فیلم فراموشی Oblivion – معرفی، بررسی و تحلیل

تماشای فیلم علمیتخیلی که صرفاً به جلوههای ویژه تکیه نکند و ریشهای در مفاهیم انسانی داشته باشد، غنیمتی است که فیلم فراموشی (Oblivion) بهخوبی از پس آن برآمده است. این فیلم نه تنها یک سرگرمی مفرح و بصری برای دوستداران ژانر علمیتخیلی است، بلکه دانش ما را درباره مفاهیمی چون هویت، حافظه و ماهیت انسانی به چالش میکشد. آیا واقعاً ما همان چیزی هستیم که به ما دیکته شده است یا حقیقتی عمیقتر در رگهای ما جریان دارد؟ در این مطلب قصد داریم لایههای پنهان این اثر را کالبدشکافی کنیم و ببینیم چرا پس از گذشت سالها، هنوز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. آیا ممکن است تکنولوژی روزی بتواند روح انسانی را به بند بکشد یا همواره راهی برای بازگشت به خویشتن وجود دارد؟
فهرست مطالب
- شناسنامه و معرفی اجمالی اثر
- داستان زمینی که دیگر خانه نیست
- جلوههای بصری و جادوی لوکیشنهای ایسلند
- موسیقی؛ از نوستالژی تا طنین الکترونیک
- تکنولوژی پهپادها و هوش مصنوعی در دنیای امروز
- فلسفه هویت؛ چه چیزی ما را «ما» میکند؟
- ارتباط با روانشناسی؛ حافظه زدوده شده
- حقایق پشتپرده و جزئیات نایاب ساخت
- مقایسه با آثار مشابه و ریشههای ادبی
- تاثیرات فرهنگی و بازتاب در رسانهها
شناسنامه و معرفی اجمالی اثر
فیلم فراموشی (Oblivion) محصول سال ۲۰۱۳ میلادی به کارگردانی ژوزف کوسینسکی (Joseph Kosinski) است که پیشتر با فیلم ترون (TRON: Legacy) توانایی خود را در خلق دنیاهای صیقلی و مدرن نشان داده بود. تام کروز در نقش جک هارپر، مورگان فریمن در نقش مالکوم بیچ، اولگا کوریلنکو در نقش جولیا و آندرهآ ریسبرو در نقش ویکتوریا، تیم بازیگری قدرتمندی را تشکیل دادهاند. این اثر بر اساس یک رمان گرافیکی منتشر نشده از خودِ کوسینسکی ساخته شده و توانست با بودجهای ۱۲۰ میلیون دلاری، نگاههای بسیاری را به سوی خود جلب کند. جک هارپر در این فیلم یک تکنسین پهپاد است که در ایستگاهی بر فراز زمین ویرانشده زندگی میکند و وظیفه نگهداری از منابع باقیمانده را بر عهده دارد. حضور مورگان فریمن به عنوان رهبر مقاومت بازماندگان روی زمین، تقابلی جذاب میان نظم دیکته شده و حقیقت پنهان ایجاد میکند.
داستان زمینی که دیگر خانه نیست
داستان در سال ۲۰۷۷ روایت میشود، زمانی که زمین پس از جنگی سهمگین با بیگانگانی موسوم به اسکاوز (Scavs) به ویرانهای غیرقابل سکونت تبدیل شده است. جک و همکارش ویکتوریا، آخرین بازماندگانی هستند که روی زمین ماندهاند تا پهپادهای محافظ را تعمیر کنند و از استخراج منابع حیاتی توسط دکلهای عظیم اطمینان حاصل کنند. حافظه هر دوی آنها برای امنیت عملیات پاکسازی شده است، اما جک مدام تصاویری از یک زن غریبه و نیویورکِ پیش از جنگ را در خواب میبیند. سقوط یک فضاپیمای قدیمی و نجات زنی که جک او را در رویاهایش میدید، تمام باورهای او را درباره جنگ و هویتش فرو میریزد. او متوجه میشود که دشمن واقعی نه آن موجودات روی زمین، بلکه سیستمی است که او را به بردگی گرفته است. این بیداری منجر به کشف حقیقتی تکاندهنده درباره کپیهای متعدد از خودش و ماهیت واقعی ایستگاه فضایی «تت» (Tet) میشود.
