چرا مدل موی موهاک تراویس بیکل در راننده تاکسی نماد یک فاجعه انسانی و روانی بود؟

وقتی در دقایق پایانی شاهکار مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese)، تراویس بیکل با آن مدل موی عجیب و غریب «موهاک» (Mohawk) مقابل دوربین ظاهر می‌شود، لرزه بر تن مخاطب می‌افتد. این مدل مو صرفاً یک تغییر استایل ساده یا یک ترند مد روز در سال ۱۹۷۶ نبود؛ بلکه اعلان رسمی جنگ یک مرد علیه تمامیت یک شهر بود. در این مقاله قرار است به این موضوع بپردازیم که چرا مدل موی موهاک تراویس در اواخر فیلم نشان‌دهنده یک فاجعه تمام‌عیار در روان یک انسان بود. واکاوی نمادشناسی مدل موی موهاک (The symbolism of Travis Bickle’s mohawk) به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چطور یک کهنه‌سرباز منزوی، وقتی تمام راه‌های ارتباط با جامعه را بسته می‌بیند، به ریشه‌های بدوی و خشونت‌بار خود بازمی‌گردد تا در یک حمام خون، رستگاری پوشالی‌اش را پیدا کند.

۰۱

شناسنامه فیلم راننده تاکسی (1976)

کارگردان: مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese)
نویسنده فیلمنامه: پل شریدر (Paul Schrader)
شرکت سازنده: کلمبیا پیکچرز (Columbia Pictures)
بازیگران اصلی و نقش‌ها:
رابرت دنیرو (Robert De Niro) در نقش تراویس بیکل؛ راننده تاکسی مبتلا به بی‌خوابی.
جودی فاستر (Jodie Foster) در نقش آیریس؛ نوجوان فراری و استثمار شده.
هاروی کایتل (Harvey Keitel) در نقش اسپورت؛ دلال محبت با استایل هیپی.
سیبیل شفرد (Cybill Shepherd) در نقش بتسی؛ فرشته‌ای در ستاد انتخاباتی.
پیتر بویل (Peter Boyle) در نقش ویزارد؛ راننده تاکسی کهنه‌کار و فیلسوف خیابانی.

۰۲

داستان کلی و حال و هوای فیلم؛ نیویورک در آستانه انفجار

داستان فیلم روایتگر زندگی تراویس بیکل، یک تفنگدار سابق دریایی است که پس از بازگشت از جنگ ویتنام، در نیویورکی که غرق در کثافت، جرم و بی‌عدالتی است، به رانندگی تاکسی در شیفت شب مشغول می‌شود. تراویس که از بی‌خوابی مفرط (Insomnia) رنج می‌برد، دنیا را از پشت شیشه کثیف تاکسی‌اش تماشا می‌کند و در یادداشت‌های روزانه‌اش از نیاز به یک «باران بزرگ» برای شستن تمام این کثافت‌ها حرف می‌زند. حال و هوای فیلم سنگین، پارانوئیک و کلاستروفوبیک است. او پس از شکست در برقراری رابطه با بتسی و سرخوردگی از وضعیت جامعه، تصمیم می‌گیرد شخصاً برای اجرای عدالت دست به کار شود. این مسیر او را به سمت خرید اسلحه، تمرینات نظامی سخت و در نهایت، تغییر ظاهر وحشتناکی سوق می‌دهد که با مدل موی موهاک به اوج خود می‌رسد تا در نهایت برای نجات یک دختربچه، حمام خونی در قلب نیویورک به راه بیندازد.

