مهندسی ترس و جنون؛ چرا پس از گذشت دههها هنوز بهترین فیلم های آلفرد هیچکاک بیرقیب هستند؟
شناخت تاریخ سینما بدون تحلیل کارنامه مردی که تعلیق را به یک هنر ناب تبدیل کرد غیرممکن است. اگر به دنبال کشف عمیقترین لایههای روانشناختی، ترسهای فروخورده و تکنیکهای خارقالعاده بصری هستید، تماشای بهترین فیلم های آلفرد هیچکاک کوتاهترین و لذتبخشترین مسیر برای درک قدرت تصویر است. او فراتر از یک داستانگوی ساده، مهندس روح مخاطب بود و با حرکت دوربینهای خلاقانه بازی با روان تماشاگر را به اوج رساند. در این مقاله ، ما از شاهکارهای نمادین تا آثار کمترشناختهشده و حتی سریالهای تلویزیونی نوآورانه او را بررسی میکنیم تا دریابید چرا این کارگردان بزرگ هنوز هم بر تارک سینمای مدرن جهان میدرخشد.
۰۱
پنجره پشتی (Rear Window)
سال ساخت: ۱۹۵۴ | بازیگران اصلی: جیمز استوارت، گریس کلی
این شاهکار بیتکرار سال ۱۹۵۴ داستان عکاس صدمهدیدهای را روایت میکند که به دلیل شکستگی پا روی صندلی چرخدار زنجیر شده است. او از روی بیحوصلگی با تلسکوپ و دوربین خود زندگی خصوصی همسایگانش را در حیاط پشتی رصد میکند و ناگهان متوجه ناپدید شدن مشکوک یکی از زنهای محله میشود. این ایده جذاب به تدریج تبدیل به کابوسی وحشتناک میشود که مرز باریک بین کنجکاوی ساده و فضولی خطرناک را به چالش میکشد.
اگر صادق باشیم جفری نسخه سینمایی همان کاربری است که امروز ساعتها در اکسپلور اینستاگرام زندگی دیگران را شخم میزند و به نوعی همه ما متهم هستیم. نبوغ فنی فیلم در این است که تمام ماجرا تنها از قاب پنجره اتاق او روایت میشود و دوربین هرگز از این فضا خارج نمیشود تا ما نیز دقیقا همسطح قهرمان داستان دچار تعلیق و بیاطلاعی شویم. این محدودیت لوکیشن نه تنها دست و پای کارگردان را نبست بلکه زمینهساز یکی از روانشناختیترین تجربههای سینمایی جهان شد که در آن تماشاگر عملا شریک جرم قهرمان داستان در این تجسس مخفیانه میشود.
۰۲
سرگیجه (Vertigo)
سال ساخت: ۱۹۵۸ | بازیگران اصلی: جیمز استوارت، کیم نواک
سرگیجه فیلمی است که با بازی جیمز استوارت و کیم نواک ساخته شد و داستان کارآگاهی بازنشسته به نام اسکاتی را روایت میکند که از ترس شدید از ارتفاع رنج میبرد. او مامور تعقیب زن مرموزی به نام مادلین میشود که رفتارهای عجیبی دارد و به نظر میرسد توسط ارواح تسخیر شده است. این پرونده ساده خیلی زود به یک وسواس روحی عمیق و جنونآمیز برای کارآگاه تبدیل میشود.
این اثر در زمان اکران خود چندان مورد توجه قرار نگرفت اما امروزه به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ هنر هفتم شناخته میشود. هیچکاک برای القای حس ترس از ارتفاع تکنیک انقلابی دالی زوم (Dolly Zoom) را اختراع کرد که در آن دوربین به جلو حرکت میکند در حالی که لنز به عقب زوم میشود. این ترفند بصری ساده ذهن بیننده را دچار نوعی اغتشاش فضایی میکند که دقیقا بازتابدهنده وضعیت روانی آشفته اسکاتی است.
