فیلم در حال‌ و هوای عشق – نقد، تحلیل و خلاصه داستان – In the Mood for Love

0

کارگردان: وونگ کار وای

نویسنده: وونگ کار وای

بازیگران: مگی چانگ – تونی لیانگ – جو چیانگ – چین تسی-آنگ

موسیقی: مایکل گالاسو – شیگرو اومه بایاشی

سپتامبر ۲۰۰۰ در هنگ کنگ

در حال‌وهوای عشق T فیلمی هنگ کنگی در ژانر درام و رمانتیک محصول سال ۲۰۰۰ میلادی است. کارگردانی، تهیه‌کنندگی و نویسندگی این فیلم را وونگ کار وای بر عهده داشته‌است.

هنگ کنگ، سال ۱۹۶۲. زنی جوان که منشی یک شرکت تجاری است، اتاقی را در یک خانه برای خود و شوهرش اجاره می کند(شوهر زن بیشتر مواقع در سفر کاری است و در خانه نیست). هم‌زمان مردی روزنامه‌نگار اتاقی را در همان خانهٔ از همسایه کناری برای خود و همسرش اجاره می کند (همسر مرد نیز گویا کارمند هتلی ست، و بیشتر مواقع در خانه نیست).

آن‌ها در یک روز اسباب کشی می‌کنند و گه گاهه به هم برمی‌خورند. تنهایی هایشان کم‌کم آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند تا سرانجام، شبی دل به دریا می‌زنند و با هم به یک غذا خوری می‌روند. همان شب است که در می‌یابند که همسرانشان با هم سر و سری دارند و به آن دو خیانت می‌کنند.

از آن پس آن‌ها نیز به خود اجازه می‌دهند که اوقاتی را با هم بگذرانند اما تنها در آن حد که جای خالی همسرانشان را برای هم پر کنند؛ زن حتی اجازه نمی‌دهد که مرد دستش را بگیرد. مرد می‌خواهد روی فیلم‌نامه ای کار کند و از زن می‌خواهد که کمکش کند. زن،دو دل میان ادامه یا قطع ارتباط، عاقبت به او می‌پیوندد؛ به این امید که «ما مثل آن‌ها نمی‌شویم».

آن‌ ها بدون هیچ تماس جسمانی، شبانه روز بر روی فیلم‌نامه کار می‌کنند و ساعات خوشی را می‌گذرانند؛ ولی نگاه‌های مزاحم، دخالت و حرف مردم باعث می‌شود که دوباره زن از مرد دوری گزیند و چندی میانشان فاصله بیفتد.

شبی، زیر باران در گوشهٔ خلوت یک کوچه، مرد به زن می‌گوید: «فکر می‌کردم ما مثل آن‌ها نمی‌شویم، ولی اشتباه می‌کردم.» او می‌گوید که می‌داند زن ، هرگز همسرش را به خاطر او رها نخواهد کرد و می‌گوید که به همین خاطر «چون از حرف مردم خسته است»، برای کار در روزنامه ای به سنگاپور می‌رود؛ و زن می‌ماند با اتاق‌ها، اشیاء و خاطره‌ها.

سال‌ها بعد، هر دو با امید اندکی به آن اتاق‌ها بازمی‌گردند. اشک در چشمانشان حلقه می‌زند و بغض گلویشان را می‌گیرد. اما با آن که تنها دری میانشان فاصله می‌اندازد، می‌گذرند و همدیگر را نمی‌یابند. مرد حالا رازی دارد که آن را، تنها در حفره ای در دل یک دیوار باستانی، نجوا می‌کند.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.