش می‌کند. حس بوی روزنامه‌هایی که خبر از آغاز جنگ می‌داد و بغض شادی مردم و روزنامه‌های مچاله‌شده از شدت هیجان در دست‌هایشان و عنوان پایان جنگ. حس گرداندن پیچ‌های رادیوهای چوبی و شنیدن صدای تهدیدگر هیتلر، آوازخوانی بنان و امواج رادیو تهران. حس تلویزیون‌های چوب‌گردویی با صفحات قطور محدّب سیاه و سفید و دیدن «الویس پریسلی» با آن رقص و آوازهای سبک تازه‌اش. حس ماجراجویانه‌ی خواندن کتاب‌های همینگوی در فصل کتابسوزان آلمان، و تند و تند پیاده کردن نوارهای دکتر شریعتی روی کاغذ. مردم دنیا به‌رغم سرنوشت‌ها و دنیاهای متفاوتشان، چه خاطره‌ها و حس مشترکی دارند به روزنامه، کتاب، رادیو و تلویزیون! این‌ ابزار خاطره‌انگیز، ناقلان پیام‌های نوستالژیک دنیای دیروز بودند.

اما صرفاً متکی بودن به این ابزار، در دنیای امروز انسان‌ها را بی‌نیاز نمی‌کند. دنیای اینترنت روند گردش اطلاعات را سریع‌تر کرده، هر ثانیه حامل صدها خبر خوب و بد است. بنابراین تمام ابزارهای فوق، در دنیای اینترنت برای خود جایی گشوده‌اند. دنیایی دیگر شده است، ساکنانش هم دگرگون شده‌اند. از ادبیات و نقاشی گرفته، تا اطلاعات علمی و تاریخی و سیاسی اینترنت پر از نکات مفید است. شکی نیست که در روند گردش اطلاعات وبلاگ‌ها نقش مهمی دارند و می‌توان روی آن‌ها حساب ویژه باز کرد.

وبلاگ‌نویسی، آداب قلم‌‌راندن را از جمع معدود اصحاب طبع و نشر خارج کرده. دیگر تنها نویسنده‌ی حرفه‌ای روزنامه و کتاب، سخن نهایی را نمی‌‌گوید، صداهای معدود به گوش نمی‌رسد و تنها آنان که قلم را ظریف‌تر می‌گردانند و نکته‌ها را طنازانه‌تر می‌نمایانند سهمی در نقش زدن به جامعه ندارند. حتی هنرمندان مطرح هم برای همگانی‌تر شدن کلامشان برای خود وبلاگی دست و پا می‌کنند. امروز کسی وحشت این را ندارد که روزی به پایان می‌رسد، بی آن‌که سخنی را که باید را گفته‌باشد. عکاسان حرفه‌ای یا تازه‌کار و مستعد یا حتی افراد آماتور در عکاسی، تصاویری را که ثبت کرده‌اند، به اشتراک می‌گذارند. هر فرد، می‌تواند خبرنگار محیط و اتفاقات اطرافش باشد، بی‌ آن‌که دوربینی پیشرفته و میکروفونی به دست گیرد. اثر یک هنرمند با خلق آن و نقد چند منتقد صاحب‌نام پایان نمی‌یابد و هر خواننده‌ای می‌تواند نظرش را درباره‌ی اثر بگوید و دیگران را از افکارش مطّلع سازد. وبلاگ‌ها می‌توانند تصویری از کاستی‌های محیط اطراف و نگاه ناقدانه‌ی فرد بر اجتماعش را نشان دهند، وبلاگ‌نویس می‌تواند در آن حدیث‌نفس بنویسد و دغدغه‌ی فکری‌اش را با خواننده به اشتراک بگذارد، می‌تواند مینیمال بنویسد یا ماکسیمال. به هر صورت، وبلاگ خانه‌‌ای است که وبلاگ‌نویس برای آرا و نظراتش ساخته، بر آن مختار است و چون اندیشه‌ی هر فرد، محترم شمرده می‌شود.

برای تمام دلایل بالا، وبلاگ‌نویسی را امری خجسته و محترم می‌دانم و باور دارم به گوش رسیدن هزاران عقیده و صدا، از دنیا جایی بهتر برای زیستن می‌سازد. وحشتی از گفت و شنود این صداها نباید باشد. دنیای گرامافون و روزنامه‌های سیاه و سفید کاهی تمام شده، هرچند، همواره پرخاطره خواهد ماند، به‌واسطه‌ی پله‌هایی که دنیای دیروز برای ما ساخت، انسان‌ امروز جسارت ساخت پله‌هایی مدرن‌تر را یافته. بسیاری از این تلاش‌ها، مدیون این صدای جمعی است. همه‌چیز تغییر کرده، دنیایی دیگر است.

پ.ن: تقدیم به تمام وبلاگ‌نویسان فارسی‌زبان. ایرانی، افغانی و تاجیکی.

نظرات

  1. سلام و خسته نباشید. مثل همیشه عالی بود. تمامی پست های شما را مطالعه می کنم نمی دانم چرا از این یکی بیشتر خوشم آمد. موفق باشید.

  2. منم بهتون تبریک می گم این روز رو.. این روزی که تحول بزرگی توی زندگی تک تک ما وبلاگ نویس ها بوده. شاید بدون این که اون لحظه ی اتفاقش متوجه بشیم..
    همیشه مطالبتون برام جالبه… پایدار باشید.

  3. به قولی می‌توان گفت “همه وبلاگ دارند، پس همه هستند”! شاید این راهی باشد برای شکستن سلطه‌ی مطلق!

  4. فرانک خانم
    باور دارم که ابداع اینترنت هوشمندانه ترین و مردمی ترین کاری است که بشر تا کنون انجام داده است. و با شما هم عقیده ام که وبلاگ نویسی کاری خجسته است.
    ضمنا شما خیلی خوب نقد کتاب می نویسید.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.