یک درس هوش هیجانی: ایلان ماسک در ساعت ۱:۲۰ صبح یک توییت ارسال و بعد سریعا حذف کرد

بامداد روز جمعه، دقیقا ساعت ۱:۱۸ دقیقه صبح، ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا و چندین شرکت فناورانه پرسروصدای دیگر، یک توییت جالب منتشر کرد.
این توییت، در پاسخ به یک کاربر توییتر بود که پیشبینی میکرد در نهایت رانندگی خودکار کامل به یک «biggest thing ever» یا بزرگترین اتفاق دنیا تبدیل میشود و شرکت تسلا را به بزرگترین شرکت جهان میرساند و از اپل عبور خواهد کرد.
ایلان ماسک در پاسخ به این توییت مینویسد: «من فکر میکنم شانسی بیش از صفر درصد برای تبدیل تسلا به بزرگترین شکرت دنیا وجود دارد.»

ایلان ماسک میگوید این احتمال کمی بزرگتر از صفر درصد است که از نظر منطقی و ریاضی درست و منصفانه است. ضمن اینکه در این پاسخ هیچ چیزی برای هیجان زده شدن وجود ندارد.
پس از چند ثانیه، یک کاربر دیگر توییت میزند: «جهت آن پیکان را دوست داشته باش.»
ایلان ماسک پاسخ میدهد: «احتمالا در عرض چند ماه»! واقعا ایلان ماسک؟
براساس آنچه که واشنگتن پست گزارش داده است؛ ایلان ماسک پس از مدت زمان بسیار کوتاهی این توییت خود را حذف میکند.
چرا ایلان ماسک سریعا توییت خود را پاک کرد؟
البته، چند نظریه در اینجا وجود دارد. آیا ایلان ماسک به اشتباه به این توییت پاسخ داده است و بعد آن را حذف میکند؟ احتمالا خیر؛ چون شانس بیش از صفر درصد منطقی است و در هر شرایطی محتمل است.
احتمالا ماسک اندیشههای دیگری داشته است و این توییت از این اندیشهها نشات گرفته است ولی بعد سریعا ماسک میفهمد که شاید این توییتاش باعث بر هم خوردن بازار، جریمه نقدی سنگین و جلب نظر دیگران شود و روی کاری که او تمرکز کرده؛ حساس شوند.

برای درک کامل این قضیه باید به چند سال پیش برگردیم. در سال ۲۰۱۸، کمیسیون اوراق بهادار و بورس، ایلان ماسک و تسلا را پس از انتشار یک توییت از مدیرعامل تسلا که خود ایلان ماسک بود؛ جریمه کرد. چون در این توییت با اطمینان درباره دریافت یک سرمایه هنگفت و رساندن هر سهم تسلا به ۴۲۰ دلار صحبت شده بود. ماسک در این قضیه ۲۰ میلیون دلار جریمه شد که البته گفت ارزشش را داشته و برای یک میلیاردر زیاد نبود ولی درس بزرگی در پشت سر خود داشت.
پس از آن، ایلان ماسک یاد گرفت روی توییتهای خود تمرکز و توجه بیشتری داشته باشد تا اطلاعات مهمی درباره شرکت و سهامداران و هیئت مدیره و بحثهای اینگونه به بیرون درز نکند.
ایلان ماسک، به عنوان یک رهبر کسبوکار که بارها تواناییاش را ثابت کرده است و به راهحلهای مهندسی خود در پیشبرد ایدههایش افتخار میکند؛ به خوبی میداند درگیر مسایل قضایی و دادگاهی و رسانهای شدن؛ چقدر میتواند ذهن او را مشغول کرده و از هدف اصلی دور کند. این مسایل میتوانند تمام انرژی و زمان و ذهن او را مشغول کنند.
توییت اخیر مدیرعامل تسلا که بالافاصله پاک شد هم میتوانست معادلات بازار را به سود تسلا تغییر دهند ولی در پس آن باز هم درگیریهای مالیاتی و دادگاهی و نظایر اینها داشت و باعث خشم کمیسیون اوراق بهادار ایالات متحده میشد.
ماسک با حذف این توییت، به احتمال زیاد خود را از ساعتهای بیشماری حواسپرتی نجات داد و به خودش کمک کرد تا بیشتر روی کار و هدف اصلی خود تمرکز کند.
به هوش هیجانی چه ارتباطی دارد؟
ایلان ماسک یکی از رهبران مشهور اینترنت است و سالها است ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با کاربران در شبکههای اجتماعی دارد. بیشتر اوقات، توییتها و اظهارنظراتش در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و سرمنشا اتفاقات و جریانسازیهای دنیای فناوری بوده است؛ کاری که دقیقا باید یک رهبر کسبوکار موفق و بزرگ انجام دهد.
او در جامعه کاربران محبوبیت و جایگاه اجتماعی بزرگی دارد و از این ویژگی خود برای پیشبرد اهداف بزرگ خود و شرکت تسلا سود برده است. این یک قدرت است ولی اگر در یک وضعیت تعادل و منطقی نباشد؛ میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود.
در حالیکه پاسخ به توییتهای کاربران میتواند باعث نفوذ بیشتر در میان آنها شود ولی زدن یک توییت هیجانی در اوایل صبح میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و باعث آزار شما و شرکتتان شود.

آیا بهتر نبود ایلان ماسک در برابر وسوسه زدن این توییت مقاومت میکرد و صبر و خویشتنداری بیشتری نشان میداد؟ قطعا اینطور است ولی احتمالا همه ما چنین اشتباهاتی داشتیم.
نکته اصلی این است که از این اشتباهات درس بگیریم. ماسک درباره ارسال این توییت اشتباه کرد و البته سریعا با پاک کردنش، از درگیر شدن با نهادهای مالیاتی و نظارتی و سهامداران خودداری کرد تا انرژی خود را معطوف جای دیگری کند.
بنابراین به یاد داشته باشید در جایگاه یک مدیر، رهبر، فرد با نفوذ در کسبوکار و اجتماع و در میان مردم، وقتی برای زدن یک توییت هیجانی وسوسه شدید؛ تصمیمگیری دائمی خود را با یک احساس موقتی به خطر نیندازید. معمولا ارزشش را ندارد.
در داخل کشور هم از این دست اشتباهات زیاد داشتیم. مسئولین و مدیران دولتی یا شرکتهای بزرگ در شبکههای اجتماعی اظهارنظرهای احساسی و هیجانی و عجولانهای داشتند که به ضررشان تمام شده و باعث بروز حاشیهها و گرفتاریهای بینتیجه زیادی شده است.