از منظر روانکاوی این اثر یک مطالعه بالینی بینظیر درباره مفاهیمی چون مرگخواهی، وسواس فکری و تمایل بیمارگونه به بازسازی معشوق از دست رفته است. اسکاتی تلاش میکند زن دوم داستان را دقیقا شبیه به مادلین مرده آرایش کند و این فرآیند کنترلگری جنسیتی به شدت مورد توجه منتقدان قرار گرفته است. موسیقی وهمآلود برنارد هرمن اتمسفری به شدت مالیخولیایی به فیلم میبخشد که تا مدتها پس از تماشا در ذهن مخاطب رسوب میکند. فیلم نشان میدهد که چگونه عشق میتواند به ابزاری برای نابودی هویت تبدیل شود و این حقیقت تلخ تعلیق داستان را به تراژدی محض بدل میکند.
۰۳
روانی (Psycho)
سال ساخت: ۱۹۶۰ | بازیگران اصلی: آنتونی پرکینز، جنت لی
روانی یکی از انقلابیترین آثار سینما است که با بازی آنتونی پرکینز و جنت لی ساخته شد و برای همیشه قواعد سینمای وحشت را جابهجا کرد. ماریون پس از دزدیدن مقداری پول از کارفرمایش به جاده میزند و در یک شب بارانی به متل دورافتاده بیتس پناه میبرد. او در آنجا با جوانی آرام اما عجیب به نام نورمن آشنا میشود که تحت کنترل شدید مادر پیرش قرار دارد. این اقامت کوتاه به فاجعهای خونین ختم میشود که در آن زمان هیچ تماشاگری آمادگی مواجهه با آن را نداشت.
کشتن شخصیت اصلی داستان در همان اواسط فیلم یک انتحار هنری بیسابقه بود که هیچکاک با شجاعت تمام آن را انجام داد تا به مخاطب بفهماند در این دنیا هیچ حاشیه امنی وجود ندارد. سکانس مشهور قتل در حمام با آن تدوین سریع و صداگذاری دلهرهآور ضربات چاقو عملا لذت یک دوش گرفتن آرام را برای دههها از مردم گرفت و متلهای بینراهی را به ترسناکترین نقاط زمین تبدیل کرد. جالب اینجاست که برای بازسازی صدای برخورد چاقو از ضربه زدن به خربزه استفاده شد که این خلاقیت صوتی نشاندهنده هوش سرشار تیم تولید است. تحلیلگران این فیلم را آغازگر ژانر اسلشر میدانند که با تکیه بر روانپریشی شخصیتها پایههای سینمای دلهرهآور مدرن را بنا نهاد.
زنگ تفریح: جیغهای گرانقیمت و خربزههای قربانی شده
آیا میدانستید که خون جاری شده در سکانس معروف حمام فیلم روانی در واقع شربت شکلات برند معروف آمریکایی بود؟ از آنجایی که فیلم به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری میشد شربت شکلات به دلیل غلظت و تیرگی مناسب روی کاشیهای سفید حمام بسیار واقعیتر از خون مصنوعی به نظر میرسید. همچنین جنت لی بعدها اعتراف کرد که پس از دیدن این فیلم تا آخر عمرش دیگر نتوانست به راحتی دوش بگیرد و همیشه ترجیح میداد از وان استفاده کند در حالی که چشمهایش به در قفل شده بود. خود هیچکاک هم با شوخطبعی بریتانیاییاش میگفت بهترین راه برای گرفتن یک جیغ واقعی از بازیگر این است که آب دوش را ناگهان کاملا سرد کنید.
