فیلم شاهد عینی – نقد، بررسی و خلاصه داستان – Eyewitness (1981)

0

کارگردان : یتس
فیلمنامه‌نویس : استیو تسیچ
فیلمبردار : مایتو ف. لیونتی
آهنگساز(موسیقی متن) : استنلی سیلورمن.
هنرپیشگان : ویلیام هرت، سیگورنی ویور، کریستوفر پلامر، جیمز وودز، آیرین وورت، کنت مک‌میلان، پاملا رید، مورگان فریمن، چائو لی چی و آلبرت پالسن.
نوع فیلم : رنگی، ۱۰۸ دقیقه.

«داریل دیور» (هرت) سرایدار یک ساختمان بایکی از ساکنان آنجا «آقای لانگ» (چی) جروبحث می‌کند و به دنبال آن، او و دوستش، «آلدو مرسر» (وودز) از کار اخراج می‌شوند. چندی بعد «آقای لانگ» که یک وارد کننده ویتنامی الماس بوده، در منزلش به قتل می‌رسد و پلیس از آن دو بازجوئی می‌کند. «تونی سوکولو» (ویور)، گزارشگر تلویزیونی که نامزد «جوزف» (پلامر) دیپلماتی است که به یهودیان خارجی کمک می‌کند، سعی دارد با «داریل» درباره موضوع قتل گفت‌وگو کند. اما «داریل» در عوض اعتراف می‌کند که دو سال است دل‌باخته او است و با اشاره می‌فهماند که چیزهائی درباره قتل می‌داند. رئیس «تونی» نیز او را تشویق به پیگیری ماجرا می‌کند.

«آلدو» که در فکر راه‌انداختن یک فروشگاه لوازم ورزشی با «داریل» است، می‌گوید که در شب قتل «داریل» با خواهر او / نامزدش، «لیندا» (رید) بوده، در حالی که «لیندا» این را تکذیب می‌کند. ملاقات بین «تونی» و «داریل» را مردان «لانگ» به هم می‌زنند و «تونی» به کمک «داریل» از مهلکه و «جوزف» نیر شاهد این ماجرا هستند. «آلدو» بعدتر اعتراف می‌کند که در بازی پوکر پنجاه هزار دلار برده، «داریل» که فکر می‌کند او «لانگ» را کشته و پول را دزدیده، نامزدی‌اش را با «لیندا» به هم می‌زند. در اینجا «جوزف» نزد والدین «تونی» اعتراف می‌کند که او «لانگ» را کشته، چون برای کمک به فرار یهودیان روسیه، رقم بالائی طلب کرده و می‌گوید که حالا باید «داریل» را بکشند. «تونی» که به ماجرائی برده، پلیس را خبر می‌کند.

همکاری قبلی یتس با تسیچ برای فیلم رهائی از (۱۹۷۹) درک جالبی از رابطه شخصیت با طبقه اجتماعی و اصولاً جامعه نشان می‌داد و آمیزه متعادلی از ناتورالیسم و رفتارهای غیر عادی بود. شاهد عینی می‌کوشد ویژگی‌های آن فیلم را این بار در چارچوب تنگ‌تر یک تریلر به دست آورد و چنانکه انتظار می‌رود، فقط تا حدی موفق است. حل و فصل غیر رضایت بخش معمای جنائی، در واقع مثال نهائی تقلا و زور زدن یتس و تسیچ در کل فیلم است؛ برای ایجاد تقابل میان خط قصه از یک سو و ساختار و شخصیت از سوی دیگر. بازی هرت درخشان است ولی ویور بیش از حد حرف می‌زند و پلامر با ظرافت، صحنه‌ها را از آن خود می‌کند.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.