جلوههای بصری و جادوی لوکیشنهای ایسلند
یکی از نقاط قوت فیلم، انتخاب ایسلند برای فیلمبرداری است که منظرههای آتشفشانی و سیاه آن بهخوبی حس یک زمین پساآخرالزمانی را منتقل میکند. تیم تولید از نور طبیعی خورشید که در تابستانهای ایسلند تقریباً ۲۴ ساعته است، برای خلق اتمسفر روشن و در عین حال سرد فیلم استفاده کردند. برخلاف بسیاری از فیلمهای علمیتخیلی که در تاریکی روایت میشوند، فراموشی در نوری درخشان و شفاف اتفاق میافتد که تضاد عجیبی با ویرانی زمین دارد. 
طراحی سفینه جک (Bubbleship) و خانه معلق آنها در ابرها (Skytower) الهام گرفته از معماری مدرن و مینیمالیستی است که حس تنهایی تکنولوژیک را القا میکند. کوسینسکی برای واقعیتر شدن صحنههای خانه ابری، از تصاویر واقعی ابرها که بر فراز کوههای هاوایی ضبط شده بودند، به عنوان پسزمینه در استودیو استفاده کرد تا بازیگران حس واقعیتری داشته باشند.
موسیقی؛ از نوستالژی تا طنین الکترونیک
موسیقی متن فیلم که توسط گروه فرانسوی M83 ساخته شده، ترکیبی بینظیر از سینتیسایزر و ارکستر است که به فیلم هویتی حماسی و در عین حال شخصی میبخشد. اما در کنار این موسیقی مدرن، استفاده از ترانه ماندگار A Whiter Shade of Pale از گروه پروکول هاروم (Procol Harum) پلی است به گذشتهی انسانی که در حال محو شدن است. این انتخاب هوشمندانه نشان میدهد که هنر و موسیقی چگونه میتوانند حتی پس از پاک شدن حافظه، در ناخودآگاه انسان باقی بمانند و حس تعلق ایجاد کنند.
در بخشی از فیلم، جک در پناهگاه دنج خود به صفحات وینیل گوش میدهد، فعالیتی که در دنیای تمامدیجیتال و ماشینی «تت»، یک طغیان نرم محسوب میشود. این لحظات نشاندهنده لایههای انسانی فیلم است که فراتر از یک اکشن ساده، به مفهوم نوستالژی و ریشههای فرهنگی میپردازد. موسیقی در اینجا نه فقط یک پسزمینه، بلکه ابزاری برای بازیابی هویت گمشده قهرمان داستان عمل میکند.
تکنولوژی پهپادها و هوش مصنوعی در دنیای امروز
نگاه فیلم به پهپادها (Drones) به عنوان ابزارهای بیرحم و خودمختار، امروز بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است. در زمان ساخت فیلم، بحث پهپادهای جنگی به این داغی نبود، اما اکنون شاهد سیستمهای تسلیحاتی هستیم که با هوش مصنوعی هدایت میشوند و شباهت عجیبی به پهپادهای کروی فیلم دارند. این سیستمها در فیلم فاقد درک اخلاقی هستند و تنها بر اساس کدهای برنامهریزی شده عمل میکنند، که هشداری جدی درباره آینده جنگهای خودکار است.
جالب است بدانید که طراحی صدای این پهپادها به گونهای انجام شده که حس تهدید و غیرانسانی بودن را القا کند، صدایی سرد و مکانیکی که هیچ انعطافی ندارد. این موضوع در تقابل مستقیم با شخصیت جک قرار میگیرد که با وجود برنامهریزی شدن، هنوز دارای کنجکاوی و شفقت انسانی است. تکنولوژی در فراموشی، ابزاری برای کنترل و سرکوب است که تنها توسط روح بیدار انسانی به چالش کشیده میشود.
