سوفیا جکس بلیک؛ زنی که قفل دانشکده‌های پزشکی را برای همیشه شکست

سوفیا جکس بلیک (Sophia Jex-Blake) نامی است که با تاریخ عدالت آموزشی و حق تحصیل زنان در بریتانیا گره خورده است. او نه تنها نخستین پزشک زن در اسکاتلند بود، بلکه به عنوان رهبر گروه موسوم به «ادینبرا سون» (Edinburgh Seven)، جبهه‌ای مستحکم در برابر ساختارهای مردسالارانه دانشگاهی قرن نوزدهم ایجاد کرد. سوفیا با ایستادگی در برابر توهین‌ها، خشونت‌های فیزیکی و موانع قانونی، راه را برای نسل‌های بعدی پزشکان زن هموار کرد تا امروز حضور زنان در کادر درمان امری بدیهی تلقی شود. در این مقاله جامع، به بررسی ابعاد نایاب زندگی، مبارزات حقوقی و میراث ماندگار این پزشک پیشگام می‌پردازیم که پس از یک قرن، همچنان الهام‌بخش کنشگران حوزه سلامت است.

۰۱

ریشه‌های عصیان در خانواده‌ای اشرافی

سوفیا در ژانویه ۱۸۴۰ در شهر ساحلی هیستینگز (Hastings) متولد شد. پدر او یک وکیل بازنشسته و ثروتمند بود که انتظاری جز رفتارهای مرسوم اشرافی از دخترش نداشت. اما سوفیا از همان نوجوانی نشان داد که برای قالب‌های تنگ زنانه آن دوران ساخته نشده است. او علی‌رغم مخالفت‌های شدید خانواده، به تحصیل در کالج کوئین (Queen’s College) لندن ادامه داد و حتی زمانی که به او پیشنهاد تدریس ریاضیات در همان کالج شد، پدرش تنها به شرطی اجازه پذیرش داد که او حقوقی دریافت نکند؛ چرا که کار کردن در قبال پول برای یک زن از طبقه آن‌ها کسر شأن محسوب می‌شد!

این محدودیت‌های اولیه، جرقه‌ای در ذهن او روشن کرد که بعدها به شعله‌ای برای تغییر قوانین اجتماعی تبدیل شد. سوفیا متوجه شد که استقلال مالی و علمی زنان، کلید اصلی رهایی آن‌ها از بندهای سنتی است. او با لجاجتی آگاهانه، شروع به مطالعه درباره وضعیت آموزش در سایر کشورها کرد تا بفهمد چرا بریتانیا تا این حد در برابر تحصیلات عالی زنان مقاومت می‌کند. این روحیه پرسشگر، او را به سفری سرنوشت‌ساز به قاره آمریکا کشاند که دیدگاه او را نسبت به حرفه پزشکی به کلی دگرگون ساخت.

۰۲

سفر به آمریکا و ملاقات با الهه‌گان طب

در سال ۱۸۶۵، سوفیا به ایالات متحده سفر کرد تا سیستم‌های نوین آموزشی را از نزدیک لمس کند. در بوستون، او با لوسی الن سیوال (Lucy Ellen Sewall) آشنا شد که در بیمارستان زنان و کودکان نیوانگلند (New England Hospital for Women and Children) فعالیت می‌کرد. لوسی یکی از معدود پزشکان زن در آمریکا بود که با مهارتی خیره‌کننده، بیماران را معالجه می‌کرد. تماشای زنی که با روپوش سفید و ابزارهای جراحی، با اعتماد به نفس کامل در محیط بیمارستان قدم می‌زد، برای سوفیا یک مکاشفه بود. او فهمید که پزشکی فقط یک تخصص علمی نیست، بلکه سنگری برای اثبات توانمندی‌های ذهنی زنان است.

