کرمی که سر جدا شده‌اش را دوباره بازسازی می‌کند …البته همراه خاطرات‌اش!

آشنایی با توانمندی‌های عجیب موجودات ساده می‌تواند برای هر کسی که به دنیای زنده علاقه دارد، هم دانش‌افزا و هم به شدت مفرح باشد. در این مطلب قصد داریم به بررسی یکی از عجیب‌ترین پرونده‌های زیست‌شناسی یعنی کرم پلانارین (Planarian) بپردازیم و ببینیم چطور یک موجود می‌تواند بعد از بریده شدن سر، دوباره صاحب مغز و حافظه شود. آیا واقعاً حافظه فقط در سلول‌های مغزی ذخیره می‌شود یا در کل بدن پخش است؟ چرا دانشمندان دهه‌هاست که با ولع زیاد روی این موجودات کوچک تحقیق می‌کنند؟ گفته می‌شود این کرم‌ها عملاً فناناپذیر هستند و همین موضوع کنجکاوی هر گیکی را برمی‌انگیزد تا بداند راز این بازسازی بیولوژیک در چیست.

قهرمان بازسازی در دنیای زیر آب

کرم‌های پلانارین موجودات ساده‌ای هستند که در آب‌های شیرین زندگی می‌کنند و به داشتن توانایی فوق‌العاده در ترمیم بافت‌های از دست رفته شهرت دارند. اگر این کرم را به چندین قطعه تقسیم کنید، هر قطعه به تنهایی می‌تواند به یک کرم کامل تبدیل شود. این فرآیند مدیون وجود سلول‌های بنیادی قدرتمندی است که در تمام بدن این جاندار پخش شده‌اند. دانشمندان سال‌هاست که به این توانایی با حسرت نگاه می‌کنند تا شاید روزی بتوانند از آن برای ترمیم اعضای بدن انسان استفاده کنند. این کرم‌ها حتی در صورت گرسنگی طولانی، بدن خود را تحلیل می‌برند و دوباره با رسیدن غذا رشد می‌کنند.

آزمایش عجیب دانشگاه تافتس

پژوهشگران دانشگاه تافتس (Tufts University) برای درک بهتر این موجود، آزمایشی طراحی کردند که مرزهای دانش ما از حافظه را جابه‌جا کرد. آن‌ها ابتدا کرم‌ها را آموزش دادند تا برای رسیدن به غذا، ترس ذاتی خود از نور و فضاهای باز را کنار بگذارند. این فرآیند یادگیری شامل پاداش‌های غذایی بود که در مناطق روشن قرار داده شده بود. پس از اینکه کرم‌ها کاملاً یاد گرفتند که نور مساوی با غذاست، مرحله هولناک آزمایش شروع شد. دانشمندان سر این کرم‌های آموزش‌دیده را به طور کامل از بدن جدا کردند.

07-11-2013 11-34-00 PM

خاطراتی که با چاقو پاک نمی‌شوند

پس از گذشت حدود دو هفته، سر جدید کرم‌ها کاملاً رشد کرد و آن‌ها دوباره دارای یک سیستم عصبی مرکزی کامل شدند. نکته شگفت‌انگیز اینجا بود که این کرم‌های جدید، برخلاف کرم‌های معمولی، بلافاصله به سمت غذا در محیط روشن رفتند. آن‌ها خاطرات قبل از «مرگ» موقت خود را به یاد می‌آوردند و نیازی به آموزش طولانی دوباره نداشتند. این موضوع نشان داد که اطلاعات کسب شده در طول زندگی، در جایی فراتر از سلول‌های خاکستری مغز ذخیره شده است. تنها یک جلسه یادآوری کافی بود تا تمام مهارت‌های قبلی آن‌ها بازیابی شود.

این پدیده ثابت کرد که حافظه در کرم پلانارین ساختاری بسیار منعطف‌تر از تصورات قبلی ما دارد. جالب است بدانید که این نوع از انتقال حافظه حتی در آزمایش‌های قدیمی‌تر که در آن کرم‌های آموزش‌دیده را به خورد کرم‌های دیگر می‌دادند هم مشاهده شده بود. البته آن آزمایش‌های کانیبالیستی با شک و تردیدهای زیادی همراه بود اما آزمایش دانشگاه تافتس کاملاً علمی و دقیق انجام شد. این یعنی ما با یک سیستم ذخیره‌سازی داده‌های بیولوژیکی روبرو هستیم که هنوز به درستی آن را نمی‌شناسیم.