فلسفه هویت؛ چه چیزی ما را «ما» میکند؟
سوال بنیادین فیلم این است: اگر تمام خاطرات شما پاک شود و با مجموعهای جدید از دادهها جایگزین گردد، آیا هنوز همان آدم سابق هستید؟ فراموشی به شکلی درخشان نشان میدهد که هویت ما فقط در مغز و دادههای ذخیره شده نیست، بلکه در چیزی عمیقتر، شاید در ژنتیک یا روح ما نهفته است. جک هارپر شماره ۴۹ و شماره ۵۲ هر دو دارای یک ساختار بیولوژیکی هستند، اما تجربیات و جرقههای درونی متفاوتی آنها را به مسیرهای مختلف میکشاند.
این تمِ فلسفی ما را به یاد نظریات «لوک» درباره هویت شخصی میاندازد که حافظه را رکن اصلی میدانست، اما فیلم گامی فراتر میرود. فیلم پیشنهاد میدهد که عشق و دلبستگیهای عاطفی، کدهایی هستند که به هیچ وجه قابل پاک شدن کامل نیستند. حتی در استانداردترین قالبهای ماشینی، همیشه ردی از منحصربهفرد بودن انسان باقی میماند که در لحظات بحرانی جوانه میزند.
ارتباط با روانشناسی؛ حافظه زدوده شده
در روانپزشکی، مفهوم «فراموشی پسگستر» (Retrograde Amnesia) حالتی است که فرد خاطرات گذشته خود را از دست میدهد، اما در فیلم این موضوع به عنوان یک ابزار سیاسی و نظامی استفاده شده است. شستشوی مغزی و کاشت حافظه کاذب، مفاهیمی هستند که در جنگهای روانی و سیستمهای توتالیتر برای کنترل تودهها به کار میروند. جک هارپر نمونهای از انسانی است که تحت تاثیر یک «روایت جعلی» زندگی میکند تا زمانی که شواهد عینی، آن دیوار دروغین را فرو میریزد.
کتابی که جک در میان خرابهها پیدا میکند، یعنی «اشعار لایس کلای» (Lays of Ancient Rome)، جرقهی بیداری او را میزند. خواندن این سطرها که «چگونه یک انسان میتواند بهتر از این بمیرد که با ترسهای وحشتناک روبرو شود، برای خاکسترهای پدرانش و معابد خدایانش»، او را به ریشههای باستانی شجاعت متصل میکند. این نشان میدهد که ادبیات و کلمات قدرت دارند تا برنامهریزیهای پیچیدهی مغزی را خنثی کنند.
حقایق پشتپرده و جزئیات نایاب ساخت
تام کروز که خود از علاقهمندان به خلبانی است، بسیاری از بدلکاریهای مربوط به سفینه را با اشتیاق انجام داد و به جزئیات فنی کابین نظارت داشت. طراحی لباسهای فیلم نیز به گونهای بود که نه خیلی آیندهنگرانه و عجیب باشند و نه خیلی قدیمی؛ لباسی کارکردی که حس یک تکنسین واقعی را منتقل کند. 
یکی از اسرار پشتپرده این است که کوسینسکی ابتدا قصد داشت فیلم را با بودجهای بسیار کمتر و به صورت مستقل بسازد، اما قدرت داستان تام کروز را جذب کرد و پروژه را به یک بلاکباستر تبدیل نمود. خرابههایی که در فیلم میبینیم، مانند ساختمان امپایر استیت، با دقت ریاضی و بر اساس فرسایش واقعی خاک و بتن در طی ۶۰ سال بازسازی شدهاند. این وسواس در جزئیات باعث شده که دنیای فراموشی حتی در خیالیترین لحظات، واقعی و ملموس به نظر برسد.
مقایسه با آثار مشابه و ریشههای ادبی
فراموشی وامدار آثار بزرگی چون ماه (Moon) و ۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی است، اما توانسته امضای خاص خود را داشته باشد. برخلاف بسیاری از آثار این ژانر که به سمت فانتزی خالص میروند، این فیلم سعی میکند در چارچوب منطق روایی خود باقی بماند. تقابل انسان و هوش مصنوعی مرکزی (Tet) شباهتهایی به نبرد «هال ۹۰۰۰» و انسان دارد، اما در اینجا بُعد عاطفی و عشق، موتور محرک داستان است.