۰۳

ریشه‌های ویتنام؛ موهاک به مثابه لباس رزم انتحاری

برای درک اینکه چرا موهای تراویس یک فاجعه بود، باید به تاریخ نظامی آمریکا رجوع کنیم. در طول جنگ ویتنام، سربازان یگان‌های ویژه یا چتربازان، قبل از اعزام به ماموریت‌های خطرناک و انتحاری که احتمال بازگشت از آن‌ها بسیار کم بود، موهای خود را به شکل موهاک کوتاه می‌کردند. این کار ریشه در فرهنگ سرخپوستان داشت و به نوعی «رنگ‌آمیزی جنگی» (War Paint) محسوب می‌شد. وقتی تراویس موهایش را به این شکل درمی‌آورد، او در ذهن خودش دوباره به جنگل‌های ویتنام بازگشته است. او دیگر یک شهروند عادی یا یک راننده تاکسی ساده نیست؛ او یک سرباز است که می‌داند قرار است بمیرد. این مدل مو، اعلام رسمی گسست او از واقعیت است. او نیویورک را با سایگون (Saigon) اشتباه گرفته و دلالان محبت را با دشمنان جنگی. فاجعه دقیقاً همین‌جاست؛ مردی که باید درمان می‌شد، دوباره اسلحه به دست گرفته و آرایش جنگی انتخاب کرده است تا در خیابان‌هایی که هیچ دشمن مشخصی ندارد، به دنبال قربانی بگردد.

زنگ تفریح: موهای بدلی رابرت دنیرو!

باورتان می‌شود آن مدل موی موهاک مشهور که اینقدر طبیعی به نظر می‌رسید، اصلاً موهای واقعی رابرت دنیرو نبود؟ دنیرو در آن زمان مشغول بازی در پروژه دیگری هم بود و نمی‌توانست موهایش را واقعاً از ته بتراشد. به همین خاطر، دیک اسمیت (Dick Smith)، گریمور اسطوره‌ای سینما، یک پروتز بسیار نازک و پیچیده ساخت که روی سر دنیرو چسبانده می‌شد و موهای موهاک که از یال اسب ساخته شده بود روی آن قرار می‌گرفت. دنیرو مجبور بود ساعت‌ها قبل از فیلمبرداری زیر دست گریمور بنشیند تا این کلاه‌گیس مصنوعی چنان طبیعی روی سرش بنشیند که حتی در نماهای نزدیک هم درزهای آن دیده نشود. نتیجه کار به قدری عالی بود که تا سال‌ها کسی شک نکرد این موها واقعی نیستند. حتی اسکورسیزی هم در مصاحبه‌ای گفته بود که وقتی دنیرو را با آن قیافه جدید دید، تا چند دقیقه نمی‌توانست در چشمانش نگاه کند چون واقعاً ترسناک شده بود!

۰۴

نماد فروپاشی روانی و قطع ارتباط با دنیای متمدن

مدل موی موهاک در فیلم راننده تاکسی، مرز دقیق بین «ناراحتی روحی» و «جنون کامل» (Psychosis) است. تا قبل از این صحنه، تراویس تلاش می‌کرد شبیه بقیه باشد؛ کت‌وشلوار می‌پوشید، با بتسی به سینما می‌رفت و سعی می‌کرد مودب باشد. اما مدل موهاک یعنی «من دیگر نیازی به تایید شما ندارم». او با این کار، پل‌های پشت سرش را خراب کرد. در روان‌شناسی، این نوع تغییر ظاهر افراطی نشان‌دهنده از دست دادن هویت فردی و پذیرش یک هویت تیپیکال و خشن است. تراویس با این مدل مو، به یک آواتار از خشم تبدیل شد. او دیگر نمی‌خواست با کلمات حرف بزند؛ او می‌خواست با گلوله سخن بگوید. فاجعه اینجاست که جامعه‌ای که او را نادیده گرفته بود، حالا باید با هیولایی روبرو می‌شد که خودش ساخته بود. مدل موی او یک فریاد بلند بود: «من را ببینید، من خطرناکم!» اما متاسفانه تنها زمانی او را دیدند که دیگر خیلی دیر شده بود و اسلحه‌ها پر شده بودند.