همکاری با لوسی سیوال، سوفیا را به این باور رساند که زنان به دلیل ویژگی‌های فیزیولوژیک و غریزه مراقبت، حتی ممکن است در برخی شاخه‌های پزشکی از مردان برتر باشند. او در گزارش‌های خود نوشت که بیماران زن در حضور یک پزشک همجنس، احساس امنیت و راحتی بیشتری دارند و بسیاری از بیماری‌های پنهان زنان به دلیل شرم از پزشکان مرد، هرگز درمان نمی‌شوند. این تجربه، انگیزه او را برای بازگشت به بریتانیا و راه انداختن یک طوفان قانونی دوچندان کرد.

۰۳

چالش در ادینبرا؛ وقتی یک نفر کافی نبود

وقتی سوفیا در سال ۱۸۶۹ به اسکاتلند رفت تا در دانشگاه ادینبرا (University of Edinburgh) ثبت‌نام کند، با یک پاسخ عجیب مواجه شد. دانشکده پزشکی اعلام کرد که نمی‌تواند تمهیدات آموزشی، کلاس‌های جداگانه و خوابگاه را فقط برای «یک زن» فراهم کند. آن‌ها فکر می‌کردند با این بهانه، او را دلسرد می‌کنند. اما سوفیا که دست‌کم گرفته شده بود، بلافاصله در روزنامه‌های پرتیراژ آگهی داد و از زنان مشتاق دعوت کرد تا به او بپیوندند. در عرض مدت کوتاهی، چهار زن دیگر و سپس دو نفر دیگر به او ملحق شدند تا گروه تاریخی «ادینبرا سون» شکل بگیرد.

فکرش را بکنید، در دورانی که پوشیدن لباس‌های راحت برای زنان جرم محسوب می‌شد، این هفت نفر با اراده‌ای پولادین وارد ساختمان دانشکده شدند. لحن سوفیا در این دوران ترکیبی از جدیت علمی و شوخ‌طبعی گزنده بود. او معتقد بود مردانی که از حضور زنان در کلاس تشریح می‌ترسند، احتمالاً نگران این هستند که رازهای ناتوانی علمی‌شان برملا شود! این گروه هفت نفره، با وجود پرداخت هزینه‌های بیشتر نسبت به مردان، موفق شدند مجوز حضور در کلاس‌ها را بگیرند، اما این تازه شروع یک جنگ تمام‌عیار در راهروهای دانشگاه بود.

زنگ تفریح: شجاعت در برابر لجن‌پرانی!

جالب است بدانید در جریان اعتراضات دانشجویان مرد علیه حضور زنان، واقعه‌ای به نام «شورش سالن جراحان» (Surgeons’ Hall Riot) رخ داد. دانشجویان مخالف، راه ورود زنان به جلسه امتحان را بستند و به سمت آن‌ها لجن، زباله و کلمات رکیک پرتاب کردند. اما سوفیا جکس بلیک بدون اینکه خم به ابرو بیاورد، با لباس‌های کثیف و سر و رویی گل‌آلود وارد سالن شد و گفت: «فکر می‌کردم اینجا دانشکده پزشکی است، نه مهدکودک پسران لوس!» او حتی با طنز خاص خود بعدها نوشت که بوی تعفن زباله‌ها کمتر از بوی تعصب برخی اساتید بود. این ایستادگی، افکار عمومی را به نفع زنان تغییر داد و باعث شد بسیاری از مردم شهر به حمایت از آن‌ها برخیزند.

۰۴

پایان‌نامه جنجالی و فلسفه پزشکی زنان

سوفیا در سال ۱۸۸۶ پایان‌نامه دکتری خود را با عنوان «پزشکی به عنوان یک حرفه برای زنان» (Medicine as a Profession for Women) ارائه داد. این نوشتار صرفاً یک متن علمی نبود، بلکه یک مانیفست جامعه‌شناختی به شمار می‌رفت. او در این اثر استدلال کرد که هوش و توانایی ذهنی هیچ جنسیتی ندارد. سوفیا با استفاده از داده‌های آماری نشان داد که زنان در یادگیری دروس دشواری مثل آناتومی و فارماکولوژی، پابه‌پای مردان و گاهی فراتر از آن‌ها پیش رفته‌اند. او تأکید داشت که زنان برای موفقیت نیاز به «لطف» یا «ترحم» ندارند، بلکه تنها یک «فرصت منصفانه» (Fair Field) می‌خواهند تا در میدان رقابت، عیار خود را نشان دهند.