۰۴
شمال از شمال غربی (North by Northwest)
سال ساخت: ۱۹۵۹ | بازیگران اصلی: کری گرانت، اوا ماری سنت
شمال از شمال غربی با بازی جذاب کری گرانت و اوا ماری سنت یکی از پویاترین آثار هیچکاک است. داستان درباره یک مدیر تبلیغاتی بیگناه به نام راجر است که به اشتباه با یک مامور مخفی دولتی اشتباه گرفته میشود و توسط جاسوسان بیرحم تحت تعقیب قرار میگیرد. او برای نجات جان خود مجبور به فراری طولانی در سراسر ایالات متحده میشود در حالی که همزمان پلیس نیز به اتهام قتلی که انجام نداده به دنبال اوست. این اثر الگوی بینقصی برای فیلمهای جاسوسی بعدی نظیر مجموعه جیمز باند شد.
سکانس حمله هواپیمای سمپاش به کری گرانت در دشتهای خالی از سکنه یکی از نمادینترین لحظات تاریخ سینما است که در آن تعلیق نه در تاریکی شب بلکه در نور روز و فضایی کاملا باز ایجاد میشود. هیچکاک با این کار کلیشههای رایج فیلمهای مهیج را به بازی گرفت و نشان داد که خطر میتواند در پهنه یک دشت آفتابی نیز رخ دهد. فینال هیجانانگیز فیلم روی مجسمههای بزرگ صخرهای کوه راشمور به زیبایی نمادهای ملی آمریکا را به بستری برای تعقیب و گریز مرگبار تبدیل میکند. فیلم ترکیبی جادویی از طنز ظریف، ماجراجویی مهیج و شیمی رمانتیک بین بازیگران اصلی است که گذر زمان ذرهای از جذابیت آن نکاسته است.
۰۵
ربکا (Rebecca)
سال ساخت: ۱۹۴۰ | بازیگران اصلی: لارنس الیویه، جوآن فونتین
ربکا اولین فیلم آمریکایی هیچکاک است که بر اساس رمان مشهور دافنه دوموریه ساخته شد. در این اثر ماندگار جوآن فونتین نقش دختر سادهدلی را بازی میکند که با مرد ثروتمندی به نام ماکسیم با بازی لارنس الیویه ازدواج میکند. آنها به عمارت باشکوه ماندرلی میروند اما سایه سنگین همسر اول ماکسیم یعنی ربکای درگذشته بر تمام ارکان خانه سنگینی میکند. خدمتکار وفادار ربکا یعنی خانم دانورس نیز تمام تلاش خود را به کار میبندد تا زندگی را برای عروس جدید به جهنم تبدیل کند.
نبوغ بیپایان هیچکاک در این فیلم در متجسم کردن شخصیتی است که هرگز او را روی پرده سینما نمیبینیم یعنی خود ربکا. او با استفاده از نورپردازیهای اکسپرسیونیستی تیره و حرکت روان دوربین در سالنهای خالی ماندرلی حضور این زن مرده را از هر موجود زندهای واقعیتر جلوه میدهد. بازی هیپنوتیزمکننده و سرد خانم دانورس با آن چشمان بیحالت نماد کاملی از تسخیر روانی و وفاداری بیمارگونه به گذشته است. این فیلم تنها اثر هیچکاک بود که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم سال شد هرچند خود او هرگز اسکار بهترین کارگردانی را در طول حیاتش به خانه نبرد.
۰۶
طناب (Rope)
سال ساخت: ۱۹۴۸ | بازیگران اصلی: جیمز استوارت، جان دال
طناب با بازی جیمز استوارت یک آزمایش تکنیکال متهورانه در تاریخ سینمای جهان به شمار میآید. دو جوان باهوش و بورژوا بر اساس تفسیری نادرست از نظریه ابرانسان نیچه (Nietzsche) دوست صمیمی خود را خفه میکنند تا برتری ذهنی خود را اثبات نمایند. آنها جسد را درون صندوقچهای در پذیرایی پنهان میکنند و سپس یک مهمانی شام با حضور خانواده مقتول و معلم سابقشان روی همان صندوقچه ترتیب میدهند. این چالش اخلاقی بزرگ تماشاگر را در موقعیتی به شدت آزاردهنده و معلق قرار میدهد.
