نگاهی به مجموعه تلویزیونی شبهای برره

مهران مدیری به عنوان کارگردان از چند لوکیشن داخلی و خارجی مشخص برای تثبیت موضوعات متعدد مجموعه شبهای برره بهرهمند میشود. با توجه به این لوکیشنها و ثبت ضرب الاجل هر قسمت از سه، دو یا یک دوربین در زمان تصویربرداری استفاده میشود. یک سوئیچر خبره هم در زمان تصویربرداری زحمت تدوین و ویرایش اولیه را انجام میدهد. همین تناسب لوکیشن تصویر و تدوین در کارگردانی و دستورالعملهای دکوپاژ و هدایت بازیگران و ایجاد میزانسنها به فرمبندیهای خاصی منتهی میشود. در خانه سالارخان و سردارخان عموماً در راس خانه خانها مینشینند و در سمت راست زنها و در سمت چپ مردها مینشینند. عموماً در این صحنهها رفتارها متکی به بازیهای کلامی است و اگر هم حرکتی مدنظر باشد مختصر و مفید طراحی و اجرا میشود. در قهوه خانه عموماً در طرفین سالن پائین برره ایها و بالابرره ایها مستقر میشوند و در سمت انتهایی صحنه نیز میز و پاراوان قهوه خانه و قهوه چیها قرار میگیرند. در خانه شیرفرهاد و ژاندارمری به دلیل تنگی مکان، از نماهای متوسط و درشت بیشتر برای ثبت لحظات استفاده میشود. میدان کره بز و بازار هم با توجه به رفت و آمدها و حضور بیشتر مردم متکی به نماهای عمومی و لانگ شات میشود و البته در این مکان از آن اختلافات خبری نیست. مثلاً مجلس عروسی یا سربازی در میدان شکل میگیرد. مزرعه هم از فعالیت تهی میشود و نماهای بسته دو یا سه نفره که بازی شطرنج یا سکوت و تمرکز آدمها را تصویر میکند، به میزانسن منحصر به فردی ختم میشود که نوعی ایهام غریب در پس خود به همراه دارد. انگار در فضایی جادویی این آدمهای بیکار به تولید نخود، قوت زندگی خود، مشغول شدهاند.
یکی از زیباترین نماهای شبهای برره رختخواب دو یا سه نفره خانه شیرفرهاد است که در این نماهای بسته و متوسط، از بالا و زاویهای رو به پائین عموماً کیانوش و شیرفرهاد را میبینیم که با صدای خروپف، از خواب پریدنهای شیرفرهاد و دیالوگ و پرسشهای متعدد پر میشود. این نما هم طنز و شیرینی خود را دارد. گاهی هم حضور شیرفرهاد دوم، سالارخان و این شبها کیوان، برادر لیلون این نمای مشخص را با طنز شادتری همراه میکند. مطمئناً این نوع چینش آدمها و انتخاب لوکیشنهای مشخص باعث صرفه اقتصادی و تسریع در زمان تولید میشود. مهران مدیری هم به عنوان کارگردان و سرپرست گروه چارهای هم جز این نداشته که با چنین تفکر سادهای به نماها و تقطیعهای خود شکل عینی و امضای مشخصی بدهد. مسلماً کارگردانی هم در چنین تدبیرها و ترفندهایی اوج و فرود میگیرد که به نظر مدیر در اغلب مواقع موفق بوده است.
• تیپسازی
بازیگران مجموعه طنز شبهای برره هم به ارائه تیپهای مشخص مشغول هستند. این نوع تیپسازی بیشتر زمینه ساز لحظات شاد و سرگرمکننده است که با لحن بیانی، میمیکها و حالتهای مشخص تعریف و اجرا میشود.
محمد شیری (سالارخان)، سیامک انصاری (کیانوش استقرارزاده)، محمدرضا هدایتی (یاور طغرل)، فلامک جنیدی (مادر شیرفرهاد)، شقایق دهقان (سحرناز)، سعید پیردوست (سردارخان)، ساعد هدایتی (جان نثار)، علی کاظمی (بگوری)، علی اصغر حیدری (آرایشگر و پزشک)، فاطمه هاشمی (مادر لیلون)، بهنوش بختیاری (لیلون)، مهران مدیری (شیرفرهاد) و رضا شفیعی جم (کیوان). در بین این بازیگران به نظر میآید که بازی سیامک انصاری باید در درازمدت و تا پایان مجموعه بقیه را تحت تاثیر تفکرات القایی خود قرار دهد. کیانوش استقرارزاده نماینده یک فرد تحصیلکرده، روشنفکر و مبارز سیاسی است که باید شرایط اجتماعی و سیاسی و حتی رفتارهای فردی و فرهنگ آنجا را با تحول بنیادین برای جاری شدن جامعه مدنی و مدرن متاثر سازد.
سیامک انصاری برای رسیدن به چنین مقصودی گاهی شکواییه خود را رو به دوربین و با مکث و تاکید معترضانهای بازی میکند. گاهی با بیان برخی از نظرات خود سعی بر آن دارد درستترین نکتهها را یادآوری کند و گاهی نیز در دل یک موقعیت مقصد و منظوری تصویر میشود.
شیرفرهاد هم از طرف برره ایها مدام بر ندانستگیها با طرح پرسش: «اینکه گفتی، یعنی چه؟ ! » تاکید میورزد. مهران مدیری برای آنکه بی تحرکی و تنبلی و تن پروری آدمهای برره را به منتها الیه درجه برساند، از کمترین حرکتی در ژستها و حالتهای شیرفرهاد و از ریزترین میمیکها آن هم برای تولید خنده استفاده میکند. مابقی بازیگران هم از قاعده فوق پیروی میکنند و تنها در زمان ارائه گفت و گوها عموماً با ریتمهای نسبتاً تند ابراز وجود میکنند. نکتهای که در تیپسازی اتفاق میافتد این است که به تدریج باعث مرگ بازیگر میشود و از بازی خلاقه او را دور میکند. مثلاً محمدرضا هدایتی از طغرل پاورچین تا یاور طغرل شبهای برره دچار هیچ گونه برداشت خلاقه و نویی نشده است، فقط در گریم بین پیری و میانسالی این پرسوناژ فاصله ایجاد میشود. البته بداهه پردازی تا حد زیادی در جزیی نگری بازیها و ایجاد تنوع در گستردگی نقشها و تیپها میتواند به کار گرفته شود. رنگ غالب در طراحی صحنه رنگ سرخ تیره و قهوهای سوخته است که به نوعی فضای کهنه و نسبتاً تاریخی را یادآوری میکند. طراحی چند سرباز هخامنشی بر دیوارهای خانه سالارخان هم با کنایهای شیرین دلالت بر حکمرانی دیکتاتورهای کوچک در برره دارد. اما شبهای برره در مجموع به بافت و تنوع چشمگیری در طراحی صحنه نمیرسد و حداقل امکانات موجود به تدریج تبدیل به بافتی علی السویه میشود. به هر حال ۹۰ قسمت باید به لحاظ رنگ و اتمسفر از تنوع برخوردار باشد. موسیقی تیتراژ و آواز مهران مدیری که برگرفته از ترانهای خراسانی است از جمله نکات مثبت شبهای برره به شمار میآید.
پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۴ – شرق