این پایان‌نامه پاسخی دندان‌شکن به نظریات روان‌پزشکی زمانه بود که ادعا می‌کردند مطالعه زیاد باعث آسیب به سیستم باروری زنان می‌شود! سوفیا با نگاهی مدرن، سلامت روان و جسم زنان را در گرو فعالیت‌های اجتماعی و علمی می‌دید. او معتقد بود محروم کردن نیمی از جامعه از یادگیری فنون نجات‌بخش، جفایی بزرگ به بشریت است. نفوذ کلام و استدلال‌های منطقی او در این رساله، بعدها به عنوان مرجعی برای تغییر قوانین آموزشی در پارلمان بریتانیا مورد استفاده قرار گرفت.

۰۵

تأسیس سنگرهای آموزشی در لندن و ادینبرا

پس از اینکه دانشگاه ادینبرا در نهایت از دادن مدرک به زنان خودداری کرد، سوفیا تسلیم نشد. او به لندن رفت و در سال ۱۸۷۴، دانشکده پزشکی زنان لندن (London School of Medicine for Women) را بنیان گذاشت. این اقدام او یک دهن‌کجی آشکار به سیستم آکادمیک سنتی بود. او متوجه شد که اگر درها به روی زنان بسته است، آن‌ها باید خودشان درهای جدیدی بسازند. این دانشکده به سرعت به مرکزی برای تربیت پزشکانی تبدیل شد که در سراسر امپراتوری بریتانیا به فعالیت مشغول شدند.

او مدتی بعد به ادینبرا بازگشت و دانشکده پزشکی زنان ادینبرا را نیز تأسیس کرد. سوفیا با نگاهی استراتژیک، بر این باور بود که باید زیرساخت‌های درمانی مستقلی برای زنان ایجاد کرد. او در سال ۱۸۸۵ درمانگاه کوچکی را افتتاح کرد که مدتی بعد به نخستین بیمارستان زنان اسکاتلند تبدیل شد. این بیمارستان جایی بود که زنان فقیر می‌توانستند بدون ترس و با حفظ کرامت، توسط پزشکان زن معاینه و درمان شوند. مدیریت او در این مراکز، ترکیبی از نظم آهنین و دلسوزی مادرانه بود که استانداردهای جدیدی را در مدیریت بیمارستانی تعریف کرد.

۰۶

زندگی خصوصی و بازنشستگی در آرامش

زندگی سوفیا جکس بلیک صرفاً در کتابخانه‌ها و اتاق‌های تشریح خلاصه نمی‌شد. او رابطه‌ای بسیار نزدیک و عمیق با دکتر مارگارت تاد (Margaret Todd) داشت که او هم از دانشجویانش بود. مارگارت تاد، که بعدها نویسنده مشهوری شد، زندگینامه سوفیا را با دقتی وسواس‌گونه به رشته تحریر درآورد. آن‌ها سال‌های پایانی زندگی خود را در مزرعه‌ای در رادرفیلد (Rotherfield) سپری کردند. سوفیا در این دوران به دور از هیاهوی مبارزات سیاسی، به باغبانی و مطالعه ادبیات می‌پرداخت، هرچند همچنان به عنوان یک مشاور معنوی برای پزشکان جوان شناخته می‌شد.