در رمانهای کلاسیک علمیتخیلی نظیر آثار «فیلیپ کی. دیک»، همیشه شک در واقعیت وجود دارد که در این فیلم به خوبی بازنمایی شده است. جک هارپر مانند قهرمانان دیک، میان آنچه میبیند و آنچه حس میکند دچار تضاد است. این فیلم به جای تمرکز صرف بر جنگ با بیگانگان، بر جنگ برای کشف «حقیقت خود» تمرکز میکند که آن را از یک اثر صرفاً تجاری متمایز میسازد.
تاثیرات فرهنگی و بازتاب در رسانهها
پس از اکران، فیلم به دلیل لایههای استعاریاش مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و در جوامع علمیتخیلی به عنوان یک اثر کلاسیک مدرن شناخته شد. بازسازی نمادهای نیویورک زیر تلی از خاکستر و شن، تصویری قدرتمند از زوال تمدن بشری بود که در بسیاری از مستندهای مربوط به آینده زمین مورد ارجاع قرار گرفت. 
دیالوگهای ماندگار مورگان فریمن درباره انسانیت و حافظه، در شبکههای اجتماعی بارها بازنشر شد و بحثهای زیادی را پیرامون «جنگهای پهپادی» برانگیخت. فیلم فراموشی به ما یادآوری میکند که حتی در تاریکترین دورانها، یک کتاب، یک قطعه موسیقی یا یک خاطره محو میتواند شعلهی تغییر را روشن کند. این اثر نه تنها یک پیروزی برای جلوههای ویژه، بلکه پیروزی برای قصهگویی انسانی در قلب تکنولوژی است.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
فیلم فراموشی (Oblivion) فراتر از یک اثر علمیتخیلی استاندارد، کاوشی عمیق در قلمرو هویت، عشق و مقاومت است. این فیلم با بهرهگیری از کارگردانی بصری خیرهکننده و موسیقی متن اتمسفریک، داستانی را روایت میکند که در آن تکنولوژی مغلوب جرقه پنهان در روح انسانی میشود. جک هارپر نماد انسانی است که در حصار فراموشی تحمیلی، با تمسک به هنر، کتاب و خاطرات محو، راهی به سوی حقیقت باز میکند. این اثر به ما یادآوری میکند که حتی در دنیایی که همه چیز استاندارد و کپی شده است، اصالت و فداکاری تنها راههای بقای واقعی هستند. فراموشی دعوتی است برای بیداری از خواب مصنوعی مدرنیته و بازگشت به ریشههایی که ما را تعریف میکنند.






قسمت جالبش اینجاست که همه میگن بهترین فیلم علمی تخیلی ولی در کل دو سه سایت از این فیلم حرف زدند که در واقع حرفم نزدند! همه همون توضیح واضحاتی که اول فیلمم از زبان جک گفته میشه رو بعنوان خلاصه فیلم تکرار کردند و از قسمتهای پیچیده تر ببهانه اینکه فیلم لو نره سخنی بمیان نیاوردن. فیلم در ظاهر ساده و نه چندان جذاب بود( به جذابیت دیگر فیلمهای خوب فضایی نبود) ولی نیاز به کشف و شهوداتی داره که به قسمتهای آخر فیلم مربوط میشه. تام کروز و مورگان فریمن در سفینه مهاجرپذیر، تو اون قفسه های شیشه ایی خودشون رو بشکل فریز دیدند. یعنی خود واقعی شون اون بود و بقیه نسخه ها شبیه سازی بودن؟ چطور شد که جک بعد از مردن یا یخ زدن( هر کدوم که در نظر بگیریم) به اون کلبه در پایان فیلم برگشت. کلبه توسط همسر جک ساخته شده بود انگار! برگشت های زمانی چندباره و ضد و نقیض هایی که حتما دلیل داشتن. اما چطور این خاطرات در ذهن جک تکرار میشد؟ اصلا کدوم جک واقعی بود؟ مگه میشه خاطرات در اندیشه نسخه شبیه سازی هم وجود داشته باشه اونم بعد از پاکسازی؟ من که گیج شدم شایدم چون ساعت 3 شب و در حالتی از خواب آلودگی دیدم اما دوستان باهوش تر لطفا اگه خوب متوجه شدن بیشتر توضیح بدن و از او رفتن داستان نترسن!