چیزی که طناب را به اثری منحصربهفرد تبدیل میکند ساختار بصری آن است که به نظر میرسد در یک نمای پیوسته و بدون کات فیلمبرداری شده است. از آنجایی که نگاتیوهای دوربین در آن زمان تنها ده دقیقه ظرفیت داشتند هیچکاک با کاتهای مخفی در پشت کت بازیگران یا تاریک شدنهای موقت این توهم را ایجاد کرد. دوربین مانند یک مهمان نامریی و فضول در میان شخصیتها میچرخد و هر حرکت مشکوکی را با دقت ثبت میکند. این تجربه سینمای تئاتری فشار روانی فضا را به حداکثر میرساند و نشان میدهد که چگونه یک ایده فلسفی خام میتواند به جنایتی سهمگین منجر شود.
۰۷
پرندگان (The Birds)
سال ساخت: ۱۹۶۳ | بازیگران اصلی: تیپی هدرن، راد تیلور
پرندگان با بازی تیپی هدرن یکی از عجیبترین و وحشتناکترین فیلمهای آخرالزمانی است. داستان با سفر ملانی به یک شهر ساحلی کوچک برای شوخی با یک وکیل جوان آغاز میشود اما ناگهان رفتار پرندگان منطقه تغییر میکند. ابتدا کلاغها و مرغان دریایی به صورت پراکنده به انسانها حمله میکنند اما به سرعت این حملات سازماندهی شده و مرگبار میشوند. هیچکاک هرگز علتی برای این طغیان طبیعت ارائه نمیدهد و همین فقدان دلیل منطقی هراس فیلم را دوچندان میکند.
این فیلم به جای استفاده از موسیقی متن سنتی از صداهای الکترونیکی ضبط شده پرندگان استفاده کرد تا اتمسفری به شدت آزاردهنده خلق کند. تروما و فشارهای روانی که تیپی هدرن در طول فیلمبرداری تحمل کرد خود داستانی جداگانه دارد زیرا کارگردان برای طبیعیتر شدن صحنهها پرندگان واقعی را به سمت او پرتاب میکرد. پرندگان نمادی از فروپاشی ناگهانی تمدن بشری در برابر نیروهای غیرقابل کنترل طبیعت هستند که هیچ سلاحی در برابر آنها کارساز نیست. فینال باز و بدون پاسخ فیلم تماشاگر را با حسی از ناامنی مطلق و دلهرهای ابدی رها میکند که در سینمای آن دوران بسیار جسورانه بود.
زنگ تفریح: وحشت آقای کارگردان از نیمرو و شوخیهای سیاه با بمب ساعتی
شاید برایتان جالب باشد که آلفرد هیچکاک با تمام آن ذهن پیچیده و تاریکش که فجیعترین قتلها را طراحی میکرد از یک چیز بسیار ساده به شدت وحشت داشت و آن تخممرغ بود! او بارها اعتراف کرد که دیدن زرده تخممرغ جاری شده او را به مرز تهوع میرساند و در طول عمرش هرگز لب به تخممرغ نزد. علاوه بر این او عاشق شوخیهای خرکی و سیاه با عوامل فیلمهایش بود؛ مثلا یک بار در یک مهمانی شام لوکس به یکی از بازیگرانش کادویی داد که وقتی بازش کرد یک بمب ساعتی اسباببازی بسیار پرصدا بود که همه را زهرهترک کرد. این مرد بزرگ نشان داد که برای ترساندن دنیا ابتدا باید خودش با ترسهای عجیبش کنار میآمد.
