فیلم واژه‌ها – خلاصه داستان، نقد و بررسی – The Words 2012

0

نویسندگان و کارگردانان: برایان کلوگمن و لی استمتال

بازیگران: دنیس کوئید (کِلی‌هاموند)، جرمی آیرونز (پیرمرد)، برادلی کوپر (روری ینسن)، زو سالدانا (دورا ینسن)، اولیویا وایلد (دانییلا)

«یک انسان شرور هرگز نمی‌تواند داستان‌نویس خوبی باشد.» بوریس پاسترناک

فیلم واژه‌ها حال و هوای یک فیلم نیکلاس اسپارکسی را دارد، هر چند که این نویسندهٔ رمان‌های عامه‌پسند هیچ نقشی در شکل‌گیری واژه‌ها نداشته است. واژه‌ها درام رمانتیکی است که یک تنگنای اخلاقی جالب را در مدار خویش دارد. اما چیزی که کار را خراب کرده، رویکرد سه لایه‌ای است که سازندگان فیلم برای روایت قصه‌شان انتخاب کرده‌اند. انتخاب چنین رویکردی، از حیث روایی یا دراماتیک صدماتی به فیلم‌زده است. به عبارت دیگر ما با یک داستان در داستان در داستان روبه‌رو هستیم؛ چیزی که آدم را به یاد عروسک‌های تخم‌مرغیِ روسی می‌اندازد: سرپوش عروسک را که بردارید عروسک کوچک‌تر دومی پدیدار می‌شود که اگر سرپوش آن را بردارید عروسکِ کوچک‌تر سومی پدیدار می‌شود و تا به آخر.

عروسک اولی یا «لایهٔ بیرونی» به قرار زیر است: کِلی‌هاموند (دنیس کوئید) نویسندهٔ مشهوری است که در یک جلسهٔ جمع‌آوری پول مشغول خواندن بخش‌هایی از کتاب تازه‌اش است؛ کتابی تحت عنوان واژه‌ها، واژه‌های کِلی جان می‌گیرد و ما به درون لایهٔ دوم فیلم می‌رویم. داستانی که کِلی در کتاب واژه‌هایش نوشته دربارهٔ نویسندهٔ جوان ناموفقی به اسم روری ینسن (برادلی کوپر) است که به اتفاق همسرش دورا (زو سالدانا) برای ماه عسل به پاریس رفته است. روری بر حسب اتفاق دست‌نوشته‌های یک رمان زیبا را در یک جامه‌دان آنتیک پیدا می‌کند.

روری در بازگشت به آمریکا، دست‌نوشته‌های رمان را روی کامپیوترش تایپ می‌کند. هدف او از این کار صرفاً این است که می‌خواهد بداند شبیه یک «نویسندهٔ بزرگ» بودن چه حس و حالی دارد، اما دورا که از حقیقت موضوع بی‌خبر است با دیدن و خواندن متن رمان در کامپیوتر شوهرش تصور می‌کند که آن را شوهرش نوشته است. دورا که به سرعت تشخیص داده این رمان اثر بزرگی است به شوهرش تبریک می‌گوید و از او می‌خواهد که فوراً آن را برای چاپ به دست ناشرش بسپارد. دیری نمی‌گذرد که رمان تحت نام روری ینسن چاپ می‌شود و به موفقیت عظیمی می‌رسد و روری و دورا حسابی پولدار می‌شوند.

اما یک روز دورا می‌گوید که او واقعاً نمی‌داند که شوهرش این رمان را چگونه نوشته چون وی هیچ‌یک از حوادث و ماجراهای رمان را شخصاً تجربه نکرده بوده است. روری که تا پیش از این نیز دچار عذاب وجدان بود از این گفتهٔ همسرش حسابی منقلب می‌شود. او حالا احساس یک دزد را دارد. سپس روری با یک پیرمرد (جرمی آیرونز) روبه‌رو می‌شود. پیرمرد برای روری داستانی را تعریف می‌کند که در واقع لایهٔ سوم فیلم است: جی. آی. (دین بارنز) جوان نویسنده‌ای است که در فرانسهٔ پس از پایان جنگ جهانی دوم زندگی می‌کند.

جی. آی. با زن جوان و زیبایی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند. این زن و شوهر جوان صاحب فرزندی می‌شوند اما فرزندشان خیلی زود می‌میرد و این مرگ باعث نابودی زندگی مشترک آن‌ها می‌شود. جی. آی. تحت تاثیر حوادثی که برایش رخ داده قلم به دست می‌گیرد و همهٔ احساسات و اندیشه‌های خود را روی کاغذ می‌آورد. این رمان در عرض فقط دو هفته نوشته می‌شود اما جی. آی. آن را داخل یک قطار جا می‌گذارد. این همان رمانی است که دهه‌ها بعد به دست روری می‌افتد؛ رمانی که وی آن را به اسم خود چاپ می‌کند و به پول و شهرت می‌رسد.

سازندگان فیلم سعی زیادی کرده‌اند که مابین داستان‌های متعدد و متفاوت‌شان نوعی توازی ایجاد کنند اما متأسفانه هیچ بافت پیونددهنده‌ای میان این داستان‌ها وجود ندارد. کاراکترها هم نیمه‌پرداخت شده باقی مانده‌اند. اما چیزی‌که در این فیلم آزاردهنده است انبوه فرضیات کلیشه‌ای دربارهٔ دنیای نویسندگی است: کلیشهٔ «نویسندهٔ جوان ناموفق»، کلیشهٔ «رمان بزرگ ماحصل یک دوره خلاقیت کوتاه مدت است نه ثمرهٔ کار و کوشش مستمر و منظم» و غیره.

واژه‌ها گرچه دارای لحظات اسپارکسی است و بسیاری از کادربندی‌های مزخرف‌اش ما را به یاد نوت‌بوک می‌اندازد اما هرگز در ورطهٔ ملودرام‌های آبکی سقوط نمی‌کند. فیلم نومیدکننده است برای این‌که می‌توانست به چیزی خیلی بهتر از این تبدیل شود.

منبع: نشریه دنیای تصویر

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.