۰۵

تراویس و سناریوی ترور؛ هدفی که تغییر کرد

نکته بسیار فنی و عجیبی در مورد مدل موی موهاک وجود دارد که خیلی‌ها به آن توجه نمی‌کنند: تراویس این مدل مو را برای نجات آیریس نزد! اگر یادتان باشد، او بلافاصله بعد از زدن این مدل مو به میتینگ انتخاباتی سناتور پالانتین رفت تا او را ترور کند. مدل موهاک برای او استایل یک «قاتل سیاسی» بود. وقتی در ترور سناتور شکست خورد و از دست محافظان فرار کرد، با همان قیافه و همان مهمات به سراغ فاحشه‌خانه رفت. این نشان می‌دهد که برای تراویس، «عملِ کشتن» مهم‌تر از «قربانی» بود. او می‌خواست یک فاجعه بیافریند؛ فرقی نمی‌کرد قربانی یک سیاستمدار باشد یا یک دلال محبت. موهاک نمادِ آمادگی برای مرگ بود. او فکر می‌کرد در آن شب کشته می‌شود. این مدل مو، آخرین وصیت‌نامه بصری او بود. فاجعه بزرگ این است که یک عمل برخاسته از تمایل به تروریسم، در نهایت به یک عمل قهرمانانه (از نظر مردم شهر) تبدیل شد، فقط به این خاطر که قربانیان عوض شدند.

۰۶

تضاد بصری؛ معصومیت از دست رفته در زیر تیغ

اسکورسیزی در نماهای مربوط به زدن موهاک، از نورپردازی تند و سایه‌های غلیظ استفاده می‌کند. ما تراویس را می‌بینیم که در تنهایی مطلق، موهایش را می‌تراشد. این سکانس شبیه به یک «آیین مذهبی» (Ritual) است. او دارد خودش را برای قربانی شدن آماده می‌کند. مدل موی موهاک، سر تراویس را شبیه به یک جمجمه (Skull) می‌کند؛ نمادی از مرگ که در خیابان‌های نیویورک پرسه می‌زند. این استایل با کاپشن نظامی «ام-۶۵» (M-65 Field Jacket) که تنش است، ترکیبی از یک فاجعه متحرک را می‌سازد. از نظر بصری، این مدل مو باعث می‌شود چشم‌های دنیرو بیشتر از همیشه گود افتاده و ترسناک به نظر برسد. او دیگر آن راننده تاکسی نیست که ناشیانه با بتسی حرف می‌زد؛ او حالا تجسمِ عینیِ یک کابوس است. این تضاد بصری نشان می‌دهد که چطور فقر عاطفی و تنهایی می‌تواند یک انسان معمولی را به یک ماشین کشتار تبدیل کند که حتی ظاهرش هم بوی خون می‌دهد.

۰۷

تاثیر فرهنگی؛ وقتی یک فاجعه تبدیل به «فشن» می‌شود

یکی از بزرگترین پارادوکس‌های تاریخ سینما اینجاست که استایل موهاک تراویس بیکل، که نشان‌دهنده اوج فروپاشی روانی او بود، بعدها تبدیل به یک ترند در فرهنگ «پانک» (Punk) شد. جوانان زیادی با الهام از این فیلم، موهای خود را موهاک زدند بدون اینکه بدانند این مدل مو در فیلم نماد چه رنج و فاجعه‌ای بود. اسکورسیزی و شریدر می‌خواستند زشتی و خشونت را نشان دهند، اما سینما خاصیتی دارد که حتی زشتی را هم «کولت» (Cult) و جذاب می‌کند. تراویس با آن موها تبدیل به یک آیکون شد. اما اگر به عمق فیلم نگاه کنیم، موهای موهاک یعنی پایانِ انسانیتِ تراویس. او با آن موها دیگر نمی‌توانست به زندگی عادی برگردد. فاجعه اینجاست که ما اغلب ظاهرِ شورش را می‌بینیم اما دردی که باعث آن شورش شده را فراموش می‌کنیم. موهاک تراویس، مدالِ افتخار نبود؛ بلکه نشانه یک زخمِ عمیق بود که هرگز التیام نیافت.

زنگ تفریح: دنیرو و مسافرکشی با موهای مخفی!

رابرت دنیرو که برای این فیلم واقعاً گواهینامه تاکسی گرفته بود و در خیابان‌ها مسافرکشی می‌کرد، یک خاطره جالب از دوران فیلمبرداری دارد. او می‌گوید وقتی آن کلاه‌گیس موهاک را روی سرش می‌گذاشتند، برای اینکه لو نرود و مردم در خیابان او را دیوانه نپندارند، همیشه یک کلاه لبه‌دار بزرگ روی سرش می‌گذاشت. یک بار وقتی با همان گریم وحشتناک و کلاه داشت در محله‌های پایین نیویورک رانندگی می‌کرد، یک مسافر سوار شد و از دنیرو پرسید: «چرا اینقدر عجیبی؟ چیزی مصرف کردی؟» دنیرو هم با همان لحن سرد تراویس بیکل جواب داده بود: «من فقط دارم سعی می‌کنم شهر رو تمیز کنم!» مسافر بیچاره در اولین چراغ قرمز از ماشین بیرون پرید و فرار کرد! دنیرو بعدها گفت آنجا بود که فهمیدم این استایل واقعاً جواب می‌دهد و می‌تواند مردم را تا سرحد مرگ بترساند.