فرضیه اول: حافظه غیرمتمرکز

یکی از توجیهات علمی برای این پدیده، احتمال ذخیره‌سازی همزمان اطلاعات در بخش‌های مختلف بدن است. بر اساس این فرضیه، سیستم عصبی محیطی کرم می‌تواند نقش یک هارد دیسک پشتیبان را ایفا کند. وقتی مغز اصلی از بین می‌رود، داده‌ها در سلول‌های سایر بخش‌های بدن باقی می‌مانند. پس از رشد مجدد سر، این داده‌ها دوباره به مغز جدید آپلود می‌شوند. این مدل از حافظه شبیه به سیستم‌های ابری (Cloud) در دنیای کامپیوتر است که اطلاعات در چندین سرور پخش شده‌اند. بنابراین با نابودی یک سرور، کل اطلاعات از دسترس خارج نمی‌شود.

فرضیه دوم: شبکه عصبی هوشمند

فرضیه دوم بر این باور است که مغز قبل از جدا شدن، تغییرات ساختاری در بقیه سیستم عصبی ایجاد می‌کند. این تغییرات مانند یک نقشه راه برای مغز جدید عمل می‌کنند تا در زمان رشد، دقیقاً به همان شکل قبلی سازماندهی شود. به این ترتیب، مغز جدید از بدو تولد دارای الگوهای رفتاری از پیش تعیین شده است. این فرآیند نوعی یادگیری در سطح سلولی است که فراتر از سیناپس‌های مغزی عمل می‌کند. در واقع بدن کرم می‌داند که مغز آینده باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد. این هماهنگی میان سلول‌های قدیمی و جدید، کلید اصلی بقای هویت کرم است.

تکنولوژی زیست‌الکتریکی و حافظه سلولی

تحقیقات جدیدتر نشان می‌دهد که پیام‌های الکتریکی ضعیف در سطح سلول‌ها نقش مهمی در این بازسازی دارند. مایکل لوین (Michael Levin)، یکی از دانشمندان پیشرو در این زمینه، معتقد است که بدن دارای یک نقشه الکتریکی است. این نقشه به سلول‌ها می‌گوید که کجای بدن قرار دارند و باید چه شکلی به خود بگیرند. حتی حافظه هم می‌تواند در قالب همین کدهای الکتریکی در سراسر بدن ذخیره شده باشد. این یعنی حافظه صرفاً یک پدیده شیمیایی در مغز نیست و جنبه‌های فیزیکی پیچیده‌ای دارد. دستکاری این سیگنال‌ها می‌تواند منجر به رویش دو سر یا اعضای اضافی در کرم شود.

07-11-2013 11-34-19 PM

از سینمای تخیلی تا واقعیت آزمایشگاهی

ایده انتقال حافظه و بازسازی بدن، همیشه یکی از تم‌های محبوب در فیلم‌های علمی تخیلی بوده است. از فیلم‌هایی مثل «یادآوری کامل» (Total Recall) گرفته تا داستان‌های موجودات فضایی که دوباره متولد می‌شوند. اما پلانارین‌ها ثابت کردند که طبیعت بسیار جلوتر از تخیل نویسندگان حرکت می‌کند. تصور کنید اگر انسانی بتواند حافظه خود را در سلول‌های پوستش ذخیره کند، چه اتفاقی می‌افتاد؟ البته مغز ما بسیار پیچیده‌تر از این کرم‌هاست و تکرار این سناریو در انسان فعلاً غیرممکن به نظر می‌رسد. با این حال، مطالعه این موجودات کوچک الهام‌بخش بسیاری از داستان‌های مدرن درباره جاودانگی شده است.

