فیلم سان شاین – خلاصه داستان، نقد و بررسی – Sunshine (1999)

0

کارگردان : ایشتوان سابو
فیلمنامه‌نویس : ایزرئ هوروویتس و سابو، بر مبنای داستانی نوشتهٔ سابو
فیلمبردار : لایوش کولتای
آهنگساز(موسیقی متن) : موریس ژار
هنرپیشگان : رالف فاینز، رزمری هریس، ریچل وایس، جنیفر ایلی، دبورا کارا اونگر، میریام مارگولیس، جیمز فرین، مالی پارکر، دیوید دکیسر، مارک استرانگ، ویلیام هرت و جیمز نویل

اواخر قرن هجدهم. ̎آرون̎ و ̎یوزفا زونن شاین/سان شاین̎ هنگام ساختن معجونی برای فروش در دهکده‌شان دچار حادثه شده و در انفجاری که رخ می‌دهد، کشته می‌شوند. پسرشان، ̎امانوئل̎ (دکسیر) که تنها بازماندهٔ این واقعه است، به بوداپست سفر می‌کند و فرمول ساخت آن معجون را هم با خود می‌برد. او فرمول را با موفقیت به‌کار می‌گیرد و کسب و کار پررونقی به راه می‌اندازد. و با همسرش، ̎رز̎ (مارگولیس) و دو پسرش ̎ایگناتس̎ (فاینز) و ̎گوستاو̎ (فرین) زندگی خوبی دارد.

̎گوستاو̎ بسیار تندمزاج است و ̎ایگناتس̎ بعدها وکیلی موفق می‌شود. ̎امانوئل̎ دختری به نام ̎والری̎ (ایلی) را هم به فرزندی می‌پذیرد که با دو پسرش بزرگش می‌شود. ̎ایگناتس̎ و ̎والری̎ دل‌باختهٔ هم می‌شوند و حاصل پیوندشان دو پسر به نام‌های ̎ایشتوان̎ (استرانگ) و ̎آدام̎ (فاینز) است. از این پس، نام‌خانوادگی خانواده از ̎زونن شاین̎ به ̎شورش̎ تغییر می‌یابد تا از حملات ضد یهودی در اروپا در امان باشند. در عین‌حال، ̎آدام̎ مسیحی می‌شود و با دختری کاتولیک به نام ̎هانا̎ (پارکر) ازدواج می‌کند؛ اما با زن برادرش، ̎گرتا̎ (وایس) هم سر و سری دارد. نازی‌ها به قدرت می‌رسند، اما ̎گرتا̎ نمی‌تواند ̎آدام̎ را متقاعد کند جانش در خطر است.

̎آدام̎ در یکی از اردوگاه‌های کار اجباری می‌میرد و تنها پسرش، ̎ایوان̎ که شاهد مرگ پدر است، سوگند یاد می‌کند از فاشیست‌ها انتقام بگیرد. ̎ایوان̎ که شاهد مرگ پدر است، سوگند یاد می‌کند از فاشیست‌ها انتقام بگیرد. ̎ایوان̎ در جوانی (فاینز) به حزب کمونیست می‌پیوندد و با رهبر حزب، ̎کنور̎ (هرت) صمیمی می‌شود، اما رابطه‌اش با زن یکی از مقامات حزبی (اونگر) عواقبی ناگوار به همراه دارد و به زندانی شدنش می‌انجامد. از سوی دیگر، ̎والری̎ (هریس) و ̎گوستاو̎ (نویل) یکدیگر را می‌یابند و به‌عنوان تنها بازماندگان خاندان ̎زونن شاین̎ در ملک اجدادی‌شان، شاهد انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان هستند…

اثر حماسی سابو (که در اصل برای تلویزیون ساخته شده) روایتی شخصی از تاریخ مجارستان به‌دست می‌دهد و این‌که طی دوران معاصر چطور زندگی‌های خصوصی توسط تاریخ و سیاست، تحت‌تأثیر و تهدید قرار می‌گیرد (انواع و اقسام حکومت‌ها ـ امپراتوری، جمهوری، دیکتاتوری،… ـ در وهلهٔ اول فردیت را سرکوب می‌کنند). فیلم در داستان‌پردازی (با طرح‌های فرعی چندگانه) و فضاسازی، همان‌طور که انتظار می‌رود، موفق است. هم‌چنین در ̎گالری̎ شخصیت‌های متعدد فیلم، سابو کم نمی‌آورد. لحظه‌های به یاد ماندنی نیز (مثل صحنهٔ مرگ ̎آدام̎) کم‌شمار نیستند. فاینز جای خالی کلاوس ماریا براندائر (ستارهٔ سه‌گانهٔ پر آوازهٔ سابو: مفیستو، ۱۹۸۱؛ سرهنگ ردل، ۱۹۸۵ و هانوسن، ۱۹۸۸) را تا حدی پر می‌کند و مادر و دختر بازیگر، هریس و ایلی، در نقش پیری و جوانی ̎والری̎ مؤثر هستند. با همهٔ اینها، سان‌شاین کمی خشک، محافظه‌کار و (به‌دلائلی قابل فهم) یبس است. خانهٔ خاندان ̎زونن شاین̎ خانه‌ای است که خود سابو در آن بزرگ شده بود.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.