۰۸

موهاک و سندروم پارتیزان؛ عدالت به سبک فردی

در جامعه‌شناسی، مدل موی موهاک تراویس را می‌توان نماد ظهور «پارتیزان‌های شهری» (Urban Vigilantes) دانست. در دهه هفتاد، نیویورک به قدری ناامن بود که مردم اعتمادشان را به پلیس از دست داده بودند. تراویس با آن استایل نظامی، خودش را فراتر از قانون می‌دید. او فکر می‌کرد مدل مویش به او مشروعیت می‌دهد تا مثل یک جنگجو عمل کند. فاجعه اینجاست که وقتی دولت و قانون شکست می‌خورند، آدم‌هایی مثل تراویس با مدل موهای جنگی‌شان ظهور می‌کنند. او به نوعی پیشگام شخصیت‌هایی مثل «مجازات‌گر» (The Punisher) در دنیای کمیک است. اما برخلاف ابرقهرمان‌ها، تراویس کاملاً بی‌ثبات است. او یک روز می‌خواهد سناتور را بکشد و روز دیگر به سراغ قوادها می‌رود. موهاک نمادِ این «بی‌هدفیِ خطرناک» است. او فقط می‌خواست ماشه را بچکاند؛ آیریس فقط خوش‌شانس بود که قرعه به نام او افتاد تا تراویس نقش منجی را برایش بازی کند.

۰۹

ارتباط با «باشگاه مشت‌زنی» و «جوکر»؛ میراث موهاک

اگر به فیلم‌های متاخرتری مثل «جوکر» (Joker 2019) یا «باشگاه مشت‌زنی» (Fight Club) نگاه کنید، ردپای آن مدل مو و آن فاجعه روانی را می‌بینید. آرتور فلک در جوکر، دقیقاً همان مسیری را می‌رود که تراویس رفت؛ از یک آدم نامرئی به یک نماد آشوب. مدل موی موهاک تراویس، اولین جرقه برای نمایش «مردانِ خشمگین و طرد شده» در سینمای مدرن بود. این مدل مو نشان‌دهنده یک بحران جنسیتی و هویتی است؛ مردی که نمی‌تواند با عشق (بتسی) به آرامش برسد، پس به خشونت (موهاک) پناه می‌برد. این یک فاجعه بی‌پایان در تاریخ سینماست که مدام تکرار می‌شود. هر بار که شخصیتی در سینما موهایش را از ته می‌تراشد یا تغییر شکل عجیبی می‌دهد، ما ناخودآگاه به یاد تراویس بیکل می‌افتیم. او به ما یاد داد که تغییر ظاهر، اغلب اولین نشانه برای یک انفجار بزرگ درونی است. موهای او، پرچمِ قرمزِ دنیای مدرن بود که هیچ‌کس جدی‌اش نگرفت.