همه نظرات مردم درباره این فیلم برای 10 سال پیشه
من کلی دنبال ترانه A Whiter Shade of Pale میگشتم واقعا توی صحنه فیلم جالب بود.
من هم سالها پیش این ترانه زیبا را شنیده بودم و چون نه خواننده ونه اسم ترانه را میدونستم نتونستم دیگه این ترانه را گیر بیارم تا این که فیلم فراموشی را دیدم که این ترانه بسیار زیبا توش بود و توی نت سرچ کردم تا این سایت که خیلی خیلی سپاسگزارم ازش اسم این ترانه و گروهش را گفتن
من هم مطلبی درباره فیلم نوشتم. اشاراتی به شاهکارهای سینمایی داشت http://araye.net/Posts/24/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-Oblivion-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9
فیلمش بسیار خوب بود ولی چند تا سوتی فاجعه داشت و آخرش هم خیلی آبکی تموم شد…بنظرم تو ژانر تخیلی upside down خیلی عالیه
یاد یه فیلمی افتادم.اسمش یادم نیس ولی شبیه سازی یه ادم بود که از رو dna دقیقا یکی مثل خودشو ساخته بودن…تنها تفاوتش نداشتن احساس تو وجودش بود..
حتی تشخیص این ادم برای خونوادش سخت بود…
خیلی فیلم قشنگی بود.
فیلم فوق العاده ای بود
اکشن متوسطی داشت اما فضاسازی و موسیقی فیلم واقعا تاثیرگذار بود.من به شخصه فیلم هایی رو که رمز و راز زیادی رو توی دلشون پنهان میکنن رو دوست دارم که همین فیلم فراموشی یکی از اون فیلماست.دیدن این فیلمو به کسانی که دنبال فیلمای اکشن و ماجرایی و سراسر هیجان هستن پیشنهاد نمیکنم،اما اگر به موضوعاتی مثل ابعاد انسانی،قدرت ماورایی،و بشریت در آینده علاقه دارین(و البته حوصله پا به پا اومدن با فیلمایی که مستلزم تفکر هستند رو دارین)این فیلم یکی ار بهترین گزینه هاست.خسته نباشین
واقعا فیلم قشنگیه
من که فیلم را دیدم و خوشم امد ، ترسی عجیب رو به من منتقل کرد.
این یه فیلم علمی تخیلی عالی بود .
حتما نگاه کنید.
با دیدن پستی که راجع به فیلم فراموشی گذاشتید متوجه شدم باید نمونه خوبی از علمی تخیالی باشه و سعی کردم در اول فرصت ببینمش.
واقعا فیلم زیبایی بود و با وجود زمان نسبتا طولانی اصلا خسته کننده نبود.تام کروز نشان داد هنوز هم در این قالب ژانر به خوبی نقش ایفا می کنه.
موسیقی متن بسیار زیبا بود.
مضمون متن من را به یاد سه گانه “سه پایه ها” نوشته جان کریستوفر انداخت که بسیار کتاب های خواندنی و نوستالژیکی هستند.
ممنون که همیشه پیشنهاد های خوبی برای خوانندگانت داری.
دوستان که به فیلمهای علمی تخیلی علاقه دارن پیشنهاد میکنم فیلم europa report رو ببینن… یکی از واقعی گرایانهترین فیلمهای علمی تخیلی که در مورد قمر اروپا سیاره مشتری میباشد.
سلام . حدود دوسالی میشه که با این وبسایت آشنا شدم و همیشه بهش سر میزنم .قبلا مطالب سینمایی خیلی زودتر آپدیت میشدن . اما الان بخش سینما خیلی دیر به دیر آپدیت میشه. مثلا یکی از فیلم هایی که انتظار داشتم توجه خیلی بیشتری بهش بشه فیلم the hobbit : an unexpected journey بود که شما تنها به گذاشتن چند لحظه از فیلم اکتفا کردین . خیلی دلم میخواست یک نقد کامل درباره ی همه چیز فیلم از فیلنامه تا بازی بازیگران و … رو دراین سایت ببینم اما نشد . امیدوارم بخش سینمایی دوباره مثل قبل پیشرفت کنه . و البته خواهشا به فیلم هابیت هم توجه بیشتری نشون بدین . :)
به طور کامل فراموش کردم درباره ی خود فیلم نظر بدم!