اشتباهات رایج درباره مغز کرم‌ها

بسیاری تصور می‌کنند که چون این کرم‌ها ساده هستند، پس یادگیری در آن‌ها معنایی ندارد. اما پلانارین‌ها دارای سیستم عصبی مرکزی با دو طناب عصبی موازی و یک «گانگلیا» (Ganglia) به عنوان مغز اولیه هستند. آن‌ها می‌توانند بوها، نور و حتی لرزش‌ها را حس کنند و نسبت به آن‌ها واکنش نشان دهند. این یک سوءبرداشت بزرگ است که فکر کنیم حافظه فقط مختص پستانداران بزرگ است. حتی تک‌سلولی‌ها هم نوعی از حافظه بیوشیمیایی را از خود نشان می‌دهند. در پلانارین‌ها، این حافظه به قدری پیشرفته است که می‌تواند از سد قطع عضو هم عبور کند.

کاربرد در درمان اعتیاد و آلزایمر

درک چگونگی شکل‌گیری و پاک شدن خاطرات در این کرم‌ها، دریچه‌ای جدید به روی روان‌پزشکی باز کرده است. اگر بتوانیم بفهمیم چگونه حافظه در سیستم عصبی جابه‌جا می‌شود، شاید راهی برای درمان اعتیاد پیدا کنیم. اعتیاد در واقع نوعی حافظه پایدار و مخرب در سیستم پاداش مغز است که به سختی پاک می‌شود. همچنین در بیماری‌هایی مثل آلزایمر (Alzheimer)، مشکل اصلی نابودی سلول‌های حاوی خاطرات است. اگر یاد بگیریم چگونه خاطرات را در سلول‌های دیگر ذخیره یا بازیابی کنیم، انقلابی در پزشکی رخ خواهد داد. این تحقیقات کوچک می‌توانند کلید حل بزرگترین معماهای مغز انسان باشند.

آینده انسان و رویای ترمیم اعضا

هدف نهایی بسیاری از این پژوهش‌ها، دستیابی به دانش بازسازی اعضا در انسان است. ما در حال حاضر می‌توانیم پوست یا کبد را تا حدی ترمیم کنیم، اما رویاندن دوباره یک دست یا پا هنوز یک رویاست. پلانارین‌ها به ما می‌آموزند که پتانسیل ژنتیکی برای بازسازی کامل در طبیعت وجود دارد. شاید با فعال کردن برخی ژن‌های خاموش در بدن انسان، روزی بتوانیم شاهد ترمیم ضایعات نخاعی باشیم. این مسیر طولانی است، اما کرم‌های کوچک به ما نشان می‌دهند که غیرممکن وجود ندارد. یادگیری از ساده‌ترین موجودات، بزرگترین درس‌های زندگی را به ما می‌دهد.

سوالات متداول (Smart FAQ)