۱۰

پایان‌بندی تلخ؛ وقتی جامعه فاجعه را تشویق می‌کند

بزرگترین فاجعه فیلم نه در خودِ مدل مو، بلکه در واکنش جامعه به آن نهفته است. در انتهای فیلم، تراویس که با آن مدل موی وحشتناک حمام خون راه انداخته بود، به عنوان یک «قهرمان» شناخته می‌شود. روزنامه‌ها از او به عنوان راننده تاکسی فداکاری یاد می‌کنند که یک دختر را نجات داده است. این یعنی جامعه متوجه نشد که او یک روانی خطرناک است که اتفاقاً کار خوبی انجام داده است. مدل موی موهاک او در فینال فیلم دوباره زیر موهای بلندش پنهان شده، اما ما می‌دانیم که زیر آن ظاهر آرام، هنوز همان جنگجوی موهاک‌به‌سر حضور دارد. تیک عصبی او در آینه در نمای آخر، ثابت می‌کند که فاجعه تمام نشده؛ بلکه فقط به تعویق افتاده است. او هنوز همان بمب ساعتی است. اسکورسیزی با این پایان‌بندی به ما می‌گوید که خطرناک‌ترین فاجعه آنجاست که ما جنون را با قهرمانی اشتباه بگیریم و به جای درمانِ تراویس‌ها، برایشان دست بزنیم.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا مدل موی موهاک در آن زمان (سال ۱۹۷۶) در آمریکا رایج بود؟
به هیچ وجه این مدل مو در جامعه عادی آن زمان دیده نمی‌شد و بسیار عجیب بود. موهاک در آن دوران فقط بین برخی سربازان بازگشته از ویتنام به عنوان یک یادگاری نظامی یا نماد یگان‌های خاص شناخته می‌شد. در واقع، دیدن یک راننده تاکسی با این مدل مو در خیابان‌های نیویورک، مثل این بود که کسی با لباس کامل فضانوردی در مترو بنشیند. این انتخاب عمدی اسکورسیزی برای نشان دادن بیگانگی مطلق تراویس با دنیای اطرافش و شروع یک دوران جدید از خشونت بود.
۲. چرا تراویس دقیقاً قبل از ترور سناتور موهایش را موهاک زد؟
او می‌خواست هویت قبلی‌اش به عنوان یک شهروند معمولی را کاملاً نابود کند تا بتواند به یک قاتل تبدیل شود. تراویس با این تغییر ظاهر، خودش را در وضعیتی قرار داد که دیگر راه بازگشتی نداشته باشد چون با آن قیافه دیگر نمی‌توانست به شغلش برگردد. موهاک برای او مثل یک «نقاب» بود که به او شجاعت لازم برای انجام جنایت را می‌داد. او می‌خواست در لحظه مرگ (که انتظارش را داشت)، شبیه به یک جنگجوی ویتنامی به نظر برسد و نه یک بازنده تنها.
۳. آیا مدل موی موهاک تراویس بیکل الهام‌گرفته از یک شخصیت واقعی بود؟
بله، پل شریدر نویسنده فیلمنامه این ایده را از روی خاطرات سربازانی که در ویتنام بودند الهام گرفت. او متوجه شد که برخی سربازان برای ترساندن دشمن و نشان دادن اینکه «چیزی برای از دست دادن ندارند»، موهایشان را به این شکل می‌تراشیدند. شریدر می‌خواست با این کار نشان دهد که تراویس هرگز از جنگ برنگشته و هنوز در ذهنش در حال نبرد با ویت‌کنگ‌هاست. این واقع‌گرایی تلخ، یکی از دلایل ماندگاری شخصیت تراویس در تاریخ سینما به عنوان یک کهنه‌سرباز آسیب‌دیده است.
۴. واکنش رابرت دنیرو به این مدل مو چه بود و چطور با آن کنار آمد؟
دنیرو در ابتدا کمی نگران بود که این استایل خیلی کارتونی یا غلوآمیز به نظر برسد و باورپذیری نقش را کم کند. اما بعد از اینکه تست گریم را روی صورت خودش دید، متوجه شد که چقدر این ظاهر با روان‌پریشی شخصیت تراویس همخوانی دارد. او حتی پیشنهاد داد که در سکانس‌هایی که کلاه بر سر دارد، لبه کلاه را طوری تنظیم کنند که کمی از موهاک بیرون بزند تا تعلیق بیشتری ایجاد شود. دنیرو با متد اکتینگ خاص خودش، ساعت‌ها با آن کلاه‌گیس در آینه به خودش زل می‌زد تا بتواند میمیک‌های متناسب با یک مردِ موهاک‌به‌سر را تمرین کند.
۵. چرا در انتهای فیلم دوباره موهای تراویس به حالت عادی برگشته است؟
این یکی از هوشمندانه‌ترین تمهیدات اسکورسیزی برای نشان دادن خطرناک بودنِ پنهانِ تراویس است. برگشتن موها به حالت عادی به این معناست که او دوباره در جامعه حل شده و کسی به او مشکوک نیست. اسکورسیزی می‌خواهد بگوید که «هیولاها همیشه موهای موهاک ندارند» و ممکن است همین حالا کنار شما در تاکسی نشسته باشند. این پنهان شدنِ دوباره، فاجعه را عمیق‌تر می‌کند چون حالا تراویس به عنوان یک آدم نرمال اما با پتانسیل انفجاری مجدد در میان ماست.
۶. آیا مدل موی موهاک تراویس بر ژانر سینمای اکشن هم تاثیر گذاشت؟
بله، بعد از راننده تاکسی، مدل موهای عجیب و استایل‌های بدنی خاص به یک المان برای نشان دادن «آمادگی برای نبرد نهایی» در فیلم‌های اکشن تبدیل شد. شخصیت‌هایی مثل رامبو (Rambo) یا کماندوهای مختلف، به نوعی مدیونِ جسارتِ بصری تراویس بیکل هستند. البته در راننده تاکسی این موضوع جنبه روان‌شناختی داشت، اما در اکشن‌های بعدی بیشتر به یک ترندِ تجاری برای جذاب کردنِ قهرمان فیلم تبدیل شد. اسکورسیزی با این کار، زبان بصریِ آمادگی برای خشونت را در سینما بازتعریف کرد.
۷. نمادشناسی رنگ پوستِ سر تراویس بعد از تراشیدن موها چیست؟
سفیدیِ بیش از حد پوست سر تراویس (که به خاطر کلاه‌گیس و گریم بود) در تضاد با چهره آفتاب‌سوخته و کثیف او، نوعی حالتِ «بیمارگونه» و غیرطبیعی به او بخشیده بود. این سفیدی نشان‌دهنده بخش‌هایی از وجود تراویس بود که سال‌ها مخفی مانده بود و حالا با خشونت بیرون زده بود. انگار او لایه بیرونیِ تمدن را از روی سرش تراشیده بود تا به جمجمه و ریشه‌های وحشیِ انسانی‌اش برسد. این جزئیاتِ بصری، حسِ اشمئزاز و ترس را در مخاطب تقویت می‌کرد تا بفهمد این یک تغییرِ استایلِ زیبا نیست، بلکه یک جراحیِ روانیِ دردناک است.