یک مشکل داره و اون این که فکر میکنم حضور تام کروزتو این سبک فیلم ها تا حدودی تکراری شده و شاید من ترجیح میدادم یک نفر دیگه رو دراین نقش ببینم.
به نظرم جدا از تصاویر جالبش داستانش تکراری بود تنها چیزی که تو داستان فیلم منو سخت تو فکر برد این بود که چطور اون کپی ژنتیکی قبول کرد که جک هارپره یعنی فقط خاطراتکافیه تا مارو خودمون کنه یا نکته خاصی هست که منو از کپی ژنتیکی خودم جدا میکنه آخر فیلم این موضورو با قبول کردن یه جک هارپر دیگه پیچیده تر کرد
چند روزی بود فیلمو دانلود کرده بودم و دیشب با خوندن این نقد انگیزه دیدنشو پیدا کردم.
ولی واقعا بعد از 2 ساعت تماشای فیلم ارضا نشدم.
فیلمی با این گستردگی معنایی به بیش از 2 ساعت زمان نیاز داشته و کوتاه کردن این زمان باعث شده با هیچ کدوم از بخش های فیلم نشه ارتباط برقرار کرد.
در واقع به کمیت بیشت اهمیت داده شده تا کیفیت.
در ضمن اینکه ، فیلم چیز جدیدی ارائه نکرد.حمله فضایی ها ، غیر قابل زندگی بودن زمین ، تسخیر انسانها توسط ماشین ، شبیه سازی ، و عشق آبکی بین جک و جولیا هارپر.
تنها بخش و صحنه فیلم که پاس زدم و چند ثانیه نگاش کردم صحنه ای بود که ماه رو نشون میداد.
چند نکته قوی هم داشت.موسیقی متن مناسب ، جلوه های ویژه خوب و مورگان فریمن.در ضمن از طرح “درون ها ” و موتور جک خیلی خوشم اومد.
این نظر شخصیه من در مورد فیم بود و اصلا تخصصی یا کارشناسانه نیست.
اینم اضافه کنم که هنوز فیلمی به زیبایی ترمیناتور 2 و با کمی تخفیف آواتار در این ژانر ندیدم.
تریمیناتور 2 هنوز هم جذابیت داره چه برسه به زمان خودش، واقعا تک بود.
سهگانه ماتریکس از همه بهتر بود.
دکتر در مورد موزیک فیلم صحبت کردید… بد نیست اشاره ای هم به موزیک متن زیبای فبلم بکنیم که کار گروه M83 هست و می تونید اونا رو از لینک زیر دانلود کنید:
https://thepiratebay.sx/torrent/8355530/
البته این کارگردان (Joseph Kosinski) فیلم «Throne Legacy» رو هم در سال ۲۰۱۰ کارگردانی کرده که در اون فیلم هم از موزیک زیبای گروه Daft Punk با همین تم استفاده کرده…
پیشنهاد میکنم اگه علاقه دارین حتما حتما موزیک متن این دو فبلم رو دانلود و گوش کنید…
موزیک متن Throne Legacy رو از اینجا میتونید دانلود کنید:
http://thepiratebay.sx/torrent/6070306/Daft_Punk_-_TRON_Legacy_Soundtrack_%5BComplete_Edition%5D(MP3_320Kbp
سلام به شما.
همین الان از دیدن فیلم فارغ شدم. یه چیز جالب توی یک چهارم پایانی فیلم خیلی تو چشم می اومد که شاید به نظرتون یه کم مسخره بیاد ولی به نظر من با دیدن این فیلم می شه فلسفه “عملیات انتحاری” رو بهتر درک کرد. کسانی که به امید نجات هم نوع خوشون، طرز فکر یا مذهب خودشون یا حتی توهم نجات بشریت دست به عملیات انتحاری می زنن. از جونشون می گذرن تا یه سیستم رو (که فکر می کنن خلاف چیزی که دوست دارن عمل می کنه و توان مقابله باهاش رو ندارن) به قیمت از بین رفتن خودشون از بین ببرن. حتی به نظرم اومد که این فیلم داره از این نوع خودکشی حمایت می کنه. البته این نظر شخصیمه. دوست دارم نظر شما رو هم بدونم.