او زنی بود که از تنهایی نمی‌ترسید و استقلال شخصی را والاترین ارزش انسانی می‌دانست. مرگ او در ۷ ژانویه ۱۹۱۲، پایان یک زندگی پرفراز و نشیب بود، اما میراث او در آن زمان تازه شروع به شکوفایی کرده بود. او پیش از مرگش شاهد بود که قانون سال ۱۸۷۶ عملاً راه را برای حضور قانونی زنان در تمامی دانشکده‌های پزشکی هموار کرده است. سوفیا با رضایتی درونی از اینکه توانسته بود مسیر تاریخ را تغییر دهد، چشم از جهان فروبست؛ زنی که ثابت کرد یک اراده پولادین می‌تواند سخت‌ترین سدهای قانونی را متلاشی کند.

۰۷

بازتاب در هنر و عدالتی که پس از ۱۵۰ سال اجرا شد

داستان «ادینبرا سون» آنقدر دراماتیک بود که سال‌ها بعد مورد توجه هنرمندان قرار گرفت. در سال ۲۰۲۱، نمایشنامه «سوفیا» (Sophia) به قلم فرانسیس پوئت (Frances Poet) در اسکاتلند به روی صحنه رفت و به زیبایی تنش‌های روانی و اجتماعی آن دوران را به تصویر کشید. همچنین عکاس مشهور، لارنس وینرام، با بازسازی تابلوی معروف رامبراند، ادای احترامی بصری به این زنان پیشگام کرد. در این بازسازی، به جای جراحان مرد، هفت دانشجوی دختر و یک استاد زن در همان فرم کلاسیک قرار گرفتند تا نشان‌دهنده پیروزی نهایی سوفیا بر سنت‌های صلب گذشته باشند.

اما شاید باشکوه‌ترین لحظه در تاریخ دانشگاه ادینبرا، سال ۲۰۱۹ بود. در این سال، دانشگاه طی مراسمی رسمی، مدارک افتخاری فارغ‌التحصیلی را به هفت عضو «ادینبرا سون» اعطا کرد. دانشجویان فعلی پزشکی به نمایندگی از آن پیشگامان، مدارک را دریافت کردند. این حرکت نمادین، اعترافی دیرهنگام به بی‌عدالتی بزرگی بود که یک قرن و نیم پیش در حق این زنان روا شده بود. سوفیا جکس بلیک حالا نه به عنوان یک متقاضی مزاحم، بلکه به عنوان یکی از درخشان‌ترین مفاخر تاریخ دانشگاه ادینبرا شناخته می‌شود که نامش بر تارک علم پزشکی می‌درخشد.

زنگ تفریح: ابداع کلمه ایزوتوپ!

شاید بپرسید ربط یک پزشک به فیزیک هسته‌ای چیست؟ مارگارت تاد، همراه همیشگی سوفیا، کسی بود که واژه «ایزوتوپ» (Isotope) را پیشنهاد داد! در یک مهمانی شام، فردریک سودی (شیمیدان برنده نوبل) داشت توضیح می‌داد که عناصری یافته که در یک جای جدول تناوبی قرار می‌گیرند اما وزن متفاوتی دارند. مارگارت تاد که ریشه کلمات یونانی را می‌دانست، واژه ایزوتوپ (به معنای هم‌مکان) را به او پیشنهاد کرد. پس می‌بینید که محفل سوفیا جکس بلیک و دوستانش، جایی بود که نه تنها در پزشکی، بلکه در سخت‌ترین علوم پایه هم تأثیرگذار بودند. واقعاً که هوش و ذکاوت در آن خانه موج می‌زده است!