جمع‌بندی نهایی

مدل موی موهاک تراویس بیکل در فیلم راننده تاکسی، فراتر از یک انتخابِ ظاهری، نقطه عطفی در نمایشِ فروپاشیِ روانی در تاریخ سینماست. این مدل مو نشان‌دهنده بازگشتِ دردناکِ یک مردِ تنها به دورانِ بربریت و جنگ است؛ جایی که کلمات دیگر کار نمی‌کنند و تنها زبانِ موجود، زبانِ اسلحه است. فاجعه اصلی در اینجاست که تراویس با این مدل مو، هویتِ انسانی‌اش را قربانی کرد تا به یک «تیترِ روزنامه» تبدیل شود. او آیینه تمام‌نمایِ جامعه‌ای بود که افرادش را تا لبه پرتگاه می‌برد و وقتی آن‌ها با مدل موهای جنگی و اسلحه‌های پر برمی‌گردند، به جای ریشه‌یابیِ درد، آن‌ها را قهرمان می‌نامد. موهاک تراویس، وصیت‌نامه بصریِ مردی است که ترجیح داد یک هیولای دیده شده باشد تا یک فرشته نادیده گرفته شده؛ و این تلخ‌ترین حقیقتِ شاهکار مارتین اسکورسیزی است که هنوز هم بعد از دهه‌ها، لرزه بر اندام هر بیننده‌ای می‌اندازد.

نظر شما درباره این تغییر استایل ترسناک چیست؟

آیا به نظر شما تراویس با زدنِ مدل موی موهاک واقعاً به آرامش رسید یا این فقط یک خودکشی تدریجی بود که به جای مرگ، او را به قهرمانی ناخواسته تبدیل کرد؟ به نظر شما اگر او این مدل مو را نمی‌زد، باز هم قدرتِ انجام آن جنایات را داشت؟ نظرات خودتان را درباره این سکانسِ نمادین و استایلِ ماندگار رابرت دنیرو در بخش کامنت‌ها برای ما بنویسید.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]