1. آیا کرم‌های پلانارین درد را حس می‌کنند؟
این موجودات دارای گیرنده‌های حسی هستند که به محرک‌های آسیب‌رسان واکنش نشان می‌دهند. اگرچه تجربه درد در آن‌ها مانند انسان پیچیده نیست، اما فرار از محرک‌های مضر نشان‌دهنده نوعی سیستم دفاعی اولیه است. آن‌ها سیستم عصبی متمرکزی دارند که سیگنال‌های محیطی را به سرعت پردازش می‌کند. در واقع بقای آن‌ها به همین توانایی تشخیص خطر و واکنش سریع وابسته است.
2. بازسازی سر یک پلانارین چقدر زمان می‌برد؟
فرآیند بازسازی معمولاً حدود یک تا دو هفته زمان می‌برد تا سر کاملاً شکل بگیرد. در این مدت، سلول‌های بنیادی به نام نئوبلاست به محل زخم مهاجرت کرده و شروع به تمایز می‌کنند. آن‌ها ابتدا یک توده سلولی بی‌شکل می‌سازند و سپس ساختارهای پیچیده مغز و چشم‌ها ظاهر می‌شوند. سرعت این فرآیند به دما و کیفیت آب محیط زندگی کرم نیز بستگی دارد.
3. آیا ممکن است یک پلانارین با دو سر ساخته شود؟
بله، با دستکاری سیگنال‌های بیوالکتریکی سلول‌ها، دانشمندان موفق به تولید کرم‌های دو سر شده‌اند. این آزمایش‌ها ثابت کرد که نقشه بدن توسط جریان‌های الکتریکی کنترل می‌شود و نه فقط کدهای ژنتیکی. جالب اینجاست که این کرم‌های دو سر در صورت تقسیم مجدد، دوباره دو سر رشد می‌دهند. این موضوع نشان‌دهنده پایداری نقشه‌های بیولوژیکی در حافظه سلولی این جانداران است.
4. غذای اصلی این کرم‌های عجیب چیست؟
پلانارین‌ها عمدتاً گوشت‌خوار هستند و از موجودات ریز آبزی و بقایای آلی تغذیه می‌کنند. آن‌ها برای پیدا کردن غذا از حس بویایی بسیار قوی خود استفاده می‌کنند که در دو طرف سرشان قرار دارد. در آزمایشگاه‌ها معمولاً از جگر گاو یا کرم‌های خونی برای تغذیه و آموزش آن‌ها استفاده می‌شود. سیستم گوارش آن‌ها ساده است و فقط یک دهان در وسط بدن خود دارند.
5. طول عمر این کرم‌ها در طبیعت چقدر است؟
بسیاری از دانشمندان معتقدند که پلانارین‌ها عملاً تحت شرایط ایده‌آل پیر نمی‌شوند و عمر جاویدان دارند. سلول‌های بنیادی آن‌ها مدام در حال نوسازی بافت‌های قدیمی هستند که مانع از زوال بیولوژیک می‌شود. آن‌ها می‌توانند بارها و بارها خود را از نو بسازند و به زندگی ادامه دهند. تنها شکار شدن یا تغییرات شدید محیطی می‌تواند به زندگی یک کلونی از آن‌ها پایان دهد.
6. آیا این کرم‌ها برای انسان خطرناک هستند؟
اکثر گونه‌های پلانارین که در تحقیقات استفاده می‌شوند کاملاً بی‌خطر هستند و در آب‌های شیرین یافت می‌شوند. آن‌ها انگل نیستند و به بدن انسان یا حیوانات خانگی آسیبی نمی‌رسانند و فقط از مواد آلی ریز تغذیه می‌کنند. برخی گونه‌های خشکی‌زی ممکن است سمی تولید کنند که برای حیوانات کوچک خطرناک باشد. اما در کل، آن‌ها به عنوان موجوداتی مفید در زنجیره غذایی محیط‌های آبی شناخته می‌شوند.
7. چرا مطالعه حافظه آن‌ها برای هوش مصنوعی مهم است؟
مدل‌های ذخیره‌سازی غیرمتمرکز در این کرم‌ها الهام‌بخش طراحی شبکه‌های عصبی مصنوعی مقاوم در برابر خطا هستند. اگر یاد بگیریم چگونه اطلاعات بدون مرکزیت واحد حفظ می‌شوند، می‌توانیم سیستم‌های پایدارتری بسازیم. این موجودات به ما نشان می‌دهند که پردازش اطلاعات می‌تواند در کل بدنه یک سیستم پخش شود. این رویکرد می‌تواند منجر به ساخت ربات‌هایی شود که با آسیب دیدن بخشی از مدارات، همچنان وظایف خود را بدانند.

جمع‌بندی نهایی

کرم پلانارین تنها یک موجود ساده آزمایشگاهی نیست، بلکه آینه‌ای است که در آن پتانسیل‌های پنهان حیات را می‌بینیم. توانایی بازسازی سر همراه با خاطرات، تمام فرضیات کلاسیک ما درباره تمرکز حافظه در مغز را به چالش می‌کشد. این موجود کوچک به ما یادآوری می‌کند که هوشمندی و یادگیری، ریشه‌های عمیقی در سطح سلولی و حتی مولکولی دارند که فراتر از ساختارهای پیچیده عصبی عمل می‌کنند. اگرچه مسیر طولانی تا پیاده‌سازی این الگوها در بدن انسان باقی مانده، اما هر قدم در شناخت این کرم‌ها، ما را به رویای جاودانگی و ترمیم آسیب‌های جبران‌ناپذیر نزدیک‌تر می‌کند. دنیای علم، با تمام پیشرفت‌هایش، هنوز در ابتدای راه فهمیدن جادوی بازسازی در این گیک‌های کوچک دنیای زیر آب است.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

12 دیدگاه

  1. من نقطه‌ی ابهامی دارم:

    یک کرم مثل این رو از وسط دو نیم می‌کنیم. بعد هر دو نیم طبق آزمایش بالا باید رشد کنند! نتیجه یه جور تقسیم سلولی ماکروسکوپیک میشه!!!