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. چرا سوفیا جکس بلیک به جای انگلستان، دانشگاه ادینبرا در اسکاتلند را برای تحصیل انتخاب کرد؟
در آن زمان دانشگاه‌های معتبر انگلستان مانند آکسفورد و کمبریج به شدت در برابر پذیرش زنان مقاومت می‌کردند و حتی اجازه حضور آن‌ها در کلاس‌ها را نمی‌دادند. دانشگاه ادینبرا در اسکاتلند به دلیل داشتن رویکردی نسبتاً بازتر در مسائل علمی و فلسفی، به عنوان یک گزینه محتمل‌تر به نظر می‌رسید که ممکن بود در قوانین خود تجدیدنظر کند. سوفیا تصور می‌کرد که سنت‌های روشنفکری اسکاتلندی می‌تواند مسیری برای ورود زنان به حرفه پزشکی باز کند، هرچند در ابتدا با بن‌بست مواجه شد. در نهایت همین انتخاب باعث شد که اسکاتلند به مرکز اصلی مبارزات حق تحصیل زنان در بریتانیا تبدیل شود.
۲. نقش قانون سال ۱۸۷۶ در زندگی حرفه‌ای سوفیا جکس بلیک چه بود؟
قانون پزشکی سال ۱۸۷۶ (Medical Act 1876) نتیجه مستقیم فشارها و مبارزات سوفیا و یارانش در گروه ادینبرا سون بود که به مقامات اجازه می‌داد فارغ از جنسیت، به افراد مدرک پزشکی بدهند. این قانون به مراجع صادرکننده مجوز اجازه داد تا زنان را در فهرست پزشکان رسمی ثبت کنند و بدین ترتیب بن‌بست قانونی تحصیل زنان شکسته شد. برای سوفیا، این قانون یک پیروزی حقوقی بزرگ بود که زحمات چندین ساله او را به بار نشاند و مشروعیت فعالیت‌هایش را تضمین کرد. پس از این قانون، او توانست به طور رسمی به عنوان یک پزشک شناخته شده و بیمارستان‌های مخصوص زنان را با پشتوانه قانونی اداره کند.
۳. آیا سوفیا جکس بلیک به جز پزشکی در فعالیت‌های سیاسی دیگر هم نقش داشت؟
بله، او یکی از حامیان سرسخت جنبش حق رأی زنان (Suffrage) بود و اعتقاد داشت که بدون داشتن قدرت سیاسی، زنان هرگز به برابری کامل در هیچ رشته‌ای نخواهند رسید. او با بسیاری از رهبران جنبش‌های فمینیستی زمان خود مکاتبه داشت و از نفوذ اجتماعی خود برای پیشبرد حقوق مدنی زنان استفاده می‌کرد. سوفیا معتقد بود که حق تحصیل و حق رأی دو روی یک سکه هستند که به استقلال و هویت مستقل زن در جامعه هویت می‌بخشند. او در سخنرانی‌های خود همواره بر این نکته تأکید داشت که پیشرفت علمی زنان باید با بیداری سیاسی آن‌ها همراه باشد.
۴. واکنش جامعه پزشکی مردانه به موفقیت‌های علمی سوفیا جکس بلیک چگونه بود؟
جامعه پزشکی آن زمان به شدت دوقطبی بود؛ در حالی که برخی پزشکان پیشرو او را تحسین می‌کردند، بخش بزرگی از بدنه سنتی او را یک تهدید جدی برای معیشت و اعتبار خود می‌دیدند. بسیاری از پزشکان مرد نگران بودند که ورود زنان به این حرفه باعث کاهش دستمزدها و از بین رفتن هیمنه مردانه علم طبابت شود. آن‌ها با انتشار مقالات شبه‌علمی سعی داشتند نشان دهند که ساختار مغز زنان برای درک مفاهیم پیچیده جراحی و تشخیص مناسب نیست. اما سوفیا با نتایج درخشان در امتحانات و درمان موفق بیماران، به طور عملی تمامی این ادعاهای بی‌پایه را باطل کرد.
۵. تفاوت دانشکده پزشکی زنان لندن با سایر موسسات آموزشی در چه بود؟
این دانشکده اولین موسسه آموزشی در بریتانیا بود که برنامه درسی خود را دقیقاً بر اساس نیازها و توانمندی‌های زنان و با هدف تربیت پزشکانی برای درمان اختصاصی زنان و کودکان تدوین کرد. سوفیا در این دانشکده فضایی فراهم کرد که دانشجویان بدون ترس از تبعیض یا تمسخر، بتوانند به کالبدشکافی و تحقیقات آزمایشگاهی بپردازند. همچنین این مرکز به عنوان یک شبکه حمایتی عمل می‌کرد که فارغ‌التحصیلان را برای اشتغال در بیمارستان‌های معتبر آماده و معرفی می‌کرد. تمرکز بر اخلاق پزشکی و رویکرد انسانی به درمان، از ویژگی‌های بارز فارغ‌التحصیلان این موسسه تحت مدیریت سوفیا بود.
۶. چرا سوفیا جکس بلیک به عنوان یک شخصیت جنجالی در تاریخ شناخته می‌شود؟
او شخصیتی بسیار قوی، رک‌گو و گاهی تندخو داشت که ابایی از درگیری مستقیم با مقامات دانشگاهی و قضایی نداشت. سوفیا برخلاف بسیاری از زنان زمان خود که تلاش می‌کردند با ملایمت حق خود را بگیرند، از استراتژی‌های تهاجمی و افشاگری در رسانه‌ها استفاده می‌کرد. این روحیه جنگنده باعث شد که حتی برخی از دوستانش او را بیش از حد تندرو بدانند، اما تاریخ ثابت کرد که بدون این جسارت، دیوار بلند تعصب فرو نمی‌ریخت. او به جای سازش با سیستم فاسد، تلاش کرد تا کل سیستم را بر اساس عدالت بازتعریف کند.
۷. میراث سوفیا جکس بلیک برای دانشجویان پزشکی امروز چیست؟
مهم‌ترین میراث او این است که علم و تخصص هیچ مرز جنسیتی، نژادی یا طبقاتی نمی‌شناسد و هر مانعی در برابر یادگیری، یک خطای انسانی است. او به دانشجویان آموخت که برای دستیابی به اهداف بزرگ، باید هزینه‌های اجتماعی آن را پرداخت کرد و در برابر ناملایمات صبور بود. امروزه که بیش از نیمی از دانشجویان پزشکی در بسیاری از کشورها را زنان تشکیل می‌دهند، این وضعیت مدیون مبارزات سوفیا است. او نماد «اراده معطوف به تغییر» است که به هر پزشک یادآوری می‌کند حرفه او ابزاری برای خدمت به بشریت و عدالت اجتماعی است.