فیلم ارزش جدیدی هم از نظر محتوا و هم ساخت ارائه نکرد. یک تکرار اندر تکرار = ماتریکس + بیگانگان. تنها چیز جدیدی که داشت حضور تام کروز در یک فیلم 100 درصد تخیلی بود که خوب این تام کروز همون تام کروز فیلم های ماموریت غیر ممکن بود یعنی این هم یه جور تکرار.
به نظر جالب میاد
دلم خواست ببینمش
فیلم علاوه بر خوش ساختیش و داستان جالبش که چند جا خیلی خوب بیننده رو قافلگیر میکرد از منظر دیگه ای هم جای بررسی داره و اون بحث دیزاین فضایی هست که برای فیلم طراحی شده دیوایس ها و ابزار ، صلاح ها ، پایگاه و یا اون ولای معلق در اسمان همگی پر از جزعیات بودن که بسیار فرا تر از نیاز یک فیلم در نظر گرفته شدن ( این مورد در فیلم قبلی این کارگردان نیز قابل مشاهده بود)
از این فیلم بسیار لذت بردم و بی صبرانه در انتظار فیلم بعدی این کارگردان هستم
تا جی که من از جناب تام دیدم تا حالا فیلم سبک بازی نکرده اره همیشه استثنا هم هست. ولی این فیلم جلوه های ویژه اش داستان بسیار جذاب تر کرده و من در بار اول بیشتر جذب کرد
فیلم رو دیشب دیدم و اتفاقاً خواستم راجع بهش بنویسم… موضوع خیلی جذابی و هوشمندانه ای داشت.. یکی از نقاط قوت فیلم موسیقی متن اون بود… یادمه تو فیس بوک هم به همه دوستان پیشنهاد کردم که از دست ندهندش…
شب نمایش فیلم تام کروز اومده بود تو برنامه دیلی شو و کلی راجع به فیلم بحث کرد و همون موقع شیفته اش شدم و خیلی منتظر موندم تا نسخه قابل تحملش بیاد…
خب بالاخره اومد!
منتظر Pacific Rim و After Earth میمونیم بعد این…
راستی دکتر جون تو هم انگار مثل من عاشق فیلمهای sci-fi هستی پس این فیلم کوتاه 6 دقیقه ای که توسط یه نفر دانشجوی آلمانی ساخته شده رو هم پیشنهاد میدم ببینی:
http://www.youtube.com/watch?v=xQuGpW0NuW8
اسمشم R’ha هست.
راستی کدوم نسخه رو دانلود کردید؟ ظاهرا همه نسخه های موجود زیرنویس کرهای دارند اونم به صورت hard code که نمیشه حذفش کرد
بسیار دلچسب یادداشتی بر این فیلم گذاشتید ، خواننده هر روز وبسایت شما هستم. با تشکر
سلام
اگه کسی دوست داشت فیلم رو دانلود کنه این لینک تورنت
فیلم هستش .
Oblivion (2013) 1080p BluRay x264
لینک دانلود فایل تورنت :
http://www.rodfile.com/yk6yku1fgygc
vaghean hadafetoon az gozashtane in file torrente fake chi boode?!
man nemidoonam chera etemad kardam raftam dl kardam!!
be hich vajh in file ro dl nakonid!
راست می گین؟…واقعن بعضیا مریضن
دکتر لطفا کاربر dreamad رو بلاک کنید یا کمنتشون رو حذف کند
گویا ایشون هدفی دیگه از کامنت گذاشتن دارن
chera? mage chi bud?
عالی بود ، فیلم رو ندیدم ولی یادداشت شما بر فیلم عالی بود وبااینکه فیلم علمی-تخیلی موردعلاقم نیست ولی ترغیب شدم ببینم