۰۸
سایه یک شک (Shadow of a Doubt)
سال ساخت: ۱۹۴۳ | بازیگران اصلی: جوزف کاتن، ترسا رایت
سایه یک شک با بازی جوزف کاتن و ترسا رایت به اعتراف خود هیچکاک محبوبترین فیلم کارنامهاش بود. دختری جوان به نام چارلی که شیفته دایی جذاب و همنامش است متوجه ورود او به شهر کوچکشان میشود. اما این دیدار خانوادگی گرم با پیدا شدن سرنخهایی از یک قاتل زنجیرهای بیوهزنان ثروتمند به تیرگی میگراید. چارلی جوان متوجه میشود که دایی محبوبش در واقع یک هیولای بیرحم زیر ماسک مردی مبادی آداب است.
این فیلم تضاد فوقالعادهای میان آرامش ظاهری شهرهای کوچک آمریکایی و شرارت مطلق پنهان در لایههای زیرین آن به نمایش میگذارد. جوزف کاتن بازی درخشانی در نقش دایی چارلی ارائه میدهد که نگاه نیهیلیستی و تاریکش به جهان مخاطب را به لرزه میاندازد. هیچکاک با استفاده از سایهروشنهای شدید سبک فیلم نوآر تعلیقی تدریجی و خفهکننده خلق میکند که در آن کانون گرم خانواده به مأمنی برای یک جنایتکار تبدیل میشود. رابطه تلهپاتیک و روانی میان دایی و خواهرزاده عمق عاطفی عجیبی به اثر میبخشد که آن را از یک تریلر جنایی ساده به یک درام روانشناختی شاهکار ارتقا میدهد.
۰۹
مستاجر (The Lodger)
سال ساخت: ۱۹۲۷ | بازیگران اصلی: ایور نوولو، ماری آولت
مستاجر فیلمی صامت و بریتانیایی است که به عنوان اولین اثر واقعی به سبک هیچکاکی شناخته میشود. لندن غرق در مه غلیظ با قتلهای زنجیرهای دختران بلوند توسط قاتلی به نام انتقامجو دچار وحشت عمومی شده است. در این میان جوانی مرموز و جذاب اتاقی را در خانه خانواده بانتینگ اجاره میکند که رفتارهای عجیبش شک دختر خانواده را برمیانگیزد. این اثر پایهگذار تم محبوب هیچکاک یعنی متهم بیگناه یا مرد عوضی در سینمای او شد.
استفاده مبتکرانه از جلوههای بصری نظیر سقف شیشهای که مستاجر روی آن قدم میزند و ما لرزش لوستر را از پایین میبینیم در سینمای صامت آن دوران شاهکار بود. هیچکاک در این فیلم فرمول طلایی خود یعنی ترکیب تعلیق، رفتارهای غریزی و اتمسفر مهآلود شهری را به کمال رساند. این فیلم نه تنها مسیر حرفهای او را به عنوان کارگردان تریلر تثبیت کرد بلکه اولین حضور افتخاری یا همان کامئوی معروف او را نیز رقم زد. تماشای این اثر صامت برای درک ریشههای تاریخی سینمای دلهرهآور و هوش سرشار بصری استاد بدون شک بر هر عشقفیلمی واجب است.
۱۰
آلفرد هیچکاک تقدیم میکند (Alfred Hitchcock Presents)
سال ساخت: ۱۹۵۵ | مجری و تهیهکننده: آلفرد هیچکاک
مجموعه تلویزیونی آلفرد هیچکاک تقدیم میکند که در اواسط دهه پنجاه میلادی آغاز شد یکی از بزرگترین پلهای ارتباطی میان سینما و قاب کوچک تلویزیون است. این سریال آنتولوژی در هر قسمت داستان مستقلی از جنایت، خیانت، تعلیق و طنز سیاه را با بازیگران مختلف روایت میکرد. شخص هیچکاک با آن اندام چاق و سایه نمادینش به عنوان مجری در ابتدا و انتهای هر قسمت ظاهر میشد و با لحنی به شدت کنایهآمیز و گزنده حامیان مالی برنامه را مسخره میکرد. او عملا اولین سلبریتی کارگردانی بود که خود را به یک برند تجاری محبوب تبدیل کرد.