جمع‌بندی نهایی

سوفیا جکس بلیک تنها یک پزشک نبود؛ او معماری بود که ساختار جدیدی برای عدالت آموزشی در جهان بنا کرد. زندگی او گواهی است بر این حقیقت که وقتی دانش با شجاعت در هم آمیزد، هیچ نیروی سنتی توان مقابله با آن را نخواهد داشت. او از اتاق‌های تاریک کلاس‌های درس در ادینبرا تا تاسیس دانشکده‌های مدرن در لندن، مسیری را طی کرد که به آزادی علمی میلیون‌ها زن در سراسر جهان منجر شد. سوفیا به ما آموخت که حق تحصیل یک لطف نیست، بلکه ضرورتی برای ارتقای سلامت کل جامعه است. امروز، هر زنی که در اتاق جراحی می‌ایستد یا در آزمایشگاه به تحقیق می‌پردازد، بخشی از رویای سوفیا را زندگی می‌کند. میراث او در هر تپش قلب بیماری که توسط یک پزشک توانمند زن نجات می‌یابد، زنده و جاری است.

تجربیات شما از دنیای پزشکی و برابری تحصیلی

داستان سوفیا جکس بلیک یادآور این است که تغییرات بزرگ از قدم‌های کوچک و اراده‌های فردی شروع می‌شوند. به نظر شما هنوز چه موانع پنهانی در مسیر تحصیلات عالی زنان وجود دارد؟ آیا در محیط تحصیلی یا کاری خود با چالش‌های مشابهی روبرو شده‌اید؟ نظرات و تجربیات ارزشمند خود را در بخش دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید تا درباره میراث این زنان پیشگام و وضعیت امروزمان گفتگو کنیم.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان‌شناسی و جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها می‌نویسد و تلاش می‌کند دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همواره در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]