  2. هیربد جان اگر به کتاب زیست سوم دبیرستان فصل دو یا سه بزنید میبینید که این جاندار دستگاه عصبی مرکزی داره که شامل مغز(یا همون که شما گفتید) و دو طناب عصبی در راستای طول بدنش داره که دستگاه عصبی مرکزی رو تشکیل میده و رشته های عصبی که از اون دو تا طناب عصبی منشعب میشن در واقع همون دستگاه عصبی محیطی هستش

  3. مثل فیلم مردان سیاه پوش که مامور کی به کله اون موجود فضایی شلیک می کرد،بعد کله یارو دوباره رشد می کرد میومد سر جاش!

  4. بعد الان تو این فاصله، اون بخش سر که جدا کرده بودنش هم بدن در آورد؟ یعنی اگه کرمه رو نصف کنن، 2 تا میشه؟!

    1. برخی نمونه ها این توانایی را دارند
      حتی نمونه ای از کرم ها وجود دارند که در شرایط خاصی دو سمت کرم به صورت مخالف هم حرکت میکنند تا کرم از وسط نصف شود و هر تکه یک کرم کامل را بسازد.
      برای اطلاعات بیشتر میتونید دو لینک زیر را مطالعه کنید
      http://www.geochembio.com/biology/organisms/planarian/
      و یا
      en.wikipedia.org/wiki/Worm‎

  5. موارد بسیاری هست که گویا انتقال حافظه با پیوند عضوی خاص صورت گرفته که البته گمان نمیکنم هیچ کدامشان وجاهت علمی داشته باشند.
    یک مستند کوتاه هم مدت ها پیش پیرامون همین موارد دیدم یک قسمت از سریال داستان های باور نکردنی هم موضوعی مشابه داشت
    یادآوری معشوقه اهدا کننده عضو،یادآوری مادر اهدا کننده عضو بدون آشنایی قبلی و در مواردی علمی تخیلی جنایی! شناسایی قاتل فرد اهدا کننده توسط کسی که دریافت کننده قرینه چشم بوده!

  6. این کرم اصلا” سیستم عصبی مرکزی (CNS) نداره.سیستم عصبیش محیطیه فقط و در همه ی بدنش نود(گره) های عصبی که تجمع نورون هاست و یک ساختار عصبی بالاتر با توانایی حفظ مموری (در حد هویج البته!) رو تشکیل داده…
    سیستم ترمیمیشم چیزی شبیه ستاره دریای یا مارمولکه.

  7. من واقعا با دیدن حشرات و موجودات ریز هیجان زده میشم
    خیلی دوستشون دارم

    دکتر در مورد حشرات و ویژگی ها و توانایی هاشون بیشتر بنویس
    ممنون

  8. مطلب جالبی بود.
    از اینکه می بینم در مسائل علمی پای ادبیات و تخیلات رو هم به میان می کشید جداً لذت می برم.

    به نظرم چنین پیوند هایی تجربه و خرد انسان رو با هم مترقی می کنه.

  9. به نظر من مورد 1 کاملا محتمل تر میاد
    چون همینطور که میدونید انسان هم حافظه ماهیچه ای داره که این مورد علاوه بر اثبات های تئوری در عمل های پیوند قلب و … به طور عملی اثبات شده
    و این کرم هم همین حال رو داره
    ولی مورد دوم داره میگه که حین جدا شدن سر …
    مگه چقد طول میکشه سرشو جدا کنن ؟
    تو یه ضربه تمومش میکنن دیگه – یعنی سیستم عصبیش این توانایی رو داره که کل دیتا مغزشو تو کسری از میلی ثانیه منتقل کنه به بدنش ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]