قسمتهای این سریال به دلیل محدودیتهای سانسور تلویزیونی آن زمان مجبور بودند پایانبندیهای اخلاقی داشته باشند اما هیچکاک این محدودیت را دور میزد؛ به این صورت که در بخش پایانی برنامه با لحنی خندهدار توضیح میداد که چگونه قاتل داستان در نهایت توسط پلیس دستگیر شد تا روح قوانین تلویزیون شاد شود! داستانهای کوتاهی چون انسانهای برتر یا بره قربانی به خوبی نشان دادند که تعلیق ناب لزوما نیازی به بودجههای کلان هالیوودی ندارد و میتوان در بیست دقیقه ذهن مخاطب را به بازی گرفت. این اثر گرانبها پایه تعلیقهای کوتاه مدرن در تلویزیون شد.
۱۱
بیگانگان در قطار (Strangers on a Train)
سال ساخت: ۱۹۵۱ | بازیگران اصلی: فارلی گرنجر، روت رومن
بیگانگان در قطار بر اساس رمان مشهور پاتریشیا هایاسمیت ساخته شده و داستانی به غایت شیطانی و جذاب دارد. دو مرد کاملا غریبه در قطار با یکدیگر همسفر میشوند؛ یکی تنیسبازی معروف که میخواهد از همسرش جدا شود و دیگری جوانی روانپریش به نام برونو که از پدرش متنفر است. برونو طرحی شیطانی برای قتلهای متقاطع پیشنهاد میدهد تا به دلیل نداشتن انگیزه مشترک پلیس هرگز نتواند آنها را دستگیر کند. گای این پیشنهاد را یک شوخی فرض میکند اما برونو به سرعت وارد عمل میشود و او را در بنبست اخلاقی وحشتناکی قرار میدهد.
هیچکاک در این فیلم با استفاده از استعارههای بصری نظیر خطوط راهآهن و بازی سایهها دوگانگی خیر و شر را در نهاد انسان به تصویر میکشد. سکانس تعقیب و گریز نهایی روی چرخفلک شهربازی که سرعتش از کنترل خارج شده یکی از نفسگیرترین فینالهای تاریخ سینما را رقم میزند که فیلمبرداری آن در آن زمان شاهکاری از حیث جلوههای ویژه میدانی بود. بازی استثنایی رابرت واکر در نقش برونو با آن لبخندهای جنونآمیز و نگاههای خیره یکی از بهترین آنتاگونیستهای تاریخ سینما را خلق کرد. این اثر کلاسیک به بهترین شکل نشان میدهد که چگونه یک گفتگوی ساده با غریبهای در سفر میتواند مسیر زندگی یک انسان معمولی را برای همیشه به تاریکی بکشاند.
۱۲
جنون (Frenzy)
سال ساخت: ۱۹۷۲ | بازیگران اصلی: جان فینچ، بری فاستر
جنون یکی از آخرین و بیرحمانهترین آثار آلفرد هیچکاک است که بازگشت او را به زادگاهش لندن رقم زد. قاتلی زنجیرهای که زنان را با کراوات خفه میکند شهر را در وحشت فرو برده است و در این میان مردی بیگناه و عصبی به نام ریچارد به عنوان متهم اصلی شناسایی میشود. هیچکاک در این دوران با کمرنگ شدن کدهای اخلاقی هالیوود توانست خشونت عریانتر و واقعگرایانهتری را به تصویر بکشد که تا پیش از آن در آثارش بیسابقه بود. فیلم ترکیبی از کمدی سیاه بریتانیایی و وحشتی گزنده و مدرن است.
نمای مشهور دوربین که به آرامی و بدون قطع از پلههای آپارتمان مقتول پایین میآید و به خیابان شلوغ لندن میرسد شاهکاری از دکوپاژ و درک فضا است که سکوت مرگ را در کنار هیاهوی زندگی روزمره قرار میدهد. بازی باری فاستر در نقش قاتل کراواتی که زیر چهرهای بشاش و اجتماعی پنهان شده است تصویری هولناک از ابتذال شر ارائه میدهد. این اثر نشان داد که استاد دلهره در سنین پیری نیز همچنان قادر است همگام با سینمای مدرن دهه هفتاد میلادی گام بردارد و فیلمی بسازد که تماشاگر را از هراس نفسگیر خود به صندلی میخکوب کند.
جمعبندی نهایی
مرور کارنامه هنری آلفرد هیچکاک نشان میدهد که تعلیق در سینما فراتر از یک ابزار سرگرمی ساده، زبانی فلسفی برای شناخت عمیق هراسهای وجودی بشر است. شاهکارهای او نه به دلیل خشونتهای عریان، بلکه به خاطر درک دقیق از روانشناسی ترس و استفاده استادانه از فرم بصری پس از دههها همچنان زنده و الهامبخش ماندهاند. او با تبدیل تماشاگر به ناظری کنجکاو، مرز میان واقعیت و توهم را محو کرد. تماشای این آثار کلاسیک، سفری شگفتانگیز به اعماق ذهن انسانی است که به ما یادآوری میکند سینما چگونه با ترکیب نور، سایه و نبوغ میتواند به آینهای تمامنما از روح سرگردان ما تبدیل شود.
سوالات متداول کاربران در مورد کارنامه آلفرد هیچکاک
به نظر شما کدام فیلم هیچکاک شاهکار واقعی اوست؟
ما در این مقاله تعدادی از بهترین و ماندگارترین آثار استاد تعلیق را بررسی کردیم؛ اما سینمای هیچکاک چنان وسیع است که هر کسی زاویه دید خاص خود را دارد. شما با کدام فیلم او وارد دنیای جادویی دلهره شدید؟ در بخش دیدگاهها، فیلم محبوبتان را بنویسید و بگویید کدام سکانس تا مدتها ذهن شما را درگیر کرده بود!
نوشتههای مرتبط با سینمای نوین
- آیا سامی جنکیس در فیلم ممنتو واقعی بود؟ افشای رازی که ۲۰ سال است ذهن سینماگران را درگیر کرده
- پنجره عقبی هیچکاک و لذت ممنوعه؛ چرا همه ما ته دلمان یک «جف» فضول داریم؟
- چرا جورج مکفلای (پدر مارتی) در فیلم Back to the Future (1985) کلید اصلی تغییر آینده بود؟
- تحلیل پایانبندی آملی؛ چرا رسیدن به نینو یک پیروزی برای دخترک خیالباف پاریسی بود؟
- فیلمهای جاسوسی که بر اساس وقایع واقعی ساخته شدهاند







ممنون بابت اطلاع رسانی خوبتون
ممنون بابت این معرفی خوبتون.
یه چیزی که خیلی برام جالبه اینه که رفتار کاربرا رو خیلی سخت میشه تغییر داد.
با وجود این همه روش آسون برای خرید شارژ هنوزم خیلی از کاربران ترجیح میدن به صورت اینترنتی و از طریق سایت شارژ بخرن.
شما اینطور نیستین ؟
ببخشید از گیمیفیکیشن در این اپلیکیشن استفاده شده یا نه؟
خیلی ممنون، من خیلی وقت دارم از این اپ استفاده می کنم و واقعا ازش راضیم!
دمتون گرم، مدتها بود اپلیکیشن شکیلی مثل این رو ندیده بودم.
با اینکه کار سادهای انجام میده، اما همین که برای کاربرش ارزش قائله و اینقدر به دیزاین فکر کرده به نظرم خیلی خوبه.
کاش بقیه برنامه نویسها هم بیشتر سلیقه به خرج بدن